منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  231046

یکی از فانتزیام اینه ک ی چیزی اختراع بشه ک بشه موقع حموم کردن به جای آب ازش استفاده کنیم..هروقت میرم حموم تا ی هفته عذاب وجدان میگیرم...

  231027

Naaziiii
یکی از فانتزیام اینه که:
.
.
.
.
.
.
روزایی که تعطیلم(پنجشنبه و جمعه^_^)
مث مرغ از ۶صبح بیدار نباشم:/
آخه ینی چیO_o؟؟؟
صبح که میخای بری مدرسه عینه چیییی خوابت میاد ، ولی پنجشنبه و جمعه....|:
خداااااااااااا×_×
لایک:همدردی :| ^_^

  230990

‏الان باید سال ۱۹۳۳میبود.مادرم برادر کوچیکم،دنی،رو میسپرد به من و همراه خانم اسکات با درشکه به شهر میرفتن تا برای کریسمس لباس آستین پفی بخرن:(((

  230913

کاش رضاخان زنده بود و بزور این پسرایی که لنگ میبندن دور سرشون و کلیپ میسازن تو اینستا رو کشف حجاب میکرد و میسوزوند

  230554

‏میخوام برم تو مجلل ترین فروشگاه شهر. کلی خرید کنم، موقع حساب کردن خم شم و از زیر کش جورابم پول دربیارم، انگشتم رو تف بزنم پول ها رو بشمرم.

  230498

فانتزیم اینه
در حالی که دارم کنسرت همایون فرد را تو لندن گوش می کنم (منو یه چتر / هوای چه عاشقانس/ به به / اردیبهشتو / گوجه سبز / منو / بی تو / خیال نیست / ولی بریده نفسمو / هوس چاقاله بادوم / به به / منو / ساحل / منو / اردیبهشتو / چاقاله بادوم بی تو / هه هه هه / یارانم خیلی وقته / هم قطع شده )
من در حالی که دارم به کنسرت گوش میدم یه خارجی که بغل دستم ایستاده بگه : شما ایرانی هستی. مای ایران. منم بگم : یس بله هستم ایرانی. اون شما اینجا چکار کرد: من در حالی که گوشی آیفونمو در می یارم میگم من هستم توریست. (خودم هم نمی دونم ربطش به درآوردن گوشی آیفون چیه) اونم : توریست. بله. اون چرا اومدی اینجا. من دارم کنسرت گوش میدم. اون: آخه اینجا کسی نیست اونم که می بینی جکسونه داره شعر میخونه و میگه یه روز خواننده بزرگی میشه. ولی پدرش اونو از خونه طرد کرده گفته چه دلیلی داره پسر تو سن ۳۴ سالگی تو خونه بمونه.
من یعنی این همایون فر نیست.
اون: کی نه اون جکسونه.
من در حالی به بلیطم نگاه می کنم می بینم نه خیابون اشتباهی اومدم.
تو دو کوچه اونطرف تر طرفداران موسیقی اصیل ایرانی داره برگذار میشه.
(منو پرایدم / تو جاده های عاشقی / خسته / ولی پر از هیاهو / داریم میریم به سمت / تعطیلات تابستونی / هه هه / آبگوشتو بار بذار / هوا چه سه نفرس / هه هه هه / اصلا گران نیس / گوجه سبزو / یه بسته چیپس چی توز / ههه ههه )

  230435

یکی از فانتزیام اینه که روزی لباس سرتاسر سیاه بپوشم و تو جمع اگه یکی ازم پرسید که کی مرده?
یه نگاه به کل افراد اونجا بکنم و جواب بدم:
هنوز تصمیم نگرفتم.

  230304

wolf
فانتزی ابنه که وقتی دارم تو جم لایف مستند میبینم
از وسط گلّه ی حیوانات دختر بیاد بیرون
یا شاهین بیاد از دریا یه دختر بگیره
یا شیر دختررو دنبال کنه بعد باهم بجنگن من بپرم دختتررو نجات بدم بعد بریم افق محو شیم

  229721

****عشقم محمدم****
یکی از فانتزی هام اینه که روز تولد شوهرم که از سرکار میاد خونه ببینه چراغ ها خاموشه فکر کنه واسش تولد گرفتم میخوام سورپریز ش کنم ولی
ووقتی که لامپ رو روشن کرد دید کسی نیست بخوره تو ذوقش داد بزنه لعنتی توهم یادت نبود تولدم بره بشیه بعد منو مهمونایی که دعوت کردم اطز طبقه بالا بیایم یواشکی پایین پشت سرش یهویی داد بزنیم تولدت مبارک اونم از خوشحالی دومتر بپره هوا بعدم بیاد محکم بغلم کنه بگه خیلی دوست دارم ممنون همه ی زندگیم عاشقتم
.
.
.
.ببینم ادم نمتونه دوکلام خصوصی حرف بزنه واسه چی افتادی دنبالم !!!

  229222

یکی از فانتزی هام اینه که برم تو عروسی یکی از اقوام داد بزنم عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره!بعد یهو به دوماد بر بخوره بیاد لنگ راستشو تا زانو از دماغم بکنه تو حلقم بعد من بیفتم رو زمین همین طورکه داره خون از قوزک پام لیتر لیتر میزنه بیرون یهو ببینم عباس و جاستین دارن هارهار بهم میخندن بعد یهو بهم بربخوره برم با دارودستشون دعوا کنم عین خر کتک بخورم بعد همینطور که دنبال ادم باشم بیاد بریم دوباره باهاشون دعوا کنیم یهو چشمم به کاظم گوزو بیفته بعد بریم باهاشون دعوا کنیم بعد دوباره عین خر کتک بخوریم بعد در دقایق آخر عمرم کاظم یه گوز بزنه جوری که از وسط جر بخوره!بعد عباس اینا درحالی که دنبال اکسیژن میگردن برن تو افق محو شن!بعد منم با دیدن این صحنه یهو دریچه قلبم گشاد شه خون از ستون فقراطم چکه کنه بعد روحم بره تو افق محو شه ببینه کاظم و عباس و جاستین اونجان.اصن یه وضیه عباس ساپورت جاستینو پوشیده شبیه عن شده!(با عرض معذرت از داداش عباس!!)داره با اهنگ سلنا گومز آذری میره!!!بعد یهو کامبیز 5ساله از تهران(پدرسگ)یه ترقه بندازه دود شیم بریم تو حلق کامران!!!!!

  229091

گواهینامه بگیرم فرداش میرم پشت ماشینم مینویسم :
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من مبتدی عادت بکند

  228957

یکی از فانتزیای من اینه که یه دعوت نامه از دانشگاه اکسفورد برام بیاد بعد درحالی که دارم دعوت نامه رو میخونم سالار عقیلی با تیشرت گوجه ای عباس و شلوار معروفش بپره جلوم و بگه
وووطططنم
بعد منم درحالی که دعوت نامه رو پاره میکنم باهاش ادامه شعرو بخونم و در افق محو شم

  228201

یکی ازاون فانتزیایی که خیال خام شده واسم اینه که...
وقتی مشغول ذکرگفتنه وپاهاشم درازه بپرم پاشو ماچ کنم شروع کنه با تسبیح توسرم زدن...
تویه حرکت دست حاوی تسبیحشم بگیرم ومحکم ماچ کنم...
عصاشوازکنارش برداره بزنه توکمرم
مامان بزرگم_یه ذره سنگین باش ننه
من_خیلی کرتم حاج خانوم...
با اون چشمای سبزآبیش مهربون نگام کنه واروم بخنده...

  227504

فانتزی من اینه که باچشمای خودم ببینم این خط سفید وسط جاده رو چیجوری میکشن!!!!

  227365

یکی از فانتزیام اینه ک یه دوس پسر داشته باشم چشاش عسلی باشه ولم کنه بره :-[



















بعد پشت سرش بخونم.
همه دنیامو دوتا چشه عسلی برد لعنت بهت لعنت به چشات :’(

خلم خودتی:-)

قبلی12345...160بعدی