تراوین فیس سیما

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

خاطرات خنده دار


شوهرم درحالیکه وروجکمونو بغل کرده و اونو میبوسه:
عزیزم! مهدکودک خوش گذشت؟
پسرم: وااای! بابا ولم کن! هیچی نگو حوصله ندارما!
من از تو آشپزخونه: پسر گلم؟!
پسرم: بله مامان! جونم! عمرم!نفسم!
قیافه ی شوهرم @_@
قیافه ی من ^_^



پسرم: شب بخیر مامان
من: شبت بخیر عزیزم،
برو به سلامت،مواظب خودت باش ^_^

پسرم: مامان! مگه دارم میرم سفر؟
میخوام برم بخوابمااا o_O

هیچی دیگه!
بجای اینکه بره بخوابه
ی ساعته نشسته به منِ گیج می خنده.



ما یه هم اتاقی داریم روزا میخوابه وپی علافیه شبا دوازده شب به بعدمیشینه تازه درس بخونه.مام هرچی میگیم با به موقع درس بخون توگوشش نمیره حالا دیشب اون یکی هم اتاقیم بهش گفت اگه بری درس بخونی درو روت قفل میکنم که تاصبح توسالن بمونی اینم جدی نگرفته.بعدنگوواقعادرو روش قفل کرده اینم تاصبح مونده تو راهرو.هرکی میومده نصف شب بره اینومیدیده اولش زهرترک میشده بعد میمونده که این موقع شب توراهروچه میکنه...

فرستنده : قندپهلو


اقا زنگیدم به خونه دوستم (این یکی دوستم با داداشش دوقلو ان تقریبا صداهاشون یکیه) بعد داداشش گوشی رو برمی داره ما هم از همه جا بیخبر شروع کردیم فحش های سانسوری دادن بعد داداشش گفت من ریحانه نیستم داداششم ماهم عین خولا گفتیم خر خودتی من که میدونم خوده ریحانه ای*__#
اقا این بحث ادامه پیدا کرد تا وقتی گوشی رو قطع کردم وقانع شدما مدیونی اگه فکر کنی تا دوهفته خونشون نزنگیدم و داداشش هرموقع منو میبینه میخنده ها

فرستنده : خداحافظ


اعتراف میکنم بچه ک بودم ی بار چاه خونمون خیلی بو میداد منم رفتم ادکلن گرون قیمت داداشمو خالی کردم توش خوشبو بشه
من:-!
داداشم:O
شرکت چاه و فاضلاب شهر:-)

فرستنده : ساقی عشق


یه بار دم عید بود دوستم بهم اس داد که یه شارژ برام بگیر کار دارم ش ندارم
منم ساده بودم رفتم ش خریدم براش تا براش فرستادم دیدم اس داد که عیدت مبارک تو اولین کسی بودی که بهم عیدی دادی آقا منم داشتم میسوختم دیگه برای اینکه ضایع نشم رفتم شارژ رو خودم مصرف کردم خیلی حال داد دوستم اس داد این که قبلا استفاده شده خخخخ
من:))))))
دوستم:(((

فرستنده : داش میتی


آنام:(مامانم) :هارا گِدیسن؟!؟
(کجا میری؟)
من:چیخیرام اِشی یَه!؟!
(میرم بیرون)
آنام:یاخجی دا، آیری یِره گِدمه ها...
(باشه پس جای دیگه نریا)
منم قیافه م :-/

فرستنده : 09367xxx289


رفتم کلاس زبان تست بدم تعیین سطح بشم بعد یارو از اسمت چیه شروع کرد به بحثای اقتصادی سیاسی رسید:|میخواستم بگم ...خوردم بابا ولم کن من میخوام برم پیش مامانیم:|
آخرشم شدم المنتری:|آبروم رفت:|

فرستنده : رین


اقا اون مارمولکرو یادتون چن وقت پیش گفتم مردی شده الان
فک کنم یه بار که پنچرم باز بوده یه مارمولک خانوم اومده تو اینم تشکیل خانواده داده امروز سه چارتا پچه مارمولک دیدم داشتن تو اتاقم قدم میزدن باباشون اومده سر اجاره خونه داره صحبت میکنخ البته هنوز به توافق نرسیدیم

فرستنده : moon lovers


مردم اعصاب ندارن اصلا.
دیروز دادم کپسول پیک نیکمونو یه بنده خدایی پر کرده. گفت میشه 3500 تومن.
به شوخی گفتم بابا چه خبره 3000 تومن بدم کافیه؟
شاکی شد گرفت کل کپسولو خالی کرد.
بابا 500 تومنه دیگه چرا آتیش میزنی به مالت؟ چرا مردم اینجوری شدن آخه؟

فرستنده : mansour


دیروز داریم در مورد یه مسله ریاضی یک ساعت با معلمم بهس میکنیم بعد یک ساعت پسره (هم کلایسم)برگشته میگه میشه این یه تیکه رو برام دوباره توضیح بدی؟
گفتم کجاش برگشته میگه اصلا در مورد چی صحبت میکرذی؟
من :-0
کلاس :-)

فرستنده : amir017


چند روز پیش امتحان عربی داشتیم بعد توی یکی از سوالات باید جوهر رو به عربی معنی می کردیم این رفیق خر ماهم فوری نوشت دوات.
دیگه کلاس روخودتون تصور کنید که چجوری شده بود!!!
اولین مطلب ارسالیم بود و ببخشید اگه بد بود

فرستنده : s.c


وای مارفته بودیم برا داداشم لباس زمستونه بگیریم مامانم خیلی جدی به یارو میگه:این کشه که خودشا ول نمیکنه پارسال که براش خریدم ول کرد.
یارو:نه اون که خودشا ول کرده از این بدا بوده این خارجیه خودشا ول نمیکنه.
حالا این وسط داداشم میگه:چه کشه بی ادبیlol
افراد حاضر :D:D:D:D
منا داداشم;)
مامانم:)
فروشنده که دیگه نمیتونس بگه قیمتش چقدره

فرستنده : ELAHEjooooon


امروز دبیر ریاضیمون میگه هر 50-60 دقیقه یه بار پاشید استراحت کنید وقتی دارید تو خونه درس میخونید و یه تفریح پنج دقیقه ای بکنید مثلا داداشتونو انگولک کنید
دبیر ریاضی داریم اخه:/

فرستنده : DoKhMaLi


یه خاطره ی جالب چند سال پیش تو یه یکی از مدرسهام..تو حیاطمون یه درخت خیلی گنده بود که فک کنم یه هفت هشت متری ارتفاش میشد خودشم گنده....
بعد ما هم زنگ ورزشمون بود.... نگو پس تو زنگ ورزش یکی از بچه ها کفششو پرت میکنه بالا...میره میمونه رو درخت..خلاصه هرچقد درختو تکون دادیم اصلا نشد که نشد بچه ها توپو انداختن.. جواب نداد خلاصه که زنگمون خورد اینم تو یه پاش کفش بود پای دیگش کفش نداشت...
حالا جالب اینجاست یکی از بچه ها کفش اضافه اورده بود حالا یه زنگ با اونا سر کرد بیچاره ولی نمیتونست راه بره از بس کفشه بپاش بزرگ بوده...
بعد زنگمون که خورد داشتیم میرفتیم خونمون دیدیم بچهها یهو جیغ کشیدن..یه نگاهی کردیم دیدیم بببببببببببببله بالاخره کفشو اوردن پایین....خداییش خاطرات اون مدرسمو هیچوقت فراموش نمیکنم..ینی غیرممکنه

فرستنده : به تو چه...؟




previous123456789...868869next

 

line gif

 

بازی تراوین

بازي آنلاين استراتژيک گود تراوين
پر هيجان ترين بازي استراتژيک آنلاين
امپراطوري خود را تشکيل دهيد و ارتش قدرتمندي بسازيد 
با دوستان خود متحد شويد و به دشمنان بتازيد
قهرمان بازي شويد و برنده جوايز نقدي شويد 
www.GoodTravian.com

شروع بازی
 
 


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات