دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  261591

فانتزی من اینه ک بفهمم افق کجاس بعد برم تو عمود محو شم

  261541

فانتزی من:
پلیس جلومو بگیره بعد بپرسه: با خانوم چه نسبتی دارین؟ -_-
منم یه نیگا به دوس دخترم بندازم و بگم: خواهرمه :)
پلیس با شرمساری: اکی شرمنده مزاحم شدیم بای.

آخه بی اعتمادی تا کی تا کجا؟ بایددد به نسل جوان فرصت داده شود :))

  261448

فانتزی من اینه که یک هکر قدرتمند بشم بعد به خواست کاربران فورجوک رو هک کنم و به جای فیلش عکس سلنا گومز بزارم،بعد استاد عباس بفهمه غیرتی شه بیاد سراغم با شلوار کردی قدرتمندش بزنتم صدا سگ بدم(اون روزایی که میزدندشو تلافی کنه)بعد یهو جاستین بیبر بیاد کمکم بیفتیم رو سر استاد عباس ک در همون لحظه محمد بیاد پیش عباس و ما هر چی مشت میزنیم بگه محتوای تکراری به استاد عباس نخوره و بدین صورت این دفعه ما قهرمانانه بمیریم و استاد عباس زنده بمونع .
اما من که سایت هک شده فورجوکو داده بودم به دوستم محمد رو از ادمینی برکنار کنه ما رو هم زنده کنه بریم سراغ استادعباس تا خواستیم تلافی کنیم دوباره دکمه ناپدید شدن در افق رو بزنه و ایندفعه کار کنه و بازم زنده بمونع
اما ما هم بریم تو افق استاد عباس رو با فنن میمون مست بکشیم که یهو الهه فورجوک از یونان باستان بیاد استاد عباس رو زنده کنه و در حالی که ما داریم زیر مشت های استاد عباس میمیریم اون خوشگل پسرا که مزاحم دختر همسایه عباس شده بودند(بعدا معلوم شد دختر همسایه نبود)بیان کمکمون ایندفعه دیگه واقعا استاد عباس بمیره
سوال:تکلیف محمد چی شد؟
سوال خوبیه من ادمین شدم واسش بیشتر تلاش کن میزدم اونم از غصه افسرده شه بعدم بره پیش استاد عباس

  261348

فانتزی من اینه که بدونم چرا کاربر yourfriend اسمشو اول پستاش ترجمه میکنه؟(:
بابا دیگه اینقدرم انگلیسیمون بد نیست.مثلا school ینی خِنگ(همون اُسکُل خودمون) یا ok ینی اون کی هست؟(او کیِ)
دیدی؟مارو دست کم نگی عزیزم(:

  261238

(Your friend) به معنای دوست شما

اغامن امروز تازه تو سایت ثبت نام کردم و تو پوست خود نمیگنجم
پست اولمه دیگه لایکا رو ببرید باااااالاااااا



فانتزی من اینه که یه کویینگزگ آگرا داشته باشم بشینم داخلش با سرعت‌ چهار صد کیلومتر بزنم همه ی ماشینای ديگه رو بندازم تو دره بعد با همون سرعت‌ از جلو پلیس راه رد شم بعد پلیسا بزنن دنبالم ولی ببینن نمیتونن بهم برسن با هلیکوپتر بزنن دلبالم و بعد از 5یا6 ساعت منو گیر بیارن و پاشونو تا آرنج بکنن تو گوشم(ورژن جدید حلق) بعد منو به 66 سال‌ زندان محکوم کنن ماشینم هم بندازن تو دره متلاشیش کنن خودمم بعد از 12 سال‌ به دلیل غذای گندیده خوردن سکته کنم بمیرم متلاشی بشم (حالا غذای گندیده خوردن و سکته‌ خیلی ربط ندارن شما ببخشین)

تو اولین پستم مردم و متلاشی شدم دیگه نمیدونم بقیش قراره چی بشه

خیلی دوستون دارم شماها واقعا آدمای خوبی هستین

  261216

خب خب خب... انگار شما خیلی خیلی خیلی از فانتـ------ـزی های من خوشتون اومده! به طوری که لایکای اونا باهم ۵۵ تاست!:|(نگم براتون که هرچی لایکامو بروز رسانی میکنم تغییری نمیکنه!) خب پس میرم سراغ قسمت سوم فانتزی کچتی! :) «آنچـــ____ــه گذشت...»
واااای Darkness! حالا چ کار کنم...؟
«این قسمت: من یا اون....؟» من در حال ترس نمی‌دونم چه غلطی کنم! یه نگاه میکنم اینطرف یه نگاه میکنم اون طرف...! دارکنس میاد جلو....
من درحالی که نمیتونم نفس بکشم ، میدوم... اون واینمیسه... دنبالم میاد... یهو یه دست اُرکی میاد دستمو میگیره... من دارم میرم تو دود سیاه... ابلفض.... بعـــــد... خودمو توی یه جایی میبینم... سقفش سفیده... من تو قفسم... به زور بلند میشم... سعی میکنم گردنمو بچرخونم... وقتی چرخــ________ـید... مامانو بابامو میبینم که دارن به یه دکتر صحبت میکنند :| به زور دهمنو باز میکنم و به بابام که داره به دکتر نگاه می‌کنه میگم: چرا من اینجام؟ اونم میگه تو خواب اینقدر حرکات رزمی زدی تو پک و پوز فامیل که اوردنت اینجا : بعد پرسیدم چ طوری؟ اونم گفت تولدت یکی از فامیلامون بوده که گویا من خوابم میره و همه‌ی اون کارای دو قسمت قبلی رو تو خواب انجام دادم⁦برای همین گفتم میتونم بیام بیرون؟ بابام گفت نه فاملا گفتم حتمی باید آزمایش هاری که می‌خوام بدم منفی باشه تا اونوقتایی که گاز میگرفتم هاری منتقل نداده باشم

  261206

فانتزی من اینه که....
یه شب که با شلوار کردی دارن از کنسرت مایکل جکسون (به من ربطی نداره که مرده)میام یه دفعه لاک پشت های نینجا که دزد شدن جلو روم سبز بشن راف از اون نیزه شو ری گلو بذاره و بگه تلفن همراه بده من بگم ۰۹۱۶..... بعد دانی در افق محو شه مایکل همینجوری که نانچیکو رو مثل نقی تو پایتخت میزنه تو سرش سر به بیابون بذاره اون یکی اداشون سکته کنه و راف هم با حر اون خنجر تو سین فرو کنه من هم که در حال مرگم خنجر از تو سینم در بیارمو تو سینه راف بزنم ولی چون لاک داره ضایع شم و چشام چپ شه زبون از دهن در بیاد و بمیرم در حالی که خون شلوار کردیمو خیس کرده




عه من که آخرش مردم که:-(

  261198

يکي از فانتزيام اينه که



با موتور اپاچي مشکي برم دانشگاه^__^

  261138

#پست_ویژه_برگشت_:)
خب , خب , خب... میریم واسه قسمت دوم فانتزی کشتی...:)
من در حالی که دارم از در میام ، (و همه هم دارن تشویقم میکنن) خبر دار میشم که سرین (خطر اسپویل داستان هابیت!!!!!) تو قسمت آخر سه گانه هابیت مرده! پس من سریع زنگ میزنم رفیقم و اون با یه پیکان بار اسپورت میاد جلو سالن بوغ میزنه ، منم سریع میام میزنم تو گوشش(!) میگم: الگو هاتو تکون بده راه بیفتیم! اونم با سیبیل چخماغی نیگام می‌کنه و میگه: این الگو ها یادگار مادر اَزیزم هست! و شروع می‌کنه گریه کردن! ولی بعد مثل یه مرد واقعی(نه مثل یه مردی که الگو داره) میگه برو بشین اون پشت! منم میرم ولی درگیر حاشیه میشم و در حین حرکت ، به یکی امضا میدم و اون غش میکنه! منم میزنم به ماشین که یعنی راه بیفتیم! اونم گازو میده و میره. میرسیم خونه و من میزنم هابیت دانلود شه، ولی دستم میخوره به (دانلود همه) و همه هابیتارو با ۱۰ گیگابایت حجم دانلود میکنم و می‌شینم همه رو میبینم ولی اینترنت تموم شده و من نمیتونم چک کنم ببینم هوادارم بعد از ۶ ساعت وقفه هنوز اونجا هستن یا نه! برای همین تا اون (خطر اسپویل داستان قسمت آخر هابیت!!!) صحنه‌ی معروف که سورین آزوگو می‌کشه میبینم و سریع میرم تو سالن ولی میبینم هیچ کس اونجا نیست و اشک از پا دراز تر برمی‌گردم و وقتی که می‌خوام برم تو افق محو شم یهو Darkness میپره جلوم ...
(ادامه داااارررد!!!!)

  261108

یکی از فانتزی های طولانی من اینه که...
(خیلی هم طولانی نیست :)
یه روز من تصمیم بگیرم برم مسابقات کشتی... حریفم هم سرین ارباب حلقه ها باشه. من میام تو سالن و داد میزنم آررررررره اوووه yess... بعد در حالی که دارم داد میزنم سرین میاد تو و همه ساکت میشن...
منو اون تو چشم هم نگاه میکنیم و آهنگ دیریدین دین دین دین دیریدیرین دین دین دین... پخش میشه... و مسابقه شروع میشه. در حرکت اول سرین منو مثل سگ میزنه... ولی من د حالی که دارم دماغ خونیمو (با یکمی مخاط) پاک میکنم داد میزنم: م...من ا...دامه مـ...ـیدم تا..وقتی حـ..رف هسـ...ـت آتش فشا..نو نمیشـ...ـه بـ..ا برف بست!! بعد دستمو میگیرم جلو دماغ تمیزم و میگه هیییس!!! (در همین حین صحنه آهسته میشه و آهنگ سوسماس پخش میشه...) من یه مشت سنگین میزنم تو دماغ سرین و مثل مورتال کمبت میـ‌ره طبقه بالا و من برنده میشم...
بعد میان ازم سوال میپرسن که راز موفقیتت چیه؟ من میگم مرصی از یاس که با آهنگش به من امید داد!!
بعد همه میگن طبیعیه که یاس بهت امید بده!
این فانتزی تموم شد ولی منتظر مسابقه بعدی باشید

  261015

یکی از فانتزیام اینه که تو یه مجلس شلوغ فامیلی خییلی حساس بگ...و..زم کسی نفهمه بوشو هم بندازم گردن یکی دیگه(⌒_⌒)

  260917

چه فانتزی ازین بهتر و والاتر
که یکم پول بیاد تو این جیب کپک زده مون؟

  260842

فانتزی من اینه که بجای هر 200 لایک یه امتیاز،بیان بگن هر 10 لایک یه امتیاز،یعنی میشه عایا؟:)

  260801

فانتزی من اینکه بفهم اول تخم مرغ بوده یا مرغ اگه کسی میدونه تورو خدا بگه

  260537

هر وقت ماسک میزارم میرم تو فاز هانیبال لکتر می خوام هرکی که دورم هست رو تیکه تیکه کنم

قبلی12345...172بعدی