منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم

  223032

داشتم برای کاکتوسم اسم انتخاب میکردم .
مامامنم اومده کمک کنه.میگه اینا خودشون اسم دارن باید با زبون مادریش باهاش حرف بزنی....
من..
زبون مادری کاکتوس!!!!!


بیچاره کاکتوسه از خنده خشک شد....

  222987

آقا مامان بزرگای الانو دیدید؟؟؟؟
لامصبا چیزایی که ما بلد نیستیم رو بلدن
دیشب خونه فامیل بودیم
تلگراممو چک کردم دیدم یکی با اپل که تو همین محدوده ست هکم کرده @_@
یهو وسط جمع داد زدم کی منو هک کرده ؟؟؟؟؟
مامان بزرگم گفت من ^_^
میخواستم ببینم چه گوهی میخوری اونتو ^_^
من -_-
مامان بزرگم ^_^
جمع #_#
و بااازززز هم مننن-_-

  222972

یه گروهی تو فامیل به زور عضویم
میگم به زور اینجوری که قدرت دست مدیر
بعد مدیر متخصص کامپیوتر فامیل
یعنی متخصصاااااا
تهدید کرده لفت بدیم دیگه کامپیوترها و لپ تاپ هامون درست نمیکنه
اینجوری که همه در کمال نارضایتی راضین فعال هم هستن
من:-(
مدیر:-)
کامپوترها و لپ تاپها:-
خدمات کامپیوتری سطح شهر@_@
خساستo_O
قشنگ فک و فامیل ما داریم!؟

  222966

یک فامیل داریم که هر جا میشینه از اردواج جوانان میگه و خاطرات جوانی خودشو تعریف میکنه که چجوری دانشجو بوده ازدواج کرده و...
تا دیشب به من گیر داد و میگفت تو که دانشجوی ارشد هستی درست مثل اون موقع های منی چرا نمیری زن بگیری بعد رو کرد به بقیه و گفت جوانای این دوره راحت طلب شدن و نمیخواهند زیر بار مسئولیت برن، که منم نه گذاشتم و نه بر داشتم و گفتم دایی جان شما خودت دختر دم بخت داری یکی مثل من بیاد خاستگاریش بش دختر میدی؟
وقتی دید دارم دخترشو جلو همه ازش خاستگاری میکنم ترجیه داد از اون به بعد به تفسیر وقایع ترکیه بپردازه :)

  222906

با دخترخالم سیندرلا 2015 دیدیم میگه کسی که پاهاش خیلی کوچیکه ظریف نیست سوءتغذیه داره...مریضه

  222881

این هفته یکی از فامیلامون فوت کرد بعد یه عالمه فامیله دیگه از شهر های دیگه اومده بودن شهرمون بعد برا تسلیت گویی رفته بودن پیش صاحب عزا
فامیل:خدا رحمت کنه ببخشید که مزاحم شدیم
صاحب عزا :خواهش میکنم این حرفا چیه از این به بعد مزاحمت شروع میشه میریم خونه مزاحمت بزرگ تو راه!
یعنی چی؟=-O فک فامیل داریم ها بابام میگه دیگه صاحب عزا رو تو مجلس ندیدیم خدا کنه برگرده بلایک تا تسکین فوت عزیزمون بشه لطفا ضیایی ها هم بلایکن تا ببینمم تنها نیستم

  222863

یروز تو خونه نشسته بودم پای کامپیوتر(اره کاپیوتر دارم) همیشه با داداشم سر بازی دعوا داریم!
یروز بابام اومد گفت برو سر کوچه واستا که فلان کس داره میاد خونه رو بلد نیس

منم بعد نیم ساعت فهمیدم سر کارم!
پدر ما داریم ..

من :-(
برادرم:-))))
کامپیوتر:-))))

  222834

امروز آبجیم اومده بود خونمون نشست پیشم رو زمین،داداشمم ۴سالشه نشست رو به رومون
به نظرم میخورد زیادی داشت مثانش عجله میکرد، داداشم ،آبجیم رو کرد به حالت جدیی به داداشم گف ‌، داداش نمیخوای کمی جیش میل کنی؟؟
حالا من تو اون موقعیت صحنه جنایت و ترک کردم رفتم تو آشپزخونه از خنده کف زمین پخش شدم،
هی بش میگم بابا ، جیش میل کنین ینی چی آخه؟؟
میگه نه باس خودش جملم و درس کنه بفهمه،
عجب آبجی جالبی دارم من

  222814

سلام دوستان

عاقا شب قدر بود من تا ساعت سه تو مسجد بودم و تو تدارکات کار میکردم(اینو گفتم چون جلو ترا لازم میشه)
تقریبا ساعت چهار بود اومدم خونه
دیدم ابجیم (گودزیلای ۵ساله) اومده تو صورتم نگا میکنه
یدفه شترررررق خوابوند تو گوشم(چه دردی داشت)
بهش گفتم بچه چرا میزنی
گفت : تا الان بیرون پیش اون دخ دوسترت(دوست دخترت ،درضمن بگم دقیقا همینو گفت)چه غلطی میکردی
دیگه منم لال شدم
مامانمم چپ چپ مینگرید
گودزیلاس داریم
لایک=ن که خودت گودزیلا نیستی
دوستان لطفا لایک کنید

  222803

دیشب خیلی هوا گرم بود ، منم گرمایی !
رو تخت خوابیده بودم ، یهو فهمیدم ماشین حمل زباله داره میره ، آشغالارو بر داشتم و بدو رفتم دم در !
داشتم میدویدم تا زباله رو بدم دست یارو ، دیدم داره بد جور نگاه میکنه ، هیچی دیگه زباله رو دادم دستش داشتم نفس زنان برمیگشتم یهو دیدم خانم همسایهٔ بغلی داره منو نگاه میکنه دهنش باز مونده !
مام دیدیم خیلی داره نگا میکنه و چشاشو میمالونه ،گفتیم ولش بابا اومدیم رفتیم تو تخت ، دیدم شبی انقد گرمم بوده نفهمیدم ، شلوار و پیرهنمو در آوردم !
داشتم با شرت دنبال مأموره میدویدم ، تازه همسایه هم هر وقت منو میبینه ، فرار میکنه :-)

  222801

سلام
یه نفر هست توی باغ داییم کار می کنه که یه لهجه خاصی داره
چند وقت پیش زنگ زده به داییم میگه برای ما شام بیار ولی داییم شنیده میگه شمع بیار.
بعد هی می گفته تو دستشویی هست.خخخخخ
اونم متوجه نشده داییم چی گفته ، میگه ما سه نفریم سه تا بیار
داییم هم گفته میگم برو تو دستشویی اونجا هست.
اون هم داغ کرده چی میگی ما بریم تو دستشویی چی بخوریم اصلا حالا که اینطوره برای تو هم میزاریم کنار تا سرد نشده بیا بخور.
هیچی دیگه فک و فامیله ما داریم؟!؟!؟!

  222741

چند شب پیش توی تلوزیون یه فوتبالیست رو نشون داد
مامان من هم اومد بگه که من تو همه فوتبالیست ها سردار آزمون رو دوست دارم یه دفعه یادش رفت با یه اعتماد به سقف خاصی گفت: اسکندر زمان خیلی پسر خوبی بود من ازش خوشم اومد
همه فامیل هنگ کرده بودیم قیافمون رو دید گفت همون که دیشب تو خندوانه بود دیگه...
الان هم مامانم هر یک ساعت یکبار سرش رو به دیوار می کوبه و ما بر اساس اون فاجعه داریم اساس خونه می خریم چون همه رو گاز زدیم تموم شد.
فقط دلم برای سردار آزمون می سوزه که اسکندر زمان خطاب شد.......
شما بگید من با سوتی های فک و فامیل چه کنم؟!؟!؟!

  222727

ناهار رفته بودیم خونه داییم،دو ساعت بعد از اینکه ناهار ته کشید زن داییم زنگ زد به عروسش گفت امروز واسه ناهار با مامانت بیاین اینجا!!!!!احتمالا میخواسته عروسش با زبونش ظرفای ناهار مارو بشوره

  222707

دیشب با مامانم اینا نشسته بودیم منم حالم خیلی بد بود.
من : مامان فکر کنم امشب شب آخر عمر منه.
مامانم : چرا ؟
من : نمیدونم فقط حالم خیلی بده. امشب من میمیرم.
مامانم : تو هر شب همینو میگی !!!!!!!!!!!!!!!

  222679

Nothing is Justin everything is Abbas
Altair M7/8علامت اختصاصی
بگم آبروم میره ولی باشه
ی شب یکی از اقواممون که دخترش مخاطب خاصمه
اومدن خونمون (عیدفطر)حالا من رفتم آشپدخونه شربت رو بیارم براشون
الخلاصه رفتم آشپزخونه دیدم یا ابرفرض پانزده تا لیوان بزرگ شربت به صورتی
چیده شدن که بیشتر ثقل(صقل سغل سقل ثغل)سمت جلو بود
من به خواهرم که شربتو درست کرده :نترس آبجی شر افراژتون میکنم همشو بلند میکنم
خواهرم:الطایر مطمعنی میطونی
من:قسم به اشک روی صفحه دوس دترسپهرخلسه
خواهرم:نمیخوای من ببرمش
من:نه وقتی دنبال بهترینی باید یک بار بر*ینی
گفتم یاعلی وبلندش کردم
عاغاتاجایی که به طرف رسیدم همه چی اوکی بودمنم خوشحال
عاغارسیدم به طرف، ثقل که جلوبود من داشتم پایین میوردم
که وزن بیشترشد(هزچه جسم به زمین نزدیک ترباشدنیروی وارده ازسمت زمین بیشترمیشود)
خلاصه سرتونودردنیارم سینیرو که اوردم پایین هرچی شربت و لیوان بودریخت روی پدرمخاطب خاصم
مخاطب خاصم دست به موبایل اس ام اس فرستادعجقم فدا سرت
من:ممنونم عجقم پاستیل و لواشک بلات میگیرم
اون:واقعامردک ضایع شده ؟
من:قسم به شربتی که روبابات ریختم
اون:عاجقتم الآن دیگه باس برم دس پاچلفتی
من:خدافظ عشقم فقط یه عکس از لبات برام بفرست
درسته دختره بامن به هم نزد ولی من ضایع شدم ودارم آهنگای آرمین توی اف ام گوش میدم
یعنی آدم ده تاشکست عشقی بخوره اینجوری ضایع نشه
وازهمین تریبون بگم(ماریا)عاشقتم/ماریا:عشق حقیقی الطایر ابن لااحدفک فامیله ملت دارن