منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک


اعتراف میکنم


  220541

اعتراف میکنم
عاشق بخش اعتراف میکنم فورجوکم
همش دلم میخواد اتیش بسوزونم بیام اینجا عتراف کنم
برا همینم چن وقت پیش سر کلاس ( دبیرستانیم) همینجوری یهو لای دفترم نامه دعوت اولیا رو پیدا کردم یهو کرم اسکاریس درونم فعال شد اومدم ی جاهاییش رو لاک گرفتم وبا خط خودم زیرش نوشتم : جلسه توجیح قوانین مدرسه ب علت خطای دانش اموز حضور شما الزامیست
ظهر اومدم با بغض دادم به مامانم و رفتم بیرون از اشپزخونه پشتم کردم به مامانم و از خنده میلرزیدم اون فک میکرد گریه میکنم بیچاره سکته داشت میکرد(چون نمره انضباتم بیسته)بعد اومد نزدیکم که کتکم بزنه و حرفم بیاره
که ناگهان من منفجر شدمو مامانم مطمعن شد من دییووووووووونننننننمممممممممممم

@_@

فرستنده : dr.rahil


  220503

اعتراف میکنم
امروز واسه تبریک روز معلم
متن زیر رو واسه معلم ادبیات وزبان فارسیمون
فرستادم:
.
.
.
سرکار خانم___
در قلغله ی کوچه و خیابان،۱۲اردیبحشت
(روز معلم) را به مهظر شما تبریک وتهنیط عرز میکنم...

بعد از اینکه فرستادم فهمیدم چه متنی شده!
از نذرتون نمره ی کامل املای زبان فارسی رو بهم میده؟

فرستنده : Eyahgore b.l.a.k


  220486

اعتراف میکنم روز سیزده بدر گوشی زنداییمو برداشتمو به دخترش اس دادم
صب کن برسیم خونه حسابتو میرسم تا دیگه از این کارا نکنی
هیچی دیگه بیچاره اومده بود پیش مامانه میگفت مگه چی کار کردم من بعدشم فهمیدن کار منه
میخواستن برن تیمارستان تحویلم بدن
خخخخخخخخ

فرستنده : dr.rahil


  220276

اعتراف میکنم من از اون دخترایی هستم که خارج از ساعت کارم تو خیابون ساپورت مپوشم.......











ولی لامصبا من روش چهار تا شلوارم موپوشم با کاپشن چجوری تحمل دارین.....

بله مانی جان اشارت کردن کنترل کن.

ولی به قول داش کامران ناااااااااموسا جوکای بد بد نزارین خواهرشوهرم اومده عضو فورجوک شده یک وقت مجبور به طلاق نشم ?

فرستنده : خانم سروان


  220203

اسم کانکشن وای فای رو گذاشتم==>FOZOLI

رمزشم گذاشتم===>betoche





هرکی میاد میگه اسم وای فایت چیه؟ میگم فضولی؟؟؟
میگه اذیت نکن خو...رمزش چیه؟میگم ب توچه؟؟؟

طرف هم میره
ی حالی میده ک نگو...

فرستنده : عمو جلال


  220135

اعتراف می کنم یه بار تو کلاس با دوستام جمع بودیم داشتیم در مورد این آدم معروفا حرف می زدیم حالا چی گفتیم بماند "خودتون میدونید دیگه"
بعدش من میخواستم بگم این ......په زن چرتی گرفته گفتم چه زن چرتی خریده!!!!!!!!!!

فرستنده : به توان صفر


  220062

اعتراف میکنم واسه اینکه داربی رو ببیم خودمو از رو پانزده تا پله انداختم پایم نیز شکست الان کل اقوام بهم میگن تازه عروس پا شکست.پریروز عروسیم بود صب بعدش خودمو از پله های پاسگاهمون انداختم.حالاا جالب اینه که چون بار اول طوریم نشد چندین بار امتحان کردم تازه بار هشتم آسیب دیدم.






خخخخخ ولی یک هفته مرخصی گرفتم.خواستم بگم همچین پلیسایی دارید.

فرستنده : خانم سروان


  219918

آهای شمایی که روزی صد بار میای جملکای ارسالیتو چک میکنی; جونِ من،،،هر صد روزی ی بار میری سر خاک مرده هات ی یادی ازشون بکنی؟؟؟
از همینجا ی اخلاص بخونیم براشون

فرستنده : (بفرما☕ )hoccein h_p


  219805

اعتراف می کنم بچه که بودم کلاس قرآن می رفتم... بعد یه عکس تو کتاب بود که نشون میداد کسی که تو مسیر مستقیم داره میره، میره پیش خدا و اونایی هم که چپ و راست رفتن افتادن تو دره و جهنم...
من تو عالم بچگی با خودم می گفتم... وااا،خوب چرا اینا چرا چپ و راست رفتن؟؟یادشون رفته؟؟ من یادم باشه رفتم اونجا تو جاده مستقیم برم! مستقیییم... همشم با خودم تکرار می کردم که مبادا یادم بره باید اون دنیا مستقیم برم!!!
آخه فکر می کردم اونایی که چپ و راست رفتن یادشون رفته که باید مستقیم برن!!

فرستنده : باراباس


  219723

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم تلویزیون فیلم پیامبرا و امامارو که نشون میداد یا تو کتابا دور صورتشون نورانی بود من فکر میکردم واقعا همونجوری بودن کسی نمیتونسته صورتشونو ببینه
تازه شاگرد اولم بودم!
بچه بودم دیگه چیکاره من داری:-)

فرستنده : کویر


  219699

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
توجه..توجه...
دخترخانومای عزیز!
عایا از ظرف شستن خسته شدین؟
عایا میخوایین اوقات بیشتری رو توی فورجوک بگذرونین؟
این دفعه که مامانتون گفت بیا ظرف بشور..اول ی نیگا به چپ..ی نیگا به راست..و بعد میتونین ظرفای کثیفو توی یخچال..فریزر و حتی فر و ماکروفر و کابینتا قایم کنین!!(البته یخچال از همه بهتره چون اگه احتمالا مامی بو برد بگین پدر و برادر عزیزتون رفتن سریخچال خوراکی هارو خوردن و ظرفشو جاگذاشتن!!)
البته اعتراف میکنم خودم از این کارا نکردم..فقط تراوشات قسمت شیطانی مغزم بود..شمام این کارارو نکنین آخر عاقبت نداره!!!.....

فرستنده : خاهَرِ هُدیٰ


  219621

اعتراف می کنم یکی از تفریحات سالممون تو مدرسه اینه که میزو چسب ماتیکی می زنیم
بعد یکی رو صدا می زنیم...
فلانی؟ یه دقیقه بیا اینجا... وقتی طرف میاد می گیم یه دقیقه دستاتو بده...
طرف با تعجب دستشو میده و ما هم در یک حرکت سریع دستشو میزاریم اونجا که بهش چسب زدیم!! اعصاب طرف وقتی بیشتر خورد میشه که ما همه باهم عین خرا می خندیم!!!

فرستنده : باراباس


  219513

عاقا اعتراف میکنم دیشب عروسی بودم بعد اینا ی دوربین، های کلاس هم دستم دادن ک ازشون عکس بگیرم،منم بلد نبودم!....اونا ژست میگرفتن(بخصوص دوستای داماد)....منم داشتم ازشون فیلم میگرفتم!:))))آخ حال داد خخخخخ!

فرستنده : ع ز ز م ش


  219462

اعتراف میکنم تازه اثاث کشی کرده بودیم تو دستشویی تو اشپز خونه

تو حال خلاصه همه جا

من میتر سیدم سوسک نباشه تو دستشویی اماده بودم با شیلنگ بهش

شلیک کنم!!!!

ایا شمام مث منین ؟؟؟!!!

فرستنده : امیر جون


  219365

اعتراف می کنم یکی از تفریحات سالمم اینه که هروقت دارم شیر گرم میکنم وای میستم تا تا لبه ی ظرف بیاد و وقتی درحال سر ریز شدنه گازو خاموش میکنم...!!!
بعدم عین خری که بهش تیتاب دادن ذوق میکنم، انگار که بمب خنثی کردم!

فرستنده : باراباس




previous123456789...239240next