دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  259066

صرفا دل نوشته!
من سال 92 عضو این سایت شدم! الان اتفاقی یادش افتادم بعد 7 سال :)) یه حس عجیبیه اون موقع دختر شنگول خوشحال الان دختر افسرده غمگین :)) روزگار غریبیست نازنین:)) بزرگ شدن اصلا اونجوری که تصور می کردم نبود از من 15 ساله تا من 22 سال خیلی فاصلست خیلی!

  259055

امروز تهران بودم ، عباس اومد دنبالم کلی چرخیدیم
چقدر این پسر گل بود چقدر با معرفت بود یعنی خدا شاهده هر چی بگم کم گفتم از مرام و دستو دلبازی این پسر
داداش تولدت رو تبریک میگم و امیدوارم همیشه دلت خوش باشه و تنت سالم

  259034

مادربزرگم هربار که می خواد حرفشو پیش ببره،خواب پدربزرگمو می بینه!




دیشب پدربزرگمو گرسنه با لباسهای پاره دیده و ازش پرسیده این چه سر و شکلیه مرد؟! من که برات هر هفته خیرات میدم! اونم گفته تو بورس سرمایه گذاری کردم و همه چیزمو از دست دادم!بگو بچه ها تو بورس سرمایه گذاری نکنن زن!

  259033

اوایل ک میخواستم عضو سایت بشم هعی یادش بخیر شما هنوز بدنیا نیومده بودید :))
برام سوال بود ک چرا کسی اسمش رو joker نذاشته
تا اینکه من شدم joker و سعادتی بود ک نصیب ما شد
خیلی خنده دار نبود ولی خواستم در جریان باشید

  259001

اون موقع که راهنمایی بودم یه معلم حرفه و فن داشتیم خدای اخلاق سگی بود....یعنی خود مدیرم ازش حساب میبرد ماها که بماند :/
کلا هیچکس خنده شو ندیده بود...
یه بار گفت انواع محصولات لبنی غیر رایج که از گاو تهیه میشه چیه؟
اقا بابابزرگ منم گاودار بود...
خوشحال و خندان درجا بلند شدم جواب بدم...
داشتم جمله ها رو تو ذهنم مرتب میکردم...

یهو گفتم آقا بابابزرگ ما تازگی ها گوساله به دنیا آورده...
یه لحظه دیدم کلاس ترکید
اقا احمدی سرخ شده بود بنده خدا....چشماش اشک بود فقط...
مدیر اومد کلاسو جمع کرد...
یادش بخیر :)))

  258975

ی روز تو دانشگاه افتضاح گرم بود هوااا
من پا شدم پنجرهرو باز کنم
از این پنجره بزرگا بود قدم نرسید اومدم نشستم
بغلی پا شد نتونس اونم اومد نشت
ی پسره از اونور کلاس پا شد عین رابین هور قدم بلند بر داشت اومد کنار پنجره
.
.
پنجره رو بست رفت نشتت
.
.
ب فاصله دو ثانیه کلاس ترکیددددد

نتیجه اخلاقی : قبل کمک کردن موضوعو بفهمید لطفا:))

  258952

مادرم با سختی های فراوان بعد از 8سال پسر ته تغازیشو برای اولین بار با اصرار اطرافیان فرستاد سوپر محله دو تومن دادتا شکر پنیر (همون که تو مراسم مرسیه با چای میدن)بخره خلاصه جونم بهتون بگه این داداش خنگ ما دیدیم تو دستش دوتا نایلون هست که ته نایلونا یه قطره تف کردن انگار .... یکیش پنیر بود یکیش شکر هرکدام هزار تومنی ... ما تا دیدیمش از خنده پس افتادیم .. کنجکاو شدم سوپریه چه حالی شده .. خخخ
مردمم داداش داره منم داداش دارم ای خداااااا

  258833

ﻃﺮﻑ ﺩﺧتر ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩ،ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻭﺍﺳﻪﻫﻤﯿﻦ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺑﺎﻟﮑﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁﺧﻮﻧﺸﻮﻥ ﺩﯾﺪﻣﺶ،ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺑﺎ ﺣﯿﺎ ﺑﻮﺩﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺗﻮ ﺑﺎﻟﮑﻨﺸﻮﻥ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﯿﻨﻪﻭﺍﺳﺶ ﮔﻞ ﻣﯿﻨﺪﺍﺧﺘﻢ
ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﮎ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﺖﭼﻬﺮﺷﻮ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ !
ﺁﺧﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﭘﻮﺷﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻮﻫﺎﺵ : ...
ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﮐﺮﻡ،ﺩﺭﺱ ﻭ ﻣﺸﻘﻢ،ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻥ ...
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﻟﮑﻦ ﻧﮕﺎﻫﺶمیﮑﺮﺩﻡ ﺳﺮﺷﻮ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﻠﻔﺘﯽ ﮔﻔﺖ :
اسکلﻣﻦ ﭘﺴﺮﻡ،ﺍﻧﻘﺪ ﮔﻞ ﻧﻨﺪﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ ... |:

  258823

یه روز مامانم رفت خرید من موندم تو ماشین.
گرمم شد در ماشینو باز کردم ،یه پسره و دوستش داشتن رد می شدن که این آقای نسبتا محترم رو به من کرد و به دوستش گفت اگه یه نفر گوش نداشته باشه چجوری می تونه عینک بزاره ؟؟؟
منم بهش گفتم همون جوری که می تونه عقل نداشته باشه ولی حرف بزنه!!!*-*
#حتما،لطفا مظلوم نباشید.

  258806

ی بار با خالم داشتیم تو خیابون راه می‌رفتیم می خواستیم از جوب رد بشیم که خالم جفت پا رفت تو جوب????????
من????
خالم????
ملت.????
من هنوز هنگم آخه مردم وقتی می خوان راه برن اول یه پاشون و میزارن جلو بعدش اون یکی پا خالم چجوری با جفت پاش رفت تو جوب من نمی دونم
پست اولیم خواهشاً حمایت کنید

  258768

آقا یه بار تو مدرسه زنگ ورزش همه بچه ها تو حیاط بودن جز من و یکی از بچه ها بعد این رفیقمون به من گف یه دهن واسم بخون غمناگینم:/
چشتون روز بد نبینه شروع کردم با صدای بلند و نالان همچو عرعر خر زدم زیر آواز:
وقتی میاااااای صدااااااای پااات از همه جاده ها میاد....
صدامم هی نازک و جیغ جیغو تر میشد. نگو صدام تو کل مدرسه پیچیده یهو مدیرمون از دفتر اومد بیرون به یکی از بچه ها گف
_این صدا چیه
رفیقمم هول شد گفت
_خانم فلانیه الان میرم خاموشش میکنم(ینی کشته مرده جوابشم *_*)
بعد دوید اومد تو کلاس منو خاموش کنه. فقط دیدم پرید داخل گف فلانی ساکت شو
منم تو حال خودم بودم که یهو مدیرمون اومد با خنده گفت
_ فلانی بیا برو تو حیاط کنسرت بزار
ینی از خجالت آااااب شدما:/

  258764

عجیب ترین سکانسی که دیدم مال یک فیلم هندی بود...تو یک عروسی داخل یک کاخ بزرگ که دور تا دورش نگهبانای مسلح وایستاده بودن





یهو از وسط کیک، یک موتوری در اومد و عروس رو با خودش برد

  258760

تو اتاقم داشتم درس میخوندم خواهرم درو باز کرد و پرسید: ما تلویزیون میبینیم صداش اذیتت میکنه؟؟
کلی خوشحال شدم چقدر به فکرم هستن گفتم نه!
گفت: ولی صدای تو ما رو اذیت میکنه .وحشی چرا درس میخونی عربده میکشی<(´^ `)>
(کنکوری بدبخت ̄︿ ̄)

  258758

یادش بخیر راهنمایی که بودیم مدرسمون یه مدرسه دخترونه بود که چهارتا مدرسه پسرونه دورش بودن. یه روز معاونمون اومد مثلا نصیحت کنه که خانومانه رفتار کنیم گفت: بچها مراعات کنید. ما شرایطمون خاصه. خدا نعمتو برامون تموم کرده????

  258712

شما هم حوصلتون سر میره موس رو میبرید روی

اس ام اس دانشجویی که هی بالا و پایین بره یا فقط من مرض دارم؟

قبلی12345...1136بعدی