دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  256401

وقتی امتحان و درس دارم
حتی شستن دستشویی هم برام جذاب میشه... :/

  256372

اعتراف می کنم بعضی پستامو خودمم لایک نمی کنم *_*

  256371

اعتراف میکنم اولین و آخرین تجربه من به خارج رفتن




گذشتن از کنار افعانیایی بود که داشتن سر کوچه کار میکردن

  256358

اعتراف میکنم بچه که بودم غذای مورد علاقم برنج تازه ابکش شده با کچاپ و گردو بود ،الان حتی از تصور ترکیبش میخوام بالا بیارم://///

  256343

اعتراف میکنم!!
امروز اشکم در اومد بعد یه 6ماه فورجوکی بودن تا حالا جزوء کاربران برتر سایت نشدم!!

خودمم میدونم امریکا منو تو همجا تحریم کرده !!
الکی مثلا خیلی ادم مهمی ام!!
#انتقامم رو سخت میگیرم

  256342

به عنوان یه رمان نویس اعتراف می کنم:

تاحالا کاراکترها رو نفرستادم شمال o_O
صحنه های گریه دار رو با خنده شیطانی می نویسم!
یه کاراکتر دختر داشتم از خرید متنفر بوده °~°
شخصیت اصلی فوقش یه بار حق از هوش رفتن داره :/
عجق وجق ترین اسم کاراکترم کاویان بوده (همش ممد و...)
و معمولن بلاهایی که سر کاراکترا میارم تو خواب سر خودم میاد •_•
تو یه رمان بدون شرح مراسم عروسی، عاقبت به خیرشون کردم!!!
ده صفحه متن آهنگ نمی نویسم

هل ندید به همه می رسه
(رمان هنجار شکن)

  256268

اعتراف میکنم دیروز یه صحنه ای رو دیدم که شاخ در آوردم : یه دختره باتمام مهارت پارک دوبل کرد!
.
.
.
.
نا گفته نماند ماشینش فرغون نارنجی بود ولی انصافا خوب پارکش کرد!

#پارک دوبل

  256245

اعتراف می‌کنم وقتی گودزیلا بودم پنجشنبه بود که با خانواده رفتیم دماوند بعد شب که همه خوابیدیم من نمیدونم چی شد که نصفه شب هوس سیب کردم. پاشدم مثه یه حیوون چهار‌پا در اتاقی که در تراس توش بودو باز کردم (اخه سیبا تو تراس بود در‌ضمن از تاریکی هم نمیترسیدم) و دو تن از اعضای خانواده رو در حال یه‌قل دو‌قل بازی کردن دیدم.
دی؟؟؟
خو درو قفل نکرده بودن که
جالب اینجاس که از فرداش برای همه فک و فامیل تعریف میکردم
نمیدونم نوه ی من با یه مادربزرگ دهه هشتادی میخواد چکار کنه‌.

  256227

سلامم
اعتراف میکنم موقع خمیازه اینقدر دهنمو باز میکنم که پوست صورتم درد میگیره
انگار زیادی فشار میارم اخرم گوشه های لبم زخم میشه /:

  256128

اعتراف میکنم رفتم تو صفحه 4جوک عباس مستقیم

حدس بزنید امتازش از 1 تا 5 چند بود(منظورم ستاره هاشه)



5/6 بود
من :/
عباس :)
بازم من im a joke for you

  256090

اعتراف میکنم تومدرسه انضباط ام بیست بود ولی یه روزی ناظم گفت هرکی که انضباطش پایینه بتونه ببره بالا جایزه میدیم، من که بیست بودم نمیتونستم بالا ببرم تصمیم گرفتم بیارم پایین بعد دوباره جبران کنم خلاصه با انواع روش ها انضباط رو رسوندم هشت فرصت جبران ندادن نامردا اجراجم کردن !!

  255873

نصفه بیشتر مواقعی که جمله ریدم به هیکلش و میگم واسه دلخوشیه خودمه
چون فقط خودم میدونم تو دعوا لال شده بودم و فرداش تو حموم برای لیف و شامپو شاخ بازی دراوردم و اخرش یه هــــه گفتمو در حمومو کوبیدم:/

  255842

اعتراف میکنم از وقتی که کلاسمون مختلط شده انشا در مورد سیمکارت زیاد مینویسم و شماره خودم رو مثال میزنم تا الان سه نفر زنگ زدن بابت انشام تشکر کردن فکنم قضیه چیز دیگه باشه سه تاشونم دخی بودن من میترسم

  255840

اسم خودم را بزرگ گذاشته ولی خودم را که نمیتوانم گول بزنم هنوز هم افکارم کودکانه است... دوست دارم بزرگ شوم اما گاهی درک دنیای ادم بزرگ ها انقدر سخت میشود که پشیمان میشوم و سعی میکنم همان افکار کودکانه خود را حفظ کنم درک دنیای سرتاسر خوبی کودکان برای ان ها سخت است همان طور که انها برای ما... دنیای بی شیله و پیله و پراز راستی که در ان همیشه خورشید مهربانی و معصومیتبخ های بدی و دروغ را ذوب میکند رنگین کمان اسمانشان همیشه هفت رنگ با قی میماند نه مثل دنیای سیاه و سفید و ظاهر بینانه ادم بزرگ ها! این دو زمانی چنین ازهم فاصله گرفتند که ادم ها وقتی عقلشان کمی رشد کردو بالغ شد فکر میکنند رفتار های درست قبلی اشتباه و رفتار های اشتباه خود را به عنوان درست میپذیرند...رفتار های کودکان شاید سادگی به همراه داشته باشد ولی سادگی جزوی از همان اخلاق است مانند رنگین کمان هفت رنگ!این روزها بزرگتر ها را درک نمیکنم چنان در خودبینی و چشمو همچشمی غرق شده اند که بهترین غریق نجات از پسشان بر نمیاید هر کسی با رفتار کودکانه بببینند او را مورد تمسخر قرار میدهند و این روزها ای کاش ادم بزرگ ها واقعا بزرگ بودند

  255803

اعتراف م یکنم داشتم جوکای قدیمی میخوندم رسیدم به این جوک
---------
من : دلار شده ۳۵۰۰
دوستم : کجای کاری شده ۴۰۰۰
من : نه بابا من لحظه ای دارم چک میکنم از تو اینترنت
دوستم : برو بابا اینترنتت قدیمیه?!
(حالا حساب کنین این مکالمه وسط مراسم ختم اتفاق افتاده.ترکیدم از خنده)
---------
هعیییی زندگی

قبلی12345...263بعدی