منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک


فک و فامیله داریم


  219138

پسر داییم همش با لپتاپش توی تلگرامه، هرجا میره داییم میگه مهندس داره کار میکنه.
.
.
.
.
.
.
.
.

منه بدبخت هم اگه در حال هک کردن سایت ناسا باشم بابام بهم میگه باز داری آتاری بازی میکنی خاک تو سرت کنن

فرستنده : Mahnaz


  219069

عموم اومده میگه: دیدی توی مجله ها یه آدم چاق که لاغر شده رو باهاش مصاحبه می کنن و عنوان مصاحبه هه هست چی بودم چی شدم؟
میگم: بله چطور مگه؟
میگه: این طور پیش بری باید برای تو بنویسیم چی بودم چی میشم :| :|
فک و فامیله من دارم؟ :|

فرستنده : مترسک


  219056

پای بابام رفته روی پای یه آقایی
بعد خواست بهش بگه ببخشید
گفت سلام می فهمی ســلــام
بعد قسمت جالب اون جاست اونم خیلیگرم جوابش رو داد!!!
نه آخه فک و فامیله داریم ما ؟؟؟؟؟



  219050

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺧﻪ ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺍﺩﻡ ﺷﯽ ....













ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺮﯾﻊ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻡ ﺑﺸﻪ ﭘﯿﻨﻮ ﮐﯿﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﭼﯿﮑﺎﺭﺵ ﺩﺍﺭﯼ.....
ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯﻡ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﯽ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻫﺎ

فرستنده : maman jadid


  219041

تو یه جمعی بودیم دو تا خانومه باردار اونجا بودن،
یکیشون گفت :میگن اگه زنه حامله انار بخوره بچش خوشگل می شه





مامانه منم اشاره کرد سمته من، نه گذاشت نه برداشت،
گفت :کو؟؟؟ ایناها، من سر این خوردم چی شدددددد؟؟؟؟



  219025

چند روز پیش مامان بزرگم رفت حموم رفتم کمکش کنم داشتم پشتشو لیف میزدم یهو لیفو از دستم گرفتم دندون مصنوعیشو درآورد O_o لیف زد O_O، بعدش شست *_* بعد گذاشت دهنش ^_^

خیلی هم تمیز و بهداشتی ^__^
این همون مامان بزرگمه ها ...با ابتکاراتش که آشنایی دارید ^__^



  218965

چند روز پیش مامانم مدرسه بود و خواهرم مرخصی گرفت بعد قرار شد دوتایی فرشهای راه پله رو بشوریم
چون دوتا بودیم و یه فرچه داشتیم رفتم از همسایمون یکی بگیرم
همسایمون:میخواهید فرش بشورید؟!
من:بله با اجازتون
همسایمون:مامانتون هست؟!
من:نه
همسایمون:تنهایی میخواهید بشورید(این یه قانون که وقتی تو محله ای که به دنیا امدی زندگی نیکنی به چشم همه همون دختر بچه باقی میمونید)
من:میخواهید شما بیاید کمک تنها نباشیم؟!
همسایمونo_O
من:-)
خواهرم;-)
مامان و بابام@_@
همسایه ... ما داریم؟!

فرستنده : faeze


  218936

مامان من عشق گل دیفن داره یعنی شما تصور کنید از یه گلخونه یک در چهارمتر یک در سه مترش دیفن داره اون یک متر باقی مونده رو هم من جنگیدم گلهای دیگه گذاشتیم
حالا دیروز قرار بود گلخونه روبشوریم
مامانم:اقا نظرت چیه یکی از این گلدونها رو بیاریم بیرون گلهونه کنار تلوزیون
بابام:چرا؟!اونجا که خوبه
مامانم:اخه میخوام گلدون دیفن اضافه کنم
من:بابا چادر مسافرتیه کجاست؟!
بابام:برای چی میخوای؟!
من :خوب این جور که معلومه دیفن های مامان قراره خونه رو یواش یواش بگیرن فکر جای خواب باشیم دیگه
مامانم:-(
بابام:-)
من:-P
مامان گل دوست ما داریم؟!

فرستنده : faeze


  218932

یکی از فامیلامون دوقلو اورده بود اسماشونو گذاشته بود ارشال و مارشال بعد ماهم می گفتیم این چه اسمیه گذاشتن روشون آقا ماهم براشون اسم جدید گذاشتیم چون آسونه همیشه هم رو زبونمونه و اما اسم ها : آشغال و ماشغال
من :|

فرستنده : mahsa


  218846

بنا بر سیاستهای خانواده(اوه اوه چه باکلاس گفتم) قرار شد شرکت اینترنت عوض کنیم یه چند روزی اینترنت نداشتیم حالا پسره زنگ زده بیاد راه اندازی هیچکس خونه نبود بابام زنگ زد بدو خودتو برسون دختری
رفتم یه نیم ساعتی طول کشید نصب و راه اندازی اخراش بابام هم رسید حالا کل این نیم ساعت یارو دو کلمه هم حرف نزد داره میره شمارشو اروم نوشت رو برگه قرار داد که ارررره;-)
بابام دید
بابام:دلت خوشه جوان این دختر من زنگ بزن نیست تارک دنیاست
من o_O
پسره @_@
بابام :-(
بابای حال گیره من دارم؟!

فرستنده : faeze


  218814

مامانم امروز اومده میگه من هم عضو تلگرام کن میگم چی شده مادرم میگه همسایمونو دیدم گفت تو عضو تلگرام شو بیا توی گروه ما همسایه ها بعد از اینکه مادر گرامیم وارد گروهشون شد که کلی خوشحال و راضی بود گفت به همسایهامون نشون بده امروز چه غذایی داریم بعد از عکس گرفتن و فرستادنش اینجاش واقعا جالبه مدیر گروه مثلا همسایه اونوریمون به گوشی مادرم پیامک ( اس مس ) میده عجب غذایی حالا فکر میکنه پیامک پولش نمیزه اون یکی همسامون از پشت حصارمون مامانم صدا میزنه میگه لایک این اولین سالیه که نزدیکای عید شام و نهارهای خوشمزه داریم دلتون بسوزه

فرستنده : خاطرات من


  218803

دیشب واسه مهمونام پیاز حلقه ای سخاری کردم گذاشتم کنار ظرف مرغاشون!!!
اینا اول فکر کردن چیتوز حلقه ایه تحویل نگرفتن....!!!!!!!!
بعد یهو فهمیدن پیازن رحم نکردن لامصبا...
همه مرغا موند دیگه!!!

فرستنده : ♥♥♥


  218762

مامانبزرگم همیشه موقع نماز تلفنو میذاشت کنار مهرش، هرکی زنگ میزد گوشیو برمیداشت میگفت الله اکبرررر.

فرستنده : saßa


  218632

بابام از باغمون سبزی خوردن چیده بود اورده بود چون یه نمه حال ندارم مجددا نشست برام پاک کرد و شست
امروز دوست مامانم امده بود مهمونی خونمون و چون بچه خطه سرسبز و زیبای گیلان برامون لوبیا رشتی اورده بود حالا مامانم نشسته بود پاک میکرد
مامانم:اقا بیا کمک کن زودتر تموم بشه
بابام:نه من دست نمیزنم کار خودته
مامانم:اوا یعنی چی؟!
بابام هیچی نگفت پا شد رفت
من:مامان فقط برای تو کار نمیکنه ها دیروز برای من سبزی پاک کرد شست چایی دم کرد اورد
مامانم:O
بابامo_O
من:-)
ضرب المثل قدیمی که میگه:دختر هووی مادره;-)
دختر دو بهم زنه بابای من داره؟!

فرستنده : faeze


  218595

ﻣﻨﻄﻖ بابای ﻣﻦ ۳ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ:
.
.
.
.
.
یا ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه
یا ﺗﻮ نمیفهمی که ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه
یا اینقدر ﻣﻴﺰﻧﺖ تا ﻛﺎﻣﻼ بفهمی ﺣﻖ ﺑﺎ بابامه!

فرستنده : AMIR HO3EIN