پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

 

iranjens

 

 

جوک جدید


سوال تاریخ ٥٠ سال آینده :
یكجا نشین ها چه مكان هایی را برای سكونت انتخاب میكردند؟
جواب:
آن ها در كنار مودم ها و در نزدیكی پریز های متصل به شارژر سكنی ٰمیگزیدند...


فرستنده : shilan...boukani


شیخی به میان قومی رفت و گفت:
می خواهید احکامی به شما بیاموزم که در دنیا و آخرت سعادتمند شوید؟
آنها یکصدا گفتند:
" نــــــــــــــــــــــــــــــــــه "
شیخ ضایع شد!
و داستان به فنا رفت...:|

فرستنده : میم مثل ملایر


یه بار از معلم جغرافی پرسیدم،
چرا ابرها اول صدا میدن بعد میبارن؟
گفت:تو میری دستشویی اول می***رینی بعد می***گوزی؟ :|

یعنی تو عمرم اینجوری قانع نشده بودم :|



چقدر دنیا کثیف شده...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
امروز به دوست دخترم زنگ زدم میگم کجایی؟میگه پیشه دوستم ندا.......
جالبه داشت دروغ میگفت!
چون ندا پیش من بود.....
باهاش کات کردم بار اولش نبود به من دروغ میگفت .
دفعه قبلم الکی گفت پیش الهامم بازم الهام پیش من بود!!!!
خدایا خودت حقمو ازش بگیر
خیانت همش خیانت دیگه ب هیچ دختری اعتماد نمیکنم!!

فرستنده : AmiN


ديدي يه وقت هايي همه چيز عالي و سر جاشه
و دلت ميخواد اون لحظه اصلا تموم نشه؟؟
.
.
.
.
.
.
آره منم نديدم!!!

فرستنده : shilan...boukani


یه بار شانس در خونه مونو زد. پرسیدم: چه عج اومدی در خونه ما هم؟
گفت: ببخشید آدرس فلانی رو میخوام.
اینم شانسه ما داریم
تق تق تق تق
.
.
.
بدبختی داره در میزنه کلیدو فک کنم گم کرده.

فرستنده : کرکس تنها


داشتم با پدرم حزف ميزدم گفتم ماشين ميخوام
گفت: بعله ديگه چه
گفتم: دستو پات نعله ديگه هيچي




الانم بيرونم منتظر يه پتو خيلي سرده

فرستنده : pouya


خــســـتــه کـــــســــیـــه ... که سطل آشغال کامیپوترش بعد دو سال هنوز پره -_-



اقا این فیل فورجوک یه جوری به ادم نگاه میکنه که من هر سری میبینم هرچی پول خورد دارم میخوام بدم بهش ولی حیف مجازیه حیف مجازیه حیف مجازیه

این اولین پستمه لطفا لایک کنید

فرستنده : @t@


این روزا اینقد زود دلم میگیره که
.
.
.
.
.
.
.
.
بیا گرفت :!

فرستنده : *جیگیلی*


جیگر:من امروز با کلاه قرمزی و ببعی رفتیم خونه ساسان اینا
بعدش بابای ساسان اومد شربت البالو داد خوب بود خوشمزه بود
بعدش مامان ساسان شربت اورد خوب بود خوشمزه بود
بعدش مامان بزرگ ساسان شربت اورد من به شربت البالو حساسم
بعدش اومدیم که بریم باغبون خونشون شربت داد من گفتم به شربت البالو حساسم ولی اون شربت داد گلاب به روتون من کار دستشویی داشتم بعدش جلوی چشام تار بود همه جا تاریک بود بدنم درد میکرد دیدم کلاه قرمزی رفت یه جایی منم رفتم تو وقتی کارم تموم شد دنیا روشن شد دیگه بدنم درد نمیکرد فهمیدم خونه همسایه ایم
عاشقای جییگر کجایید

فرستنده : yousef


عاشق فرهنگستان زبان و ادب فارسی ام میدونی چرا ؟

معادل فارسی ایمیل رو گذاشته پست الکترونیک ،

درحالی که نه پست فارسیه و نه الکترونیک !!!

فرستنده : Afs o-O n


•~•~•~• :)))))) •~•~•~•

کــیـا وســط دعــوا خـنـدشـون مـیـگـیـره؟!! O_o

لایـک کــنـیـن همـو پیـدا کــنـیـم... :)))))

فرستنده : ••Narges6ahrivar••


هعی تنهایی اینقد به دلم نشستی که با دنیا عوضت نمیکنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی با دوهزار پول نقد عوضت میکنم

>_< باز گند زدم که

فرستنده : یه عاشق ساده


سوال تاريخ چند سال ديگه:



مدير گروه كه بود و چه كرد؟؟؟

يكى از فرماندهان سلسله وايبريان بود كه تعدادى از افراد بيكار
را دور خود جمع وبا نشان دادن مطلبهاى مختلف فيلم عكس با انان
پيمان ميبست ، و در مقابل اقوامى همچون :واتساپيان ،فيسبوكيان،
ال لاين، ال تلگرام و......از انان محافظت مينمود و مانع از گرويدن
اقوام خود به گروههاى ديگر ميشد..

فرستنده : ساناز




previous123456789...657658next

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات