پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

جوک دوستانه


ینی منتظرم کنکورو بدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعدش هرکی از درس حرف زد بخوابونم دهنش
(کچلمون کردن هی گفتن درس بخون درس بخون)

فرستنده : سالی


همسایمون بلد نیست رمز وای فای رو تغییر بده

اسم وای فای رو گزاشته:
" وصل شدن از لحاظ شرعی حرام است:/ "

فرستنده : mohamad-re-7


ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﯾﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻮ :
ﻭﺍﯼ ﭼﻪ ﺧﻮﺷﮑﻠﻪ ﭼﻨﺪ ﺧﺮﯾﺪﯼ؟
ﺻﻮﺭﺗﯿﺸﻮ ﺩﺍﺷﺖ؟
.
.
ﺣﺎﻻ ﭘﺴﺮﺍ :
ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﭙﻮﺷﻢ میخوام برم سر قرار

فرستنده : شیدا369


یک پند دوستانه:
اگه قبل غذا نشستین پای 4 جوک از روی جک های محمد موحدی رد شین.
جدیدا این طوری شده...با اون جک گیگیلیش

فرستنده : پسر بابام


هــیچـکسـم نـداریـم تـا پـست گـذاشــتیـم بـیـاد بنـویســه ^.^
.
.
.
.
.
.
.
.
ایــن پسر وااااااااس ماااااس
یعنے کلأ مِلـکِش مــــــــــااااااس ماااااس

فرستنده : reza68



من هرچی ملکه ذهنم میشه ،
پادشاه ذهنم میاد مخشو میزنه
دلیل عدم موفقیتم توی زندگیم همینه !

فرستنده : فری


ஜ۩۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩ஜ


یادش بخیر .کیا یادشونه؟

این دمپایی جلو بسته ها بود پلاستیکی آبی بود.عاقا اینا انقد محکم بودن.بعضی هاشون پنج بهار و تابستونو پاییزو زمستان میدیدند.ولی آخ نمیگفتن.بدی شونم چی بود وقتی پات میکردی انقد عرق میکردن که تر تر صدا میداد ن تو پا.بعضی وقتا که بهمون خیلی فشار میومد.میرفتیم یه گوشه با چاقو نصفشو پاره میکردیم تا بالاخره یه دمپایی دیگه برامون بخرن.

لایک:واقعا یادش بخیر.

فرستنده : دختر ایروونی


مرد اونیه که وقتی باهاش قهرمیکنی و میگی دیگه نمیخوام
صداتوبشنوم،
یه ساعت بعد بهت اس بده و بگه:
میشه تلفنتو جواب بدی؟؟
قول میدم حرف نزنم،
فقط میخوام صدای نفساتوگوش کنم...!!!

برگرفته از داستان تخیلی " خفاش ها ماکارونی میخورند"
والااااا:-D



یکﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺕ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﻡ =-O
.
.
.
.
.
.
.
ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻮﻧﻪ ﯼ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻪ :O



همه ی خاطراتی که دخترای دهه هفتادی واسه کلیپساشون دارن دهه شصتیا با اپل دارن!!

فرستنده : رامسررر


در آن پیاده رویی که تو از آن گذشتی قدم میزنم .عطر ماندگارت تمام هوا را پر کرده
.
.
.
.
.
لامصب چه عطریه بگو منم برم بخرم خو

فرستنده : فری


ته دیگ یه نوع غذاس
سیب زمینیم یه نوع غذاس
ماکارونی هم یه نوع غذاس
اما...
ته دیگ سیب زمینی ماکارونی یه روش زندگیه ^_^

فرستنده : M.A


زن و شوهر با هم میرن طلا فروشی.
شوهر به زنش میگه: عزیزم انتخاب کن!
زنه دست پاچه میشه به شوهرش میگه: واقعا راست میگی؟
شوهرش میگه: اره عزیزم تو انتخاب کن.
زنه باد تو دماغش میندازه میگه:
آقا لطفا اون گردنبند رو بیار!
خلاصه خانمهای گل؛ سرتون درد نیارم. شوهره گردنبند رو خرید.
خانم خوشگله هم به شوهرش هی میگفت: عسلم تو بهترین شوهر دنیایی

شوهرش گفت:من برات کاری نکردم عزیزم.
تا اینکه رسیدند خونه ی...
اگه گفتید خانمها؟
.
.
مادر شوهر
...
....
پسر مامانشو تو بغل گرفت گفت: مامان روزت مبارک!
به زنش گفت:
عسلم تو کادوی مامانو بده!

ﺭﺣﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﻦ ﯾﻘﺮﺍﻟﻔﺎﺗﺤﻪ ﻣﻊ ﺻﻠﻮﺍﺕ

فرستنده : دختر همسایه


استاد شهریار شبی در مجلسی شعری سرودند با مطلع (بیت اول ) زیر :

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم ** این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
.
.
.
خانم جوانی در مجلس حضور داشت و گفت استاد شعر بسیار زیبایی بود و من مبهوت شدم
ولی در عجبم چگونه فی البداهه همچین شعری سرودید ؟ مطمئن هستید این شعر را از قبل آماده نکرده بودید ؟

استاد فرمود : اسم شما چیست ؟ گفت : اسمم غزال است و شیفته شعرهایتان

استاد مکثی کرد و گفت :

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم

این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

شهریارا غزلت خوانده غزالی زیبا

بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم
خلاصه خواستم بگم ....این شهریارم بچه ی زرنگی بوده ....اما با ادبیا ....اقاپسرا یخورده یاد بگیرن ...

فرستنده : وروجک018


من یکی از چیزهایی که باید کشف کنم اینه که بدونم مامان و بابام چجوری از چشمای من فکرمو می خونن
اخه هرچی به گل قالی هم نگاه میکنم فایده نداره از انعکاسش میفهمن انگار
من وقتهایی که چیزی قایم می کنم:-
مامان و بابام وقتی میفهمن بهم میگن:-D
من بعد رو کردن دست منo_O
اخه چراااااااا؟!!!!

فرستنده : faeze




previous123456789...639640next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات