تراوین فیس سیما

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
عینک




line gif

 

خاطرات خنده دار


آقا دیروز همزمان داشتم با دوتا مخاطب خاصام اس بازی میکردم ، یکیشون پرسید دوسم داری؟؟؟ همزمان اون یکی هم اس داد : کسی جای من اومده؟؟؟
یهو جوابا قاطی شد، به اولیه گفتم نه، به دومیه گفتم آره....
هیچی دیگه الان اومدم سینگل بودنمو اعلام کنم

فرستنده : yegane.A


خواهرم میگه یه پسره تو دانشگا هس کفشش اپله بلوزش اپله گوشیش اپله داده رو شلوارش بچه های هنر اپل نگین زدن بچه ها بهش میگن سیب گاز زده

فرستنده : خداحافظ


دختره پست گزاشته بود بدم میاد از همه پسرا.
منم زیرش نوشتم دل به دل راه داره حسمون دو طرفست .
(( ما هم از شما متنفریم ..هه
. دلیل بلاکش رو که نفهمیدم اما ...
دخترم انقدر از خود راضی .

فرستنده : حالا دروغا ... ^_^


اگه یادتون باشه قبلا تو مدرسه شیر با پاکته پلاستیکی میدادن که روش یه شعار داشت آفرین بر شَما صدافرین بر شُما همچین چیزی بود.از مدرسه اومدم خونه خواستم شیرو گرم کنم واسه همین پاکتو گذاشتم رو بخاری اما نمیدونم چرا یهو ترکید!!!!!!این چه رفتاریه نشون میده مگه چیکا کردم خو!!!!!!!فک کنم تو شیرم مواد منفجره بود نیس که من نابغه ام حتما فهمیدن میخواستن نابودم کنن خوب شد نخوردما! نگران نباشین حالا هنوز زنده ام

فرستنده : posht konkori


من با یه ngo همکاری میکردم که از طریق یکی از دوستایfb (هان چیه چرا اینجوری نگاه میکنید مال دوران جاهلیتم بوده برای همه پیش میاد دیگه) با اونجا آشنا شده بودکلا این پسره رو دو بار در حد ۵دقیقه تو جلسات دیده بودم
بار اولی که رفتم دانشگاه صحبت کنم برای تدریس مدیر گروه تو سالن دیدم شروع کردیم به حرف زدن حالا داشت میگفت :که مهمترین چیز برای ما جدیت و جذبه شما تو برخورد با دانشجوهاست که صمیمی نشید منم تریپ برداشته بودم که صد در صد خاطرتون جمع حالا کلاسها هم تعطیل شده بود سالن شلوغ بود یه دفعه همون پسره امد محکم زد رو شونه من گفت: زلزله(یکی از اسمهای مستعارمه مابقی گربه شرک،آوار،سونامی و.....) تو اینجا چه غلطی میکنی آخه؟!!!!!
قیافه من@_@
قیافه مدیر گروهo_O
قیافه پسره:-)
هیچی دیگه.ذوب شدم رفتم تو زمین بعدش تبخیر شدم رفتم تو افق
خب برادر من دقت کن دیگه با کی وایستادم

فرستنده : faeze


نصف شب بود منم خواب بودم کمد کتابا افتاد رو سرم(بخیه نیاز نداشت الحمدلله)!!! پا شدم یکم خودزنی کردم چون فرداش امتحان مهمی داشتم و( خوشبختانه خوب درس خوندم برای اولین بار) خواب از سرم پریده بود گفتم برم یه چیزی بخورم بلکم بتونم بخوابم. انگشت کوچیکه پام......بغض تو گلوم گیر گرده ببخشید..... انگشت کوچیکه پام خورد تو صندلی افتاد شکست (ماشالله انگشت) بعد رفتم سر یخچال یه چیزی کوفت کنم بطری رو سر کشیدم بعد فهمیدم سرکه بود(فکر کنم مونده بود چون تا یه هفته صدام بالا نمیومد) کاملا خواب از سرم پرید... اومدم برم بیرون یکم هوا بخورم شاید یکم حالم بهتر بشه با زانو رفتم تو چراغ ماشین افتادم رو کاپوت پهن زمین شدم......خوشبختانه با توجه به آشنایی این حقیر نسبت به شانس قهوه ایم فهمیدم دیگه نباید پاشم....از همونجا سینه خیز رفتم تو اتاق زیر تخت خوابیدم
..
.
دوستان احتمالا میپرسن امتحان رو چی کار کردی ؟؟ کار خاصی نکردم چون فهمیدم فرداش جمعه س و من شنبه امتحان دارم.....
نتیجه اخلاقی: هیچچچچ وقت درس نخونین
دنیاااااااااااا من میخوام پیاده شمممممم ..............ماماااااااااااااااااااااااااانننننننننننننن پوشکم کووووووووووووو

فرستنده : کپسول استعداد


***صرفن جهت خنده***
خداشهاده همین الان ایرانسل اس ام اس داده

چهارمین روز هفته کدارم است؟!
1-سه شنبه
2-چهارشنبه
عدد گذینه مورد نظر رو بفرست به 8282 و در مسابقه یک خودرو تیبا شرکت کن!

من:l
واقعا سوال از این سخت تر نبود؟!الان تو امپاس شدیدم که جواب سوالش چیه؟O_o

نکن این کارارو ایرانسل:l لا خواهر؟لا مادر؟لاخواهر مادر؟هی الاخیر عمل:l

فرستنده : bnyamin.


پارسال من با چهار تا از رفیقام داشتیم تو خیابون قدم می زدیم.یهو گفتیم از تو ایم کوچه پس کوچه ها بریم که میانبر زده باشیم. آقا رفتیم تو یکی از این کوچه ها دیدیم یه آرایشگاه زنونست که یه داماد داره عروس خانومو از آرایشگاه می ذاره تو ماشین. آقا این رفقای دیوونه منم جو گرفتتشون یهو همه با هم دست زدن و گفتن"به افتخار داماد هووو...".دامادم برگشت گفت"اگه مردشین بیاین وسط برقصین".ما هم که تنمون برای این کارا می خاره گفتیم قبوله و داماد آهنگ گذاشت و ما شروع کردیم به رقصیدن(اونم شمالی).یه ۵-۶دقیقه رقصیدیم و فکر کردیم که شاید عروس بهش بر بخوره گفتیم بریم.همین که داشتیم می رفتیم عروس برگشته می گه"کجا میرین،بیاین با این آهنگم برقصین"از اون ورم حالا بماند کل ملت از در و پنجره داشتن ما رو نگاه می کردن یه ۷-۸ تا دخترم تو آرایشگاه بودن و هی هو هو... میکردن و لا مصب هی انرژی می دادن ... این رفیقای منم دیوانه چنان رقصیدن که استاد خدادادیان باید پیششون شاگردی می کرد... آخرشم نفری ۱۵۰۰۰تومن کاسب شدیم(شاباش گرفتیم)) ... الان اون عروسو داماد هر وقت فیلم عروسیشونو می بینن چقدر به ما می خندن...

فرستنده : پسردایی زا


یه روز یه شعری از مهدی استاد احمد خوندم هر وقت یادش می افتادم میخندیدم لالا ومامانم بهم میگفتن از عوارض پشت کنکوره بدبخت حداقل امسال بخون دانشگاه نفهم آباد قبول شی بلکه توهناتت از سرت بپره-اون شعر اینه:
تمام ثانیه ها را در آرزوی تو باشم
شبیه سرچر ِ گوگل به جستجوی تو باشم
چه سود دارد عزیزم که خوبرو ی منی تو
همیشه در پی آنم که خوبــــروی تو باشم !
نی نی برای سعیدی پیشی برای مجیدی
من آمدم که از این پس خودم جوجوی تو باشم !
اگر زنی تو به تیرم سلاح از تو نگیرم
علاقه مندِ صدای کیوکیوی تو باشم
کنار من که می آیی کمی بخند عزیزم
چه قدر شاهد اشک و اوهوواوهووی تو باشم
اگر که دخترعمو با پسر عمو گره خورده
چه می شود دو- سه ساعت پسر عموی تو باشم !
شنیده ام که ز شعرم پسر عمو گله کرده
پسرعمو! گله داری که من هووی تو باشم؟!
چرا در این غزل آمد پسر عموی هویجت
پسر عمو رو ولش کن(!) که من هلوی تو باشم
تمام همتم این شد که پیست زوی تو باشم
اگر که پنجره ات را به روی من بگشایی
بدون شک همه عمرم فقط «ویوو» ی تو باشم
چرا علاقه نداری مقابلم بنشینی
چرا به فکر فراری؟ مگر لولوی تو باشم ؟!
نمی شود بسرایم تمام آنچه که داری
چرا که در غزلم فکر آبروی تو باشم !
عجب قوافی زشتی به ذهنم آمده اینک
نگویمش به جز آن دم که روبروی تو باشم…

فرستنده : دریاسالار


امروز دوستم که معلم اول ابتدایی تعریف میکرد میگفت:
سرکلاس حالت تهوع داشتم رفتم بیرون شاگردم دنبالم امده بیرون شروع کرده حرف زدن باهام
شاگرد:خانوم اجازه شما شوهر دارید؟!
دوستم:آره
شاگرده:خب خانوم چیزی نیست فکر کنم بارداری؟!!!!!
دوستم ۵ دقیقه هنگ بوده
قیافه دوستم@_@
قیافه دکتره تو سنوگرافیo_O
قیافه اون دکتره تو آزمایشگاه:O
قیافه شاگرده:-)
والا من به شخصه تا راهنمایی فکر میکردم بچه رو از بیمارستان میخرن
خدایا توبه اینا دیگه چه موجوداتی هستن ؟!خودت به ما رحم کن

فرستنده : faeze


سوتی سال زنه پسر خاله م:
عصری خونه خالم نشسته بودیم داشتیم سر اسم بچه پسرخالم بحث میکردیم؛خانمش ماهه هشتم بارداریه؛یه باره بحث بین پسرخالم و خانمش جدی شد؛خانمش شروع کرد باصدای بلند حرف زدن ک بچه ی منه؛۹ماه تو شکمه منه؛همه استرسش واسه منه و …؛عاقا این هی گفت پسرخالم هیچی نگفت؛هرچی خالم و مامانم اومدن باخنده و اینا ساکتش کنن ول کن نبود ک؛چشمتون روز بد نبینه ؛تو اون شلوغی پسر خالم بلند داد زد:خب بچه ی منم هست‏!‏
خانومشم اومد جوابشو بده بر گشت گفت :از کجا معلوم؟؟؟؟!!!!!!
همه تو همون حالت خشک شدن‏!جاتون خالی؛یه دل سیر خندیدم بهشون

فرستنده : شایسته73


:|
عاقا ما ی دبیر داریم اگه سر کلاسش خمیازه بکشی باید بری دفتر....!!!
میگه خمیازه کشیدن توهین ب منه :|
کلا دلشاد تشریف دارن.... :|
حالا اونروز خودش داش لگاریتم درس میداد؛گف:
بچه ها....!!! (یهو آروووووووغ زد) :)))
ما هنگ کردیم هممون مث سیخ نشستیم....
یوهو یکی اَ وسط کلاس گف:

خب ما هم دوس نداریم سر کلاسمون آروغ بزنین.....!!!! :))))) :-P کلاس پوکیـــــــــــــد از خنده :)) :O

دیگه چن جلسه س با خودمون پتو و بالشت میبریم میخوابیم اصن :)))

فرستنده : دختر پاستیل خور


به دوستم میگم بدترین لحظه اون لحظه س که داری پشت سر یکی میحرفی بعد میبینی پشتته...
برگشته میگه نخیر.بدترین لحظه .وقتیه که فک میکنی کسی تو خونه نیست و میری دسشویی و حسابی ویالون میرنی و میای بیرون یهو میبینی یکی پشت در وایستاده و داره میخنده!!!!!!!!!!
(بچه ورامین)

فرستنده : سمیه


امروزبروبچ کلاس اهنگ مرتضی پاشایی روگذاشته بودن وهمراه باهاش زارزارگریه میکردن...دوستم اومده پیشم میگه سارا زودباش جوسازی کن تاگریم بگیره...منم محکم زدم تودهنش معلوم نیس چرادیگه جواب اس ام اس هامونمیده:-|
خودش گفت جوسازی کنم.........والا=_=

فرستنده : *sara*HB*


بچه خواهرم ديروزسركلاس ازبچه هاي پنج ابتدايي خواسته آرزوهاشونو بنويسند :دختره نوشته آرزودارم‌ ‍ژانويه بياد برم پاريس پاركديزنيلند از اونجام برم ونيز.اون موقع ما بااين سن منتظريم ويزاي شاه عبدالعظيم گيرمون بيا

فرستنده : FM-SB




previous123456789...875876next

 

line gif

 

بازی تراوین

بازي آنلاين استراتژيک گود تراوين
پر هيجان ترين بازي استراتژيک آنلاين
امپراطوري خود را تشکيل دهيد و ارتش قدرتمندي بسازيد 
با دوستان خود متحد شويد و به دشمنان بتازيد
قهرمان بازي شويد و برنده جوايز نقدي شويد 
www.GoodTravian.com

شروع بازی
 
 
مستر90


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات