دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  253887

رفته بودیم دلفیناریوم برج میلاد, خلاصه دلفینه ی قلمو گذاشتن تو دهنش با چند تا رنگ یکم خط خطی کرد دوباره برگشت تو اب
تابلو نقاشیه رو که از نظر ما خط خطی بود گذاشتن مزایده
بین دو تا پسر کل افتاده بود هی پنجاه هزار تومن پنجاه هزار تومن قیمتو میبردن بالا.
تنها چیزی که به ذهنم میرسید این بود که اون پسر متاهله از زنش خسته شده بود دنبال دوس دختر میگشت
اون یکی پسر مجرده اخرش میرفت یه دور بین مردم میزد از زنا شماره جمع میکرد????????‍♀️
منحرف هم خودتی????

  253874

آغا یه بار کسی خونه نبود و من رفتم حموم حوله هم با خودم نبرده بودم بعد که کارم تموم شد همینجور لخت اومدم بیرون دیدم که واییی خواهرم که تو آشپزخونس سریع رفتم تو اولین اتاقی که دیدم درو بستم و از تو سوراخ قفل در بیرونو نگاه کردم دیدم خواهرم داره میدوه میاد و یه چیزی میگه من اهمیت ندادم و رفتم که یه چیزی دور خودم کنم که دیدم اومدم تو خواهرم و قسمت بدش اینجاس که دوستاش تو اتاق بودن


پ.ن:خدا نصیب گرگ بیابون نکنه چنین شانسیو

  253821

ترم قبل یه دختره تو کلاسمون بود اینقد خودشو میگرفت آدم فکر میکرد طرف از نوادگان قاجار هست...جواب سلام هم نمیداد !
همین دختر سر جلسه امتحان سیستم عامل افتاده بود جلوی من هرچی میگفت:تورو خدا سوال 4 رو برسون سوال 7 چند میشه
من میگفتم: نوموخوام من قهرم :)

  253812

تو این وضعیت اقتصادی
تنها چیزی ک فکرش حال آدمو خوب میکنه اینه که "سعیدمون اسپانیایی بلده"

  253733

رفتم توالت یکی داد زد:
آب داره قطع میشه؛بدو
هول شدم اول خودمو شستم بعد ریدم

  253716

سلام یه بار که قرار بود داداش و زنداداشم از بیمارستان بیان (بله بچه به دنیا اورده بودن) پدر بنده تو صندوق عقب ماشین یه گوسفند گذاشته بود و من نمیدونستم وقتی خونه بودیم بابا بهم گف برو از تو ماشین گوشیمو بیار اقا ما رفتیم گوشیو بیاریم که یهو این گوسفنده بالا پایین پرید من که نمیدونستم فک کردم جن پریده رو سقف ماشین و داره بالا پایین میپره ینی جوری پریدم خونه که اهل بیت بعد از فهمیدن ماجرا مجبور شدن فرش جدید واسه خونه بخرن نکته جالبش اینه که من ۱۵ سالم بود

  253666

خونه سازی بره تو کف پام اگه دوروغ بگم .
اقا ما کلاس ششم یه ناظم داشتیم .
تپل و اخمو . یه کلیپسم داشت اندازه کره ی زمین .
منو دوستام همیشه زنگ تفریح والیبال بازی میکردیم . توپمون هم از اون سفت هاش بود .
بعد یبار که داشتیم بازی میکردیم توپمون خورد تو کله ی یه شاگردی . اونم رفت پیش ناظمه و شکایت کرد .
خلاصه این ناظمه اومد و گفت :شما توپ زدید به کله ی فلانی ؟ چرا ؟ خوبه بگم دیگه حق ندارید توپ بیارید ؟
ماهم الکی گفتیم : خانوم ما انقدر والیبالمون خوبه که یکبار هم خطا نمیره توپمون . چه برسه به اینکه بخوره تو کله ی یکی .
ناظممون یکم تهدیدمون کرد و رفت .
اقا ...... اقااااااا..... چشتون روز بد نبینه .
یه ساعد زدم به توپ . توپ رفت پیش زحل و برگشت .
حالا همه عین سیب زمینی تو حیاط میدوئیدیم که نذاریم گل شه و ... .
این همه جا ... توپ قشنگ صاف رفت محکم خورد تو کله ی ناظممون . ناحیه ی کلیپسش .
بد وقتی توپ باهاش برخورد کرد ، یه صدای تق اومد و بعد از زیر چادرش یه کلیپس قرمز میکی موس افتاد پایین اندازه ۱۰ تا گلابی .
هیچی دیگه مدرسه مثل نارنجک منفجر شد از خنده .
من :D
ناظم :(((((
حضار :]
توپ =/
کلیپس :|
من بعد از تنبیه •_•

  253622

یه بار توی امتحان ترم زیست سوال اومده بود چگونه چشم چپ و راستو از هم تشخیص بدیم . منم پشمام ریخته بود که عجب اوسکلیه این معلم ما، نکنه مسخره میکنه ؟ با خنده بقیه رو نگاه کردم دیدم خیلی عادی دارن جواب میدن بیشتر پشمام ریخت.
و اما جواب بنده:دست راست خود را بالا اورده(تشخیص:با کدوم دست می نویسی؟( و روی چشم سمت خودش می گذاریم . اون چشم راسته اون یکی چپ.
خلاصه اینکه ظاهرا چشم گوسفندو میگفت...و معلم برگه امتحانمو لوله کرد و.....بگذریم... کجا نذری میدن؟

  253616

دیشب رفته بودم دکتر(سرما خوردگی توی این گرماo_O) دیدم یه آقا پسری با کفشای سیندرلا اومد رفت توی اتاق پزشک در اتاقم باز بود یهو همه جا ساکت شد پسره بلند گفت:میشه قــرص شـــیــاف هم بنویسیددد؟؟؟
جاااان؟؟ قرص شیاف ؟! :||
همه بزور جلوی خنده شونو گرفته بودن فکر کنم از بازوهاش ترسیده بودن هر چی باشه محرمه دیگه و پسرا ورزشکااااار:||

  253615

سر کلاس زبان بودیم استاد به بغل دستی گفت بگو سوت به چه معناست(منظورش از سوت کت و شلوار بود)
رفیقم:فارسی شو بگم ، ترکی شو بگم ، انگلیسی بگم ، کودومو بگم ؟؟
استاد :انگلیسی شو بگو نمک دون (لبخند عجیبی میزند )
رفیقم :تلفظو بگم نوشتن بگم کودومو بگم ؟؟
رفیقم منتظر بود استاد بگه همشو بده ده که از دنیا عزرائیل فرصت نداد(در واقع استاد فرصت نداد)
خلاصه که خدا رفتگان شما رو هم شفا بده

  253608

یه بارم تو محرم دیدم یجا دارن شیر کاکائو میدن پریدم خونه دو تا پارچ گنده ورداشتم اومدم دادم به طرف
یارو جلو جمع بلند گفت داداش شیر کاکائو تموم شده
دیدم دارم ضایع میشم گفتم عه مگه شیر کاکائو میدادین من فکر کردم چاییه ببخشید خدافظ
گفت وایسا داداش چایی داریم ممد پارچ های اقارو پر کن
خلاصه دو هفته چایی میخوردیم

  253606

یه بارم اومدم ادای بهروز وثوق رو در بیارم به مامانم گفتم:ننه در کمال نا باوری بر گشت گفت:رو سرت عنه

قهوه ای بم میاد؟!

  253516

دیروز از شهرستان مهمون داشتیم امروز رفتن
2 ساعت بعد زنگ زدن گفتن کیف پولمونو جا گذاشتیم

مام یکم گشتیم دیدیم به جز کیف لب تاب و ساک و... رو هم جا گذاشته
بهش گفتیم اینارم جا گذاشتی
زنه هم نه گذاشت نه برداشت جلو شوهرش گفت : پس بگو فقط خودش اومده و اعضای تناسلسیش????????

من:????
زنه:????
طرف:????
اعضای تناسلیش:????
دوباره من:????

  253503

الاﻥ ننه باباها اسم‌های قشنگی برﺍ بچه‌هاشون میزارﻥ
من یادمه رﻭز اول مدرسه به بغل دستیم گفتم ﺍسمت چیه گفت صفدر ، دﻭ ماه مدرسه نرفتم ، تب ﺩاشتم


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

  253496

یکی تعریف میکرد:

چرا من طلاق گرفتم ...
حتمأ بخونید عبرت بشه براتون
امسال روز تولدم خيلي ذوق زده رفتم سر ميزه صبحانه زنم بهم تولدم رو تبريك نگفت، وقتي پسرم رو ميبردم مدرسه اونم بهم تبريك نگفت، وقتي برادر زنم كه بهترين دوست دوران كودكيم بود بهم زنگ زد تبريك نگفت، اما وقتي رفتم سر كار منشيم با لبخند گفت تولدت مبارك آقاي رءيس!! بعدش منو به نهار دعوت كرد. بعد از نهار من رو برد خونش، همينطور كه رو كاناپه نشسته بوديم روسريش رو برداشت و گفت صبر كن من الان بر ميگردم و رفت تو اطاق خوابش، وقتي در رو باز كرد يه كيك تولد دستش بود زن و بچه م و برادر زنم پشتش ميخوندن تولدت مبارک ....
.
.
.
.
منم لخت رو كاناپه در از كشيده بودم!!!!
یعنی ریدم تو مغز کسی که سورپرایز رو اختراع کرد

قبلی12345...1122بعدی