دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  255470

مامانم داشت ناهار درس میکرد بعد اومد پیشم گف میخوام برم بیرون رو گاز سیب زمینی دارم چشت به سیب زمینیا باشع ^-^ منم رفتم پای گاز : چشم بهتونه ! لعنتیای خوشمزههه...
--------
مامان: میشه بپرسم چرا جای سیب زمینی ذغال تو ماهیتابس؟؟؟
من: باید میگفتی منظورت از چشت بهشون باشع فقط نگاه نیست :(

مامان: :/
سیب زمینیای ذغالی: o_O
من: [=
موش سر اشپز: :|

  255455

بخاطر همه ی اون وقتایی که بچه بودم و دلم میخاست برم راهپیمایی و نمیبردنم الان احساس شرمندگی میکنم...!
اگه عذاب قوم نوح سیل بود عذاب قوم ما همین روزاس..

  255391

اعتراف میکنم اولین باری که یه فحش رکیک و زننده دادم اون موقعی بود که کاسکوم صدای اس ام اس گوشیمو یاد گرفته بود منم نمیدونستم ازن اوسکول هی صدای گوشیمو درمیاورد منم عین عمله ها شیرجه میرفتم رو گوشی ک ببینم کی پیام داده و وقتی میدیدم هیشکی پیام نداده هنگ میکردم و اینحوری0_o به گوشی نگا میکردم حتی چند باریم به موبایل فروشی نشونش دادمو کلیم الکی خرج گوشی کردم که خود به خود از خودش صدا میده،ولی وقتی یبار گوشیم خاموش شده بود منم داشتم برای پرندم غذا میریختم نگاهش که کردم یهو اون صدارو دراورد یکی محکم زدمش رفت قاطی باقالیاا چند تا فحش رکیک بهش دادم که اخه فلان فلان شده عمله اسکول عوضی بوووق من نزدیک 1 ملیون خرج گوشی کردم،هیچی دیگه با اون ضربه ای ک بهش زدم از اون به بعد صدای اس ام اسو فراموش کرده ولی عوضش به همه میگه عمله اسکول عوضی:/

  255258

من خودم به عنوان یه ابادانی اعتراف میکنم
اگه کلامات :ناموسا، ولک ، کوکا رو ازما بگیرن دیگ لال میشیم

  255163

وقتی من میرم درس بخونم همسایه هامون میگن آخ جووووون
بهار داره درس میخونه ممد بدو برو اون دریلو بیار تا کارامونو انجام بدیم
کارگرای ساختمون نیمه کاره کوچه هم میگن خببب هدف درموقعیت قرار گرفت، بیاین به ادامه ساخت و سازمون برسیم :/
حتی دیده شده گربه های حیاط هم الکی بین خودشون دعوای ناموسی راه انداختن تا سروصدا درست کنن فقط:|
:(((
ازاون فکرا هم هست که ساعت ١٢ شب به بعد میاد تو سرتون و نمیزاره بخوابینا،از همونا دقیقا وسط درس خوندن میاد تو ذهن من :||

  255020

اعتراف میکنم من تو کل زندگیم فقط موقع عکس پرسنلی گرفتن جدی میشم:)
تازه اونم بعد از چشم غره های مامانم و شنیدن:
خانوم بس کن
خانوم به خودت مسلط باش
خانوم نیشتو ببند
خانوم دیوونم کردی
ممد تو بیا ازش عکس بگیر این منو روانی کرد :/
من غلط کردم عکاس شدم :((
خانوم خفه شو ! :||
از عکاس!

  254995

عاج این ماموته بره تو حلقم از بطن چپم بزنه بیرون اگه دروغ بگم o_O
صبحا هر وقت بیدار میشم خیلی جدی از خدا درخواست ویدئو چک میکنم ببینم واقعا خواب بودم یا نه!
آخه خیلی زود صبح میشه :(اصلا نمیفهمم کی رفتم تو رختخواب کی خوابم برد کی صبح شد....)))):

  254989

اعتراف می کنم
بعد جمله شکر نخور بابام
تو هیچ.... نمی شی مامانم
کلاس شما بدترین کلاس عمرمه ، معلم هام...( که بهترین جمله‌ی هست که وقتی می شنوم ،امید به زندگیم میره بالا ”--“)
جمله ((( بیشتر تلاش کن))) ادمین ، بیشترین جمله ایه که تو کل عمرم شنیدم....
ادمین لااقل این جمله رو عوض کن... یه چی دیگه بزار....

عرفان هستم یک تلاشگر....

  254985

بیاید اعتراف کنیم هممون بچه که بودیم واسه یک بار هم که شده کاغذ دور کیک یزدی رو جویدیم:)

  254728

اعتراف میکنم...
تنها کاربردی که دانشگاه برام داشت این بود که از شماره دانشجویی ام برای رمز کارت بانک
رمز دوم کارت
رمز ورود به حساب کاربری ۴ جوک
رمز چت مخفی تلگرام
رمز ورود به سروش
رمز قفل گوشی
پسورد کامپیوتر که بابا نره عکسامو ببینه
و...
استفاده میکنم.

به همین شلوار کردی ابی خال خالیم قسم... :)

  254468

یکی از وحشتــناک ترین اعترافاتم اینــه که یه زمانــی فکر میکردم فقط با کامپیـــوتر میشه اومــد فورجــوک! :/
نخندید بابا خب چیکار کنم بچه بودم دیگه :))
ولی عوضش الآن مطمئن شدم^_^

  254341

اعتراف میکنم اون لحظه ای ک *معلم فیزیکمون گفت
بچه ها کتابی ک گفتمو خریدین؟
ما گفتیم: نه منتظریم همه دبیرا بگن باهم بریم بخریم:)))
گفت نهههه این کارو نکنین خرد خرد بخرین یدفعه بخرین شوک الکتریکی ب پدر مادرتون وارد میشه :// * منظورش و نفهمیدم (چون اول هرسال تمام کتابا رو میخرم ک بار بعد سال بعد باشه و از قیمتا خبر نداشتم)
ولی شبش ک رفتم کتابفروشی و فقط 7 تا دونه کتاب برداشتم و طرف گفت 640 تومن
.
.
.

پشمام بصورت خودکار درمیومددددد میریختتت باز در میومد میریختتتتتتت#-------#

نتیجه اخلاقی: این شرایط اقتصادی خوبه باعث میشه پشم بریز خودکار بهت وصل باشه باز قدر ندونین:/

  254264

کاملا واقعی :((
یه حدیث هست که فرمودن : علم در کودکی مانند نقش روی سنگه...
وای عین حقیقته ....من بچه که بودم غده هیپــوفیز رو "هیپـوفیـــوز" خوندم و چند سال بعد توی مدرسه اشتباهمو متوجه شدم!
حالا هر کاری میکنم نمیتونم درستشو تلفظ کنم:)
یه بار کنفرانس داشتم جلوی همه گفتم هیپوفیــوز! دبیرو بچه ها بیهوش شده بودن از خنده
دبیرمونم گفت درستش پوف. یوزه عزیزم :))

دبیرستانمم همینطور بود و معلم زیست اینطور مواقع چپ چپ نگام میکرد :/
حالا میترسم برم دانشگاه،جلوی دویست سیصد نفر دانشجو و استادها دوباره بگم هیپوفیـــوز....فرض کنید:((

  253885

برنامه‌هایی که تو تابستون قرار بود انجام بدمو رو کاغذ نوشته بودم و زده بودم دیوار، الان رفتم تابستونش رو خط زدم کردم پائیز... :)

  253730

اعتراف می کنم من ازین بچه مهمونا بودم ک هرجا می‌رفتیم سردسته جوخه خرابکارا بودم هروقت صاحبخونه می گفت آقامون میاد بهتون آمپول میزنه هاااا
من داد میزدم : دروغ میگههههه بچه ها ادامه بدید ! :))))

قبلی12345...262بعدی