پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم


اعتراف میکنم چند سال پیش مثه یه ایل رفتیم خونه عموی مامانم بعد اونم داشت به همه عیدی میداد بدبخت...
بعد به من که رسید دیدم عیدیم با همه فرق داره یکم دقت کردم دیدم ^_^...
50000 هزاریه...!!!!!!!!!0_0اعتراف میکنم مردونه بهش پس دادم...گفتم اشتباه شد عمو:))
اونم مردونه پس گرفت:(((((((((((((((
من به فکر قلبش بودم ولی اون نه:(((((((((
دوستان لایک کنین خاطره واقعیه:DDD
منو عیدی نگرفتم همین الان یهویی:^)



اعتراف می کنم یه وقتایی تو سایت 4جوک یه جوکای قشنگی میبینم که حواسم نیس یه بار لایکش کردم و دوباره لایکش می کنم بعد پبام میاد شما یکبار رای داده اید!
حالا من جوکام تایید که نمیشه هییییییییچ !!!

فرستنده : الینا


من اعتراف میکنم وقتی بچه بودم مگس هایی ک تو خونمون میومدن رو نمیکشتم میگرفتمشون با دست بعد پنجره رو باز میکردم مینداختمشون بیرون تا زندگی کنن...دلم نمیومد بکشمشون:))))))
البته هنوزم اینکارو میکنم :D
بععله ی همچین آدم با محبت و مهربونی هستم من.:)))

فرستنده : نرگس


اعتراف میکنم بعد از یک سال و نیم اومدم فور جوک
حالا نکتش اینه که اومدم پروفایلم و جوکای ارسالیمو خوندم . یکی از متنایی که تایید نشده بود راجب این بود که فانتزیم اینه معدلم 15 بشه
حالا من تازه فارغ التحصیل شدم و معدلم 15.74 شد.
بی خود نیست میگن آرزوهاتونو یه جا بنویسین
:)
خدایا شکرت

فرستنده : del


بیاید اعتراف کنیم هممون وقتی بچه بودیم حداقل یه بار خمیر ریش بابامونو برداشتیم باهاش واسه خودمون ریش گذاشتیم که شبیه بابا نوئل بشیم!!!! ^____^ نه خدایی بیاید اعتراف کنیم!!!
.
.
من که به شخصه اعتراف میکنم این کار یکی از تفریحات سالم دوران کودکیم بود!!!
.
یه اعتراف دیگه هم بکنم!؟!؟! اعتراف میکنم الان هر وقت ژل بعد از اصلاح صورتم تموم میشه از افتر شیو (after shave ) بابام استفاده میکنم!!! خدا شاهده خیلی بهتر جواب میده! به پوستم هم میسازه!!! ^___^
.
یعنی رئیس شرکت سینره اگه بفمهههههه! !!!! خودکشی میکنه!!! :////

فرستنده : سومی از چپ!!!!


اعتراف میکنم وقتی همه ی تخمه هام تموم میشه و فقط پوستشون تو بشقاب میمونه
شروع میکنم به خوردن پوستاش...
تازه،موقعیم که حوصله تخمه شیکوندن ندارم مشت مشتی با پوست میندازم بالا!
راستی یه چیزی،میدونستین تخمه خوردن یه ارتباط مستقیمی با فوتبال نیگا کردن داره؟!؟
شمام مث منید آیا یا فقط من اینطوریم؟!؟:دی

فرستنده : maneli


با افتخاااااااااار اعتراف میکنم....تو بچگی...فک میکردم موهام از نوکش رشد میکنه....خب مگه چیه؟ تو عالم بچگی بودم دیگه....
.
.
واااااااالللللللللاااااااااا ^_^

فرستنده : به تو چه...؟


اعتراف میکنم هر موقعی که میام فورجوک و میخوام جوکای جدیدو بخونم یهو یه جک به ذهنم میرسه بعد یاد داشت میکنمش تا بیام بعد از خوندن جکا ارسالشون کنم..... حالا اتفاقی که هر دفه میوفته
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مثلا میام از در حاشیه مهران مدیری بگم همون مطلب بعدی دربارش نوشته
میام از پدر گوز دنیا(خودتون میدونید کیههه) بگم مطلب بعدی یکی گفته
حالا تو خونههههه
.
.
.
.
.
میام از جوکای فورجوک به خانواده بگم مه میفهمم داداشم زودتر اومده گفته
میام اخبار جدیدو برا بابام بگم میگه سر کار شنیدم
و از همه مهمترم اینه که ادمین محترم هم دستش به تایید پستای ما نمیره
شده خدا نکرده دستش بشکنه هم نمیتونه تایید کنه
اصن شانس نی که سنگ پاس



اعتراف میکنم یکی از دغدغه های من اون تیکه های آخر تن ماهیه که میمونه تو قوطی

فرستنده : milad7ha


اعتراف میکنم زیر این لحاف های قدیمی تو پذیرایی لم میدم(هفت هشت کیلوئه شوخی نیسا)
خیلی راحت می گ*وزم و هیچکسم نمیفهمه
و زندگی همچنان بی مکث جریان دارهههههههههههههههههههه

فرستنده : خوبی؟؟...خوبم


اعتراف میکنم جذاب ترین سرگرمی بچگیام نقشه کشیدن برای کشتن پسر همسایمون بود

و بزرگترین مشغلم تهیه سم برای چیزخور کردنش

بعله ی همچین دختریم




احساسمو...مهربونیمو...حرفامو...
خنده ها مو...نگاه عاشقانه مو...
همشون رو گذاشتم توی یه کوله...
ودرشو محکم بستم...
و توی بغلم گرفتم...

منتظرم بیای تا همشو
با عشق بهت تقدیم کنم"نیمه گمشده من"

فرستنده : ریزه میزه (:


اعتراف میکنم یکی از برنامه های مامان و بابای من واسه زندگیشون اینه که اول برای دختر پسرای فامیل کار پیدا کنن! بعد بگردن واسشون همسر پیدا کنن! بعد تو خرید جهیزیه و خونه کمکشون کنن! بعد دوسال که گذشت دغدغشون میشه اینکه چرا اینا بچه دار نمیشن؟!؟!؟ :///
هرکی هرجا هر مشکلی پیدا کنه میاد پیش مامان بابای من واسه حلش!!!
خیییلییی هم راضی از خودشون! حال میکنن با این اخلاقشون! ://
کلا زوج خیری هستن!! ^___^
.
حالا اینا به کناااار!!!
من نگران اون پسر فلک زده ایم که مامان وبابام قصد دارن منو بندازن بهش!!! :/// از همین تریبون بش میگم فرااااار کن!!! فقط ی جمله براش دارم: خدایش بیامرزاد!! ^___^

فرستنده : سومی از چپ!!!!


آقا من تا چند وقت پیش به ماشینای دو در ( ازین با کلاس گرونا)میگفتم:
تک سر نشین!!!^-^
خو عاخه از کجا میدونستم؟؟؟؟ بابام ازین ماشینا داره یا نه نه م؟!

فرستنده : Ali


اعـتراف مـی کـنم بـزرگـترین پـیـروزی کـه تـو زنـدگیـم کـسب کـردم ایـن بـود کـه از نـونـوایـی یـه دونـه پـلاستیک دستـه‌دار خـریدم!
رفـتم خـونه دیـدم دوتـاست چـسبـیدن بـه هم!!

فرستنده : Arash 23




previous123456789...215216next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات