تراوین وبلاگدهی رویال فا

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

پـَـ نـَـ پـَـ


یه مرغ از فریزر دراوردم داداشم برگشته میگه میخوای بپزیش؟؟؟
گفتم : پ ن پ از سرد خونه درش اوردم اقوامش دم ردن بدم برن خاکش کنن

فرستنده : BAHARMAST


رفتیم خونه بابا بزرگم اینا مامانم بهم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم خونه بابا بزرگ اینام... میگه زفتی سر بزنی بهشون؟ میگم پ ن پ اومدم گل کوچیک بازی کنم :| میگه پ ن پ و مرض... میگم عه مامان بی ادب شدی؟ میگه پ ن پ مثه تو هی میگم پ ن پ :|

فرستنده : یهpouمجرددارم:|


عاقد: عروس خانوم وکیلم ؟
عروس : پَـ نـه پَـ تو این بی شوهری برم گل بچینم؟!

فرستنده : Ali bi gham


امروز رفتم مایو بخرم...!
لامصب میگه واسه استخر میخوای...؟
گفتم په نه په چند روز دیگه عروسی دعوتم
میخوام منحصر به فرد ظاهر بشم....

فرستنده : RAHA


به خواهرزادم میگم چندتا کشور از الف نام ببر. میگه: کشور خارجی؟
- پ ن پ کشور ایرانی!!!!
فک و فامیله داریم ؟

فرستنده : مامان کیامهر


تو یکی از سایتا پسره بهم پیام داده زهرا چجوری یه عکس رو برچسب بزنم برای دوستام
براش توضیح دادم
بعد میگه خب عکس رو باید بزارم تو آلبوم دیگه؟
منم گفتم:پ ن پ ببر بکوب به دیوار اتاقت :|

از حوادث واقعی هنوز خبرش نسوخته 5 مین پیش بوده:))

پسر است دیگر^__^

فرستنده : zahra♀@};-


دوستم رفته استخر شیرجه زده میگه شنا کنم؟؟میگم پ ن پ بزار آهنگ تایتانیک بزارم اروم غرق شو....اصلا ی وعضیه اینجا

فرستنده : Nima73


دیشب زنگ زدم آژانس میگه:ماشین میخوای؟!
.
.
.
.
.
گفتم پ ن پ،امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوام!

فرستنده : arman gomeshli


با دوستم رفتم استخر وقتی اومدیم بیرون سردم بود دوستم گفت : داری میلرزی ؟ گفتم په نه په سلولام دارن خونه تکونی میکنن>>

فرستنده : مهدی شوخ


داداشم تعریف میکرد یه شب با دوستاش بیرون بودن و داداشم هم یه فندک سیگار دستش بود . در این لحظه گشت ارشاد سر میرسن و همه گم و گور میشن فقط این داش ما میمونه که خیلی ریلکس خونسرد نشسته . عاغا پلیسا سر میرسن و ازش میپرسن : این چیه تو دستت ؟ فندکه ؟ داش ما هم میگه : پــ نــ پـــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن .
پلیسه هم کم نیاورده گفته : یـــــالا پاشو بریم .
داداشم پرسیده : کجا کلانتری ؟
پلیسه هم گفته : پـــــ نـــــــــ پــــــــ میریم لندن .
بــــــــــــــــــــــعله بچه ها و اینطور بود که داشم نجات پیدا کرد .

فرستنده : پریا بوکانی


موقع انتخابات بود و من اداره بودم حسابی سرمون شلوغ بود شوهرم تلفن کرد امشب داره برامون مهمون میاد . منم گفتم باشه عیبی نداره مرغ در بیار یخش آب شه تا خودم بیام .
برگشته میگه از تو فریزر ؟؟؟؟
گفتم پ ن پ از تو لونه مرغ بیارش خونه باهاش بازی کن تا یخش آب بشه که شب مهمونا میان خجالت نکشه حیوونی !!!!!

فرستنده : مریم شمالی


ﺷﻴﺦ ﻭ ﻣﺮﻳﺪﺍﻧﺶ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺑﺎﻥ، ﻋﺮبی ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺷﺘﺮ ﺑﺪﻳﺪﻧﺪ...
ﺷﻴﺦ ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﺁﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﺷﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﻋﺮﺏ سرﺥ ﻭ ﮐﺒﻮﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎ مُرد!!
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﻳﺪﺍﻥ ﺣﻴﺮﺍﻥ ﮔﺸﺘﻨﺪﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻴﺦ ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪﻧﺪﯼ...
ﺷﻴﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﻬﺖ ﺗﻠﻔﻆ «ﭖ ﻧﻪ ﭖ» ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺸﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﻋﺮﺏ ﺑﻮﺩ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻫﻼﮎ ﺷﺪ!
ﻣﺮﻳﺪﺍﻥ ﻫﻤﯽ ﺑﺨﻨﺪﻳﺪﻧﺪ ﻭ جامه‌ها ﺑﺪﺭﯾﺪﻧﺪ

فرستنده : دختر بابا


ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺭﻣﻮﻧﮕﺎﻩ ,ﻣﻨﺸﯿﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺮﯾﺾ ﺷﻤﺎﯾﯿﺪ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﭘَــــ ﻥَ ﭘَــــ ﻣﻦ ﻣﯿﮑﺮﻭﺑﻢ , ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐنم!

فرستنده : هری پاتر


رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارید
میگه بال مرغ؟
میگم پ ن پ بال هواپیما.چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم حالا من -_-
یارو ):
مرغ ^_^

فرستنده : سجی جون


به مخاطب خاصم زنگ زدم میگم چطوری؟؟؟؟میگه داری حالمو میپرسی؟؟!!!میگم پ ن پ دارم غیرمستقیم بهت میگم دوست دارم پررونشی پاپیچم شی که شام بریم بیرون :d

فرستنده : hajizadeh




previous123456789...8788next

 

line gif

 

خرید عینک

 



X بستن تبلیغات
مشاوره
X بستن تبلیغات
مشاوره