منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  226627

هوا افتابی بود میخواستم برم مدرسه برای کلاس تقویتی
دوستم رسیده میگه مدرسه به علت بارش شدید برف و بوران تعطیله
الان ساعت شش غروبه نه بارانی اومده نه برف و بوران
از همین جا از اداره بحران و همچنین پیش بینی اب و هوا تشکر میکنم

  226626

شاگردم توی اموزشگاه جلسه اول موس رو گذاشته رو کیبورد قرش میده بعد میگه کار باهاش چقدر سخته
جلسه دوم دوساعت طول کشیده که فرق کات و کپی رو فهمیده
اومده میگه خان.م چند جلسه ای یه برنامه ساز حرفه ای میشم؟؟؟؟
برنامه ریزی کردم تا شش ماه دیگه هکر شم
من؟؟؟؟
برنامه ساز؟؟؟:>>
هکر های کلاه سفید؟؟؟؟00<<<

  226587

داشتم فورجوک میخوندم.به داداشم گفتم ببین پست منم تو ایناست.
گفتش چی بت میدن؟من حداقل از اینستا پول درمیارم.
گفتم چکار کردی؟
گفت تبلیغ کردم فلان قد ریخته به حسابم.
میگم تبلیغ چی کردی؟
میگه استون و لاک پاک کن.
میگم دختر بود؟
میگه نه آخه دختر عرضه داره بره لاک پاک کن تولید کنه؟
یه ژستی گرفت و حالت ادا در آوردنی گفت:
-دختر فقط بلده اینجوری بره جلو آینه بگه من خیلی نایسم!

من:((((((((((

آنجلینا:)))))))))))))

سازمان حمایت از دختران نایس:404 not found

  226530

الهه gh
این خاطره برا سه سال پیشه
بدلیل نرفتن به مدرسه درحال پشتک زدن بودم که
درییییییییینگ درییییییییییینگ( صدای تلفن خونه)اومد
مامانم تلفنو برداشت بعدچند دقیقه صحبت قطع کرد بهش
میگم:کی بود
میگه:معاون مدرست بودگفت چرا نیومدی گفتم رفتیم مشهد
من@_@
مامانم:-)
معاون:-o
مادر نخبست من دارم با تلفن خونه میحرفه بد میگه رفتیم مشهد
حالا بگذریم فرداش معاون چقدر بهم خندید.

  226505

آقا دیروز بعد از چند ماه بودن تو پادگان مرخصی گرفتم تو این هوای سرد برگشتم خونه...که با صحنه ای عجیب رو به رو شدم دیدم دستشویی که تو حیاط داریم مجهز به آبگرمکن شده گلاب به روتون با شوق و ذوق پریدم داخل که......
.
.
...
فهمیدم تا الان همه ماجراهای عشقیم سوء تفاهم بوده.....
جاتون خالی عاشق شدم عاشق....
نصیب همتون بشه.........

  226502

سال دوم تجربي بودم يه معلم شيمي داشتيم بدبود امتحان رو خراب كرده بودم زنگ زد به مامانم گفت اين چرا درس نمي خونه ماماانم وبابام دعوام كردن روز بعد گريون اومدم مدرسه اون روز هم بازم شيمي امتحان داشتيم معلم رفت بيرون منم ادامسمو دراوردم به چادرش چسبوندم اونم اومد وبعدش مي خواست بره چادرش رو بازكرد ادامسرو ديد منفجر شد همه غش كردن اخر سال بهش گفتم چيزي كه عوض داره گله نداره اي دلم خنك شد

  226468

جاتون خالی دوستان پیاده رویه اربعین بودم به همراه خانواده.
عرضم به حضورتون داداشم و بابام وسایلشون رو تو یه کوله ی بزرگ کوهی اورده بودن.بزرگ که می گم یعنی بزرگا!!!!وبعد داداشم حملش می کرد.
بعد یه جا تو کربلا که بازرسی داشتن عراقیا داداشمو نگه داشته بودن تا کولش رو به علت بزرگ بودن و مشکوک بودن بگردن.
خلاصه تا ته کیفو خالی کردن و بطری عرق مارون رو از توش در اوردن.از بابام پرسیدن این چیه؟
بابای منم به همون فارسی گفت_عرق!!!!!!
هی به هم نگاه نگاه کردن و گفتن_ویسکی ویسکی؟!!!!!
که یهو مامانم به نجاتمون اومد و گفت_معده معده!
یعنی برای معدس.
یکیشون درشو باز کرد و بعد از بو کردنش وقتی دید که بو گندداروهای گیاهی رو می ده و هیچ شباهتی به ویسکی نداره برش گردوندتو کیف.
هیچی دیگه به خاطر مامانم نجات یافتیم.خخخخخخخ
دوستان دعا گوی شماهم بودیم.

  226454

کلاس شیشم که بودم آخر سال معلممون گفت هر انتقاد و پیشنهادی دارید بنویسید بدید من اسمم نمیخواد بنویسید.
منم دلم پررررررررررررررررررررررررررر
نشستم با روان نویس صورتی بد خط هرچی عقده تو دلم بودو خالی کردم:

-خانم شما خیلی درسو تکرار میکنید مگه ما فلج ذهنی ایم که چندبار درسو تکرار میکنید تا بفمیم؟

-خانم شما خیلی تبعیض قائل میشید من یه بار کتاب جا گذاشتم کلی دعوام کردین ولی فلانی هف هش بار کتاب نیوورد شما هیچی بهش نگفتید

-خانم شما خیلی خودتونو تو کلاس میگیرید

-خانم یه ذره تو انتخاب رنگ لباساتون سلیقه به خرج بدید.(آخه مقنعه قهوه ای با مانتو صورتی چرک؟)

-خانم لطفا از الفاظ مناسب سر کلاس استفاده کنید.

خانم-لطفا انقدر فکر نکنید خیلی بارتونه!(میرفت تو فاز فیلسوفی یه دفعه و طی این ما چندتا سوتی قلمبه گرفتیم که اگه بگم آبروش میره)

و....

حالا من این ورقو از تو کاغذ باطله ها برداشته بودم و مچاله کردم و یه کاری کردم که نفهمه من نوشتم.

خلاصه همه برگه هاشونو دادنو این شروع کرد به خوندن.یه کاغذ منو که خوند چشماش گرد شدو بلند خوندش.بعدم ورقو به همه نشون داد.
حالا منم نیومدم با خودکار آبی بنویسم که ضایع نشم.آخه کلا فقط منو یه نفر دیگه روان نویس صورتی داشتیم.
حالا معلممون داشت نوشته های منو انکار میکرد اون بنده خدا هم که روان نویس صورتی داشت هم هی با ایما و اشاره به من میگفت تو نوشتی؟

منم آب شده بودم به زور خودمو نگه داشته بودم که زنگ به دادم رسیدو خورد.



امضا:خانم دکتر مملکت

  226449

روزای برفی قیافه هامونو شبیه ی گربه ی شرک کردیم استادامون کلاسامون رو کنسل کردن تو این برفا سرما نخوریم ^_^ ما هم کلی خوشحال شدیم تو تعطیلات رفتیم برف بازی ^_^ الان سرما خوردیم بازم کلاس نمیریم ^_^
کلا دلسوزی به ما نیومده ^_^

  226341

یادمه بعد از جداشدنم از نامزدم خیلی از نظر روحی داغون بودم ی روز گیتاری رو ک برام خریده بود برداشتم رفتم کنار دریا. انقد گیتار. زدم تا دستام بی حس شد بعد گیتار رو گذاشتم رو اب مثلا باهاش قشنگ خداحافظی کنم تازه 4.5متر ازم دورشده بود یهو یکی از رواب ورش داشت شروع کرد ب دویدن. هیچی دیگه انقد خندیدم افسردگی و اینا رو کلا یادم رفت دزد گرامی هرجا هستی نوش جونت حلالت عزیزم
واقعا وطنم پاره تنم

  226339

بچه دوستم ختنه کردنش از موقعی که بانداژ شو باز کردن میگه این زشته من این مدلی نمی خواستم یا ابر فرض ما همین اینا بودیم نمیدونستیم مدل یعنی چی خدایا عاقبت اینا رو بخیر کن...

  226311

4شنبه ک میام خونه ، همیشه برنامه ریزی میکنم درسای هفته بعدو کلا مرور کنم.
ولی هیشوخ طبقش پیش نرفتم ک هیج،درسایِ شنبرم نگه میدارم صبح شنبه،ساعت5 بیدار شم...
و هیچ وقتم موفق نشدم درسو ب خواب ترجیح بدم زرتی زنگ رو خاموش میکنم می خوابم...
ب امیده اینکه زنگ تفریح بخونم

  226310

یه سری با چند تا ار دوستام رفتیم آزمایشگاه ازمایش ... بدیم دادیم بعد مسئول آزمایشگاه گفت بین صندوق حساب کنید ماهم رفتیم مسئوله گفت هزینه هر آزمایش میس شیش هزارو پونصد تومن یکی از دوستام برداشت گفت بابا کلا یه لیوان ادرار بود دیکه چه خبره آدم میر پارک یعنی دل سیر خودشو خالی میکنه صد تومن میگیرن چه خبره؟این همه تورم ... کل آزمایشگاه رفت رو هوا دوستم شیک و مجلسی پونصد تومن گذاشت و رفت تازه به مسئول برگست میگه بقیش واسه خودت ابرو نداشت واسمون

  226305

لبه دریا نشسته بودم پرنده ی عشق آمد و گفت:برای دوستت نامه بنویس،
گفتم قلم ندارم گفت از پرم بگیر، گفتم جوهر ندارم گفت از خونم بگیر،گفتم ورق ندارم





گفت گمشو آشغال انتر کثافتت... تو که هیچی نداری گه میخوری کنار دریا میشینی !!


از پرنده عشق توقع نداشتم واقعاً

  226297

بعد از اتفاق شیرینی که چند روز پیش افتاد و نوشتمش( همون گاونر!)
یاد این افتادم:
وقتی کلاس ششم بودم
یه بار معلم داشت راجب اینکه مادر و پدر برای ما زحمت زیادی کشیدن حرف میزد، منم اومدم این حرف معلم رو با یک ضرب المثل تایید کنم گفتم: بله خانوم تا گوساله گاو شود دل صاحبش اب شود!!!!!!
موقع گفتن این ضرب المثل فوق العاده ! با دست به خودم اشاره کرده بودم
بچه های کلاس که ترکیدن رفت!
معلمم در حالی که نیشش تا بناگوش وازه برگشته میگه: حالا به سلامتی کی گاو میشی ایشالا؟
یعنی اورین به خودم با این سطح از هوش واقعا !
زکاوت ازم چکه میکنه!


لایک: کی گاو میشی ایشالا؟
لایک: یعنی واقعا اورین به این حجمه از هوش! به پا چشم نخوری یه موقع!
لایک: تو اگه حرف نزنی کسی میگه لالی ایا؟

قبلی12345...1046بعدی