منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  227920

اعتراف میکنم تا همین چند سال پیش فکر میکردم چون نیوزیلند و نیویورک شهر و کشورن نیوکاسل هم هست!!!!
چه کنیم دیگه :دی

  227804

اعتراف میکنم هروقت مهران مدیری به مهموناش میگه: ما همه چیو میدونیم
مو به تنم سیخ میشه ، یاد شب اول قبر و نکیرو منکر میفتم
کلا برنامش معنویه!!!!

  227671

اعتراف می کنم سر کلاس دینی بودیم درسمون راجع به قیامت بود.معلمم جوگیر پاشد گفت اگه به شما بگن سه روز دیگه میمیرید چیکار می کنید.حالا منتظر که ما بگیم نماز می خونیم توبه می کنیم و از اینا
یهو من گفتم می رم آمریکا کریس اوانز و می بینم(بازیگر مورد علاقمه)
دوستم داد زد فقط میرم خرید می کنم انقد خرید می کنم تا جونم دربیاد
یکی از تپلای همیشه رژیمم داد زد انقد می خورم تا بترکم
هیچی دیگه معلم و درحالی که سکته ناقص زده بود با آمبولانس رسوندیم بیمارستان.براش دعا کنید زنده بمونه

  227633

الان اگه کوروش هم بود فروهر رو تتو نمیکرد دیگه پشت کمرش ولی یه عده هنوز ول نکردن

  227620

اعتراف میکنم تو خونه ما هرچیو که نشه خورد، سرخش نمیکنم بذارم تو فریزر!
بلکه خشکش میکنم، اسیابش میکنم وقتی دیگه قابل شناسایی نبود میریزم تو غذا!!!!!!
خواهشأ مسئولین رسیدگی نکنن لطفا
والااااااا

  227554

عکس شناسنامم کم بود،
کارت ملی جدیدمم بهش اضافه شد

  226898

در اتاق بازجویی:
بازپرس: خیلی خوب.. .دستاشو باز کنید.... بگو ببینم چی شد که مدیر مدرسه سکته کرد؟ ؟فقط شانس بیاری که نمیره وگرنه به جرم قتل، اعدام میشی. وبگو چرا یه ماه از مدرسه اخراج شدی؟
من: باور کنید مدرسه خیلی کسل کننده بود. .. چاره دیگه ای نداشتم. ..
بازپرس: وضعت خراب هست. از این خراب ترش نکن. .. بهتره باما همکاری کنی.. .
من: خیلی خوب باشه، ،اعتراف میکنم: :
تو آزمایشگاه درس شیمی پتاسیم میریختم تو آب(پتاسیم+آب=واکنش انفجاری) *آستینای کت دبیر زیستمونو زیگزاگی بریدم*با دوستام بالا پشت بوم مدرسه کنسرت اجرا کردیم*لاستیک ماشین بازرسی که اومده بود مدرسه رو پنچر کردم*تو ناهار مدرسه داروی مسهل ریختم. کصافطا چارشنبه سوری واسمون امتحان گذاشته بودن. بنابراین مدرسه سه هفته قبل عید تعطیل شد*رو صندلی دبیر ریاضیمون واکس زدم. تقصیر خودش بود. میخواست همش شلوارای روشن نپوشه*در دستشویی رو روی دبیر ادبیاتمون قفل کردم. خیلی ادعاش میشد*سر کلاس دبیر دینی که پیر بود ترقه انفجاری پرت میکردم. ازاونا که وقتی ضربه میخورن منفجر میشن*سر کلاس فیزیک مزاحم تلفنی دبیرمون میشدم. اون گاگولم گوشیشو خاموش نمیکرد. بنابراین ما یه درسو تو سه ماه خوندیم*گوشی دبیر ریاضیمونو کش رفتم(تازه دوماده) وبه زنش اس دادم غزاله امشب کجا بریم عجقم؟ اسم زنش تیناست*یه عالمه سوسک پلاستیکی. .. .
بازپرس: قققخخخ .. خخق. .. قققخخخ(بیچاره تشنج کرد)
نگهبان: قربان. .قربان. .. بیاین این پسررو ببرین. .یکی دیگه رم کشت. ..
من: نههههه. .. ولم کنید.. من کاریش نکردم. .گفتم ولم کنید. .. ننننههههههههههههه
"وژداناً یه ماه اخراجی خیلی زیاد بود. مدیر نامرد"

  226873

چند شب پیش حدود ساعت سه شبتلفن زنگ خورد
دختره :سلام ملی جون خوبی اصغر اقا خوبن عمه جون خونه ان؟
من:بله ممنون راستش عمع جون چند دقیقه پیش عمرشونو دادن به شما (با بغض)
دختره : چییییی و بعدش صدای افتادن
دو دقیقه بعد
اقاهه :سلام ملی جون شما چی گفتی بع ساسی من که غش کرد
من : هیچی فقط گفتم عمه جون عمر شونو دادن ب شما
اقاعه وا بی عمه شدیم رفت



اغا بوخودا من فکر کردم مزاحما نگو اشتباه گرفته بودن الانم به خاطر قتل غیر عمد دو نفر دنبالمن
ب من چه اصلا می خواستن اشتباه نگیرن

  226736

اعتراف میکنم اول راهنمایی که بودم یه بار وحشتناک سرما خورده بودمو سیل سبز دوماغم حسابی به راه بود. رفتم سر جلسه امتحان. چشمتون روز بد نبینه دستمالم نداشتم سیل به راه افتاد دیگه بعد از کلی کشیدن بالا و فایده نکردن در نهایت محتویات رو در مقنعه سورمه ای خودم خالی کردم و تا اخر جلوی مقنعمو تو دستمام مشت کرده بودم.
نتیجه امتحانو خودتون تصور کنید
برگه امتحان: قهوه ای
مقنعه: سبز
مراقب@@

اعترافات بچه زنجون

  226708

اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم سیبو با دونه هاش میخوردم پشت بندشم


آب میخوردم که تو معدم درخت سبز شه!!!!!!







لایک=بابا تو دیگه چی بودیییی!!!!!!!!

  226250

اعتراف میکنم دوم راهنمایی همه املا هامو 20 شدم بجز یکی که معلم فهمید دارم تقلب میکنم 0 شدم:|

  225994

اعتراف میکنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
نه ولش کن اعتراف نمیکنم
شماها دهن لقید
شانس گند ما همه جا کپی میکنید میگید :|

والاااا

  225988

آقا گواهینامه رو که گرفتم نشون بابام دادم
گفتم بفرما اینم گواهینامه.دیگه میتونم ماشینو ور دارم یه دوری بزنم
اونم یهویی گف تا یه سال سر صب فرغونو برمیداری میری تا وسط کوچه (تا تهشم نه) یه دور میزنی سالم میزاری سرجاش تا ببینم چی میشه

  225811

عمیقا معتقدم وقتى داشتم به گرماى مزخرف تابستون فحش می دادم منظورم این نبود که دوست دارم سردم بشه ها ...
.
.
.
همین که گرم نباشه براى من کافى بود به خدا !!!

  225801

یه بار معلممون (خانوم نظافتی خیلی دوسش دارم:)) داشت درس زیر مجموعه ها رو درس میداد بعد یکی از بچه ها نمیفهمید تهی یعنی چی
بعدش خانوم نظافتی گفت مثلا الان بین تو و کناریت کی نشسته ؟ تهی نشسته !
کل کلاس رفت رو هوا
بعدش یکی دیگه از بچه ها گفت من نمیخوام تهی پیش من بشینه پیش من ساسی نشسته !!!!!!!!!!!!!!!!
باز دوباره کلاس رفت هوا



بچه ها ترو خدا لایکم کنید دستم فلج شد اینقد لایکتون کردم


دوستون دارم

:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

قبلی12345...244بعدی