پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار


یه پنکک قهوه ای رنگ دارم شیشه اش شکسته شبیه مهر شده حالا بابا برداشته باهاش نماز خونده بعد نماز اومده میگه دخترم این مهره چرا خاکش همیجوری میریزه. بعد نگاه به پیشونیش کردم پنککی شده
اوضاعی بود، دیگه روم نشد بگم باباجون مهر نیس
خخخخ

فرستنده : فیل فورجوک


داداش گودزیلام از صبح تا حالا داره به داییم میگه برام آدامس بخر برام آدامس بخر ، شب که از سرکار اومد خونه یه بسته آدامس داد بهش گفت بیا اینو بگیر ؛ گودزیلام گرفت به بابام گفت بابا چون رو اعصاب دایی رفتم برام گرفت !
من 0 - 0
بابام : نخیر چون دوستت داشت گرفته ، حالا برو بگو ممنون دایی
گودزیلا : من برم بگم ممنون ؟ نه نمیخوادددد
همچنان من 0 - 0

در این جا بود که به نتیجه رسیدم که اینا گودزیلا نیستن هیولان



@@@@@M.M@@@@@

امان از دست تلبلیغات اینترنتی
بعد از مدت ها فیلم مورد علاقه ام رو پیدا کردم میخواستم دانلود کنم که یهو حدود بیست سی تا صفحه تبلیغ باز شد :(( هر کدوم رو میبستی دوباره باز میشد :( با هزار مصیبت لینک دانلود فیلم رو پیدا کردم وسط دانلود هم امون نمیدادند نامردا هی صفحه تبلیغ باز میشد :(( حالا اگه داد اشم بخواد بیاد اینترنت اگه یه صفحه تبلیغ باز شد من اسمم رو میزارم برگ چغندر :))))داش عباس این تبلیغات اگه تو جیب شلوار کردیت جا میشه بدم بهت یه کاریشون بکن:))))

فرستنده : @^-^@M.M@^-^@


والا من توقع از هیچکدومتون ندارم.همین که توی عروسیم بیاید وماروخوشحال کنید انگار یکی یه دونه ویلا دوبلکس مبله تو کلاردشت با استخر و جکوزی و سرایدار واستبل خصوصی با اسب های اصیل بهم کادو دادین!!!

همچین شیک و مجلسی ازتون تشکرمیکنم که قراره توعروسیم بیایدا!!!!
خدا به همه از این دوستا نصیب کنه!!!

خخخخخ


700وخورده ای لایک از دوتا پست توی سه روز چندتا لایک داره؟

خدا قسمت شما هم بکنه.

فرستنده : فائزه خانوم


قبل از عید بود با شوهر گرام رفته بودیم خونه مامانم کمکشون خونه تکونی
عصر که شد یه چای نبات زعفرونی دبش ریختم گذاشتم رو میز.
حالا من: عزیزم برات چایی ریختم بیا بخور
شوهر جان: وای نمیتونم جون ندارم.
من: عزیزم بیا بخور تا جونت درآد(میخواستم بگم جون بگیری)
شوهرم0_0.
من قبل از پی بردن به سوتی:-)
مامانم (^_^*)
من بعد از پی بردن به سوتیo_O



بابا جونم^_^

فرستنده : شب بی پایان


دیروز رفتم ماشینمو بیمه کنم
خانومی که اونجا کار میکرد بهم گفت امروز سیستم قطع شده فردا بیا بیمه نامه ات رو بگیر
رفتم خونه فردای اون روز رفتم شرکت بیمه
دیدم یه خانم خیلی خوشگل نشسته
بهش سلام کردمو گفتم خانم دیروز یه خانم بی ریخت و زشت بهم گفت امروز بیام بیمه ام رو بگیرم
برگشت بهم گفت خودمم
تازه الان میفهمم چه اثری داره این ارایش
من:(
خانم توی شرکت:((((((
بیمه نامه:$

فرستنده : پریسا مشدی


نام کاربریم رو عوض کردم گذاشتم خانم دکتر!اصن انگیزم به درس خوندن دو برابر شده! یعنی فقط رتبه یک دانشگاه هاروارد!!!
وارد سایت که میشم میگه: خانم دکتر به بخش کاربری خوش آمدید!
یه بار انقد جوگیر شدم کم مونده بود یه نسخه بنویسم بدم دستش!!!

فرستنده : Dr.F@ti


با مامانم بحثم شده با حالت جدی در اومده میگه: اینجوری رفتار نکن با من تویی که الان اندازه خرسی اندازه مرغ بودی بزرگت کردم!

من :|
خرس :|
مرغ :|
گوشتهای وارداتی از برزیل :|

فرستنده : مترسک


قبل ماه رمضون رفتم خونه دوستم جاتون سبز میوه اورده مامانش برامون تو اتاق یه سبد پر البالو و گیلاس و الو و خیار و سیب گلاب
از اون جهت که بنده هیچیم به ادمی زاد نرفته نمیتونم هسته این میوه ها رو نجات بدم قورتشون میدم و سیب هم که فقط یه چوب تحویل میزم مامان دوستم کلی بهش سفارش کرد میوه بخوریداااااا و رفت
حالا من نصف بیشتر سبد با هسته خوردم خیارم که عمرا پوست بکنم حیفه همینجوری دادم رفتتو خندق بلا مامان دوستم امد دید بشقاب من خالیه بشقاب دوستم پر هسته و پوست میوه است
مامان دوستم به دوستم:ذلیل مرده خودت تنها این همه میوه رو خوردی به مهمون ندادی!!!!؟
دوستم:نه مامان با هسته خورد:-(
من:نههههه میل نداشتم:-P
دوستمo_O
مامانش@_@
مامانش:یعنی ابرومون بردی
من:شوخی کردم بابا خوردم هسته هاشو قورت دادم
هیچی دوساعت بنده خدا قسم خورد تا مامانش باور کرد
کلا مردم آزاری تو خونمه میدونم خووووو چیکار کنم دانشگاه تعطیله دانشجوهام نیستن کیووو اذیت کنم
ایا مردم ازاری کار خوبیست؟!ایا رفیق من کم طاقت اکست؟!ایا من شکمو هستم؟!

فرستنده : faeze


ایها الناس (خواستم یه چیز جدید باشه) اقای همساده رو می شناسین؟ به جان خودم من بد شانس ترم الام میگم ببین . ا
امسال خیر سرم کنکور داشتم یه سال از کار و زندگی زدیم نسشتیم کنکککککور خوندیم شب قبل کنکور نتونستم یعنی نزاشتن بخوابم کنکور رو که خرابیدیم
بعد کنکور گفتبم با دوستا بریم بیرون بچرخیم بادی به کلمون بخوره هنوز بیرون نرفته بودیم زارت پخش زمین شدیم پام شیکست هنوز تو گچه بعد اون اینترنت قط شد بابای ما هم افتاد رو دنده لج که من وصلش نمی کنم منم که حرف گوش کن !!!!
تا اینکه امروز بعد از 5 روز پنجججججج روز بی اینترنتی و اوارگی از خونه خاله به دایی از دایی به عمه و اینااااا اومدیم فور جوک یکم روحمون شاد شه هنوز صفحه بالا نیومده میبینی تبلیغ زده جمع بندی کنکور در 20 روز من چی بگم ؟؟؟؟
خودمو بزنم خوبه ؟؟؟
یعنی الان له ام له له
من :|
بازم من : :(

فرستنده : ...


ஜ۩۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩ஜ

سلام نماز روزهاتون قبول.
اقا ما پارسال قرار گذاشتیم بریم تهران دور دور با اقوام(ما تو یکی از شهرستانها ی استان تهران زندگی میکنیم) ما هم ساعتای هفت راه افتادیم.پسر عمم گفت من تهرونو عین کف دستم بلدم.ما هم گفتیم باشه .رفتیم همین که پامونو گذاشتیم تو تهرون گم شدیم .یه دختر سانتال مانتال کنار خیابون واستاده بود .پسر عمم گفت :خانم همت کجاست؟
دختر هم برگشت گفت سر قبر بابات.(خیلی بی تربیت بود)
پسر عمم هم چشاش شد قد دهن اسب ابی.منم گفتم:ولش بریم از یکی دیگه بپرسیم .همینطوری رفتیم .خوردیم به ترافیک .یه ماشین خوچمل بغلمون بود .گفتم از این بپرس ببین میه چی.پسر عمم هم پرسید .یارو خیلی با شخصیت بود گفت:من میفتم جلو شما هم پشت سرم بیاید.اقا ما راه افتالدیم .این خنگ خدا(پسر عمم)میگه: تو رو خدا ماشینشو ببین عرضه نداره یه ذره تند بره .منم فهمیدم یارو اینطوری میره که ما گمش نکنیم هیچی گفتم.همین که افتادیم تو همت .عاقا ماشین گازشو داد رفت تو یک ثانیه غیب شد.
اونم فهمید چه خبطی کرده هیچی نگفت .اما یدونه زدم پس کلش تا عمر داره دیگه نگه من تهرونو بلدم .حالا زنش هم هی فیس میومد که اره همه جارو این کف دستش بلده .منم اعاب داغون .یدونم زدم پسکله زنش تا دیه برا من تز شوهر دوستی بر نداره.والا.

فرستنده : دختر ایروونی


ملت دو بیت شعر واس دوس دختراشون میگن ... دختره خر ذوق میشه که دوس پسرم شاعره :|
اونوقت من یک دوست دختر دارم خودش رشتش ادبیاته ... شعر میگه !
صبح تا شب میشینم لغت نامه دهخدا هم میزارم بقلم ... ده بیت شعر میگم . اخرشم که میبینه ، یک چش خوره میره میگه "قافیه ها ایراد دره ، وزن نداره ... خلاصه ی کلام ر*دی به ادبیات این مرزو بوم "
ارزو به دلم مونده یک بار تعریف کنه :| تریپ احساسی بیاد ... -_-
خدایی اینم شانسه من دارم .

فرستنده : محمد امین ....


آقا استادمون دیروز داشت یه مساله سختو واسمون توضیح می داد.این بیچاره هر چقدر توضیح داد ما نفهمیدیم.آخرش عصبانی شد گفت:خر هر چقدرم عر عر کنه صاحبش نمی فهمه..
از استاد عزیزم واقعا ممنونیم که مارو صاحب فرض کرد و خودشو ... .

فرستنده : مملي


آقا ما سوار تاکسی بودیم من پشت راننده نشسته

اومدم کرایه بدم راننده برگشت پولو ببینه تا بگیره

فکر میکنین.چه اتفاقی افتاد؟؟؟؟؟؟

انگشت کوچیکم رفت تو گوش راننده

بماند که ناخونم گوشش رو خراشش داد و خون اومد

و اینم به ما ند تا خود خونه انگشتمو بالا نگه داشتم به جایی نخوره

مکالمرو داشته باشید!

من_ اه یعنی ای وای ببخشید خوبید آقا؟؟؟

یارو _ آره خانوم چیزی نشد که فقط پرده گوشم پاره شد دست شما درد نکنه گوشم سبک شد!

من با ناراحتی تمام_ خواهش می کنم.!!!! یعنی ببخشید!!!!

قیافه یارو. :|

مسافرانی که تازه متوجه صحنه شدند . 0_0. :-))))))))))

قیافه خودمو چون هم میخندیدم هم ناراحت بودم و هم به انگشتم که سرش سبز شده بود و

چندشم میشد نتونسم بگم شرمنده!

فرستنده : الی :-)


آخرین امتحان دانشگاه امتحان بچه های خودم بود داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه کمربند بستم ولی از زیر دستم رد کردم(حرفه ای هاش میدونن چی میگم ..... الکی مثلا من خیلی راننده ام) دیدم مامور راهنمایی رانندگیه گفت بزن کنار
مامور:خانوم چرا کمربند نبستید؟!
من:بستم ایناهاش
ماموره:آهان خب مدارک ماشین لطف کنید
چون کیفم خیلی کوچیکه مدارک ماشین توش جا نمیشه مدارک با برگه ها گذاشته بودم صندلی عقب قشنگ ۵دقیقه گشتم تا پیدا شد تصور کنید حالا بسته برگه ها رو میدادم بغل ماموره
مامور بنده خدا:o_O
من::-)
مدارک دادم دستش دید کامله
مامور:خانوم گواهینامه دارید؟!این تو نبودا
من:اوا اون تو کیفمه حالا کیفم کو؟!
مامور:خانوم نمیخواد فقط راه بیافت
خخخخخخ ایا من عصبانیش کرده بودم؟!ایا من شلخته ام؟!ایا مامور باید انقدر کم طاقت باشد؟!

فرستنده : faeze




previous123456789...952953next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات