منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  242035

دیشب ساعت 1 نصفه شب رئیس دانشگاه ویه بیست نفرهیئت همراش ازجمله روانشناس دانشگاه اومدن خوابگامون برای بازدید. اون موقع شب دیگه نمیشدم اسمشم بذاریم شب نشینی فقط دزدا اونموقع فعالن. تازه اومده بودن میگفتن اتاقاتونو مرتب کنید ممکنه از اتاقام دیدن کنند حالا دختره جاشو وسط اتاق پهن کرده. نکته چالبش اینجاس یه دختره رفته بود بهشون تعارف می کرد بفرمایید اتاق چایی میل کنید یکی هم گفته بود بفرمایید اتاق هندونه. یه حاج اقام باهاشون بوده گفته نه هندونش خوب نیس نمیخوریم. اخه این هندونه هارو خود دانشگاه داده بود. خدایا هم یه اونا یه عقلی بده هم به اینا.

  242014

دیروز تو مدرسه به یه دختره گفتم شمارت چنده؟
با کلی کلاس و عشوه گفت:
مــــن اوصولن کسیـــو پی وی نمیپذیــــرم اما اَگع خاستی تماس بگیری در خدمتم یادداشــــت کن
منم خیلی شیک در جوابش گفتم:
حالا درسته خدا کسیو ضایع نکنه ولی منظور من شماره صندلیت بود
آخ‌آخ دختره یخ زد بدبخت(´∀`)

خدا هیچ کسیو اینطوری ضایع نکنه۰-۰ شاخ no PV (⌒_⌒;)

  241979

آقا چند روز پیش ما توی کلاس نشسته بودیم و سرصدا میکردیم
یهو متوجه شدیم دوتااز رفیقامون که ته کلاس میشینن باهم دعواشون شده ماهم که عاشق دعوا هی اینارو تشویق میکردیم و جو میدادیم
یهو معاونمون مثل زورو اومد داخل کلاس و رو به اون دونفر:(آفرین آفرین مگه شما چیتون حیوونا کمتره بزنین همدیگه رو لت وپار کنین)
آقا معاونمون رفت و اینا دوباره باهم دعواگرفتنو دوباره معاونمون اومد رو به یکی از اون دونفر گفت:(بیشعور مگه من به توعه بیشعور نمیگم با اون بیشعور دعوا نگیر بیشعور)
آقا مارو میگی قرمز شدیم فکر کنم از درون پوکیدیم چون نمیتونستیم بخندیم
معاونمون هم دیدسوتی بدی داده سرشو انداخت پایین و رفت بیرون

  241927

وقتی دارم این پست رو مینویسم بدونید 3 روز کلا از خدمت 21 ماه سربازیم مونده و فقط روحم مرده همین!
ساعت 3 و نیم نصفه شب رمضون:
آموزشی تو عجب شیر آخراش بردن مارو اردوی صحرایی
ی اکیپ کامل از بالا اومده بودن برا بازدید
از شانس هم منو انتخاب کردن سوال پرسیدن مام نخبه روزگار
گفت تو عینکی هستی و بنظر باهوش میای .. ژکوند لبخندی هم بود همراهش
بالاخره سوالش این بود ک بار مبنای ژ - 3 چی بود؟؟
منم جواب رو نمیدونستم اینورو نگا کن اونورو نگا کن.. یکی از درجه دارا با دستش عدد 3 رو نشون داد و منم نه گذاشتم نه برداشتم، گفتم: 3 کیلو =) با اعتماد بنفس زلاتانی
ب فرمانده گروهانمون نگاه کرد و ی سری تکون داد و از ارزیابی کلی دوره 10 نمره بخاطرم کسر شد
حالا درد جلوس بابا...
بعد اینکه اینا رفتن موقع غروب بود ک گروهانو ب صف کرد و گفت بدون پوتین پابرهنه ، ی سوت گرفت دستش فرمانده و گفت بچه ها میدونین این چیه؟ شیپور وحشت...
با هر سوتم میرین بالای تپه پابرهنه و دومین سوت 10 ثانیه ای پایین تپه هستین.
سوت اول برو
سوت دوم بیا
- بار مبنای ژ - 3 چنده آقای فلانی...
+جناب سروان سیصد تیر
- نخیر 3 کیلو
سوت1
سوت2
بار مبنای ژ - 3 چنده؟ 3 کیلو نه ه ه ه ه ؟؟؟ :/
سوت 1 سوت 2
روال در حد 30-40 بار تکرار شد راحت
فرداش دیگه از شدت کوفتگی نمیتونستیم رو پا وایستیم...
تنها دستاوردم از خدمت :
مشهور ب مسئول چای و 3 کیلو :)

  241925

تو پیاده رو به قیافه یکی خندیدم یارو رفت تو خیابون سوار پورشه شد رفت،






نشستم رو جدول کنار خیابون تا شب به خودم و قیافم و زندگیم خندیدم????
????????

  241894

امروز نشسته بودم تو پارک داشتم چیپس میخوردم یهویی یه مامور اومد گفت چند سالته منم کفتم هنوز به هیجده نرسیدم
گف عمو اون سن تکلیف 15سالگیه .... نابود شدم یه لحظه بعد برگشت گفت حالا داشتی چی میخوردی منم با حالت مظلومانه گفتم جناب سرکار داشتم گه میخوردم گه هیچی دیگه ولم کرد خخخخ

  241878

عاامو ما بچه بودیم مثلا تا دوم سوم راهنمایی شنیده بودیم اب بزنی تو دهنت اما قورتش ندی روزه رو باطل نمیکنه...

منم نبوغ به خرج میدادم همین حرکت رو با ابمیوه میزدم،سال ها گذشت تا فهمیدم داداچ داشتم اشتباه میزدم این همه مدت....

  241860

ديروز رفتم میوه فروشی، 5 هزار تومن دادم به میوه فروشه گفتم:

گوجه سبز بده!

كف دستش یه گوجه سبز بود بهم تعارف کرد

منم برداشتم انداختم بالا و در يه حركت قورتش دادم

گفتم : خوبه؛ پوست نازكم هست!

چند لحظه گذشت

میوه فروشه گفت: چیزه دیگه ای هم میخواستید؟

گفتم : آره دیگه؛ ۵ تومن گوجه سبز

گفت : همون بود که خوردیش

هیچی دیگه...

منو میگی الان بغض گلومو گرفته که چرا بیشتر مزش نکردم؟

چرا نمک نزدم؟

چرا گوشه لپم نگهش نداشتم؟

آخه چرا سریع قورتش دادم؟

آخه چرا؟

صدای خرچ خرچشم حتی نشنیدم خاک تو سرم

خداااااااااا..

  241856

‏یه بارم تو تاکسی برای اینکه بغل دستیم اذیت نشه به شیشه چسبیده بودم آخرش که اومدم حساب کنم راننده تاکسی گفت تورو دیدم یاد ماهی لجن خوارم افتادم که پارسال عید مرد ، ازم کرایه نگرفت

  241854

چند روز پیش تو مدرسه بیکار بودیم جمع شدیم گفتیم یه بازی بکنیم یکی پیشنهاد کرد مشاعره به سبک مدرن همه هم قبول کردیم بعد از نیم ساعت از یه کلاس 27 نفری فقط من موندمو یکی دیگه از بچه ها. هعی من بگو اون بگو یه دفعه به من "م" افتاد منم دیگه هرچی بودو نبودو خونده بودم یهو دوستم از اونور داد زد : اون آهنگی رو بخون که من دوستش دارم ثمین برام میخونه
منظورش آهنگ کویر بود "من اون کویر ای خدا ..."
منم اصلا یادم نمیومد کدوم آهنگو میگه یهو یه جرقه خورد تو ذهنم گفتم : مرا ببوس ...برای آخرین بار "
من ^_^
دوستم *_*
ثمین *_*
بچه ها ی کلاسمون 0_0
معلم -__-

  241832

این ترم کلاسهام تو دوتا دانشکده برگزار میشن و چون یکی از دانشکده ها وسط شهر و من متنفرم از رانندگی داخل شهر ماشین میذارم تو پارکینگ با تاکسی میرم
تو مسیر من یه آقایی کنار خیابون کتاب میفروشه منم که معتاد دست خالی بر نمیگردم
حالا این هفته کلاس تموم شد دیدم اااا چه کتابهای خفنی داره یه 5-6 تایی برداشته بودم حس کردم یکی باهام حرف میزنه (هندزفیری تو گوشم بود) نگاه کردم دیدم دانشجومه
دانشجوم: استاد این همه کتاب برای چی میخرید
من: کتاب برای چی میخرن؟
دانشجوم: دکور؟
من@-@
حالا خریدم تموم شد آقاهه یه کتاب بیشعوری اشانتیون داد
من: وای ممنون ولی دارمش
آقاهه: اشکال نداره بدبد به دوستاتون
دانشجوم: یعنی میفروشید به دوستاتون؟
من0-0
اقاهه:/
دانشجوم:)
فقط اقاهه بهم گفت خدا صبرتون بده
دانشجو مملکت ما داره؟

  241822

بزرگترین اشتباه زندگی مو زمانی انجام دادم که موقع دبیرستان دخترهمسایه مون بهش ریاضی یاد میدادم گفت هوا اینجا چقدر گرمهههه
من زود رفتم کولر رو‌ روشن کردم.

  241764

یه سگ داشتم، انقد واسه واگذاریش اینور اونور اگهی داده بودم دیگه یه روز صبح پاشدم دیدم ساکشو جمع کرده رفته خودش . یه نامه هم نوشته بودکه: همه با معرفتا...تف تو این یه لقمه نونی که تو میدی ما میخوریم. مشتی فقط ما اضافه بودیم؟ نکش خودتو، رفتم . 50 تومنم تو پاکت برام پول گذاشته بود..

  241754

همسر رفیقم حقوق خونده. موفعی که عاقد سر سفره عقد می پرسه: وکیلم؟ فکر می کنید چی جواب می ده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا؟ منم وکیلم!

  241696

دیروز بازرس اومده بود مدرسمون یه آدمی که انگار سگ پاچشو گرفته فوق العاده اخمو و عصبی تازه کچلم بود ازین کچلا که کله اش از آینده ی من روشن تره از زور تاسی برق میزد کلش بعد عصبابی اومد نشست تو کلاس ما بعد یکی از بچه ها بنده خدا جا نداشت بشینه هی میرفت ته کلاس هی میومد جلو بعد کچله یهو عصبانی شد گف د بشین خانوم دیگه چرا هی رژه میری دختره ام گفت آخه آقا جا ندارم کجا بشینم اونم گف بیا رو سره من بشین یه دفه منم از دهنم در رفت بلند گفتم خو اونجا بشینه که لیز میخوره :) یه دفعه کلاس منفجر شد بچه ها از خنده درو دیوارارو گاز میزدند خوده دختره هم همونجا نشست رو زمین از خنده جالب این جاست که کچله هم میخندید بعد با سکوت کلاسو ترک کرد

قبلی12345...1096بعدی