منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم


  221234

من وقتی بچه بودم فک میکردم ما میریم بیرون وسایل خونه یا
عروسک هام باهمدیگه حرف میزنن ! @___@
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی خوب الان که بزرگ شدم ...
.
هم همین فکر رو میکنم^__^



  221038

بچه های الان تفریحاتشون آیپد و پی اس 2 شده ما اوج تفریحمون این بود که وقتی مامانمون الویه درست میکنه صدامون کنه استخونای مرغارو لیس بزنیم.....

فرستنده : گاگول بلا


  220949

اعتراف میکنم قبلا فکر میکردم لوگوی نرم افزار بازار فندقه...نگو سبد خرید بوده :|||
.
.
.
مدیونید اگه فکر کنید قبلا همین دو سه روز پیش بوده

فرستنده : ...دختر قرمز...


  220916

اعتراف میکنم 80 درصد ایرانیا از آهنگ آلارم گوشیشون متنفرن
.
.
.
.
.
.
.
مخصوصا اونی که واسه صبحا کوک میکنن

فرستنده : دانشجوی بیکار


  220855

یکی از دوستان نوشته بود که وقتی داره یه آهنگ گوش میده همش چند نفر میاد تو ذهنش و نمی دونه به کی فکر کنه!!
اما من اعتراف می کنم وقتی دارم آهنگ گوش می دم هرچقدر زور می زنم یکیو پیدا کنم بهش فکر کنم پیدا نمی شه لامصب!!

فرستنده : باراباس


  220787

بچه که بودم فکر میکردم همه ی کتابای مدرسه رو یه نفر دونه به دونه بادست مینویسه خیلی دلم واسش میسوخت اما حالا دیگه نمیسوزه چون فهمیدم که دونفر دیگه هم باهاش کمک میکنند که زود تموم بشه .همچین آدم دلسوزیم من خخخخ

فرستنده : فروتن


  220616

عاقا اعتراف میکنم ی بارم با بابام پشت موتور بودیم....
بابام اومد ....(دقیقأ اون لحظه رو نمیتونم درک کنم ک هدفش چی بود)....
دقیقأ مستقیم با سرعت نور رفتیم تو خار بعدم موتور چپ کرد و....
منم خنده و...
بابام:سانسور شده نجاتم بده....
من:من ک خودم زیر موتورم...
بابام:چند بار ب توإ سانسور گفتم مث آدم بشین رو موتور هی لنگر دادی و تکون خوردی...
من: :|....کمک ....کمک...
اون جهنم دره: :))))))

فرستنده : ع ز ز م ش


  220597

اعتراف میکنم ی بار با یکی از دوستان رفته بودیم تو دل طبیعت...
بعد این صحنه های عاشقانه هست ک یکی سرشو میذاره رو شونه اون یکی، خُب ؟
یهو هم زمان باهم اون حرکتو اومدیم :|￿خیلی رمانتیک ضایع شدیم:))))
￿

فرستنده : ع ز ز م ش


  220541

اعتراف میکنم
عاشق بخش اعتراف میکنم فورجوکم
همش دلم میخواد اتیش بسوزونم بیام اینجا عتراف کنم
برا همینم چن وقت پیش سر کلاس ( دبیرستانیم) همینجوری یهو لای دفترم نامه دعوت اولیا رو پیدا کردم یهو کرم اسکاریس درونم فعال شد اومدم ی جاهاییش رو لاک گرفتم وبا خط خودم زیرش نوشتم : جلسه توجیح قوانین مدرسه ب علت خطای دانش اموز حضور شما الزامیست
ظهر اومدم با بغض دادم به مامانم و رفتم بیرون از اشپزخونه پشتم کردم به مامانم و از خنده میلرزیدم اون فک میکرد گریه میکنم بیچاره سکته داشت میکرد(چون نمره انضباتم بیسته)بعد اومد نزدیکم که کتکم بزنه و حرفم بیاره
که ناگهان من منفجر شدمو مامانم مطمعن شد من دییووووووووونننننننمممممممممممم

@_@

فرستنده : dr.rahil


  220503

اعتراف میکنم
امروز واسه تبریک روز معلم
متن زیر رو واسه معلم ادبیات وزبان فارسیمون
فرستادم:
.
.
.
سرکار خانم___
در قلغله ی کوچه و خیابان،۱۲اردیبحشت
(روز معلم) را به مهظر شما تبریک وتهنیط عرز میکنم...

بعد از اینکه فرستادم فهمیدم چه متنی شده!
از نذرتون نمره ی کامل املای زبان فارسی رو بهم میده؟

فرستنده : Eyahgore b.l.a.k


  220486

اعتراف میکنم روز سیزده بدر گوشی زنداییمو برداشتمو به دخترش اس دادم
صب کن برسیم خونه حسابتو میرسم تا دیگه از این کارا نکنی
هیچی دیگه بیچاره اومده بود پیش مامانه میگفت مگه چی کار کردم من بعدشم فهمیدن کار منه
میخواستن برن تیمارستان تحویلم بدن
خخخخخخخخ

فرستنده : dr.rahil


  220276

اعتراف میکنم من از اون دخترایی هستم که خارج از ساعت کارم تو خیابون ساپورت مپوشم.......











ولی لامصبا من روش چهار تا شلوارم موپوشم با کاپشن چجوری تحمل دارین.....

بله مانی جان اشارت کردن کنترل کن.

ولی به قول داش کامران ناااااااااموسا جوکای بد بد نزارین خواهرشوهرم اومده عضو فورجوک شده یک وقت مجبور به طلاق نشم ?

فرستنده : خانم سروان


  220203

اسم کانکشن وای فای رو گذاشتم==>FOZOLI

رمزشم گذاشتم===>betoche





هرکی میاد میگه اسم وای فایت چیه؟ میگم فضولی؟؟؟
میگه اذیت نکن خو...رمزش چیه؟میگم ب توچه؟؟؟

طرف هم میره
ی حالی میده ک نگو...

فرستنده : عمو جلال


  220135

اعتراف می کنم یه بار تو کلاس با دوستام جمع بودیم داشتیم در مورد این آدم معروفا حرف می زدیم حالا چی گفتیم بماند "خودتون میدونید دیگه"
بعدش من میخواستم بگم این ......په زن چرتی گرفته گفتم چه زن چرتی خریده!!!!!!!!!!

فرستنده : به توان صفر


  220062

اعتراف میکنم واسه اینکه داربی رو ببیم خودمو از رو پانزده تا پله انداختم پایم نیز شکست الان کل اقوام بهم میگن تازه عروس پا شکست.پریروز عروسیم بود صب بعدش خودمو از پله های پاسگاهمون انداختم.حالاا جالب اینه که چون بار اول طوریم نشد چندین بار امتحان کردم تازه بار هشتم آسیب دیدم.






خخخخخ ولی یک هفته مرخصی گرفتم.خواستم بگم همچین پلیسایی دارید.

فرستنده : خانم سروان




previous123456789...239240next