Apple iphone 5c جاوا

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک


ساعت بند چرم الیزابت
ساعت رولکس نقزه ای و طلاییساعت کاسیو 550

 
line gif
 

خاطرات خنده دار


K : E @@@@@
دیشب داشتیم فیلم آرنولد می دیدیم
الهام : کامران تو چرا نمیری بدنسازی بازو دربیاری ؟ مثل این بچه خوجگل سوسولایی ^_^
من : دختر ول کن ، من وقت این کارارو ندارم
الهام :خیلی بدی ، اصلا هم تو دوسم نداری وگرنه میرفتی بدنسازی
من : باشنگ باو فردا میرم ثبت نام میکنم خوبه ؟
الهام : آورین آورین
چند دقیقه بعد ، الهام : کامران رفتی بدن سازی قوی شدی منو میزنی ؟؟ آره هر روز منو میزنی ، چطور دلت میاد منو بزنی ؟؟ اصلا مهرم رو میزارم اجرا ، قانون حقمو ازت میگیرم
من :0‎_o
الهام : (مظلوم) کامران باهات قهلم اصلا هم باهاتم آشتی نمیکنم
من : قربونت برم خو کوشولو چکار کنم آشتی کنی ؟
الهام : پاستیل ؟^_^ من : میخرم
الهام : لواشک ؟^_^ من : میخرم
الهام : آلوچه تلش تلش ؟ من :میخرم
الهام :مچکرم آشتی ^_^ بلند شو بریم مغازه
الهام : کامران حالا نمیشه بری بدن سازی ولی کتکم نزنی ؟
من : الهام م م م م م م
الهام : خخخخخ فراررررر هر کی دیر تر رسید باید فردا شام بده ه ه ه

فرستنده : K : E


پسر عمم به مامانبزرگم میگه: مامانبزرگ موز دارید؟
بابابزرگم مثلا خواب بود پا شد از جاش
گفت :داریم نمیدیم شب مادر نه اینکه صدهزار تومن پول دادی
توقع موزم داری!!!! یه لحظه فکر کردیم مامانبزرگم بهش یاد داده که دیدیم دمپاییش پرت شد طرف بابابزرگم و بابابزرگم دوباره خوابید!!!! عشقشون منو کشته
شب مادرو دقت داشتی تازه نکته انحرافیش اینجا بود که فهمیدیم روز پدر نزدیکه ما که به فکر کادو افتادیم شما خود دانید!!!!
موز:-|
کادو روز مادر:˚_˚‖
کادو روز پدر:o_o"
گرونی::-D
ما::-)
ما که نتونستیم بخندیم ترسیدیم پرتمون کنه بیرون شما خواستید بخندید :-)



من کلاس هفتم هستم یه با سرویس میرم میام سرویسمون یه اتوبوسه بچه های سرویس هم یه 50نفری میشیم.
یه روز سرویس کارداشت نیومد دنبالمون یه مینی بوس آبی رنگ اومد دنبالمون جلو پسرا انقدر ضایع شدن الان تو خیالشون میگفتن این دخترا که این طوری وایستادن مرسدس بنز میاد دنبالشون. ههههههیییییییی حالا این که چیزی نیست.
من از قصد چون میدونستم ایستگاه اول پیاده میشم زود سوار شدم رفتم آخر آخر نشستم 10نفر از بچه ها هم جا نشدن پیاده رفتن، آقا من پیاده شدنی کل مینی بوس خالی شدن که من بتونم پیاده بشم بعد سه ساعت کشید تا دوباره سوار بشن آییی خندیدم. حالا..
یه همسایه داریم به اسم فریبا جون ملقب به بی بی سی محله، دیده من از مینی بوس پیاده شدم اومده میگه دنیز جون دوس پسرت بود؟؟؟
منم هنگ کردم میگم چطور؟؟؟؟
میگه اخه با مینی بوس اومده سرویست اتوبوسه قرمز رنگه پلاکشم اینه نیست.
من خودم طرف صاحب اتوبوسیه پلاک ماشینو نمیدونه اون وقت بی بی سی محل ما میدونه.
من پرو تر از اون گفتم اره دوس پسر بود با مینی بوس اومده دنبالم تابلو نشتو محل.
آقا ما یه سالی تو محل سوژه شده بودیم دیگه.
دیوونه تر از من دیدی؟؟؟

فرستنده : الهه آتش14


*^_^* S Mohammad H72 سیدم *^_^*

ی روز داشتم تلفنی با بابام حرف میزدم، سر ی موضوعی بحثمون شد. منم اومدم مث این فیلمها کلاس بذارم، بدون خداحافظی گوشی رو قطع کردم.
عاغا چشمتون روز بد نمبینه. یهو دیدم عینهو این نیروهای ضربت وارد خونه شد، چشماش استخری از خون شده بود. گفت توله سگ گوشی رو رو من قطع میکنی؟؟؟؟ کمربندش رو وا کرد چشاشو حلقه کرد اومد سمتم، یعنی از ترس داشتم دیوار صاف رو بالا میرفتم ^_^
هیچی دیه ی بلایی سرم آورد که بعد اون هروقت باهاش تلفنی حرف میزدم با چن تا زبون ازش خداحافظی میکردم *^_^*

فرستنده : Soltan***Mm72


سوتی های اطرافیان:
مامانم:دوتا دختر داره دونه ای 14 سالشونه!

ناظم مدرسه:سرتونو کردید توی کبک!
اون لولو رو ممه خورد!

دبیر شیمی:سر منو کلاه مالیدن!
باتشکر ازشون که موجبات خنده و شادی مارو فراهم میکنن!

فرستنده : Zaira


ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﻣﺸﻬﺪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ
ﭘﺴﺮ داییم ﮐﺮﻣﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺸﻴﻨﻴﻢ ﺭﻭ ﻭﻳﻠﭽﺮ !
ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﺩﻳﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺳﻤﺖ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ
ﭼﺸﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺪ ﻧﺒﻴﻨﻪ ﺣﻮﺍﺳﺵ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﺠﺎﺱ
ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﯾﺎﺩ ﭘﯿﺶ ﺑﻘﻴﻪ ﮐﻪ ﺩﻳﺪ ﻣﻠﺖ ﻳﺠﻮﺭﻱ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﻴﮑﻨﻦ !
ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﻳﻠﭽﺮ ! ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﻴﺪ ﺟﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﮐﺮﺩﻩ !
ﻧﺎﻣﺮﺩﺍ ﺍﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﻓﻘﻂ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ
ﮐﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﻔﺎ ﮔﺮﻓﺘﻩ
ﭘﻴﺮﻫﻨﺷﻮ ﺗﻴﮑﻪ ﺗﻴﮑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺧﺮﺵ ﻃﻮﺭﻱ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﻳﻠﭽﺮ ﺗﺎ ﻫﺘﻞ ﺭﻓﺘﻴﻢ ...



دوستم خاطره ای رو تعریف میکرد از یکی از فامیلاشون که تو فیلیپین درس میخونه.......اون فامیله میگفت:موقعی که ما(خودش و بقیه ی ایرانیا) میخوایم تقلب کنیم,6ساعت طول میکشه به طرف بفهمونیم قضیه چیه................. :|
اماوقتی کره ای ها میخوان تقلب کنن یکی به اون یکی میگه:"جین جونگ" اون یکی هشت سطر مینویسه :|||
اصن وضعیته ها...........زبونشونم پر سرعته سوسک توله ها....... ^____^

فرستنده : Zahra.A


چند روز پش با مادرم رفتیم مزون عروس خانومه فروشنده دفترشو باز کرده داره مدل هارو به همراه لباس و آرایششون بهمون نشون میده یهو من گفتم مامان این مدله چقد زشته مامانم میگه دخترم این خوده خانوم فروشندست....
منم با یه لبخند ملیح واسه اینکه ضایع نشم گفتم خب منم واسه همین گفتم...

فرستنده : jiiiiijiiiili


اولین ضربه ی زندگیمو وقتی خوردم که از راه رسیدم دیدم
مامان بزرگم داره با ادکلنی که دوس دخترم از انگلیس آورده پشه میکشه :|

فرستنده : nosdaranamos


یه شب ایرانسل اس داد : تبریک!77 دقیقه مکالمه رایگان ایرانسلی یک روزه از 1 بامداد تا 7 صبح به شما تعلق گرفت.مخاطبمون که خواب بود :-( منم حیفم اومد استفاده نکنم ! گوشی داداشمو ازش گرفتم و طی یک عملیات شبانه از ساعت 1 تا 2:17 به خطش زنگ زدم و همینجوری گذاشتم..مکالمه رایگانم که تموم شد خوابیدم !! ایرانسل صبح اس داد: خعلی پستی ...
من :-)))
ایرانسل :-(((

فرستنده : مهرداد


^_^*"حرف نزدن بهتر از زر زدن است" علامت اختصاصی مونا00
من ی خواهر زاده دارم سه سالشه
امروز داشت نقاشی میکشید بهتره بگم خط خطی میکرد, بهش گفتم خاله خط خطی نکن قشنگ بکش
برگشته میگه مگه تو مریم جونی (مربیش)??گفتم نه, میگه پس تو یکی رو اعصابم تک چرخ نرو, حوصله تو یکی رو دیگه ندارم,.
من :|
گودزیلا :-P

فرستنده : 00 مونا 00


آقا ما یه گودزیلا داریم دیشب سرماخورده بود لباس زیاد پوشیده بود بهش میگم دایی کاپشنتو در بیار گرمت میشه.برگشته میگه این کاپشن نیست سویشرته یعنی تو نمیدونی بی سواد
من تا 9سالگی کت و از کاپشن تشخیص نمیدادم

فرستنده : alikabir


مخاطب خاصم قرار شد بره سربازی دفترچشم پست کرد اما 4روز مونده به اینکه بخواد تاریخ اعزام بیادگفت من نمیــرم نمیتونم تنهات بذارم... رفت دانشگاه غیرانتفاعی ثبت نام کرد که نره!اونم تو بی پولی
بهش گفتم چرا اینکارو کردی بالاخره که باید بری!
گفت آره ولی تا نگیرمت نمیرم!!!
مخاطب خاص دیوونس من دارم!؟
سلامتیش بزن لایکو

فرستنده : شنقل


مادر برزگم جمعه پیش سمنو داشت منو خالمو بقیه فامیلا رفتیم سمنو هم بزنیم
یکم طول کشید وقتی برگشتیم تو خونه شوهر خالم برگشت گفت اگه من این همه سمنو هم زده بودم الان بیستا شوهر داشتم .........
خالمم در جواب برگشت گفت اگه بیستا شوهرم داشتیم همشون مثل شما بودن شانس که نداریم !!

فرستنده : مهم نیست!


بابام باماشین تصادف کرده زنگ زده بمن فحش میده.
میگم چی شده:میگه تصادف کردم.
میگم چرابمن فحش میدی؟
میگه آخه داشتم بتو فکر میکردم.
من:o_O

فرستنده : *AZNA*




previous123456789...750751next

 

line gif

 

بازی تراوین

بازي آنلاين استراتژيک گود تراوين
پر هيجان ترين بازي استراتژيک آنلاين
امپراطوري خود را تشکيل دهيد و ارتش قدرتمندي بسازيد 
با دوستان خود متحد شويد و به دشمنان بتازيد
قهرمان بازي شويد و برنده جوايز نقدي شويد 
www.GoodTravian.com

شروع بازی
 
 

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات