تراوین وبلاگدهی رویال فا

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

اعتراف میکنم


می اعترافم هنوز برنامه امتحانی خرداد رو دیوارمون مونده آخه سه چهارماهه سطل آشغال توی خونمون شکسته برا همین اگه کسی بخواد اونو بکنه باید ببره بندازتش تو سطل حیاط و بدین ترتیب این برنامه هنوز پابرجاس البته ما که داریم خونمونو عوض میکنیم ایشالا مستاجر جديد میکَنتش

فرستنده : هعی


بیاین همه با هم یکصدا اعتراف کنیم تصمیم گرفتیم هرروز خاطره بنویسیم ولی شکست خوردیم.
لایک=اعتراااااف
لایک=برو بابا من حتی حوصله نداشتم تصمیم بگیرم^_^

فرستنده : fire lord


اعتراف میکنم تو دوران مدرسه فقط دو سه روز اولش که جو گرفته بودم با لیوان آب میخوردم دیگه بقیش همش با دست آب میخوردم^_^

تازه چه حالیم میداد با دست آب خوردن.....

هییییییییی یادش بخیر.........

فرستنده : R@star


بالاخره منم اعترافی شدم
بله.اعتراف می کنم با زبان خوش
بچه که بودم تریلی های حمل سیمان و گچ رو که می دیدم فک می کردم اینا محموله های مواد مخدرن که پلیس ها می گیرنشون و آتیشش می زنن.

فرستنده : احساسی


اعتراف میکنم تو عروسی همسایمون،موقع شام به طور کاملا نامحسوس نوشابه را با شدت هر چه تمام تکون دادم،،،بعدم مثلا زور زدم تا درشا باز کنم و نتونستم...دادم به دوستم باز کنه...با شوق و ذوق به صحنه خیره شده بودم که یهو....پـــــیس در باز شد...نه ریخت بیرون ...نه گازی خارج شد...حداقل یه تفم ازش پرت نشد بیرون که دلم خوش بشه...هیچی دیگه..افسردگی گرفتم الان میخام ابرم آهنگ بدم بیرون

فرستنده : toofan13


اعتراف می کنم یکی از سالم ترین تفریحاتم این بود که،میرفتیم خونه داییم یه خروس داشتن وحشی (وحشی که میگم در حد سگ نگهبان)ما هم می رفتیم خانم مرغرو اذیت میکردیم خروس هم می فتاد دنبال ما ما هم الفرار .می رفتیم تو خونه.بعد که خروس می رفت.دوبار ه شروع میکردیم.تا حدی ادامه میدادیم که خروسه بد بخت خون بالا میورد.
بله یه همچین تفریحات سالمی داشتیم ما:))))))))))))))

فرستنده : دختر ایروونی


اعتراف میکنم بچه بودم فک می کردم انرژی هسته ای انرژی ای هست که از هسته ی میوه های مختلف بدست میاد منم گرفتم یه نایلون هسته ی انواع میوه جات جمع کردم بردم دادم به مادرم گفتم من انرژی هسته ای میخوام

بچه بودم خوب اکشال نداره که!!!!!!!!!!!

فرستنده : دمپایی جلو بسته


اعتراف ميكنم من تا دوم ابتدايى فكر ميكردم اسمم "مرگم"هست.(مريم) هميشه هم بالاى دفترو كتابام مينوشتم مرگم!
حالا جالب اينجاست وقتى تو فيلما ميگفتن خدا مرگم بده فكر ميكردم مرگم اسم ي شخصيه با خودم ميگفتم مرگم كيه كه اين همه ميخانش. نابغه اى بودما



اعتراف میکنم فک میکردم فقط خودمم که کارای عجیب غریب میکنم و بد جور ضایع میشم تا اینکه اومدم فور جوک..........فهمیدم از من روانی تر هم هست

فرستنده : pardis n


آغا من اعتراف میکنم که هر موقع مامانم منو کار داره و صدام میکنه من تو 4 جوکم بهشم میگم باشه الان میام و دقیقا یه ساعت بعد میرم. ولی خدا شاهده 4جوک هر روز بخاطرت اعضای خونواده فحش نثارم میکنن.

فرستنده : ساراگلی


اعتراف میکنم یکی از سوالات بزرگ بچگیم، این بود که:
..
..
..
..
..
مامانم تهدیگ ماکارونی رو از کجا میخره!!!؟؟

سلامتی همه اونایی که عاشق تهدیگند!!!

فرستنده : گلاب خان


+hami vision+
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی تلویزیون نگاه میکردم،هر وقت مجری میگفت بریم یه سر اتاق فرمان و برگردیم،فکر میکردم یه اتاقیه پره فرمون ماشینه.مجری میره اونجا و برمیگرده.همش هم میگفتم پس چرا ما رو نمیبرن ببینیمش و یکی از آرزوهای دست نیافتنیم تو بچگی دیدن اتاق فرمان از نزدیک بوده!خخخخخخخ.

فرستنده : kiana007+hamivision


اولین شکست عشقیمو زمانی خوردم که فهمیدم دوست دخترم پسربودومنوسرکارگزاشته بود.کمرم شکست خوردشد.دیگه استخون توکمرم نیست.

فرستنده : شاهروخ


اعتراف ميكنم دوس داشتم مگس باشم كه تو يكسال هم دنيا بيام هم عاشق باشم هم فدا شم تا اينكه آدم باشم يه لحظه عاشق باشم يه عمر دنبال ناكس باشم

فرستنده : chapish11


اعتراف میکنم هر روز میرم تو قسمت "صفحه مطالب شما"،پستای خودمو لایک میکنم!!:))))))
باور کنید عجیب جواب داده!!!لایکام زیاد شده!شماهم از این کارا بکنید!
بیکار هم خودتی:(

فرستنده : mamsi




previous123456789...189190next

 

line gif

 

خرید عینک

 



X بستن تبلیغات
مشاوره
X بستن تبلیغات
مشاوره