منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  228763

اعراف میکنم موقعی که تنهام و دارم اتاقمو جارو برقی میکشم
یه همدزفری میذارم تو گوشم با جارو میرقصم |:
تازه عاشقانم نگاش میکنم |:)

اعتراف میکنم عاشقانه دوستت دارم |:
.
.
.
جارو |:

  228579

من از بچگی فقط اسم مسافرتو شنیده بودم،
یه بار گیر داده بودم که بریم مسافرت،
منو بردن یه پارکی که نمیشناختم گفتن اینجا مسافرته !

از اولش حدس میزدما یه جورایی سرراهیم :)))))))

  228511

نمیدونم چمه؟؟؟
پنج شنبه ها فک میکنم جمعس
جمعه ها فک میکنم دوشنبس!!!

  228430

اعتراف میکنم یه بار عکسمو سرچ کردم تو اینترنت نوشتم نیمه گمشده من
عکس یه بزغاله رو اورد داشت نوشابه می خورد!!!!!!
هیچی دیگه یه سالیه که دیگه نوشابه نمی خورم
گوگل کثافت :))

  228351

عتراف میکنم یه بار مسئولیت حمل پرچم اسرائیل تو راهپیمایی 22 بهمن رو به من دادن گرفتمش بالا، میخواستن بگيرن بکشنم.
گفتن باید رو زمین بکشی.

  228341

اعتراف میکنم هروقت کوفته درست میکنم ،
دستامو توی یه کاسه میشورم، آبشو میریزم تو قابلمه کوفته!!!!!

  228044

اعتراف می کنم امروز خواستم برا خودم تو خونه ذرت مکزیکی درست کنم بعد به جا اینکه کل کنسرو بزارم بجوشه در شا باز کردم یه ذره شا بر داشتم هیچی دیگه اینجا مامانم به هم گفت عاطفه ازت انتظار نداشتم تا این حد خنگ باشی ...
حالا ادامه شا گوش کن خلاصه بعد از کلیا بدبختی قارچ و فلفل نمکا را که سرخ کردم کلیا پنیر پیتزا ریختم و مخلوط کردم وای یه قافیه داشت بعد هی من میدیم رنگ نداره و بهم چسبیدا و پنیرا قافش افتضاح شدا نگو سس مایونز نریخته بودم ...
بعد که داشتم می خوردم دیدم انگار یه چیز کم داره فهمیدم آویشن نریختم بعد جالبیش اینه آخه من که نمی دونستم کدوم آویشنه کدوما پونه آقا ده بیست سی چل کردم پونه اومد زیر دستم بعد خالی کردم تو موادا خالیا خالی بعد که اومدم بخورم دیدم وای یه مزه افتضاح میده ولی خوب من اصفهانی و اقتصادی دان برا اینکه دیگه چیزا یو خراب نکنم خوردم...
اینا به جهنم بابا سر رسید ازم گرفت خورد هیچی دیگه الآن که دارم می نویسم تو بیمارستانیم من سالم بابام مسموم شده ...
اصلن یه وضی بابامم شیک و مجلسی گفت این ترم از کلاس زبان خبری نیست
...
خواهشن برا همدردیم که شده بزن لایکو

  227920

اعتراف میکنم تا همین چند سال پیش فکر میکردم چون نیوزیلند و نیویورک شهر و کشورن نیوکاسل هم هست!!!!
چه کنیم دیگه :دی

  227804

اعتراف میکنم هروقت مهران مدیری به مهموناش میگه: ما همه چیو میدونیم
مو به تنم سیخ میشه ، یاد شب اول قبر و نکیرو منکر میفتم
کلا برنامش معنویه!!!!

  227671

اعتراف می کنم سر کلاس دینی بودیم درسمون راجع به قیامت بود.معلمم جوگیر پاشد گفت اگه به شما بگن سه روز دیگه میمیرید چیکار می کنید.حالا منتظر که ما بگیم نماز می خونیم توبه می کنیم و از اینا
یهو من گفتم می رم آمریکا کریس اوانز و می بینم(بازیگر مورد علاقمه)
دوستم داد زد فقط میرم خرید می کنم انقد خرید می کنم تا جونم دربیاد
یکی از تپلای همیشه رژیمم داد زد انقد می خورم تا بترکم
هیچی دیگه معلم و درحالی که سکته ناقص زده بود با آمبولانس رسوندیم بیمارستان.براش دعا کنید زنده بمونه

  227633

الان اگه کوروش هم بود فروهر رو تتو نمیکرد دیگه پشت کمرش ولی یه عده هنوز ول نکردن

  227620

اعتراف میکنم تو خونه ما هرچیو که نشه خورد، سرخش نمیکنم بذارم تو فریزر!
بلکه خشکش میکنم، اسیابش میکنم وقتی دیگه قابل شناسایی نبود میریزم تو غذا!!!!!!
خواهشأ مسئولین رسیدگی نکنن لطفا
والااااااا

  227554

عکس شناسنامم کم بود،
کارت ملی جدیدمم بهش اضافه شد

  226898

در اتاق بازجویی:
بازپرس: خیلی خوب.. .دستاشو باز کنید.... بگو ببینم چی شد که مدیر مدرسه سکته کرد؟ ؟فقط شانس بیاری که نمیره وگرنه به جرم قتل، اعدام میشی. وبگو چرا یه ماه از مدرسه اخراج شدی؟
من: باور کنید مدرسه خیلی کسل کننده بود. .. چاره دیگه ای نداشتم. ..
بازپرس: وضعت خراب هست. از این خراب ترش نکن. .. بهتره باما همکاری کنی.. .
من: خیلی خوب باشه، ،اعتراف میکنم: :
تو آزمایشگاه درس شیمی پتاسیم میریختم تو آب(پتاسیم+آب=واکنش انفجاری) *آستینای کت دبیر زیستمونو زیگزاگی بریدم*با دوستام بالا پشت بوم مدرسه کنسرت اجرا کردیم*لاستیک ماشین بازرسی که اومده بود مدرسه رو پنچر کردم*تو ناهار مدرسه داروی مسهل ریختم. کصافطا چارشنبه سوری واسمون امتحان گذاشته بودن. بنابراین مدرسه سه هفته قبل عید تعطیل شد*رو صندلی دبیر ریاضیمون واکس زدم. تقصیر خودش بود. میخواست همش شلوارای روشن نپوشه*در دستشویی رو روی دبیر ادبیاتمون قفل کردم. خیلی ادعاش میشد*سر کلاس دبیر دینی که پیر بود ترقه انفجاری پرت میکردم. ازاونا که وقتی ضربه میخورن منفجر میشن*سر کلاس فیزیک مزاحم تلفنی دبیرمون میشدم. اون گاگولم گوشیشو خاموش نمیکرد. بنابراین ما یه درسو تو سه ماه خوندیم*گوشی دبیر ریاضیمونو کش رفتم(تازه دوماده) وبه زنش اس دادم غزاله امشب کجا بریم عجقم؟ اسم زنش تیناست*یه عالمه سوسک پلاستیکی. .. .
بازپرس: قققخخخ .. خخق. .. قققخخخ(بیچاره تشنج کرد)
نگهبان: قربان. .قربان. .. بیاین این پسررو ببرین. .یکی دیگه رم کشت. ..
من: نههههه. .. ولم کنید.. من کاریش نکردم. .گفتم ولم کنید. .. ننننههههههههههههه
"وژداناً یه ماه اخراجی خیلی زیاد بود. مدیر نامرد"

  226873

چند شب پیش حدود ساعت سه شبتلفن زنگ خورد
دختره :سلام ملی جون خوبی اصغر اقا خوبن عمه جون خونه ان؟
من:بله ممنون راستش عمع جون چند دقیقه پیش عمرشونو دادن به شما (با بغض)
دختره : چییییی و بعدش صدای افتادن
دو دقیقه بعد
اقاهه :سلام ملی جون شما چی گفتی بع ساسی من که غش کرد
من : هیچی فقط گفتم عمه جون عمر شونو دادن ب شما
اقاعه وا بی عمه شدیم رفت



اغا بوخودا من فکر کردم مزاحما نگو اشتباه گرفته بودن الانم به خاطر قتل غیر عمد دو نفر دنبالمن
ب من چه اصلا می خواستن اشتباه نگیرن

قبلی12345...245بعدی