تراوین فیس سیما

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

خاطرات خنده دار


دختر خالم چهار سالشه میخواست مامانشو بپیچونه شب بیاد خونه ما، ولی از طرفی میترسید دلش واسه مامانش تنگ بشه، به خواهرم میگه تا فردا چند ساعت مونده، خواهرمم دوتا دستاشو باز کرد گفت ده تا ببین اندازه انگشتای دستم،اونوقت دختر خالم با یه قیافه حق به جانب گفت ده تا زیاد نیست انگشتای تو بزرگه با انگشتای دست من حساب کن کوچولوتره زودتر فردا میشه...

فرستنده : NB


دیروز داشتم لباسام و عوض میکردم که بابام با صدای بلند ازون اتاق گفت:پسر رمز لپ تاپت چیه؟؟!!
گفتم میخوای چیکار؟
گفت میخوام قبض و پرداخت کنم
گفتم الان خودم میام میزنم :-D
گفت نه تو زود حاضر شو دیر شده
گفتم خب چرا با کامپیوتر نمیری؟
گفت اه
بگو دیگه
اون طول میکشه بیاد بالا
من دیدم دیگه چاره نیست :-D
شروع کردم رمز و داد زدن ازون اتاق :-D
بابام:این که شبیه کد ملیه :|
مامانم:کد ملی؟؟ :|
بابام:کد ملیه کیه پسر؟؟ :|
من:تلویزیون و :-D
اههههههههههههه حیات وحشه
پنگوعن هارو :-D
بابام: :|
مامامنم: :||||
داداش کوچولوم: :))))))
چه شانسی آوردم چیز ناجوری نبود رمزم :-D



یه سوپرمارکت نزدیکمون هست یکم باهاش صمیمی ام. این آقا خیلی تنبله و همیشه واسه رفع حاجت : نایلون فریزر برمیداره میره پشت یخچال پر میکنه میندازه سطل آشغال!
یه بار رفتم مغازه اش دیدم یکی از اونا پر کرده! و یهو مادرزنش اومد و اونو دستش دید گفت نادر این چیه دستت. اونم دسپاچه شد و گفت یکی از آبمیوه ها قوطیش سوراخ شده بود پرش کردم تو این! اونم گفت پس بیزحمت بده ببرمش واسه بچه ها!
من پوکیدم از خنده زیرپوستی آقا نادرم (تته /پته /سرخ سفید/ عرق و ...) گفت اینو خودم میخورم!!!! بیا یه دونه سالمش رو بدم ببر

فرستنده : زمبه


دخــتــره قــیــافــش شــبــیــه ســیــب لــه شــده وســط کــیــک اســفــنــجــیــه
هــیــکــلــشــم عــیــنــهــو بــشــکــه نــفــتــیــه کــه دســت و پــا درآورده بــاشــه

بــعــد پــســت گــذاشــتــه:
تو نمیتونی مثل من بــاشی
تو خیلی چیزا کم داشتی
فاز غلطی برداشتی
اگه بخوای با من باشی
باید خیلی بالا باشی

مــن اعــتــمــاد بــه نــفــس ایــنــو داشــتــم خــودم تــنــهــا بــا چــنــگــال و دمــپــایــی ابــری داعــشــو بــا خــاک کــف کــوچــه یــکــی مــیــکــردم :/

فرستنده : פֿـوבشیــفتـہ


من دو تا پسر عمو دارم 8سالشونه اینا واسه خودشون یپا نخبه اند.ینی هوش و ذکاوت از سر و روشون میباره .
یبار این عموی ما بهشون یه دو هزار تومنی داد گفت برید بین خودتون تقسیمش کنین
این اعجوبه ها هم رفتن یه خط کش آوردن و پول رو اندازه گرفتن و وسطش رو با خودکار علامت زدن بعد با قیچی نصفش کردن ودادنش به هم دیگه :/ تازه بعدش تا نیم ساعت داشتن برنامه ریزی میکردن که کی با پولش چی بخره :)(
(این علامت آخریه ینی نمیدونم بخندم یا گریه کنم)

فرستنده : MammaD


آقا سرکلاس صحبت حیوونای خونگی شد،یکی گفت من یه سنجاب داشتم بعد یه هفته فرارکرد
اون یکی گفت من یه سگ شپرد جرمن داشتم فروختمش سه تومن
گفتن و گفتن همه هم های کلاس
منم دراومدم گفتم آقا من یه بره داشتم خیلی دوسش می داشتم بابام بهش حسودیش شد،هیچی دیگه ترورش کرد.
بچه که نیمکت گاز می گرفتن،معلم هم چیزی پیدا نکرد،تخته پاک کن گاز گرفت.



شما يادتون نمياد
زمان ما درسته كارتونامون كرافيكش بايين بود يا سياه سفيد تماشا ميكرديم يا اينكه مث كارتوناي الان همه جيزش ميزون نبود ولي بجاش صفايي ك اونا داشتن غيرقابل وصف بود _ همون خونه مادربزركه ي تنه همه ي كارتوناي الانو حريفه_ يادش بخير _ لامصب خيلي حال ميداد اصن
دهه شصتيا و اوايل هفتاديا خوب ميفهمن جي ميكم . . . مكه ن ؟



امروز ی اس ام اس اومده بود نوشته بود دوست داری طرفت چی داشته باشه ؟
1.تیپ ، 2.اخلاق ، 3.پول ، 4.تحصیلات ، 5.همه موارد(کدوم دوستی همه رو باهم نمیخواد)
عدد رو بفرست و همدم تو بشناس
هر پیام صد تومن
بابا اخه اگه میخواین 100 تومن پول بگیرین چرا میپیچونین

فرستنده : مهم نیست!


امسال خيلي هوا سرد شده ها ولي پارسال سرد تر بود
همين پارسال رفته بودم ويلامون با پرادوي خودم اشتباهي رفتم رو استخر واستادم يه ربع با آيفون فايوم حرف زدم ولي يخش خيلي سفت بود وقتي قطع كردم رفتم كنار هيچيم نشد.(الآن فهميدين ويلا داريم و خودم هم پرادو دارم هم آيفون فايو يا بيشتر توضيح بدم :)))
خو چيه مگه آرزو بر جوانان عيب نيست ك

فرستنده : حسين-قم-راه آهن


سرکلاس علوم:

خانوم اینا هفته ی دیگه دوباره توضیح بدین


دبیرمون گفت :اگه انشاالله زنده بودم چشم

بچه ها گیج شدنگفتن

نصف بچه ها : خدانکنه (یعنی :خدانکنه زنده بمونین )

نصف دیگه : انشا الله

فرستنده : گل دختر بابا


وقتی دبیرستان میرفتم دوست صمیمیم یه دوست پسر داشت که همیشه تو سینما قرار میذاشتن بعضی وقتا منم میبرد
حالا این پسره همش میگفت شما زودتر برین تو سالن من مشغول یه کاری هستم میام
یروز بالاخره دیدیم مشغول چه کاریه
(مدیوونین اگه فک کنین پشت درخت قایم شده بود تا بلیطمونو حساب نکنه خخخخخخ)

فرستنده : رز سفید


دوران مدرسه یه روز سر کلاس عربی 3 بودیم درس افعال معتل داشتیم معلم بهمون گفت فعل امر بیع(فروختن)رو صرف کنیدو خدش رو به تخته کرد تا بنویسه منم گفتم بعععععع(مثل صدای بز)بععععا بععععوا هیچی دیگه یهو برگشت گفت مرگ بعععع کی بود ؟
من که داشتم مثل بز نگاش میکردم ^_^
بچه ها که لوم ندادن^_^
معلم عربی که داشت از عصبانیت میترکید >:(
یادش به خیر آقای جوادی(نامبرده)و مدرسه صیاد شیرازی(به قول خودمون هتل صیاد)
مدیونی اگه فک کنی بعد یه ماه فورجوک اومدن تازه عضو شدم وانم پست اولمه(زمنن عملا و عنشام طو هلغ حمطون)



دیروز یکی از همکارها زنگ زد خونمون با مامانم صحبت کرد برای یکی از آشناهاشون(وا خواستگارها هنوز وجود دارن منقرض نشد!!!!!!!!)
من واقعا مخالف ازدواجم می خوام ادامه تحصیل بدم!!!!(دروغاااااا)
صحبت کرده بودن ما بریم برای بار اول همدیگر ببینیم
مثلا آمدم بهونه بیارم نرم گفتم:هر که فیل خواهد جور هندوستان کشد
خواهرم:فیل؟!!!فیل؟!!!!احمق اون طاووس نه فیل
مامانم:عزیزم تو همون فیلی فیل
من:-(
ضرب المثل که داغون شد@_@
هنوز من:-(
محبت مامانم که چیکه میکنه

فرستنده : faeze


اغا اسم دختره همسایمون سحره ماه رمضون بود با مامانم تو کوچه نشسته بودن یه دفعه مامان سحرمیگه پاشین بریم سحری بخوریم روزه بگیریم یعنی من یچی میگم یچی میشنوی با جیغاش کوچه رو گذاشته بود روسرش که چرا میخواین منو بخورین؟؟؟؟؟!!!!منه بدبختم اصلا حواسم نبود با همون لباسام پریدم وسط کوچه خدا روشکر ما تو بیابون(کوچه ای که هیچ خانه ای ندارد)زندگی مینماییم وگرنه الان....

فرستنده : خداحافظ


$$$$$ بیـــگلی بیـــگلی $$$$$

دیالوگ های عاشقانه مامان وبابام::

_بابام رو ب مامانم:(باکلی احساس) بــرای دیـــدنـت بــلیـط گـرفتــــم تـابیــام بــاغ وحـــش!!!(با آهنگ بخونید)

مامانم: ____

بابام:آی شوخی کردم!!آی شوخی کردم!!

اصلا تنها چیزی ک تو خونه ما خیلی موج میزنه فقط عشق وعلاق ست^_^





previous123456789...866867next

 

line gif

 

بازی تراوین

بازي آنلاين استراتژيک گود تراوين
پر هيجان ترين بازي استراتژيک آنلاين
امپراطوري خود را تشکيل دهيد و ارتش قدرتمندي بسازيد 
با دوستان خود متحد شويد و به دشمنان بتازيد
قهرمان بازي شويد و برنده جوايز نقدي شويد 
www.GoodTravian.com

شروع بازی
 
 


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات