دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم

  256321

‏مامانم زنگ زده میگه زنت نیست شام و ناهار چیکارمیکنی؟الهی بمیرم بچم گشنه و تشنست زنگ بزن بیان دیگه -_-
بعد مجرد که بودم خودشون هر وقت میخواستن برن مسافرت بهش میگفتم من شام و ناهار چیکار کنم؟ میگفت یه کوفتی بخور دیگه بمن چه!!
رفیق بی کلک مادر :))

  256150

پسرای فامیل ملت اینجورین که تو ناز میکنی اونا نازتو میکشن...
حالا پسرای فامیل ما اینجورین که تو ناز میکنی*-*
بعد اونا فک میکنن چس کن تو زدی به برق:/
پس چس کنشونو میزنن به برق:|
ناموسا چرا اینا برعکسن؟؟
فک و فامیله داریم؟؟؟

  256145

خدایا تو منو حفظ کن که دیگه به لبه ی مرز رسیدم . برای گوشیم صدای اس ام اس جدید گزاشته بودم بعد با کلی ذوق به خواهرم می گم بهم پیام بده . برگشته بم می گه: اسمت چی بود :| اینم فک و فامیله ما داریم ؟

  255909

امروز مامانم داداش کوچیکمو دعــوا کرد حـــــســـــابــــــی
هیچی دیگه .....
الان دوتا دیوار دیگه بسابم ، خونه رو جارو بزنم ، ظرفارم تمیز بشورم
می تونم با اعلام وضعیت سفید با آرامش تو خونه راه برم
لعنتی از خنثی کردن بمب سخت تره

  255798

دختره اومد به داداشم تیکه بندازه مثلا
برگشته میگه چی میخوری انقد قدت بلنده؟!
پاسخ استاد:نون پنیر خط کش...

  255724

‏داشتم توی گوشی فیلم می‌دیدم
زیر چشمی به بابام نگاه میکردم نیم ساعت بود زل زده بود بهم
برگشتم نگاهش کردم

داد زد : این که نمرده خانوم ، تکون خورد
زیر حلوا رو خاموش کن!!!


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

  255646

کچل خسته(یه شیرازی خسته)

ما در حالت عادی (وقتی خونمون تمیزه) ،پشه هم برای مهمونی نمیاد
اما اگه یه روز خونه مون کثیف باشه همه فامیل دلشون برای ما تنگ میشه و سر زده میان مهمونی:-(
فک وفامیل داریم ما؟

  255637

آخه خدا چرامن از داداشم سانس نیاوردم با خوانواده رفتیم بیرون نصفه شب بود یه چیز خواست بابام گفت نه بعد داداشم گفت اصلا غلط کردم ماچت کردم دیگه ماچم نمیکنیا خلاصه انقدر بابامو تهدید کرد که فوری رفت براش خرید حالا اگه ما اینکارو میکردیم بابامون دوتا دستمون رو میگرفت قشنگ نصفم میکرد


من????????????

  255595

من: ضعف دارم حالم خوب نیس•_•
خانواده آمپول تقویتی هایی که دکتر هشت ماه پیش بهم داده بود رو درآوردند.(هشت تا داده بود لامصب سه تاشو با التماس نزدم) و درازم کردند
و من با هجده سال سن اشک تمساح می ریختم T-T
من: غلط کردمممم آییییی
و عمه ی دکتر را مورد عنایت قرار دادم
حالا آمپوله رو بهم زدن، میگن راه برو سریع پخش شه تو بدنت ضعفت از بین بره :/ یه دوتا قر هم بده :/ بعد غش غش خندیدند =|

بهزیستی: +_+

  255540

خانمم میگه یه خاله داره که خنگ بازی هاش زبانزد فامیل شونه!
وقتی تازه توی یه بانک خصوصی استخدام شده بود، برای به موقع رسیدن صبح زود با ماشین راه می افتاد. هر روز، توی مسیر رفت و برگشت، از زیر یه پل عابر پیاده نزدیک خونه شون رد می شد. چند وقت ذهنش درگیر این مسئله بود که چرا شهرداری صبح خط کشی می کنه بعدازظهر اونو پاک می کنه و چرا خط کشی مشکیه!؟ نه سفید. حتی توی اینترنت هم سرچ کرده بود، آیین نامه های راهنمایی و رانندگی کشورهای مختلف!؟ رو خونده بود ببینه خط کشی مشکی چیه. آخر سر یه روز می زنه کنار، پیاده میشه، میره روی خط کشی می ایسته. حالا حدس بزنین چی بوده، خانم سایه نرده های پل عابر پیاده رو خط کشی عابر پیاده می دیده!!!!!!!
خاله خانمم :@
خانمم بعد از تعریف کردن :
من بعد از شنیدن داستان :)))))))

  255539

شمام از نظر مامانتو از وقتی به دنیا اومدین هر چیز خواستین داشتین؟
یا فقط مامانه منه؟؟؟

  255529

بچه بودم از این جوجه زردا خریدم(بچه بودما بچه)
دیدم تخم نمیزاره منم رفت به تخم مرغ کردم تو باسنش مرد بعد به همه هم گفت بیچاره سر زا رفت آخی اسمشم جسی بود آخیییییییییییییییییی

  255516

کچل خسته(یه شیرازی خسته)
یکی از بچه های فامیل کلاس دومه میگفت دیگه گوشی های هوآوی مثل قبل نیست چون به خاطر تحریم تراشه snap dragon ندارن :|
اونوقت من همسن این بودم بزرگ ترین دغدغه ام این بود چرا وقتی تو شیراز تابسونه تو تهران هم تابستون هسته
دهه هشتادی هم هستم

  255510

چن روزی مامانم مسافرت بود بابام غذا درست میکرد بعد که برگشت بش گفتم: درسته که تو تویه بیشتر کارا بهتری اما بابا ته دیگاش از تو خوشمزه تر میشه!
مامانم برگشت یه نگاهی به بابا بعد به من بعد به دیوار انداخت و گفت: کاش بابات میدونست زندگی مثه ته دیگع باید پاش وایسه تا درست شه :) بعد من:مامان جملت خیلی سنگین بود بیگ لایک *-* مامان: بزن قدش بابات ضایع شد! بابا: :/ من: بابا ابو هوا افق چطوره؟؟ بابا: نازی این دخترتو بگیرا :| مامان: ایش دختره لوس نگا کن اصن میخواد بین منوتو رو خراب کنه^-^ من:o_O مامان:اصن از منو شوهرم فاصله بگیر) سپس با عشوه:اسمال اقا سیبیل طلا چشم عسلی... /: (
میدونم اینا همش بخاتر علاقه زیاده :)

  255479

دخترایی که داداش ندارن میدونن چی میگم ما که داداش نداریم همیشه عقده اش باهامونه
ما کلا سه تا دختریم اولی پردیس دومی سارا ته تغاریم که منم*-*
منو مامانم داشتیم صحبت میکردیم بحث رف سر اینکه چرا من داداش ندارم؟ بعد مامان یهو گف : اصن ای کاش پردیس پسر میشد فرزند ارشد خانوادس:) من گفتم: نخیرممم سارا باید پسر میشد چون ویژگی هاشونو دارع کلا خیلی نمکدونه همش به همه تیکه میندازه از همه مهمتر رابطش با تو خوبه و مامانیه و پایه کلکلای منم هس*-*
مامانم گف اره بعد یهو نمیدونم چیشد گف: نه که فردا تعداد دوس دختراش از دستش در بره هی رنگ به رنگ دوس دختر عوض کنه؟ یهو بغض کرد که هی دخترا عاشقش شن اونم دلشونو بشکنه بعد نفرینش کنن؟؟ اصن من پسر نمیخوام! اصن سارا غلط کرده پسر شه و در همین لحظه سارا از کلاس زبان برمیگرده و مامان خیلی شیک و مجلسی در حالیکه به ارش کمانگیر گفته زکی مگس کش معروف فیروزه ایشو پرتاب میکنه سمت سارا : چطور دلت اومد با احساسات دخترا بازی کنی هان؟ اصن منکه میدونم تقصیر رفیقایه نابابه نه اصن بخاتر اینه که خوشتیپی هی دخترا میچسبن بهت اصن تو غلط کردی پسر شی :/
سارای بدبختم دهنش باز مونده بود)بعد از تیراندازی مامان دستش نابود شد^-^(
منکه ترکیدمممممم
مامانمو دیوونه کردیم. نه خداوکیلی مامانه من دارم؟؟؟ قراره تو مسابقه بهترین تیرانداز پشع کشی شرکتش بدم*-*
ملت دنبال نیمه گمشدشونن من دنبال داداشم:|

قبلی12345...692بعدی