دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  259980

سوتی های خواستگاری ۲:
اعتراف میکنم دوست خواهرم میگفت
داداش من ۴ سالشه همین که خواستگارا اومدن خونه گفت: دهنت سرویس ممد تو این چند ماه چند تا خواستگار اومد اونوقت تو الان میای
همونجا بابام فهمید ما با هم دوست بودیم

اخ اخ بخدا این لحظه که اینو گفت از خنده شکم درد گرفتم

  259962

اعتراف میکنم هروقت یکی پشت تلفن میگه صدات بد میاد، بدون اینکه تکون بخورم میگم بهتر شد؟ عمدتا بهتر میشه
و اگر بازم جواب نده از همونجا میگم الان چطور؟ صد در صد درست میشه

  259951

اگه یکیو دیدین که اخماش تو همه و ساطور تو دستشه و در حالی که جییییییییغ میزنه
به یکی فوش میده و میخاد طرفو به شصت و چار تیکه نامساوی تقسیم کنه...
اصلا نترسین...
اون منم که دارم میرم سراغ کسی که پیتزامو خورده^-^

  259914

سوتی های خواستگاری ۱:
اعتراف میکنم
که برای خواهرم که خواستگار اومد
الان انتظار دارین بگم من مخالفت کردم نه نه
حدودا ۷ یا ۸ سالم بود
که قبل از اینکه خواستگارا بیان یه ساعت منو راضی کردن که از اتاق بیرون نیام
منم تازه اسکیت مبتدی خریده بودم اومدن بلند شن که من با اسکیت تو هال خونه با فرش ظاهر شدم


آخ قیافه خواهرم دیدنی بود
تا سه چهار روزم خونه رام ندادن

  259778

ایرانسل هر روز داره بهم پیام میده
تبریک مکالمه نامحدود به شما تعلق گرفت
فکر کنم عاشقم شده:)))

  259774

اعتراف میکنم وقتی این جمله معروف " بگذار و بگذر " رو توی شعر و متون ادبی میبینم حس میکنم منظور شاعر بکن در رو بوده

  259772

اعتراف میکنم بدترین لحظه زندگی من اون لحظه ای بود که تو جمع جوک گفتم و کسی نخندید.
.
.
.
.
.
.
به سلامتی هرچی گرگ زخمیه.

  259742

#من پست اولیم(پست اولم تایید نشد)
اعتراف می کنم اولین باری که مطلب تایید شده خودمو دیدم...
نشناختم

  259741

بچه بودم سر یه بطری دعوا داشتم با ابجیم بعد اومدم توش ریکا ریختم ابجیم بخوره.همینه کارا رو انجام دادم رفتم پنج دیقه بعد چنان تشنم شد رفتم کل بطری رو سر کشیدم:|
هیچی کل خانواده هم میخندیدن میگفتن قراره بمیریی منم گریهه:(
دکترم از اونور تیکه مینداخت خوشمزه بود:|

  259704

اعتراف میکنم از دست بابام ناراحت بودم گرفتم روی اون تیکه از تختشون که بابام روش میخابه سوزن گذاشتم از همین تریبون اعلام می کنم حقش بود

  259703

اعتراف میکنم من بودم که روی ماهی عیدامون آب ‌جوش ریختم آب پز شدن
اعتراف میکنم من بودم که کلی رنگ سبز ریختم روی قالی سفید بعد رو رنگه دوباره رنگ سفید ریختم تا ماست مالی بشه(هنوزم هیچکی نمیدونه????)
اعتراف میکنم من بودم با زره بین موکتای خونه زو میسوزوندم
خب دیگه بسه یکم دیگه بگم آبروم میره=|

  259619

اعتراف میکنم از بچگی دلم میخواست بزرگ شدم دکتر بشم
نه به خاطر نجات جون آدما!فقط و فقط بخاطر اینکه از اتاق عمل بیام بیرون و بگم (متاسفم ؛ما تمام تلاشمونو کردیم)
الانم میخوام دکتر بشم
اما بازم نه برای نجات جون آدما!
فقط برای اینکه وقتی کسی بهم در جواب احوال پرسی بگه مگه دکتری ،بگم پ ن پ دامپزشکم تو هم بیماری بعدیمی:/

  259546

قبول دارید هممون گاهی اوقات کارایی انجام دادیم(مخصوصا ایام طفولیت)الان که بهشون فکر میکنیم برای این خنگ بودنمون دوست داریم سرمون رو بکوبیم به دیوار⁦⁦⁦=_=⁩

  259517

اعتراف میکنم وقتی دارم صفحه اول فورجوک رو میخونم تو چه وضعی ام.
۱)اولین پست رو میخونم:چه خنده داره خخخخ
۲) دومین پست رو میخونم:اٍ آآآ این که جوک نبوده ای وآآآآی
۴) سومین پست رو میخونم:خو الآن یعنی چی؟؟؟؟؟من که نفهمیدم منظورش چیه !اوه اوه ببین چه قدر لایک داره؟!
۵)خسته میشم:ببینا نشستم خودمو اینجا علاف کردم که چی برم به کارام برسم...
.
.
.
.
لایک:خب که چی؟⁦(・∀・)⁩
لایک:خخخخ آره منم همینم⁦⁦(◍•ᴗ•◍)⁩

  259508

اعتراف میکنم تو امتحانات آنلاین دوربین سلفی گوشیم و میپوشوندم که معلما از توش نگام نکنن ⁦⁦: |⁩
حالا فکر نکنین نه یا ده سالمه هااااا
بنده چهارده سال سن دارم ⁦-_-

قبلی12345...267بعدی