منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

دیالوگ های ماندگار

  228860

حتى دشمن ها هم ميتونن بهم احترام بذارن !
[ Troy ]

  228840

ببعی:make a word with A
مهمان :a apple
ببعی:no..A kahoo
مهمان:کاهوکه فارسیه.
ببعی:no.it is international word.

کلاه قرمزی....

  228822

ارسطو:من اگه این در رو واکنم چهارمیلیون دختر میاد تو..
نقی:توروخدا دررو وانکن.....فعلا وا نکن...

سریال پایتخت...

  228797

تیمسار:آخه طغرل.
طغرل:بله قربان.
تیمسار:مشکل ما یکی دو تا نیست. اگه شخص شخیص اعلی حضرت بیان اینجا به این دیوونه ها بگن یه اسلحه باز و بسته کن، من چه خاکی بریزم تو سرم؟
شیرفرهاد:ها این اجازه وده من اینو. من با چشم بسته اسلحه رو برات وا می کنم وبندم.
تیمسار:ببینم باورم نمی شه! کدوم یکی از شما ها دیگه بلدین که اسلحه باز و بسته کنین؟
سربازان:ها. ها من. من. هم بلد بیدم.
طغرل:قربان البته اجازه بفرمایید.
تیمسار:اِ اِ ساکت ساکت. یه اسلحه بده من.
شیرفرهاد:ها این یه برره ای از بچگی با اسلحه بزرگ وشده. حالا اینو با این چشم بسته تو سه سوت اینو واست باز و بسته وکنم که این کیفشو وبری. ها اینه
.
بعدازچندلحظه

تیمسار:تو چی کار کردی؟
شیرفرهاد:ها شما نبوغ برره ای ها ره دسته کم گرفتید. ها ها ها. ها این زنگ وزد.
طغرل:قربان گوشی رو برندارین ممکنه پر باشه.
تیمسار:شما دیوونه ها منو مسخره کردین؟ تلفنو ور داشتین آوردین جلوی من می گین برندار ممکنه پر باشه؟ بده من ببینم. جوـــــــــــــمپ

  228783

هانیبال لکتر: وقتی یه روباه صدای جیغ یه خرگوش رو می شنوه از لونه بیرون میاد، اما نه برای کمک کردن!

  228488

کز:وقتی پولمونو گرفتیم،می تونین واسه گرم کردن خودتون کروگ آتیش بزنین
جسپر:من که خیال دارم یکیو استخدام کنم برام کروگ بسوزونه.
کز:چرا یکی دیگه رو استخدام نمی کنی که به اون طرف پول بده که کروگ هاتو برات بسوزونه؟آدم گنده ها از این کارا می کنن.



رمان شش کلاغ سیاه

  228289

اگه یکی بدون هیچ دلیلی ازت متنفره، به او لعنتی یه دلیل بده...

جوکر

  228268

فيلم king creole:
شاید روزی بخاطر یه اتفاق،
بازم همدیگه رو دیدیم!
- میشه بگی اون اتفاق کجا ممکنه بیفته؟
تا من، حتماً اونجا باشم!.

  228258

بقور:چنین وگفت رستم به اسفندیار.خوب بید؟
کیانوش:جان؟
بقور:چنین وگفت رستم به اسفندیارخوب بید؟
کیانوش:خوب که بید.ولی راوی شاهنامه بایدکمی لحنش جدی تروحماسی ترباشه.
بقور:من که نوخام راوی وشم.
کیانوش:ببخشید.پس چی می خاین بشین.
بقور:من وخام نقش رودابه روبازی وکنم.
کیانوش درحال خنده.

بخشی ازدیالوگ شب های برره.

  228215

فيلم ازدواج به سبك ايراني:
ﺧﻮﺷﻲ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻴﺖ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ
ﻏﻢ ﻭ ﻏُﺼﻪ ﺍﺕ ﻭ ﻭﺭ ﺩﺍﺭ ﺑﻴﺎﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ

  228200

شیرفرهاد:اهواـــــــــ.
کیانوش:ای بابا. فکرکردی برره است؟ شهره اینجا اِ.
شیرفرهاد:وگوئم پس چرا نوریم پیش بخشدار؟
کیانوش:باید منتظر بمونیم.
شیر فرهاد:خب همون تا کی باید منتظر ومانیم؟
کیانوش:تا موقعه ای که بریم بخشدارو ببینیم.
شیرفرهاد:ها. ها نه وگوئم که چقدر یعنی باید منتظر ومانیم؟
کیانوش:تا موقعه ای که اون آقا صدامون کنه بگه بریم داخل.
شیرفرهاد:خب اون آقا چرا صدامان نوکنه که بریم داخل؟
کیانوش:خب یه نفر الان تو پیش بخشدار هست بیاد بیرون،بعد مارو صدا می کنه.
شیرفرهاد:ها. ها وگوئم اون آقایی که الان تو هست،خب چرا نویاد بیرون؟
کیانوش:کارداره اون آقا باید کارش تموم بشه بیاد بیرون. بله.
شیرفرهاد:ها. خب شاید اون آقا تا ابد نویاد بیرون!
کیانوش:اِ دیگه داری اذیتم می کنی از موقعه ای که اومدیم تو شهر پدرمو در آوردی.
شیرفرهاد:ها.
کیانوش:تا ابد که اون تو نمی مونه،می یاد بیرون.
شیرفرهاد:می گم با این آقا می شه خشکه حساب وکنیم وریم تو؟
کیانوش:اِ اِ اِ. اصلاً راه نداره اون باید بیاد بیرون ما بریم تو.
شیرفرهاد:ها. وگوئم نوشه به جای اینکه اون آقا ویاد بیرون،ما وریم تو. یا نه به جای اینکه اون آقا ویاد بیرون،بخشدار ویاد بیرون اینجوری ما اون آقاهه رو دور وزدنیم.
کیانوش:دندون رو جیگر بذار الان صدامون می کنن.
شیر فرهاد:وگوئم اون آقا خشکه چنده؟
کیانوش درحال گریه.

بخشی ازدیالوگ شب های برره.

  228178

کیوون:پول وده. پول وده.
کیانوش:بگو درکت می کنم.
کیوون:درکیت وکینم.
کیانوش درحال گریه.
کیانوش:چی شدی.
کیوون:خوب وشدم؟
کیانوش:حرف نداری. فقط یک مشکلی هست.
کیوون:ها.چی بید؟
کیانوش:ازسیبیلات. نصف جذابیت صورتتو گرفته اصلاً بهت نمی یاد.
کیوون:خب چه وکنم.
کیانوش:هیچی باید سیبیلاتو بزنی.
کیوون:برو سبیل فامیلاتو وزن.
کیانوش:بسیار خب من می رم. فقط نیای دنبالم بگی من جذاب نیستم به من زن نمی دن کسی به من توجه نمی کنه گفته باشم دنبال من نیای.
کیوون:خب اگه وزنم خوب وشم؟
کیانوش:آره. می دونی این روز ها مثلاً مالو نبراندو، پورنیو مند، هرسو واگارد اینها هم دیگه سبیل ندارن.
کیوون:ها. ولی کلاد کیپر سبیل داره؟
کیانوش:تو مگه فیلم های کلاد کیپر و دیدی؟
کیوون:نه نودیدم.
کیانوش:ها پس حتماً اسمشو شنیدی.
کیوون:نه نوشنیدم.
کیانوش:پس از کجا می شناسیش؟
کیوون:من نوشناسمش.
کیانوش:درحال گریه.سیبیلاتو می زنی یا برم؟
کیوون:وزنم.

بخشی ازدیالوگ های شب های برره

  228158

اگه یه دختر موقعی که سر قرار میاد خوشگل باشه، چه کسی به دیر کردنش اهمیت میده؟

جی دی سلینجر

  228134

بازرس1:خیلی خب آقا من فکرمی کنم شما یک چیزی رودارید ازما پنهان می کنید.
کیوون:خب ویا این بید.
بازرس1:خودکار من پیش شما چی کارمی کنه آقا؟
کیوون:خب اینوکادو ودادی.
بازرس1:کادو؟
کیوون:ها.
بازرس1:من به خاطر ندارم چیزی رو به شما کادو داده باشم.
کیوون:چرا؟ کادو ودادی.
بازرس1:خب بگذریم. ولی فکرمی کنم باز شما یک چیزی رو دارید از ما پنهان می کنید.
کیوون:خب ویا این هم بید.
بازرس2:آقا کیف پول من پیش شما چی کار می کنه؟ عجیبه.
کیوون:کادو ودادی دیگه عجیبه که نوزدم کادو ودادی.
بازرس2:آقا من کی کیف پولم رو به شما کادو می دم این چه حرفیه شما می زنین آقا؟
کیوون:کادو ودادی.
بازرس1:کافیه آقا کافیه. شما به من بگین که پریشب کجا بودید؟
کیوون:پریشب چی بید؟
بازرس1:درواقع پریشب دیشب نه پریشب.
کیوون:ها. من یادم نویاد هفته ی پیش غذا چی وخوردم وگوئی پریشب کجا بیدی؟
وروبابا.
بازرس1:آخه پریشب از هفته ی قبل نزدیکتر بید.
کیوون:خب دیشب چی بید؟
بازرس1:دیشب در واقع همین نزدیکتر از پریشب هستش.
کیوون:آهان. خب امسال با پریشب چه فرقی نه امسال چی بید ها؟
بازرس1:امسال در واقع نزدیکتر از پریشبه.
کیوون:ها پس امسال چی بید؟
بازرس1:یعنی اینکه امسال از پریشب نزدیکتره.
کیوون:ها. خب امسال با هفته ی پیش چه فرقی فوکوله؟
بازرس1:فوکوله یعنی چی آقا؟
کیوون:فوکوله ماضی استمراری فعل مکوله بید.
بازرس1:آهان پس شما ماضی استمراری هم می دونین چیه.
کیوون:ها نه.

ازدیالوگ های شب های برره.

  228092

فيلم بي خداحافظي:
خبرنگار: می دونید آقای پویان برای من جای تعجبه چرا جوونی مثل رضا صادقی، دچار وضعی بشه که معمولاً آدمای ۸۰-۷۰ ساله دچارشون میشن.
فرهاد پویان (محمدرضا فروتن): احتمالاً یاد نگرفته که مثه ماها نبینه، نشنوه، خودشو به اون راه بزنه…

قبلی12345...53بعدی