پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

 

میلیاردر شوید

 

روش های کسب درآمد از اینترنت
روش هایی که با آن میتوانید در هر ماه بیش از 7 میلیون تومان کسب درآمد داشته باشید

پرداخت آنلاین

 

 

خاطرات خنده دار


براي كنكور كه درس ميخوندم يه روز سرماخورده بودم و هرچي ميخوندم تو ذهنم نميرفت
رفتم قرص بخورم كه بهتربشم
فكر كردم دوتا دوتا بخورم زودتر خوب ميشم
دوتا قرص سرماخوردگي خوردم دوتا استامينيوفن
نگو به جاش متوكاربامول و باكلوفن ( شل كننده عضلات) خورده بودم!!!!!!!
O_o
رفتم خوابيدم
فردا عصرش بيدارشدم !!!!
مامانم خيلي ترسيده بود
بيدار كه شدم اول كتك خوردم بعد
قرص سرماخوردگي!!!!

خو چيكار كنم بسته بندياش شكل هم بووووود!!!!
نخند مريض بودم! مي فهمي؟؟؟؟؟مريض

فرستنده : ^_^ ميچكا ^_^


ஜ۩۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩ஜ


سلام.رفته بودیم خونه عمم.منم بغل دست پسر عمم نشسته بودم.یو هو یه صدای ویبره مانند ازش اومد(باد معده) اینم بخاطر اینکه کسی فک نکنه که باد معده بود موبایلشو اورد شروع کرد اسمس خوندن که یعنی ویبره گوشی بوده...
.
.
.
.
این فک و فامیل ما هم برای خودشون بازیگرای خوبی هستن.

فرستنده : دختر ایروونی


تو خیابون از دختره میپرسم بی ار تی آزادی همین جاست؟ برگشته میگه خانوم من خودم نمیدونم اینجا چیکار میکنم....... حالااااا همه با هم ا من یجیب......

فرستنده : خدای سوتی


یه بار سوار تاکسی خط فرودگاه شدم گفتم please take me to the airport
یارو گفت دفعه بعد خاستی خودتو خارجی جا بزنی قبلش به فارسی نگو خسته نباشی

فرستنده : K:E


به مامانم میگم اون موقع که رفتیم خونه بابای شماصدام کرد لیلا(اسمم فاطمس)
میگه:اخی حتمایادعشقش افتاده چقددوس داش زن بگیره مامانم نزاشت@_@
منo_O
مامانم*^_^*
مامان بزرگم(ننم):رفته چماغ(چماق)بیاره.

فرستنده : *sara*HB*


رفیقم قرار شده باهام بیاد باشگاه(بعله اینجوریاست ورزش هم میکنیم)
دیروز امده فقط نشسته ورزش کردن مارو نگاه کرده!!!!
امروز زنگ زدم بهش که بیام دنبالت باهم بریم باشگاه؟!
برگشته میگه:من از دیروز بدنم درد میکنه تو برو من از فردا میام
منo_O
ورزش@_@
خودش:-D
نه اخه با نگاه کردن هم آدم بدن درد میگیره آیا؟!
اون دیوار بتنی فور جوک کجاستتتتتتت؟؟؟؟؟؟

فرستنده : faeze


داشتم ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ
.
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﯾﻪ ﻣﻮﺷﮏ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪﻭ ﺻﺎﻑ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﯽ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ سوراخه کاسه توالت رو تشخیص بدن.

فرستنده : ONLY Z


خانوادم ﺍﻻﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ
.
.
.
.
.
.
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻣﻦ 12 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﺩﻣﺶ ﮐﻠﻮﭖ ﺑﺎﺵ یه ﺳﮕﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻧﺒﺮﺩﻡ ﭘﺴﺶ ﺑﺪﻡ
ﻧﻤﻴﺨﺮﻳﺪﻥ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺐ
ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﻦ ﻣﺠﺒﻮﻭﻭﻭﺭﺭررر

فرستنده : mahdi0022


آقا دیروز با کل فک و فامیل رفته بودیم پارک
نشسته بویم که یهو یه پسر سه چهار ساله اومد کنار ما داشت گریه میکرد
من:چی شده عزیزم؟
اون:عزیز باباته
من: 0-0
اون:(((
من دوباره:میدونی مامانت کوجا رفته کوچولو؟
اون:اولا باید بگم خیلی احمقی دوما اگه میدونستم اینجا نبودم که سوما تو که به هیچ دردی نمیخوری برو کنار تا رد شم!
منTـــT
اونD:
مگسی که توی دماغ فرعون گیرکرد :))))))))))))

فرستنده : pArMiS


یکی از تفریحات سالم من تو بچگیم این بوده که یه قورباغه رو با دست میگرفتم مینداختم تو جا نوشابه ای،بعد از این سمت حیاط به اونطرف پرتاب می کردم،بعد اینکه سرش گیج می رفت به دامان طبیعت برمیگردوندم!!

بله همچین آدم حیوان دوستی بودم!!
ما اینیممم دیگه...

فرستنده : Mystery


من و زخم انگشتم همین چن روز پیش یوهوییییییییییییییییییی ^_^

خیر سرم بعد عمری داشتم ظرف میشستم ، از شانس خوشجلم لیوان تو دستم شکست یه زخمی شد بیا و ببین ! اصن یه تیکه گوشتش کنده شد رفت !!!
از اونجایی که من ذاتا دانشمند تشریف دارم شروع کردم دویدن دور خونه (آخه خب میدونی اگه میدویدم بیشتر خون بدنم میرف تو ماهیچه ی پاهام دیگه به دستم خون نمیرسید که بریزه بیرون .. ینی حال کردی استدلالو جان من حال کردی ؟؟؟؟؟) مشغول جیغ کشیدن بودم که توسط مگس کش مامان منهدم شدم !
- هیییییییییییییییع مامان بیا انگشتمو نیگا کن گوشتش رفته لخت شده !الآن استخونم سرما میخوره !!!!!!!!!!!!! من نیمیدونم شجوری باید به استخونم قرص سرماخوردگی بدم !!!!!!!
مامان : 0_o
- واااااااااااای ماماااااااااااااااان انگشتم داره میمیره !!! تروخودا نیجاتش بده !!!!
مامان : o_0
از طرز نیگا کردن مامی که بگذریم بنده الآن مشغول شستن رد قرمزای دور قالی های خونمون هستم .. چن بار به خانواده گفتم این نقطه نقطه قرمزا خعلی به قالی های کرممون میاد اما نمدونم چرا هر بار دمپایی های مامان با کله ی اینجانب اصابت کرد !!
شما نمدونین چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هرچی میگردم دلیل علمی براش پیدا نمیکنم البته احتمال میدم مامانم به "سندروم پرتاب چیز" مبتلا شده *^_^* بیماری سختیه ولی الحمدلله قابل درمانه ^_^



دیروز رفتم تو آسانسور آرسام ( پسر همسایمون ) رو دیدم ...
گفتم : سلام آقا آسانسور ... شمام که تو آرسامید ...
بعد خیلی خونسرد تو طبقه مورد نظر پیاده شدم ..
صدای خندش که اومد فهمیدم سوتی دادم ...

فرستنده : Devil


داداشم که کوچيک بود بهش ميگفتم شبا زير بالشت يه هزارى بذار ، صب که بيدار شى فرشته ها برات به جاش شکلات گذاشتن...
.
.
.
.
.
.
.
.
اونجورى نگا نکنين زندگى خرج داره خب

فرستنده : i love boukan


یه بار دبیرمون داشت برگه هارو تصحیح میکرد زیر لبم داشت یه چیزی زمزمه میکرد ما هم تو کلاس داشتیم سر صدا میکردیم یهو کلاس ساکت شد دبیرمون داشت با خودش میخوند:گل گل گل،گل از همه رنگ ،سرتو با چی میشوری با شامپو گلرنگ یه دفه کل کلاس رف رو هوا دبیرمونم خجالت کشید هیچی نگفت

فرستنده : س مثه محمد


من و شوهرم با هم کار میکنیم اون رییس شرکته منم معاونش
یه روز من رفتم یک شرکت دیگه واسه جلسه ، فرداش یه خانومی زنگ زده بود شرکت و شوهرم گوشیو برداشته. حالا دیالوگ:
خانم :سلام من از شرکت (بوووق) تماس میگیرم
شوهرم:بفرمایید
خانم: میشه گوشیو به یکی از خانم ها غیر از معاونتون بدین؟
شوهرم(!!!): الان هیچکدوم از خانوما نیستن امرتونو بفرمایید!!
راستش واسه امر خیر مزاحم شدم دیروز توی جلسه یکی از همکارای ما خانم معاون شما رو دیدن (منو میگه!) و خیلی ازشون خوششون اومده ،خواستن من اول یکم اطلاعات راجع به ایشون بگیرم بعد ايشالا رسما بیان خدمتشون!
شوهرم( یا امامزاده قلیدون): خانم محترم ایشون خیلی خانم خوبی هستن فقط یه مشکلی دارن اونم اینه که متاهلن ، خانم شما همسر منو ازم خواستگاری کردی! حالا خودمو بکشم یا اون مرتیکه هویجو!
خانومه کلی عذرخواهی کرده و قطع کرده
حالا خوبیش اینه که شوهرم هیچ وقت نمیتونه بگه اگه من نبودم تو میترشیدی :-)

فرستنده : انتگرال سه گانه




previous123456789...961962next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات