منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  230304

wolf
فانتزی ابنه که وقتی دارم تو جم لایف مستند میبینم
از وسط گلّه ی حیوانات دختر بیاد بیرون
یا شاهین بیاد از دریا یه دختر بگیره
یا شیر دختررو دنبال کنه بعد باهم بجنگن من بپرم دختتررو نجات بدم بعد بریم افق محو شیم

  229721

****عشقم محمدم****
یکی از فانتزی هام اینه که روز تولد شوهرم که از سرکار میاد خونه ببینه چراغ ها خاموشه فکر کنه واسش تولد گرفتم میخوام سورپریز ش کنم ولی
ووقتی که لامپ رو روشن کرد دید کسی نیست بخوره تو ذوقش داد بزنه لعنتی توهم یادت نبود تولدم بره بشیه بعد منو مهمونایی که دعوت کردم اطز طبقه بالا بیایم یواشکی پایین پشت سرش یهویی داد بزنیم تولدت مبارک اونم از خوشحالی دومتر بپره هوا بعدم بیاد محکم بغلم کنه بگه خیلی دوست دارم ممنون همه ی زندگیم عاشقتم
.
.
.
.ببینم ادم نمتونه دوکلام خصوصی حرف بزنه واسه چی افتادی دنبالم !!!

  229222

یکی از فانتزی هام اینه که برم تو عروسی یکی از اقوام داد بزنم عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره!بعد یهو به دوماد بر بخوره بیاد لنگ راستشو تا زانو از دماغم بکنه تو حلقم بعد من بیفتم رو زمین همین طورکه داره خون از قوزک پام لیتر لیتر میزنه بیرون یهو ببینم عباس و جاستین دارن هارهار بهم میخندن بعد یهو بهم بربخوره برم با دارودستشون دعوا کنم عین خر کتک بخورم بعد همینطور که دنبال ادم باشم بیاد بریم دوباره باهاشون دعوا کنیم یهو چشمم به کاظم گوزو بیفته بعد بریم باهاشون دعوا کنیم بعد دوباره عین خر کتک بخوریم بعد در دقایق آخر عمرم کاظم یه گوز بزنه جوری که از وسط جر بخوره!بعد عباس اینا درحالی که دنبال اکسیژن میگردن برن تو افق محو شن!بعد منم با دیدن این صحنه یهو دریچه قلبم گشاد شه خون از ستون فقراطم چکه کنه بعد روحم بره تو افق محو شه ببینه کاظم و عباس و جاستین اونجان.اصن یه وضیه عباس ساپورت جاستینو پوشیده شبیه عن شده!(با عرض معذرت از داداش عباس!!)داره با اهنگ سلنا گومز آذری میره!!!بعد یهو کامبیز 5ساله از تهران(پدرسگ)یه ترقه بندازه دود شیم بریم تو حلق کامران!!!!!

  229091

گواهینامه بگیرم فرداش میرم پشت ماشینم مینویسم :
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من مبتدی عادت بکند

  228957

یکی از فانتزیای من اینه که یه دعوت نامه از دانشگاه اکسفورد برام بیاد بعد درحالی که دارم دعوت نامه رو میخونم سالار عقیلی با تیشرت گوجه ای عباس و شلوار معروفش بپره جلوم و بگه
وووطططنم
بعد منم درحالی که دعوت نامه رو پاره میکنم باهاش ادامه شعرو بخونم و در افق محو شم

  228201

یکی ازاون فانتزیایی که خیال خام شده واسم اینه که...
وقتی مشغول ذکرگفتنه وپاهاشم درازه بپرم پاشو ماچ کنم شروع کنه با تسبیح توسرم زدن...
تویه حرکت دست حاوی تسبیحشم بگیرم ومحکم ماچ کنم...
عصاشوازکنارش برداره بزنه توکمرم
مامان بزرگم_یه ذره سنگین باش ننه
من_خیلی کرتم حاج خانوم...
با اون چشمای سبزآبیش مهربون نگام کنه واروم بخنده...

  227504

فانتزی من اینه که باچشمای خودم ببینم این خط سفید وسط جاده رو چیجوری میکشن!!!!

  227365

یکی از فانتزیام اینه ک یه دوس پسر داشته باشم چشاش عسلی باشه ولم کنه بره :-[



















بعد پشت سرش بخونم.
همه دنیامو دوتا چشه عسلی برد لعنت بهت لعنت به چشات :’(

خلم خودتی:-)

  227094

یکی از فانتزیام اینه که موقعی که دارم تلویزیون نگاه میکنم منزل هم در

حالی که ظرف مـــیشوره محو ابــــــهت من بشه ^_^

منــــم دســـمال یـــزدیمو از جیبم در بیارم و

عــــرق پیشونیمو خشـــک کنم و برم آشـــپز خـونه یه پس گردنی محکم

بهش بزنمو شــــیر آب و ببندم بگم:آبــــــ است ولی کــــــــم اســـت!!!!!!


بــــــــهروز بــی جــنبه^_^

  226685

فانتزی من اینه که...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا که اومدی فانتزی منو ببینی ای ایهال ناس به دادم برسید کمک کمک دزد دزد.

  226642

دیروز گفته بودم بعد از درب و داغون کردن لامبورگونی سوار پراید عموم تو مورب محو میشم. ادامه-------»همینطور که دارم تو جاده های شمال با آهنگ تو بارون که رفتی شیاوش قمیشی خر کیف میشم،
برسم به قهوه خونه مش اصغر،
رفتم تو داش عباس و سلنا رو ببینم،من هم از شرم سرم رو بالا نمیارم
داش عباس بگه:هی جوون دو تا قلیان مشتی واسه منو عشقم بچاق،من که به افق ها وعمود های دور خیره شدم(به تقلید از حامد)بگم بترس از روز رستا خیر ای جوان ،بعد برم دو تا قلیو واسه دو تا کفتر عاشق بچاقم و....

ادامشو میزارم.....منطضر بمانید....دیدیدین

  226616

فانتزی من اینه تو قرعه کشی محسن یه لامبورگونی ببرم،،،بعد مجری خوشگلشون ازم بپرسه از محصولات محسن راضی هستی؟منم به افق ها و عمود های دور خیره شم بگم :کولر داره؟اونم بگه نه ،من یهو قاطی کنم وسط ملت عربده بکشم،خشتکم رو پاره بکنم و دختره رو با ناخونگیر بکشم،با گوشی نوکیا بزنم ماشینو درب و داغون بکنم ،سوار پراید عموم بشم و پسته خوران در مورب(عمود و افق جا نداشت)محو بشم

  225896

فانتزی من اینه
یبار چندتا از این پیرمردایی که سوار BRT ميشن رو تعقيب کنم



ببينم مقصد مشخصی دارن یا فقط سوارمیشن که جوونا تو اتوبوس نشینن :D

والا بخدا :|

  225174

فانتزی من اینه که
اسم بچمو بزارم پرچم
بعد بفرستمش بره بالا پشت بوم
بعد که شوهرم پرسید پرچم کجاست؟
بگم : پرچم بالاست ^___^

  225168

..... بعد سلنا بره پشت میز ارایش من مامانم بگه سلام مامان خوشگل شدم؟ بعد مامان من زنگ بزنه پلیس بگه کمک کنید. یه جن مخیص چشم قرمز اینجا پشت میز ارایش دختر من نشسته! بعد سلنا یقه ی منو بگیره بگیره که داداش من این چه کاری بود کردی اگه منو دستگیر کنند کاری می کنم که دیگه نتونی بگی سلنا ها! منم ابرو بندازم بالا که برو بابا جون. سلنا هم بگه کاری می کنم که جاستین و عباس عزادارت بشن ها! همون موقع هم پلیسا سر برسن و گوش منو بگیرن ببرن. منم داد بزنم بابا جونا چرا منو می برید؟ مامانم هم بگه بابا من سلنا رو که می شناسم تو رو با اون روانی اون پشت دیدم. مردم اعصاب مصاب ندارنا.

قبلی12345...160بعدی