دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  254365

فانتزی من اینه که بابا بزرگمو تو شلوار لی ببینم.

  254285

فانتزی من اینه که اون چند نفری که تو دنیا شبیهمن رو ببینم کنجکاوم ببینم چقدر شبیه همیم‏!‏ خیلی جالب میشه‏!واکنش آدم اون لحظه دیدنیه‏!مث بچگیامون اون موقع که جلو آیینه وامیستادیم و خودمونو توش میدیدیم عجب جذابیتی داشتا‏!یادش بخیر‏

  254028

یه تبلیغم میخوام بسازم اینجوری:
_چه برایمان آورده ای مارکو؟
+محصولی شگفــت از صدا و سیما
و درحالی که چشماشو خیلی لــــوس ریز کرده و با یه لحن بچــگونه بگه
شامپو سیرشو بدم ؟ رزماریشو بدم؟ کووووودومو بدم؟
یهو از اون پشت یکی از این جوونای مو فرفری چشم رنگی نچســبای صداسیمایی بگه نمیدونم فقط آهنگشو یادمه....
آهان خاویار بادمجونشو بده!
بعدش مارکو کف و تف قاطی کنه و بگه تو اینجا چه خــاویاری میخوری ؟ و بعدشم به من نگاه کنه بگه آهااای کارگردان نکنه اسکلمان کردی؟
درست در همین لحظه ی حساس من وارد بشم و دوربین روی چهرم زوم کنه و یه دونه از اون شامپو سیرا رو بردارم و بگم: شامپو سیـــر بــهـــاااانه بود بـــه هم دیگــه ســـــر میزدیم :))
مارکو هم بیشتر عصبانی بشه و اون چمدونش رو (اصلا مگه زمان مارکو چمدون بوده؟!o_O) ببنده و برگرده کشورش و دیگه هم اینورا پیداش نشه!

لابد الآن مدیر میپرسن ساقیت کیهツ
.
راستی اینم بگم که مدیونید فکر کنید من تلویزیون نگاه میکنم :)

  253893

میخوام یه فیلم ایرانی بسازم
وقتی زن حالت تهوع داره باردار نیست.
منشی وقتی یکی سرشو میندازه پایین میره تو اتاق رییس نگه آقای رئیس من گفتم جلسه دارین اما گوش ندادن.-_-
سحر وقتی مرده از خواب میپره زنش با چادر نماز مشغول عبادت نباشه ...
مادر خونه نگه پدرو دختر خوب خلوت کردینا!
آقا مصطفی پلیس نباشه و آدم بده ی فیلم باشه
نقش اصلی فیلم هم یه پسره ست که بیلیارد بازی میکنه و باحوله از حموم میاد بیرون و خیلیم بچه خوبیه!..
خلاصه که پشمای صدا و سیمای ایران بریزه :))
آی ام کارگردان^_^

  253781

فانتزیم اینه که همینطور که دارم با شروار کردی توو خیابوون راه میرم مسلسلمو درآرم و برم توو سوپری بعدشم بگم آلیس میخوام. بعدش تا اون شاگرد سوپریه میاد بگه آلیس با یه تیر زندگیشو حروم کنم.











والا. (هلوشو بدم، لیموشوبدم؟)

  253494

فانتزی من اینه که وقتی تو فیلم های ایرانی زلزله میشه یا جنگ میشه زن هایی رو که از زیر اوار در میارن چادر و روسریشون انقد محکم نچسبیده باشه به سرشون لامصب انگار با تیر آهن جوش دادن به سرشون

  253478

حس میکنم ادمین فورجوک سنگر گرفته، کاربرا همه در جناح مقابلن!
پست های ارسالی چونان گلوله های آتشین به طرف ادمین پرتاب میشه !
ادمین آفلاین میشه و گلوله ها توی هوا pause میشن :/
ادمین با اینترنت شبانه میاد، فریاد میزنه و از سنگر خارج میشه،
مث پاندا کنگ فو کار گلوله هارو با دستاش می گیره قلش میده به سمت خود کاربرا پرتاب می کنه !! O_o
دووووف! بیشتر تلاش کن!
بعد گلوله هایی که خوشش میادو پرت می کنه تو سایت 0_0
یه بیست تا گلوله که تایید کرد برمی گرده تو سنگر و باز آفلاین میشه می خوابه *~*

  253377

فانتزی من اینه که ساعت دیواری موقع خواب صدای تاپ تاپ قلب مارو بشنوه نتونه بخوابه :(

  253373

یکی از فانتزیام اینه که وقتی پست ارسال میکنم دو دقیقه بعدش روی سایت بیاد!
نه چهار پنج روز بنویسه در انتظار تایید:/

  253003

فانتزی من اینه که سر کلاس سروصدا کنم ‌. استاد بهم تذکر بده . دوباره من سروصدا کنم . بالاخره استاد بگه برو خودتو حذف کن .
منم با یه لحن مهیج یه تای ابرومو بندازم بالا و بگم :شما مطمئنید ؟
اونم نیشخند بزنه بگه آره .
بعد من بگم : اوکی .
بعد از جام بلند شم و با بلند شدنم یه لشکر از وفادارانم ، پر جمعیت از کلاس همراه من بلند شن و وقتی استاد چشاش عین غاز متعجب شد از در کلاس بریم بیرون و همگی زیر لب خطاب به استاد بگیم : استاد گه خوردم غلط کردم ببخشید .
استادم عصبانیتش خاموش شه بیاد بغلمون کنه و یهو من از جیب مخفی کیفم یه چاقو در بیارم استادو جر بدم . اونم بیفته رو زمین و نفسای اخرشو که داره میکشه بگه : ... خاک تو سرت .
منم اشک تو چشمام جمع شه بگم : منو ببخش .
استادم یه نگاه نافذ بهم بکنه بگه : گه نخور .
بعد معجزه شه زنده شه . گند بزنه به تخیلات دیوونه کنندم :|
پیش روان شناسم رفتم . اونم روانی شد از دستم . دیگه کاری از دستم بر نمیاد .

  252887

***Amir_321 *** علامت اختصاصی



یکی از فانتزی هام اینه بفهمم فرق جوک دوستانه و جوک جدید و جوک متفرقه چیه
خب خطاب به ادمین : دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خب منم دیگه عین تو بدم
ادمین با اینکه میدونم تایید نمی کنی ولی بازم پست میگذارم
فکر کنم مرض دارم دکترا جوابم کردن
هی ادمین نامرد

  252740

فانتزی من اینه که مدیر فور جوکو ترور کنم بعد دست و پاشو با طناب ببندم سعی کنه که خودشو آزاد کنه ولی نتونه و منم بهش بگم بیشتر تلاش کن بیشتر تلاش کن بعد با چوب اونقققدر بزنمش که نفسش بالا پیاد و برای نفس کشیدن تقلا کنه و منم بهش بگم بیشتر تلاش کن و ضربه آخر و بهش بزنم و تموم

اگه خوشتون اومد لایک کنید دوستان

  252732

یکی از فانتزیام اینه شب میشه بخوابم ولی مگه فورجوک میزاره به قرعان مگه فورجوک میزاره

  252552

یکی از فانتزیام اینه که یه با برم خونه‌ی مادر بزرگم دارو و دوا به خوردم نده...
چیکار کنم... از بس بهم دمنوش داده اسم هرچی دمنوشه رو از برم.

  252473

فانتزی من اینکه ادمین فورجوکو بندازم تو استخر و شنا بلد نباشه هی دست و پا پزنه منم بهش بگم بیشتر تلاش کن بیشتر تلاش کن

قبلی12345...169بعدی