منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

فک و فامیله داریم


پسر خالم pm زده نوشته:امشب ميخوام برم مسجد احيا هر كي كفش ميخواد شماره پاشو بفرسته
من(°_°)
پسر خالم o(^_-)O
فك و فاميل گرام\(^o^)/

فرستنده : Fatima jooooon


اغا ی روز خونه داییم بودم جوگیرشدم گفتم زندایی توحالت خوب نیس برو راحت بخواب ناهارومن ی کاریش میکنم
خلاصه ی ماکارونی درست کردم (کم نمک شد ازشانس من):
بعدازناهارنصف قابلمه اضاف اومده بود زندایی محترمم قشنگ برده بود ریخته بودش جلو گاواشون .گاواهم بانهایت احترامی ک واسم قائل بودن محبت کرده بودن لب نزدن بهش!!!!!!!!!!!
زنداییم دوباره ریخته بودش واس اردکاشون اونا هم نخورده بودنش!!
هیچ آخرش کپک زده بود ریخته بودنش اشغال)))):
ماکارونی همانامحبت کردن من همانا
اینم از فک وفامیلای ما
خدایی خیلی گناه دارم نه؟

فرستنده : اسماقورد


به دوستم میگم تو 4جوک نوشته مورد داشتیم دختر توگوگل سرچ کرده
راه های ورود به برنامه ماه عسل .میگه راه هاشم نوشته ؟ میترسم برم تو افق روزم باطل بشه

فرستنده : ن ف س


من و خواهرم قبل از افطار کلاس زبان داریم
برگشتیم خونه سلام علیک کردیم مامانم برگشته میگه:
صداتون نشنوم دارم احسان می بینم!!!!!!!!!!!!!!!!

قیافه من و خواهرم:((((((((((((((
قیافه این پسره لوس احسان:))))))))))))
قیافه مامانم اگه حرف بزنیم وسط احسانo_Oo_Oo_O
اخه مامان احسان دوست ما داریم؟!

فرستنده : faeze


یه روزی شیطون گولم زد تصمیم گرفتم واسه امتحان فیزیک درس بخونم
کتاب باز شد بابام تو حیاط دریل روشن کرد مامانم چرخ گوشت همسایه کناری با میخ تو دیوار میکوبید منo_O پاشدم رفتم پشت بوم هوام سرررررد کتاب باز شد گودزیلا اومده میگه محمد فک کنم داری میمیری
من:0__0 چرا ؟؟
گودزیلا:آخه داره از دهنت دود میاد
من در آستانه مرگ@ _ @
ماشینهای اسقاتی.اسغاطی....^__^
گودزیلا&/
فک وفامیله من دارم؟؟

فرستنده : محمدطاها 7321


واقعیه.
پدربزرگم تازه فوت کرده بود.جمع کثیری از فامیل برا دیدن مادربزرگم اومده بودن ک ناگهان بغض مادربزرگم ترکید و در حین گریه گفت:سابقه نداشته اکبر(پدربزرگم)اینطوری فوت کنه و منو تنها بزاره٬(آخه این چ حرفی بود زدی مادربزرگ گلم)بابام از اون طر ف مجلس. بدون اطلاع از حرف مادربزرگم گفت آره راس میگه من شاهدم.خداشاهده حضار داشتن در و دیوارو گاز میزدن.
شما هم از این فک و فامیلا دارین آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : **king of 4jok**


یعنی هروقت من سرگرم کارم(فورجوک گردی)
باشم و مامانم بگه بیا غذاتو بخور، بابام سریع میگه: ولش کن سیره.
بابای شما هم اینجوریه؟

فرستنده : arash


امروز رفته بودیم قلم چی باید دسته جمعی پسرا و دخترا عکس میگرفتیم...پشتیبان بدبخت باکلی زحمت همه رو ب ترتیب قد مرتب کرده بود... یدفعه میون 30 نفر دختره بلند گفت: اه چرا اینقدر زیادیم حالا فامیلامون چی جوری منو بین این همه تو عکس پیدا کنن!!!!!!!(چاره داشت بقرعان گریه میکرد) پسره: هیسسس الان ساکت کارمون تموم شد ب پشتیبان میگم ازمن و تو جدا کنار گل سرخا عکس بگیره ینی عین بمب منفجر شدیم یکی یکی از پله ها پرت میشدیم پایین دختره عقده ای آبروی هرچی دخترو برد لایک: واقعا!

فرستنده : دخمل شمالی...آمل


داداشم اومده ميخواست بگه ملخا دارن علف ميخورن
گفت عــــــلــــَخا دارن خـــــلــــــــف ميخورن.
ديگه بقيشو خودتون حدش بزنيد.

فرستنده : MHM


چند وقت پیش تو تلوزین داشت ازین خانواده هایی که همه با هم خوب و مهربون و ازین حرفان نشون می داد بعد یه اقاهه گفت ما تو تصمیم گیری هامون بچه های کوچیکو هم شرکت میدیم...حالا چند روز پیش من و خواهرم به بابام گفیتم: بابا ما تصمیم گرفتیم...
به مولا قسم نذاشت حرفمونو بزنیم گفت: شما گ و ه خوردین تصمیم گرفتین
فک و فامیله داریم؟؟؟:((((((
یعنی دموکراسی تو خونه ی ما حرف اولو میزنه

فرستنده : ترنم


برا داداشم رفتیم خواستگاری برگشتنی مامانم میگه پسندیدی پسر گلم داداشم
برگشته میگه نه خیلی ابروهاش نازک بود ابجیم برگش گف نیس ابروهای خودت خیلی
کلفته!! به سلامتی داداشم که ی هفتس دس ب ابروهاش نزده ^ = ^

فرستنده : امیرم. . .


با بابام سوار ماشینمون شدیم (تاکسی داریم) ... میگم بابا حالا یه کولر بزن سرخ شدیم آخه ... برگشته میگه مسافر که نیستی واست کولر روشن کنم !!!
الان دیگه مسافر سوار ماشین میشه حسودیم میشه بهش !!
آخخخخخ پدر ... تو فک و فامیلی !!؟!!

فرستنده : افشار


*^_^* S Mohammad H72 سیدم *^_^*

داشتیم راز بقا میدیدیم ی دسته گوره خر نشون داد حالا...

بابام: ممد سریع با دقت به اینا نگاه کن
من: واس چی؟؟ گوره خره دیه
بابام: آخه گوره خر ببین نصفه گم شدت بینشون نیست. خیلی شبیهتن ^_^
من :-|
دیگر اعضای خونواده: در حال جویدن همدیگه

عاغا تانکر اسید دیه جوابگو نیست. ی آرپی جی بدید من خودمو خلاص کنم :-(

فرستنده : Soltan***Mm72


اقا من تو یکی از واحدهای دانشگاه همون اسمش نبر درس خوندم
فقط جونم براتون بگه این دانشگاه برای گرفتن پول بیشتر به هر طریقی تونست بچه ها رو انداخت
این ترم یه استاد جدید امد همه ما هم ترم اخر از ترسمون جرات نکرده بودیم درسی که باید ترم اول
برمی داشتیم برداریم
این بنده خدا اول تعجب کرد بعدش که براش توضیح دادیم قضیه چیه فقط یه چیز گفت
هرچی بلدید تو برگه بنویسید بقیه ش با من
دیروز نمره هاش امده همه بالا بالاها من میگم میشنوید
فقط می.خوام بدونم این استاد با مرام چقدر لایک داره
بزن به افتخار هرچی استاد مرد

فرستنده : faeze


نحوه بیدارکردن مامان من در موقعیت های مختلف:

زمان مدرسه:زهرااااا!!پاشــــو ساعت7:45ست.دیرت شد!!!
ساعت واقعی:شش و نیم صبح.
زمان دانشگاه:زودبلند شو اتوبوست رفت.جا موندی!!پاشـــو ساعت 6پنج دقیقه کمه ها!!
ساعت واقعی:پنج و پنج دقیقه صبح.
روز های معمولی تابستان:ساعت دوازدهه!نمیخوایی بیدار شی؟؟آخه چه معنی داره دختر تا لنگ ظهر بخوابه؟؟
ساعت واقعی:نه و نیم صبح.
سحر های ماه رمضون:زهرا مامان!!پاشو پاشو 5دقیقه دیگه اذانــه!!بیدار شــــو مامانی،خوابم برده دیر شد!!پاشــــو داره اذان میگـــه ها...بی سحری می مونی مامان!!من دیگه صدات نمی زنم ها!
زمان واقعی:45دقیقه مونده به اذان صبح.
واقعـــــــــا مامانهِ مبتکــــــرِ من دارم؟؟
به افتخارش لایکــــــ نمی زنید؟






 

line gif

 

خرید عینک

 


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات