تراوین نیمکت

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

جوک مردان


حالا ميخواي چ غلطي بكني؟ :|
.
.
.
.
.
.
اوج همفكري 2تا پسر در شرايط بحراني

فرستنده : ♥ Z:A ♥


با دوستم تو پیاده رو قدم میزدیم گشت ارشاد جلومونو گرفت بهم گفت خانم کی باشن؟؟؟
منم شجاعانه گفتم ایشون آقا رضا دوستم هست ابرو هاشو قشنگ چیده نه
^-^

فرستنده : بیشتر تلاش کن


پسر جزوات پدرش را می خواند و هر لحظه کنجکاوتر میشود. شاید حکمتی داشته که او هم رشته ی تحصیلی پدرش را انتخاب کرده . وقتی از انباری با یک بغل جزوه و کتاب بیرون آمد نزد پدر رفت و از او خواست تا پاسخگوی سؤالات درسی او باشد چون تازه فهمیده بود پدرش در همان رشته ای درس خوانده که او دارد میخواند. ولی پدرش قبول نکرد و گفت حوصله ندارد . پسر نا امید شد و ناراحت از اینکه پدر از علم خود به پسرش کمک نمیکند لباس پوشید و به پارک سر کوچه شان رفت و کراک خرید و معتاد شد. غافل از اینکه پدر خودش درسا رو با 10 پاس کرده و هیچی حالیش نی . نتیجه اخلاقی : جزوهاتونو بسوزونید تا راحت زندگی کنید

فرستنده : میر شاهین خان


از یه جایی به بعد میری جلوی آینه میزنی روی شونه های خودت و میگی

ایشالله از ترم بعد :|

فرستنده : reza rj


دختره پست گذاشته: واااای یه عکس دیدم تمام موهای تنم سیخ شد
.
.
.
.
.
.
.
منم بلوکش کردم.دختری که تنش اینقدر مو داشته باشه دختر نیست
اسمال اقاست .. :))

فرستنده : **naz afarin**


تنها چیزی که ما مردا تو زندگی بهش نرسیدیم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نشستن روی صندلی آخر اتوبوس واحده
+ +
-

فرستنده : mamsi


بچه بودم قرار بود عموم اینا بیان خونمون نذری داشتیم بابام گفت عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی اورده بود میگی عمو خودت شیرینی هستی چرا شیرینی اوردی اگه گل اورد میگی عمو خودت گلی چرا گل اوردی .منم گفتم باشه .خلاصه عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند اورده..


من بچه بودم میفهمی؟؟؟بچه..

فرستنده : hip h0pi boy


لحن مردان در صد سال پیش:
گستاخی مکن زن،طعام را بیاور

لحن مردان امروزی:
جوجو،ظرفا نوبت منه یا تو ؟

فرستنده : fun 2015


مرد آن است که در کشاکش درد . راحت بگیره بخوابه و صداش درنیاد.

فرستنده : میراحمدخان


شوهرش چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود.
بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد.
امّا در تمام این مدّت، همسرش هر روز در کنار بسترش بود.
یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد ازش خواست که نزدیک‌تر بیاید.
صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
شوهرش که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟»
همسرش در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟»
شوهرش گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره! پاشو برو گمشو تا نمردم»

فرستنده : Hanie.A


والا پسر دیده بودیم جزوه بنویسه
.
.
.
.
.
.
.
ولی اینکه طرف با هفتاد رنگ مختلف و رنگ امیزی دور صفحات جزوه و نقاشی های مختلف از قبیل گل و گیاه و اینجور چیزا اطراف صفحه و بتونه کاری و رمالین صفحات و ... نوشته یکم عجیب نیس؟؟؟
هییییییییییییییییییی لوله گاز

فرستنده : crazy boy


نمیدونم باید بگم پرچم کیا بالا
.
.
ولی اینو میدونم کمبود شــــــــــــوهـــــــــــــــــر از کمبود جنس نــــــــــــــــــــــر نیست از کمبود مــــــــــــــــــــرد ِ میفهمی «مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد»
به قول اقام بهروز وثوق : تو یه مرد نشونم بده تا خودم برم زنش بشم

فرستنده : خيط وسط حياط


یه بزرگی میگفت:کی گفته مرد گریه نمیکنه گریه میکنه اما باید با سر بالا گریه کنه
جمله سنگین بود 6 ماه تنفس
(بر گرفته از کتاب تخیلی زرافه ها کره وات نمیزنند)

فرستنده : namber(one)


مرد ها مثل زیر شلواری هستند..

با هیچکدامشان جرأت نمیکنی به بازار بروی..

.

.

.


☺(✿◠‿◠)..( پرچم دخرا بالاس)..☺(✿◠‿◠)



سه خانم امریکایی انگلیسی و ایرانی تصمیم می گیرن لباس چرم جذاب بپوشند و عکس العمل شوهرانشان را ببینند
شوهر امریکایی : وای عزیزم تو زن رویاهای منی
شوهر انگلیسی : خیلی خوشحالم از اینکه تورو دارم.
?شوهر ایرانی : شام چی داریم بَتمَن؟

یعنی ذوق و سلیقه اینجور مردا تو حلق خودشون

فرستنده : **naz afarin**




previous123456789...6263next

X بستن تبلیغات
ارسال پیامک به گوشی
X بستن تبلیغات