منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

داستان کوتاه

  239020

وضعیت تو سیستان بلوچستان بحرانیه حتی مدرسه های ابتدایی رم تعطیل نکردن فک کنم مسئولین با خدام لج کردن میگن ول کن تا ول کنم

  238938

در سالی که قحطی شده بود و مردم زانوی غم بغل گرفته بودند، عارفی غلامی را دید که شادمان است.
به او گفت: چطور در چنین وضعی شادی می کنی؟
غلام: من غلام اربابی هستم که چندین گَله دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا میدهد، پس چرا غمگین باشم وقتی به او اعتماد دارم؟
عارف میگوید: از خودم شرم کردم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم.

  238795

احساس میکنم خداوند زنها را با پاستیل گچی نقاشی کرده‌ و نهایت سلیقه اش را برای آنها گذاشته است،
زنها آمده اند تا عاشق باشند، چه مادر، چه خواهر، چه همسر، چه دختر کوچولوی دوازده ساله...که عاشق بازیگر و خواننده های معروف می‌شود. و عکسهایش را در داخل درب کمد می چسباند..
زنها شاید پارک دوبل را درست یاد نگیرند ویا هرگز قانون آفساید فوتبال را تشخیص ندهند...اما پای مسابقات بیشتر از مردان جیغ میکشند....آنها آمده اند تا رنگ زرد و کرمی...یا رنگ صورتی و گلبهی...دو رنگ متفاوت باشند..یا رنگهایی مثل مغز پسته ای، فسفری، یشمی...جان بگیرند... ما مردها به همه ی آنها میگوییم سبز.... زنها آمده اند تا زیبا باشند.. شاید ساعتها بروی کفش پاشنه بلند راه بروند.. ساعتها ثابت بشینند تا لاک ناخنشان خشک شود... و همه ی اتاق را بوی تند لاک ناخن بردارد...
هرروز مدتها جلوی ایینه آرایش کنند..
ابرو بردارند..
موهای خود را..طلایی، ماهگونی...یا قهوه ای N7 کنند.. اتو بکشند یا با بیگودی فرشان کنند.
اما درنهایت.. نقاشی پاستیل گچی خداوند را تکمیل میکنند.. بدون آنها ما فقط املت میخوریم، یا از روی تنوع نیمرو....
بدون آنها دنیای ما.. پاستیل ژله ای، عروسکـ، خرس پشمی... النگو.. گوشواره ی گیلاس و گردنبند مروارید نداشت...
زنها جیغ میکشند.
گریه میکنند.
قهر میکنند.
خانه را بهم میریزند، اما دیر تر از مردها میشکنند و تمام دغدغه ی شان با یک آغوش محکم مردانه آرام میشود.
حتی دیرتر از ما مردها سرما میخورند.. و وقتی سرما میخورند مثل ما مردها غش نمیکنند.
آنها راننده کامیون نیستند.. اما مقصد تمام راه ها هستند...
ساختمان سازی نمیکنند.. اما گرمای همه ی خانه ها اند...
بدون نقاشی پاستیل گچی خداوند دنیای ما سیاه و سفید بود...

سهراب رحیمی

  238487

عاقو قضیه اینکه تو قیمت ها میزنن ۹۹ هزارتومان چیه؟
خو یهو بنویسن صد هزار تومان دگ
من اگه صد تومن بدم دگ دنبال اون هزار تومن نمیفتم ک


والا به غرآن

  238156

در بیمارستان ها وقت شام و ناهار، غذاها خیلی متفاوت است
به یک نفر سوپ، چلوکباب و دسر می دهند
و به کسی دیگه فقط سوپ می دهند و به یک نفر حتی سوپ هم نمی دهند و می گویند که فقط آب بخور.
به یک کسی می گویند که حتی آب هم نخور و با سرم تغذیه میشود.
جالب است که هیچ کدام از این بیمارها اعتراض ندارند زیرا آنها پذیرفته اند که کسی که این تشخیص ها را داده است طبیب است و آن کسی که طبیب است حکیم است.
پس اگر خدا به یک کسی کم داده یا زیاد داده، شما گله و شکوه نکنید که چرا به او بیشتر داده ای و به من کمتر داده ای.
تمام کارهای خدا روی حساب و حکمت است...

#الهی_قمشه_ای

  238058

همین طور که ریسه می رفتم از شوخیای بی نمکش و خودمو به در و صندلی ماشین می کوبیدم لا به لای تار دیدنم به خاطر اشکی که از خنده تو چشمم جمع شده بود گفت : با من می باشی؟ اول که نشنیدم اصن، گفتم : هان؟!
یهو جدی شد صورتش، گلوشو صاف کرد صورتمو برگردوند سمت خودش و باز تکرار کرد: میگم، با من می باشی، یعنی میشه که با هم باشیم؟
ماسید لبخندم! یخ کرد تنم و آب دهنمو به زور قورت دادم! به صندلی تکیه دادم و خیره شدم به رو به رو...
یه کم که گذشت باز گلوشو صاف کرد و چرخید سمتم که چیزی بگه که دستمو گرفتم جلوش به علامت سکوت!
اگه بگم نه، بودنت تموم میشه؟ این روزا این گردشا این رفاقتا ، تموم میشه میره پی کارش و میشی یه غریبه از فردا؟
من نمی خوام، نمیتونم از دستت بدم. بعدِ یه عمری یه رفیقی پیدا کردم که کنارش میتونم خودم باشم میتونم انقدر بزرگ بخندم که چشام محو شه، خانوم نباشم زیادی و با رودروایسی و ناز وادا غذا نخورم ، پیشش از افکار مسخره ام راحت صحبت کنم و ...
باور کن اگه بگم بله و باشه، همه ی این روزای خوب میشن خاطره، میشن دست نیافتی، میشن گذشته و تموم...
تکرار نمیشن چون همه چی تو رابطه عوض میشه
احساس و نوع نگاه و همه و همه چی ...
میگم نه ولی نرو، بد نشو
میگم نه چون به دست میاریم همو ولی از دست میره این روزای قشنگمون، این رفیق بودنه حیف و میل میشه... از دست هم میریم به خدا
باورکن عشق همه چیزو خراب میکنه.... علاقه، رابطه گند میزنه به رفاقتِ قشنگمون
من خودمو میشناسم، آدمش نیستم، تو رو هم میشناسم، آدمش هستی ولی خستت میکنم... میزنم به دلت و به جون هر جفتمون.....
میگم نه ولی نرو، ولی بد نشو ، خب؟!
#فاطمه_صابری_نیا

  238050

هوا خوب است
ابرهای آسمان به من چشمک می زنند تا قلم هایم را در دست گیرم و آنها را هم به بوم نقاشی ام راه بدهم..
کتاب می خوانم.
کمی هم شیر می نوشم-هرچند طعمش اصلا برایم خوشایند نیست-
همیشه برای شروع کارها ذوق عجیبی دارم!حتی شروع خواندن کتابی نو که خاله جان برایم هدیه آورده...و یا حتی شروع به نوشتن و توصیف حس و حالم...
کمی تا حدودی حس خوبی دارم.
آسمان سنگین است و من همدردی از جنس بخار برای خود یافته ام!
احساس میکنم درکم از زیبایی - کمی که چه عرض کنم بسیار!- کوته فکرانه شده،
خب تقصیر من هم نیست;دنیا مرا اینگونه بار آورده!
زیبایی جسم هیچوقت دست بشر نبوده اما آنچنان برایمان اهمیت یافته که انگار خودمان یکی یکی اجزای صورتمان را طراحی کرده ایم و درآخر مفتخریم که همچین چهره ای خلق کرده ایم!!
اینها را میدانم و باز...
بگذریم...
بگذریم از افکار درهم پیچیده ی من که گره ی کورش را هیچ کس نمی تواند باز کند،بعضی وقتها دیده اید دو طناب آنچنان پیچ و تابی خورده اند که با دندان هم نمیتواند گره شان را شکافت؟؟
آهان!باران گرفت...
بالاخره او هم بغضش ترکید،او با آن همه عظمت دیگر تاب تحمل ندارد چه برسد به من!
بوی نم...
آرامشی بی نهایت به آدم میدهد،
دلت میخواهد جوری نفس بکشی-آنقدر عمیق- که به اعماق وجودت نفوذ کند و همیشه این حس خوب در تو بماند

وای واقعا باران دل آدم را حال می آورد!
جایتان خالی...

  238016

چندروزی میشود که نمازش را تندتر میخواند
.این روزهاموبایلی که تازه خریده را پایین مهرش میگذارد
سرعت نمازش راباسرعت دانلودهایش میزان میکند،
نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند
بزار راحت تر بگویم ...توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و لاین و... را دارد
آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را...پیام ها را هنوز کامل نخواندم.
در دلش غوغایی بود،پس کی این نماز تمام میشود؟
نماز تمام شد مثل فشنگ گوشی را برمیدارد از بس هول کرده رمز الگو را اشتباه میزند
دستی دراز است ،انگار حواسش نیست بغل دستی اش التماس دعا دارد
فکر کنم حواسش به کسانیست که دست دراز کرده منتظر اویند تا نمازش تمام شود و او را در فضای مجازی "ادد"کنند
حالا 4G آمده خدای نسل جدید او پر رنگ تر از خدای حقیقی اش شده
ساعت ازنیمه شب گذشته است و او هنوز پای راز و نیاز با خداوندش
چشمش سرخ و اشک آلود ، هنوز ۳۴درصد مانده از شارژ گوشی اش
این نماز شب اوست که هرشب میخواند

  237750

چگونگی سود کردن سه قشر از مردم در جامعه:

بکسر:
آپرکاتزن شهرم، پشت و پناهم مشتاس! تموم مشتای من، دلیل درد شماس!

شاعر:
آوازه خون شهرم، پشت و پناهم خداست! تموم شعرای من قصه ی درد شماست!

و پرتقالفروش:

پرتقالفروش شهرم، پشت و پناهم خیار! تموم میوه هامم،دوای درد شماست! تموم میوه هامم، دوای درد شماست!

لدفن با ریتم بخونید!

مغزم سوت کشید تا تونستم اینارو درست کنم! لایک واجب است!

  237622

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم....
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد...
به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود. ...
فقط زیر سوال آخر نوشته بود: «نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده. دیشب تولد عشقم بود. گفتم سنگ تموم بذارم براش. بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها. بزن و برقص. شام هم بردمش نایب و یه کباب و. ترکیبی زدیم. بعد گفت: بریم دربند؟ دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید. مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون. بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم. دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب. راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش. خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد. یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمره هم ندادی، نده. فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش. فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی.»
چند سال بعد، تو یک دانشگاه دیگر از پشت زد روی شانه ام.گفت:
«اون بیستی که دادی خیلی چسبید»...
گفتم: «اگه لای برگه ات یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه.»...
خندید و دست انداخت دور گردنم. گفت: «بچمون هفت ماهشه استاد. باورت میشه؟» ...
عکسش را از روی گوشیش نشانم داد. خندیدم.
گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.»...
نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم. دلم میخواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود، امامزاده صالح نبود،......
فقط سرد بود....

  237412

هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید...

شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشید؛ و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح ...
و با هر تمرین دوست داشتن،
روح تو زلال تر می شود... .

  237360

یه جایی از زندگیت،
یه نفر میاد که نمیگی ای کاش اولین نفرِ زندگیم همین بود!
میدونی چرا؟
چون اگه بقیه نبودن امروز خیلی ساده از کنارِ خیلی از خوبیای این آدم رد میشدی...
و
خیلی از خوبیا و مهربونیاش به چشمت نمیومدن...
اینو مطمئن باش که همه ی آدمای قبلی،اومدن توی زندگیت تا امروز کوچیک ترین و ریزترین خوبیای "آدمِ اصلی"ِ زندگیتو با تمامِ وجودت حس کنی...
پس هیچ وقت خودتو بخاطر آدمایی که اومدن و نموندن سرزنش نکن،
درواقع این حسِ خوشبختی رو مدیونِ همون آدمایی!☺️

  237251

میلیون ها سال است که زن ها حامله می شوند و شکم هایشان می شود خانه موجودی دیگر.

میلیون ها سال است که آدم های دیگر شاهد بارداری و زاییدن زنان هستند، اما هنوز هیچکس به آن عادت نکرده است. نه خود زن های حامله و نه رهگذرها. مردم دوست دارند به زن های باردار لبخند بزنند و مراقبشان باشند.

انگار شکمهای بزرگ و موجودات درونشان هیچ وقت عادی و تکراری نمی شوند.
جداً چقدر عجیب است نفس کشیدن کسی زیر پوست تو. چقدر عجیب است تماشای تکان خوردنش و چقدر عجیب است دلبسته شدن به موجودی که ساکن دنیایی دیگر است.

  236846

اینکه موقع رفتن سد راهت نشدم
اینکه چیزی برای رفتنت نگفتم
تنها دلیل آن دوست داشتنت بود
خوشبختی ات !
کسی که نمیخواهد بماند را نمیتوان به زور وادار به ماندن کرد
گفته بودم که اگر روزی بین من و دیگری مجبور به انتخاب شدی
من را انتخاب نکن ...
اگر به اندازه ی کافی برایت مهم بودم
اگر مثل من عاشق بودی
هیچ وقت بین رفتن و ماندن گیر نمیکردی ...

  236809

مخاطب خاصم واسه تولدم کادو گرفته یه ساعت و یه عطر مامانم ازم پرسید این ساعت رو چه شخصی بهت داده بهش گفتم دوستم
گفت دوستت پسر یا دختر گفتم مامان از این فکرا نکنا گفت خب باشه... اومد تو اتاقم جعبه کادو رو دید رنگ صورتی :|
گفت اینم حتما همون پسره فرستاده گفتم اره دیگه سلیقه اش دخترونس...حالا هی تو خونه راه میره به ساعت نگاه میکنه میگه از اخر باید بفهمم کی اینو بهت داده-__-
به افتخار همه مامانا بزن کف قشنگه رو :)

قبلی12345...149بعدی