پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار


بچه بودم با پسر همسایمون دعوام شده بود قهر کردم. بعد رفتم دم درِ آشپزخونه مون
میخ کوبیدم که اگه پسره اومد خواست بره تو آشپزخونه مون، پاش بره رو میخ :/
(دقیقم یادم نیست که میخارو وارونه کوبوندم یا نه)
بعد از چند دیقه مادرم اومد بره تو آشپزخونه، پاش رفت رو میخا.. صدای فریادشو شنیدم.. اما بقیه ش یادم نیست چی شد دقیقاً چون خیلی بچه بودم :/ .......



آقا یه بار ابتدایی بودم داشتیم میومدیم خونه یه مرد مسنو دیدم یه هندونه و چن تا پلاستیک دستشه آقا مارو میگی تریپ جونمردی برداشتیم گفتیم حاجی نوکرتم بزار یه کمکی بهت بدیم القصه اونم نامردی نکردو هندونه را داد دست ما ولی فک کنم هندونه 5 یا 6 برابر وزن خودم بود تا 20 متر دوبار انداختمش دو تا ترک خورد خداییش مرده هم هیچی نگفت و گفت اشکالی نداره تا پسرش اومد ازم گرفتش برد تازه کلی هم ازم تشکر کرد.
نتیجه اخلاقی :شما که نیکی میکنید اول عملو بسنجید بعد نیکی کنید...........

فرستنده : mehdi


a.m
با یکی از دوستام پزشکه قرار شد بریم فوتبال اون یه تیم از همکاراشو اورد منم یه تیم از دوستان شامل قصاب و راننده و بازاری و کفتر باز وساندوچی و ارایشگرو ...
اول بازی همینکه داشتیم سلام احوال پرسی میکردیم هم تیمیام داشتن اروم میگفتن
قاسم اون دکتره نصیری همون که 3ملیون به خاطر عمل ازم گرفت دارم براش ساطوریش میکنم
اون یکی میگف علی اون دکتر کریمی نیس 2300برا چندتا بخیه ازم گرف بالاشو قیچی میکنم
همینجوری داشتن یکی شناسای میکردن و نقشه میکشیدن براشون
بازی شروع شد به بیس دیقه نکشید همرو اش و لاش کردن
ینی بعد یه هفته هنوز نصفشون نمیان مطب
اونخ هی میگن
داعش ابرم رف

فرستنده : غریبه نیستم



فقط هنگام خوندن تصور کنید....
چند روز پیش تو کلاس زنگ پرورشی بووود....
یکی از بچه ها داشت یه مطلبیو به ماها میگفت داشت حرف میزد...
حالا منم یه دوست خیلی صمیمی دارم که از شولوغی داره میترکه.....اوه اوه شیییییلووووووووغ هااااا.....اقا نگو پس این انگل درونش فعال شده رفته گفته بند کفشت وا شده بزار ببندم....نگو پس رفته بند کفشاشو گره زده به هم اون بیچاره هم هیچی نفهمیده...این که حرفش تموم شد دید ما داریم میخندیم و خلاصه فهمید...اومد راه بره دید نمیتونه خودشم تپل..نچ نچ خلاصه یه جوری خودشو رسوند به صندلی نشست وا کرد ..مارو میگی مواد مذاب شده بودیم از خنده

فرستنده : به تو چه...؟


امرو با زن داداشم پشت چراغ قرمز منتظر سبز شدنش بوديم يهو ي پسره زد ب شيشه سمت اون ك ازش دستمال كاغذي بخريم
پسره :خاله ترو خدا ي دسمال بخر،ايشالا ي شوهر خوبو پولدار گيرت بياد
شهرزاد:مرسي عزيزم نميخوام
پسره:ترو خدا بخر خاله،بخدا دعا ميكنم شوهرت ببرتت خارج^_^
شهرزاد:د برو پسر جون،م الان از خريد اومدم پول ندارم
-اشاره كرد ب من
پسره:خاله تروخدا ا دوستت بگير,تازه ميتوني چشاتم ك اينجوري ترسناك شدرو باش پاك كني^_^
شهرزاد:د بابا گير داديا نيميخوام ديه
پسره:نميخري؟
شهرزاد:نه^_^
پسره:پ ايشالا بدبخت شي،ايشالا شوهرت بره سرت هوو بياره^_^ايشالا نگيرتت خريدات سرت باد كنه^_^ايشالا دماغ عمليت بهوره تو ديوار كج بشه^_^ايشالا چشات سوسك در بياره^_^
بعدشم بدو بدو رفت
هيچي ديه....
شهرزاد پياده شد كل چارراه طالقانيو دنبالش كرد تا ازش ي دسمال بخره^_^
ملت حاضر در صحنه *_*

فرستنده : ❤Mina 72❤


دیروز تو توالت تیرک ریختم نتونستم چند ثانیه بیشتر اون تو بمونم داشتم خفه میشدم
فکر کنم به خاطر رایحه خوشبو که نوشته بود! زیادی خوشبو شده بود
سیستم تنفسيم تعجب کرد

فرستنده : saeid


چند روزیه گوشی گم شده (بدبخت شدم بماااااااند)
رفتم سیم کارتمو سوزوندم یکی دیگه گرفتم به طبع همون شماره دیگه( وای من چقد لفظ قلم میحرفم) به دوستم گفتم میگه پس من اون شماره قبلیتو پاک کنم دیگههههه.....
شما بگید من خودمو از کجا پرت کنم پایین؟؟

فرستنده : دکترخاندان


سر کلاس نشته بودیم یهو یه نفر پاشد (مدیونید اگه فکر کنید من بودم :D) به دبیرمون گفت آقا ببخشید میشه بگید چرا واحد انرژی ژول هست ؟ چون ژول ورن اختراعش کرده ؟ :|
.
.
.
.
.
.
دبیرمون همون لحظه مرد ! می فهمی مرد !!!!

فرستنده : amirh.king


یه مطلب خوندم درباره 10 تا شغلی که تکنولوؤی ازبینشون برده و درحال ازبین رفتنه
یکی پست و پستچی و اون صندوقهای پست بود
وای باورتون نمیشه رفتم بیرون دیدم پست شهرمون صندوق پستی در جای جای شهر نصب کرده اینجاش باحال بود یدونه صندوق پستی سرکوچه اداره پست بود (قابل ذکر است اداره پست شهرما درته یه کوچه 10-20متری بن بسته)سال به سال بازش نمیکردن انقدر که نامه ها می پوسیدن توش مجبور شدن کلهوم برش دارن بماند نامه هاست که به پست شهرمون میرسه ولی دیگه به صاحبش نمیرسه دیدم که میگما طرف رفته پیگیری کرده کالا تا تحویل پست شهر موجود و سالم بوده بعدش اثری ازش نبوده

فرستنده : ...Life Is


یه دختره دیدم تو خیابون، یه سگ کوچیک پشمالو دنبالش میدوید! منم گفتم جلوی دختره خودی نشون بدمو از دست سگه نجاتش بدم، یه لگد محکم زدم زیر شکم سگه، پرس شد رو دیوار... یه دفه دیدم دختره هر دو دستشو برد بالا زد تو سر خودش!؟! اونوقت بود فهمیدم چه غلطی کردم... یه سره جیغ میزدو واسه سگه گریه میکرد!
منم تا تونستم با سرعت گلوله محل جنایتو ترک کردم... همینه دیگه خوبی به ما نیومده

فرستنده : hosein.relax


کیا با اینا خاطره دارن:
1. ده بیست سه پونزده هزارو شصتو شونزده هرکی میگه شونزده نیس هفده هجده نوزده بیست.
2. 10 20 30 40 50 60 70 80 90 100 کاپیتان پدر سگ به من چندتا لگد زد؟
3. بنام خدا هادی و هدی کی میره بیرون تو
4. اسمت چیه؟تربچه. خونت کجاس؟ تو باغچه. چی میخوری؟ پیازچه.
5. دخترا موشن مث خرگوشن - پسرا شیرن مث شمشیرن - دخترا بادکنکن تا بهشون دست بزنی زود میترکن - دخترا یاسن مث الماسن.
6. نگا داره ؟ نگا به خر صفا داره.
7. نگا داره؟ قورباغه چندتا پا داره؟
8. هر وقت گفتم پیرزن بپر وسط جیغ بزن
9. کرم داری؟ آره چند کیلو میخوای؟
10. شمع گل پروانه سوسن سنبل افسانه
11. پی پی پینوکیو پدر ژپتو . گوگو گربه بده روباه مکار. رفته سرکار با ماشین کار.
12. آقای راننده آقای راننده پاتو بزار رو دنده ماشین جلویی داره به ما میخنده
13. رسیدیمو رسیدیم کاشکی نمیرسیدیم تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاکپشت بودیم
14. شاه فراری شده سوار گاری شده گاری که پنچر شده خمینی رهبر شده
15. ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی
16. کلاغه میگه قار قار مامانش میگه زهرمار باباش میگه ولش کن چادر سیاه سرش کن از خونه بیرونش کن.

فرستنده : ساراگلی


عمرا تو عمرتون همچین سوتی داده باشید !!!! .... یه روز باید میرفتم خونه خاله ام که یه محموله سری ( آش کشک خاله ) رو تحویل بگیرم ... چنقده مردم سر به زیر و خنده رو هم شده بودن :))) خلاصه ما هم بی دشواری رسیدیم دم در تا خواستم کفشام رو در بیارم ... چشمتون روز بد نبینه!!!!! .... آقا کفشا لنگه به لنگه بودن !!!! میفهمی ?! تمام راه رو پیاده با یه کتونی لاجوردی و یه کتونی توسی قرمز طی کرده بودم o_o" خداوندا بینایی عطا کن !!!!! آخه لامصب عادت هم ندارم بندش رو باز و بسته کنم همینطوری میپوشم میرم ... دمپایی ابری میپوشیدم سنگین تر بود !!!!

فرستنده : آرمانا


جونم براتون بگه...
از اونجایی ک تو دانشگاه دختر مغرور و شیطونی ام
بعدکلاس داشتم از پله های دانشگاه با غرور خاصی میومدم پایین چند تا از همکلاسی هامم داشتن منو نگا میکردن از اونجایی ک زیاد کسی رو تحویل نمیگیرم ...
چشمتون روز بد نبینه (اقا اغا اصلا هرچی مهم نیته)نمیدونم چی شد پام لیز خورد تقریبا چهارتا پله رو سر خوردم اومدم پایین ی بنده خدایی هم داشت میومد بالا بهش برخورد کردم جفتمون افتادیم ....دیگه هرکی تو سالن بود داشتن زمینو از شدت خنده گاز میگرفتن حالا پاشدم به طرف میگم ببخشید میدونید افق کجاست بنده خدا هنگ کرده بود گفت من از شما معذرت میخام خوردم بهتون منم که اصلا کم نمیارم گفتم خواهش میکنم لطف کنید سری بعد اشتباهتونو تکرار نکنید با چشمای باز حرکت کنید...
و همچنان هنگ بود...
بزن لایکو ....

فرستنده : عشق بلوری


ديروز با دختر خالم گوشي پسر داييم رو گرفتيم
حالا ليست برنامه هاي رو گوشيش رو داشته باشيد:
چطوري آرايش كنم؟
فوت وفن آرايش صورت
رازهاي زيبايي و آرايش
مرجع آشپزي
آشپزباشي
و...
پسرنيست كه...لامصب زن زندگيه
الانم دنبال شوهريم براش...بعله ه ه ه

فرستنده : shilan...boukani


باتلفن خونه با دوستم حرف میزدم بعد بهش گفتم چطوری عشقم
دیدم بابام داره چپ چپ نگاه میکنه
دوباره اومدم درستش کنم گفتم خوبی کیارش جان چطوری کیارش جان
دیدم باز با اخم نگاه کرد گوشی رو قطع کردم بابام گفت کیارش اسم دختره یا پسره
گفتم پسر
یه دفعه یه لبخند ملیح زدو گفت سلام میرسوندی

فرستنده : محی




previous123456789...922923next


line gif


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات