منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  242960

یکی از فانتزی های دوران نوجوانیم اینه که(الکی مثلا من عباس مستقیمم) در حالی که دارم تو پارک راه میرم یهو یه کیسه زباله وسط پارک ببینم و روحیه ی محیط زیست دوستانه ام گل کنه و تصمیم بگیرم بلندش کنم اما نتونم چون ببینم سنگینه اون وقت بازش کنم ببینم توش یچیزی برق میزنه (فکر میکنم الماسه) که دستمو میکنم توش و میبینم بععععععععععله اون چیز براق شیشه خورده بود و دستم از پلاستیک در میارم میبینم بین اون همه شیشه خورده دستم قطع شده :|
هیچی دیگه اون قسمت دستمم بر میدارم و در حالی که ضایع شدم میرم بیمارستان ×-×

  242630

فانتزی من اینه که یه روزی بیاد از آمپول نترسم مثل آدم هرجام درد کرد برم دکتر
خخخخخخخخخخ

  242592

یکی ازفانتزیام اینه که.
.
.
.
.
.
.یه بار کلیه مقاطع تحصیلی تعطیل بشند به جز ابتدایی..آخ آخ که چه کیفی میده:)

  242545

یکی از فانتزیام اینکه یروز برا امتحان مثل خر درس نخونم و نمرم کمتر از هیفده هیژده بشه
لایک:گه نخور بچه شلپس (شلپز یا هرچی دیگه)????????????????
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ایوای یادم رفت بگم فانتزیای معکوسم
لایک:داش شرمنده فک کردیم از اون گپی هایی
لایک:همچنان داری گه میخوری ????????

مدیونه هرکسی که فک که از اون خر خونای نفهمم.

  242520

(فـــاطـــمــهــ♥
یک فانتزی دیگه عم دارم:
ب عنوان یک پلیس مخفی برم تو یک رستوران تا اون باند قاچاق ابگوشت غذای بین المللی رو منحدم کنم.
نشستم سر میز یک پرس کوبیده با تمام مخلفات دولپی دارم میل میکنم*-*
البته اون وسط حواسمم به بانده هست:))
یهو یکی میزنه تو کلم برمیگردم میبینم سرهنگه(پسر خوشگل خوشتیپه!) میگه چرا نشستی پاشو بریم.
درحالی که نگام به اون کوبیدس بگم چشم سرهنگ.
بعد پاشیم بریم چندتا حرکت هندی روشون پیاده کنیم منحدم بشن^_^
بعد همه نیروها بریزن اونارو بگیرن ولی یکیشون بازوی منو زخمی کنه.
بعد سرهنگ (پسر...^_^)بزنه تو ملاج پسره بگه هوووووی با عشق من چیکار داری؟!!
همه از حرفش دهنشون بااز مونده دخترا با نفرت نگام میکنن(خودمو دیگه نگو غش کردم*-*)
یهو سرهنگ جلوم زانو بزنه ازم خواستگاری کنه$-$
منم بگم اگه میخوای قبول کنم باید برام کوبیده بخری+-+
اونم بگه چشـــــــم بزن بریم بعد من و اون تو افق عه نه ببخشید افق جا نداره تو عمود باهم محو بشیم °_°
به این یکی فانتزیمم برسم لایک کن:)
لایک:خودم برا همتون کوبیده میخرم

  242319

فانتزی من اینه که من یک خانم دکتر روانشناس بشم
بعد یک روز یک مریضیو بیارن پیشم که یک پسر خوشگل و پولدار و خوشتیپ باشه *-*
افسردگیه شدیدم داشته باشه بعد من اینو خوب کنم این عاشق من بشه منم عاشقش بشم^_^
بعد مامان و بابا هامون نزارن باهم ازدواج کنیم:(
بعد اون دوباره افسرده بشه خودکشی کنه#-#
منم وقتی اونو دیدم خودکشی کنم تو اون دنیا به هم برسیم۰-۰
دیونه ام خودتونین°_°
به فانتزیم برسم لایک کن._.

  240964

علامت اختصاصی(((((((((((((alimessiiiiiiiiiiiii))))))
یکی از فانتزیام اینه که تو هواپیما گوزینگ ایر نشسته باشم در حالی که دارم غذای مخصوص تخمرغ پلو بخورم یکی بهم اس بفرسته ببینم خالیه بهش جواب بدم کصافط جواب بده ریدم تو اون قیافت بعد ببینم کاپیتان پرایس بهم زنگ بزنه
خاک تو سرت تو اون اس ام اس خالی بمب بود منم بگم خفه شو بعد ببینم راست میگه
بمب بترکه سوپرمن بیاد هممونو نجات بده بعد منو آخر از همه نجات بده بعد یه عاروق مشتی بزنم توصورتش بعد از ترس بگوزه خب چون سوپرمنه گوزش همه جارو با گاز بی اکسید کربن پرکنه بعد همه بمیرن بعد منم با باسن بخورم زمین از اون بالا
جنازمو بیارین سمت افق
دوستان انگار از عباس پرسیدند این تازه وارد کیه داره از سبک تو تقلید میکنه عباس جان فرمودن میمون ها برای تقلید اجازه نمیگیره
خانم صادقی ببخش طولانی و چرت شد چون تازه وارد تجربه نسبتا کمی دارم

  239951

یکی از فانتزیام اینه که :
یه آدم معروف و مشهوری بشم دعوتم کنن دورهمی
بعد مدیری ازم بپرسه:
_به دور همی چی میدین
+گوز خر
_خیلی با ارزشه خیلی با ارزشه :))))

  239924

بچه که بودم یکی از فانتزیام این بود که دزدا بدزدنم اونوقت من بهشون سواد و نوشتن یاد بدم و آشپزی و .. بعد اونا بگن دستت درد نکنه منو ببرن خونمون بعدشم یه زندگی خوب داشته باشن و از من به عنوان اسطوره زندگیشون یاد کنن
#واقعیت

  239507

یکی از فانتزیهام اینه که یه بچه دو سه ساله پیدا کنم بهش بگم مامانتو گرگ خورد !
انقده خوبه!

  239395

یکی از فانتزی هام اینه که سرکلاس معلم منو ببینه که دارم صحبت می کنم بلند بگه : ژنرال بلند شو برو بیرون از کلاس . منم بلندشم بگم : بهتر از اینه که تو این طویله با تو مادیان تو یک اتاق بمونم . و بزنم بیرون از کلاس بزن یک نوشابه بگیرم و تا افق با همون یکی سر کنم .

  239348

دلم میخواد یه روز ساعت ۴صب زنگ بزنم ب دوست دخترم از خواب بیدارش کنم بعد بهش بگم من جلو درتونم بیا میخوام ببینمت!



بعد اونم با تاپ و شلوارک و چشمای خوابالو و موهای ژولیده بیاد پایین و بشینه توماشین بعد من بهش بگم تو بخواب من نگات کنم!

بعد اون بخوابه و منم گازشو بگیرم برم شمال.
ساعت ۷صب برسیم لب دریا………

بعد من درای ماشینو باز کنمو خودم ۴زانو بشینم روکاپوت ماشین و دوست دخترم با صدای آب بیدار شه!




بعد از ذوقش جیغ بزنه و همون جا سکته قلبی کنه و بمیره.



بعد من با گیتارم این آهنگو بزنمو بخونم:
دریااااااااااااااا
اولین عشقه مراااا بردیییییییی


دریااااااااااا

  239346

یکی از فانتزیام اینه که دوس پسر دنیا جهانبخت رو ببینم بهش بگم خجالت نمی کشی که هر سال یه ماشین مدل بالا براش میخری زن باید بوی قرمه سبزی و پیاز سرخ کرده بده.
اونم در حالی تحت تاثیر قرار بگیره بگه ممنون که منو از گمراهی نجات دادی حالا شماره تو بده تا باهات رل بزنم. منم در حالی به پشت سرم نگاه می کنم آقامون بیاد یه مشت و لگد حسابی بهش بزنه و سوار پراید قسطی مون بشیم و با آهنگ حامد همایون تو افق محو شیم.

  238851

فانتزی من تا قبل از آشناییم با چهار جوک:
تو ماشین خوشگله ی عمو از جلو مدرسه رد شم پز بدم همه رو حسرت به دل کنم
فانتزی من بعد از آشنایی با چهار جوک:
خداکنه این یکی دیگه تأیید شه.. حداقل این همه پز دادم که عضو چهار جوکم یکیم تایید باشه
دو روز بعد از ارسال جوک:
مدیر جوووووون اگه تایید نمیکنی حداقل جواب بده ببینم این جوک بدبخت من چشه لاقل بگو محتوای تکراری یا بیشتر تلاش کن که خیال خودمو هفت جدو آبادم راحت شه والاااا

  238757

فانتزیم اینه کع فامیل حسینی بای شم بعد از یکی خوشم بیاد
دختره ازم اسممو بپرسه بعد بهش بگم حسینی بای اونم بگه باااااای@_@

قبلی12345...164بعدی