منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  234739

من سر کلاس ریاضی حتی
نمیفهمم که چیو نمیفهمم ://

  234515

اعتراف میکنم
یه بار کلاس چهارم دبستان، خانوم معلم داشت یکی از بچه هارو تنبیه میکرد و گفت:چرا همچین کار بدی انجام دادی؟
پسره هم گفت:خانوم ...فلانی بهمون گفت اینکارو بکن
معلمم گفت:مگه یکی میگه برو توی جوب تو باید بری

عاغا منم جوگیر شدم اون وسط بلند شدم و (البته شاگرد اول کلاس بودم و معلما منو قبول داشتن ، فقط ادبم یکم خورده شیشه داشت از همون انفوان کودکی)....گفتم:درسته!!!

هرکی بهت گفت کمر بندتو بکش بیرون تو باید بکشی شلوارت بیفته و بگی ناهار مهمون ما؟

نمی دونم چی شد بعدش (دلمم نمیخاد بدونم)

اینم یکی از موردای جک 233162

  234346

اعتراف میکنم.
یه روز امتحان داشتیم هیچی نخونده بودم ، رفته بودم دستشویی دستمو بشورم در همون حین هی میگفتم خدایا!!
میشه امتحان نگیره بعد یهو یادم اومد کجام گفتم عه نه اینجا آنتن نمیده دوباره رفتم بیرون تکرار کردم.
خدا رو شکر کسی نبود ببینه چی گفتم.

  234345

همه ی دوستام دارن یکی یکی ازدواج میکنن و بچه دار میشن درحالی که من حتی چمدونم رو از مسافرتی که 6 سال پیش باهم رفته بودیم باز نکردم :|

  234271

من موندم چطور تو این فیلما طرف تمام اجزای چهره دزده رو واسه پلیس شرح میده تا اونا از روش بکشن!!! من حتی یادم نمیاد اعضای خونوادم چه شکلین!!!

  234262

اعتراف میکنم.
اول راهنمایی که بودم برای اولین بار رفتیم کیش.
هی میگفتن منطقه آزاده منم فکر میکردم مثل خارجه که میتونن با لباس راحت (مایو و...) برن ساحل.
ما هم که شب رسیدیم منم با مایو گرفتم خوابیدم صبح که شد رفتم کنار پنجره پرده هتل رو کشیدم.
بعدش با همون تیپ رفتم اتاقی که خاله و مامان توش بودن
گفتم: صبح به خیر پاشید بریم ساحل :)
یه لحظه هنگ کردن دوتایی فکر میکردن که خوابن هنوز منم جنی چیزی هستم که رفتم تو جلدشون.
حالا بماند که از مامان چقدر کتک خوردم واسه اینکارم :/

  234210

اعتراف میکنم.
وقتی کوچیک بودم بابام به فرچه دستشویی میگفت:مسواک رستم.
از بد شانسی ما یه همسایه به اسم رستم داشتیم یه روز فرچه دستشویی رو برداشتم بردم در خونشون گفتم: عمو رستم بفرما مسواکتون.
چشتون روز بد نبینه دیگه از اون به بعد رابطه منو پدرم مثل قبلنا نشد.
:)

  234143

من از همین الان نگران رفتاری ام که دوستام قراره تو روز عروسیم از خودشون نشون بدن!!!!!!
ای کاش میشد اون روز ببندمشون به یه درخت!!!!

  234080

اعتراف میکنم
وقتی یه چیزی رو کپی میکنم...
فکر میکنم تو شستم ذخیره شده تا Paste نکردمش شستمو هیچ جا نمیزنم.

  234016

طرف تو بیوگرافی اش نوشته "غریبه ام با این امتهانا"
اعتراف می کنم که تا قبل از دیدن این صحنه فک می کردم امتحان پسر دایی زن داداش پسر کوچیکه دختر خاله همسایه بقلی عمه مادرزن داداش همسایه بقلی عمم ایناست

  233998

صادقانه اعتراف میکنم که نمیدونستم تهرانی ها از لوله آب میخورن!!!
تاوقتی که مزه ی آبشونو چشیدم!!!ودیدم که اون چیزی که ما تولوله های آب شهرمون داریم آب نیست اصلا!شبه آبه!!!!
نه که ماتواهواز با آبه آب تصفیه کن بزرگ شدیم!!!-_-

  233891

این روشی که میگن برای لاغرشدن بشقابتونو کوچکتر انتخاب کنید روش

سختی نیستا من امتحانش کردم. فقط تنها سختی که داره اینه که باید یه

ده باری پرش کنی تا سیر شی.

  233820

‏دو تا شغال بده به یک کارگردان ایرانی. بهش بگو یه فیلم بساز درباره این دوتا.
بدون شک آخر فیلم این دوتا شغال باهم ازدواج میکنن.

  233770

اعتراف میکنم بچه ک بودم فک میکردم داخل اون سوراخی ک رو شکمه(ناف) یه دوربین هس ک یه بچه خیلی کوچولو ازونور دوربین داره همچیو نگاه میکنه و وقتی دختر ازدواج میکنه اون بچه به صورت کاملا هوشمند شروع میکنه به بزرگ شدن و این چنین بچه ها ب دنیا میان
.
.
.
.
جالب اینجاس ک شدیدا اعتقاد داشتم ک عروسی مامان بابامو از تو دوربین دیدم
مامانمم وقتی از خاطرات بچگیش تعریف میکرد همیشه اصرار داشتم ک یادمه :|
#_*

  233751

اعتراف می کنم امشب حالم خیلی خوبه اخه همیشه از اینکه تو پیدا کردن

ادرس خیلی خنگم ناراحت بودم. اما الان توبرنامه دورهمی دیدم که مهران

مدیری و نصراله رادش تو این زمینه خیلی از من بدترن. منم کلی امید به

زندگی پیدا کردم.

قبلی12345...250بعدی