پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

اس ام اس خنده دار


بعضی ﺩﺧﺘﺮﺍﺭﻭ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﻮﻥ ﻣﻴﺴﻮﺯﻩ ,
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﻫﺎ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻛﻨﻨﺎااااا
ﻭﻟﻲ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮﻥ جا نداره...

فرستنده : Meri.KinG


منم چشمام ســـــگ داره ^_^




ولی سگش خســـتـس :|

از این گوگولیاس
پاکوتاهاس
میفهمی ...؟
خستــــــه ...!

به همین برکت حال نداره پاچتو بگیره :))

فرستنده : مانی پسر بد


هیچ وقت امید تون رو از دست ندید!!!
.
.
.
.
.
.
.
یه بار یکی از دستش داد الان بی شوهر مونده! روزی صد بارم خودشو نفرین میکنه میگه کاشکی با همون امید ازدواج کرده بودم

فرستنده : جعفر


غمگينم...

مثه دختری که به عکس من زل زده ميگه :







کاشکى تو آقامون بشی...
(*¯︶¯*)

فرستنده : * M R 7 *


یه روز پیرمردی تخم عقابی یافت و آن را در لانه مرغ گذاشت، عقاب که بزرگ شد

.
.
.
.

هم جوجه مرغ ها را خورد هم خود مرغ را خورد! هم پیرمرد را خورد!! و هم گند زد به داستان اموزنده ما رفت!!!

فرستنده : Z.p.74


قبلا قهر کردن و کات کردن آسونتر بود.

الان باید از صدجا طرفو بلاک کنی

( فیسبوک ، واتس اپ ، وایبر ، لاین ، بیتالک و ... )

اخرشم از یه جایی میاد فحشو میده و میره :|

فرستنده : مریـــــــــم


يه جوان پس از سال ها دورى از وطن به وطنش بازگشت... از هواپيما كه پياده شد، ساكشو زمين گذاشت و سجده كرد و خاك وطنش را بوسيد... سرشو كه بلند كرد ديد ساكش نيست...
به ايران خوش آمديد

فرستنده : soortmeh


قدم زدن زیر بارون برا بچه خشکلاااااس!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما زیر باروون مووهامون فر میشه ،عین بره ناقلا میشیم ^__^

فرستنده : ღ คlเ คợค ღ


دوست دختراتونو تو دید و بازدید عید ...
.
.
.
.
.
.
.
.
شوهر ندن صلوات

فرستنده : Z.p.74


بچه ها کسی از خانواده اقای هاشمی خبر نداره؟
همونایی که بیخود و بی جهت از کازرون راه افتادن رفتن نیشابور...!!
دلم واسشون تنگ شده!
میخوام ببینم هنوزم تو این گرونی همونطور اینور اونور میرن!
دهه شصتیا میدونن کدوم خانواده را میگم...!!!@

فرستنده : دخمل خوب


تا حالا شامپو سیر کریستالو زدین لامصب چه بویی میده
بوش انقدر قویی که آدم فکر می کنه سیر تازه رو برداشتی
له کردی گذاشتی رو سرت
بوی سیر،بخار حموم *@*

فرستنده : shahrzad


مورد داشتیم طرف بخاطر عیدی گرفتن
.
.
.
.
.
.
.
.
.کفش پوشیدنش 45 دقیقه طول کشیده :|

فرستنده : Armin_AD


مورد داشتیم دختره تو مراسم کفن و دفن باباش

فامیلا بهش گفتن مشکی چقدر بهت میاد

با جنازهء باباش عکس انداخته گذاشته فیسبوک بالاشم نوشته :

ی روز خوب با پدر مرحومم !!!

فرستنده : Z.p.74


بزرگترین بُردی که تو زندگی کردم این بود که از نونوایی یه دونه پلاستیک دسته‌دار خریدم،











رفتم خونه دیدم دوتاست چسبیدن بهم!!

فرستنده : ZzZ


بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،
ننه داشت از قدیما میگفت!
که یه دفه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید:
عزیزم مگه عقد کردی؟
با تعجب جواب داد نه!
ننه روشو برگرند و زیر لب گفت:
یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمی رفت نه ابروهاشو برمیداشت نه سرخاب سفیدآب میکرد...
بغل دستیش در گوشش گفت تا ننه نفهمیده پسری پاشو برو گمشو بیرون!
:|

فرستنده : Z.p.74




previous123456789...377378next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات