تراوین

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
 

عینک اسپای پلاس



line gif

 

پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم بازارموبایل ازفروشنده میپرسم گوشی آیفون6+چنده؟میگه میخوای بخری؟
گفتم پ ن پ من استیوجابزفقیدم اومدم ببینم این تیم کوک چراصفحه نمایش آیفون روبزرگ کرده چندبارگفتم بزرگش نکن!



تومدرسه بچه ها کفشم رولگدزدن اومدم باآب تمیزش کنم همکلاسیم میگه داری خاک کفشتوتمیز میکنی؟گفتم پ ن پ دیدم جای خوبی واسه ساخت خونه دارم خاکبرداری میکنم.
‎:)‎



اقا چند شب پیشا ساعت 10 شب بود با 100 کیلومتر در ساعت تصادف کردم با بنده خدایی .هیچی چون یه طرفه ماشین خورده بود یه طرف داغون بود که ماشین روشن نشد . منم کارت ماشینو جا گذاشته بودم به بابام نگ زدم که کارتو بیاره بعد 45 دقیقه اومده(از خونه دور بود) بد چون ماشین و نیم روخ سالمشو دیده بود میگه تصادف کردی ؟؟؟ منم گفتم پ ن پ گفتم بیای این صحنه تصادف و ببینی !!!! هیچی دیگه جلو یارو ر*ی*د* به ما

فرستنده : mfm


کفش نو ازاین نوک تیزهابرای خودم خریدم دوستم منودید میگه کفش جدید خریدی؟گفتم پ ن پ این چراغ جادوروپوشیدم آروزهام برآورده بشه
‎:-o



ماشینم جوش آورده بردم نمایندگی مکانیک ماشینودید گفت جوش آوردی؟ گفتم پ ن پ گفتم حالاکه آب داغه منم چای کیسه ای توماشین دارم یه چایی دورهم بخوریم!



دختراومده توصف اتوبوس بعد ده دقیقه میگه ببخشیداقااین صف اتوبوسه
منم گفتم پ ن پ صف نونوایی شماچندتامیخواستین؟

فرستنده : reza_cello


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه? پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!

فرستنده : amir017


با سگم تو پارک بودیم یهو یه دختره اومد جلو پرسید:این سگه؟گفتم په نه په اسبه داره روزهای سگیشو سپری میکنه




فرستنده : پوریا جمشیدی


رفتم نمایشگاه میگم: آقا اون 206 آلبالویی تون چند؟
گفت میخوای قیمتشو بدونی؟!
:|
کار از پ نه پ گذشته بود!
با همون 206 آلبالویی گرفتم مثل لواشک لهش کردم.

فرستنده : آرینششش


برق خونه مون قطع میشه داداشم میگه کامل برق رفت ؟
میگم:پ ن پ یه کم مونده بیا سطل بیار پرش کن تا کامل نرفته.
من:).
داداشم:(((.

فرستنده : دوست من


رفتیم کوه ..... دارم چوب جمع میکنم . میگه داری چوب جمع میکنی اتیش درست کنی ؟ میگم پ ن پ پشت دریا ها شهریست قایقی خواهم ساخت....

فرستنده : فوجول دخمل


داشتم میرفتم کلید سازی دوستم میگه داری میری کلید بسازی
منم گفتم:په نه په شام نداشتیم میرم پیتزا سفارش بدم واسه شب

فرستنده : فلانی


وقت شام بود مامانم برا همه غذا كشيده به من ميگه:
عزيزم برا تو ام بكشم؟؟؟؟
گفتم:پ ن پ ميرم خونه همسايه شام مي خورمو ميام

فرستنده : من


مامانم سفره رو انداخته. میگم مامان میخوایم شام بخوریم؟ گفت پ ن پ سفره رو انداختم تا به گل هاش آب بدم! آخه مامانه داریم ما.

فرستنده : به تو چه


بابام رفته بودحموم داشت اوازه میخوند گفتم می شه اوازنخونی گفت صدام بده گفتم پ ن پ همسایه چشت میزن ی طوری میشی گفت نترس مهر مار دارم شروع کرد به خوندن اونم باصدای بلندتر

فرستنده : شوالیه سرخ




previous123456789...9192next


line gif
 


 

نهران موبایل

 

 

 

مستر90


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات