دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  250444

طرف میگفت:
يه سري هم داشتم ميرفتم مركز مشاوره ، يه زنه اومد ته كوچه مركز پارك كنه با پاركبانه دعواش شد شروع كرد به فحش دادن طرف،
.
گفتم اين حتما مياد مشاوره براي كنترل خشم و اينا..
.
.
خلاصه با هم وارد مركز شديم بعد تا اومديم تو منشيه بلند شد گفت سلام خانم دكتر
من 0-o
هیچی دیگه برگشتم

  250443

طرف میگفت:
خالم از خارج برامون دهان شوی خارجى آورده بود

امروز صبح داشتم از در دستشویی رد میشدم که دیدم داداشم بعد از شستن دهنش دوباره بر گردوندش توی بطری !!!
.
.
.
پرسیدم چکار میکنی ؟؟؟
برگشته میگه “آخه اینا گرونن ، حیفه"

  250402

خاطرات یک فروشنده:
۴۰دقیقه تو مغازه بودم یه مشتری نیومد همینکه شروع کردم ب تِی کشیدن یهو صد نفر باهم اومدن
.
.
.
۲-۳نفرم گفتن داداش ما فقط اومدیم برینیم به کف مغازت

  250401

دوستم میگف:
یه بارم رفتم کافه،

یه لیوان آب پرتقال سفارش دادم ده هزار تومن...
.
.
.
.
بعدش جلو چشمم سن ایچ ۶ تومنی رو باز کرد و یه لیوان ریخت داد بهم!

  250370

بادوست دخترم رفته بودم یه رستوران شیک
نمکدونش از این پیچوندنیا بود
هی تکونش میداد
نمک نمی اومد
اروم توگوشش گفتم :
بپیچونش......
اونم اول یه نگاه به دور و برش کرد و بعد نمکدونو گذاشت تو کیفش!

  250339

چند سال پیش خونه مامان بزرگم بودیم که یهو دیدم دختر خاله کوچیکم گازشو گرفت زد بیرون منو اون یکی دختر خالم هم گذاشتیم دنبالش.حالا اون بدو ما بدو.هی از این طرف خیابون میرفت اونور از اون ور میرفت اینور.اخرش در حالی پیداش کردیم که جلوی یه لباس فروشی وایساده بود و به چند تا پسر فحش می داد.گرفتیمش و بردیمش خونه مامان بزرگم.تو راه بش گفتم چرا اینکارو کردی؟دیدم یه کاغذ از توی جیبش در اورد داد بهم.نگاه کردم دیدم یکی از این ماز هاست که توی سک سک ها بودگفت:میخوام برم گنج پیدا کنم:|

  250241

آقا ما یه بار سرکلاس نشسته بودیم معلممون می خواست هميار انتخاب کنه منم پایه داد زدم خانم لطفا ما رو بکنید

  250154

یکبار کنار دوستان نشسته بودیم بحث پیام تبلیغاتی اس مس ها که هر روز شصت تا پشت سر هم میاد. شد هر کی چیزی گفت ,منم اومدم گفتم از همه اوسکول تر احمق تر اون شرکت خدمات مسافرتی (___) که هر روز برای من میزنه تور مسافرتی آنتالیا ,فلان فلان ,یکی نیست بگه خر بزه من اگه دو زار پول داشتم که وضع حالم این نبود, یک مشت بیسواد بوق. بوق. آژانس میزنند,,,,,,
یکهو دیدم همه ساکت شدند هرکی به جایی خیره است
پرسیدم چی شده؟
یکی از دوستان قابل احترام شدید ,در اومد گفت
اون آژانس مسافرتی مال خواهر منه! :|


دیگه بقیه شو خودتون تصور کنید:|

  250131

بعد امتحان برگه رو دادم ب استاد بعد به روش گربه شرک نگاش کردم!
یهو گفت باشه ندید بیست ^__^
ولی الان همش حس میکنم عمه م!بس که بقیه دانشجوهاش با فوش نگام کردن!
خلاصه ازین لحظه ها هزاربار قدیم شما باد ^__^

  250096

چن وقت پیش املا داشتیم یکی خیییلی املاش داغونه تو کلاسمون رفت پاتخته
به جای معلم فارسی معلم‌علوم‌اومده‌بود
بعد این دوست عزیزمون رف پاتخته معلم گفت : بنویس غار
بعد این اومد بنویسه مکث کرد معلم دوباره گفت :غاار
این گفت :چی؟
معلم دوباره:غااااار غاااار
کلشم همزمان با غار گفتن میاورد بالا مشکیم پوشیده بود یعنی خود کلاغ شده بوداا
یعنی ما‌اون وسط پرپر شدیم انقدر خندیدیم

  250095

از بیرون اومدم دسشویی داشتم شدییییید
دویدم تو دسشویی از بس حول کرده بودم شروع کردم دکمه های مانتومو باز کردن
یه لحظه ب خودم اومدم دیدم چیکار کردم از همونجا دوش لازم شدم

  250069

با دوستم تو خیابون بودیم، خسته بودیم، می خواستیم تاکسی بگیریم. یک تاکسیه ۲۰ ، ۳۰ قدم جلوتر نگه داشت، ما نرفتیم سوار شیم، راننده سرش را از پنجره آورد بیرون، گفت:
پس چرا نمیاین؟
دوستم گفت: برو آقا مقصد همون جا بود.

  250068

توی دستشویی بودم، راننده یکی از این تاکسی های اینترنتی زنگ زده، می گه:
شما ماشین خواسته بودید؟
گفتم: نه.
گفت: من الآن تو لوکیشن شما هستم...

  250026

اولای سال بود ب بچه ها گفتم بشینید نقاشی بکشید
یکی از شاگردام ک خیلیم خوشگله اومد کناره میزم (اول دبستان)
اولش یکم من من کرد و گف اجازه هست یه چیزی بگم گفتم بفرمایید گفت من یه آقای سرویسی دارم منو آخر از همه پیاده میکنه و همیشم میشینم جلو
گفتم خب؟ یه دفه زد زیره گریه
منم دیدم بقیه دارن نگاش میکنن بردمش بیرون
نگران شده بودم شدیییید گفتم بگو چیشده گف آقا سرویسی منو اذیت میکنه و یه چیزایی گف ک قابل پخش نیس
من اینارو شنیدم حالم بد شد تا ظهر پا ب پاش گریه
تا اینکه ظهر مامانش اومد دویدیم سمتش جریانو با گریه براش میگفتم و خطو نشون میکشیدم یهو مامانش گف باز تو دروغ گفتی
من:(((((
خودش:))))

  249997

استاد سر کلاس:چیزاتونو در بیارید که چیز بکنیم....!O_o

ماها:پخش کف زمین نمیتونستیم خودمونو کنترل کنیم... :)))

استاد:چرا انقدر فکرای بد میکنین؟!منظورم اینه که کاراتون رو در بیارید با هم بحث کنیم راجبش...

خب تو سوتی میدی ما مقصریم؟؟؟!!!
خخخخ... D:

قبلی12345...1113بعدی