دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  253095

اعتراف میکنم بزرگ ترین دغدغم اینه که الآن بعد از کنکور با چه بهانه ای مهمونیای فامیلی رو بپیچونم :((

  253079

اعتراف می‌کنم اولین باری که دیدم آدمین زیر پستم نوشته بیشتر تلاش کن یاد ابتدایی خودم افتادم که توصیفی بود

  253057

اعتراف میکنم ...کوچیک که بودم با داداشم رفتیم جارو برقی رو برداشتیم بردیم بیرون شستیمش????بعد گفتیم حالا مامان میاد میگه دستتون درد نکنه...
هیچی دیگه..سوخت مجبور شدیم یکی دیگه بخریم????

  252949

اعتراف میکنم یبار از امتحان برگشتم خونه
دیدم البالو های تو حیاط دارن چشمک میزنن بهم
منم نامردی نکردمو رفتم نصف البالو های درختو خوردم
بعدش دیدم خیلی خابم میاد
خلاصه یه ده ساعت خوابیدم و وقتی بیدار شدم اول شب بود
دیدم همچین حالم خوش نیس و بدنم باد کرده کلا
گفتم حتما خییلی خابیدم بخاطر اونه
برم دوچرخه سواری بلکه درست بشم
خلاصه رفتم دوچرخه سواری و بعدش با رفقا شبگردی و اینا
اما من حالم لحظه ب لحظه بد تر میشد
فرداش حالت تهوع داشتم و کلا داشتم میمردم
که مشخص شد پدر گرامی به البالو ها سَم زده بوده
خودشم باید 1 سی سی در لیتر میزده که متاسفانه 15 سی سی در لیتر زده بوده
دکتر گفت اصولا باید بیشتر از یکساعت بعد از خوردن البالو ها زنده نمی بودم
اما 2 روز دووم اوردم

جان سخت 28 :-/

  252884

اعتراف میکن من اون بچه خونی ام که میگه آقا اجازه امتحان بگیرید
تازه معلم برای طرفداری ازم میگفت شماهرروز باید آماده امتحان باشید حلالم کنید .......دهه هشتادیم هستم

  252804

اینم از اعتراف من
اقا تو خونه همه،،بابا ها کولر رو خاموش میکنن،،بعد تو خونه ما ،،میریم بابامو التماس میکنیم که یخ زدیم،توروخدا کولرو خاموش کن،،پنگوئن نخریدی که
فکر کنم منو خرس قطبی فرض کرده :-/

  252733

اعتراف میکنم امروز بالاخره یه کولر خریدیم
باید از فردا منتظر تجربه کردن خاموش کردن کولر توسط بابام باشم????????????????
از حس و حالش بعدا میگم براتون

  252710

اعتراف میکنم موقع کنکور سر اینکه چطور بسته بندی دفترچه سوالا رو بازکنم کلی وقت از دست دادم :((((

  252268

اعتراف میکنم بچه که بودم از سه تا مهد کودک اخراج مودبانه شدم
چون علاوه بر این که فارسی حرف نمیزدم موقع ترکی حرف زدن به معلم فحش میدادم
.... موقع اخراج از اخرین مهد درشون رو قفل کردم
و بچه ها سه ساعت دیرتر رفتن خونه
نازلی رامیان

  252226

اعتراف میکنم پارسال رسیدم خونه دیدم اب خنک نداریم باید درست کنم منم تنبلللللل.... یواشکی ی لیوان برداشتم رفتم سر کوچه از ابسردکن اب خوردم اومدم^_^



موزای کامران تو حلقم با این نبوغمممم....
بچه ها من بعد چن سال اومدم فور جوک ....
دنبال الهام و کامران میگردم....
به دکمه اینتر قسمتون میدم پیداشون کردید خبر بدی
^_^

  252121

دیدی میری تو اتاق بعد یادت میره برا چی اومدی ؟
همین احساسو نسبت به زندگیم دارم

  252010

‏اعتراف میکنم ...من اون وقتی شکستم که به دختر عمو هام ریاضی یاد دادم شب امتحان و مجموع نمره های سه نفرشون به ۵ نرسید

  251906

اعتراف میکنم بچه که بودم

یه بار با آجر زدم تو سر بابام که ببینم از این ستاره ها دور سرش میاد یا نه :)

اونم گرفت جوری زدم که ستاره ها دور سر خودم چرخید :/

  251764

اعتراف میکنم یه بار تو کوچه سفره افطاری پهن کردن

منو دعوت نکردن


از لجم ضبط رو بردم پشت بوم 5دقیقه قبل اذون ،اذون رو پخش کردم


ایشالا حلال کنن.

  251653

دفترچه ی رنگ آمیزی بزرگسالان گرفتم رنگ کنم اعصابم آروم شه طرحای پیچ درپیچ و ریزشو که دیدم خودِ دلیل اعصاب خوردیم رفت دوتا مشت بکوبه تو دیوار حالش خوب شه :|

قبلی12345...261بعدی