پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

 

سرزمین موزیک

 

 

فک و فامیله داریم


  206664

دیشب به شوخی به بابام گفتم

چی میشد جوونیت یکم بیشتر کار میکردی ماهم پولدار میشدیم،

با حسرت سرشو تکون داد و گفت:
اولا قصد ما از به دنیا اومدن تو این بود که دختر بشی

و برکت زندگی، دوما از وقتی قدم نحست به این خونه باز شد برکت از زندگی ما رفت

سوما: گو خوریش به تو نیومده...

قیافه من -__-
قیافه پدر گرانقدر ^___^

فرستنده : adams~sorati


  206653

به پدرم با لحن کتابی گفتم: پدر مطمئن باش که من ادامه دهنده راه تو خواهم بود و نام نیک خاندانمان را حفظ خواهم کرد
.
.
.
.
.
یکم آه کشید و گفت: فکر کنم باید یه فرزند خونده ای چیزی بیارم وگرنه با وجود تو آبی گرم نمیشه که هیچ قطعم میشه

میخوام برم بهزیستی خودمو معرفی کنم فقط قبلش یه چیز بگم:
آب هست ولی کم است

فرستنده : Ehsan Solie


  206647

میدونید تو مهمونی زنانه کدوم قسمتش خیلی جالبه

بچه ب مامانش میگه: پی پی دارم

خخخخخخخخخخ

فرستنده : Parisa74


  206636

دو روز پیش یخچال فریزرمون خراب شده بود زنگ زدیم به نمایندگیش اومد گف :باید یخچال رو خالیش کنین ببریمش تعمیرگاه .درحین تخلیه به یک مورد مشکوک رسیدم اونم این بود که مادر بنده آورده تو اسم یکی از کشوهای فریزر نوشته سبزی های مامان بزرگ که ما بازش نکنیم از جلو کشو سبزی گذاشته از پشت خوراکی هایی ازجمله آجیل عیدوگوجه سبزوآلو قرمزوزرشک و شربت آلبالوولواشک وهزاران خوراکی خوش مزه دیگر که به ذهن جن هم خطور نمی کنه...نه واقعا این مامانه من دارم!عایا؟

فرستنده : Asal geesoo


  206620

دخترعموی اینجانب 4سالشه
اونوقت ازش میپرسم عزیزم مامانتودوست داری یاباباتو؟
برگشته بایه نگاه سرشارازعشق بهم میگه:عشقم توروووووووووووو!
یعنی خدایاااااا...خلقتت تحسین برانگیزه!مچکرم!

قراره بریم براعقد{لایک=خوشبخت شین!!}
میگه میخوام حلقه ای بخرم که چشم همه دخترای فامیل درآد!

دستی دستی خودشو شوهر داد رفت!
ای جانممممممم....:/

فرستنده : DIVAR


  206616

از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون بنده یه داداش دارم که اصلا منو قبول نداره هر سال هم روز تولدم شروع می کنه به داستان گفتن که شب کریسمس بابا نوئل منو گذاشته جلوی در خونشون و از اینجور حرفا دیروز تولدم بود و داداشم می خواست نطقاشو شروع کنه.منم اجازه ندادم حرف بزنه خودم شروع کردم حرفاشو گفتن بعد که تموم شده یه نگاه خنثی بهم انداخته و میگه:دختر خجالت بکش مگه ما تو رو از دم در پیدا کردیم که همچین حرفایی میزنی؟والا دخترای قدیم یه کم ادب داشت حالا بیا و بچه بزرگ کن حیف این همه زحمتی که ما واسه تو کشیدیم

من:0ــــــ0

داداشم:)))

بابا نوئل:0ــ0

برادران زحمت کش شهرداری:)

فرستنده : nightgoddes


  206606

الان رفتم تو کوچه سطل اشغال و خالی کنم چشمم خورد ب یه صحنه ی دردناک بغضم گرفت♀♀♀
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عصری ک من خونه نبودم گیلاس خوردن ب من نگفتن

فرستنده : miss honey


  206575

بابابزرگم داشت سر به سر دختر عمم میزاشت
اونم غش غش میخندید
یهو دیدیم بچه عصبانی شده داره خودشو میزنه
گفتیم چی شد ؟
باچهار سال سن زل زد تو چشای بابا بزرگم
گفت اه انقد منو نخندون
گ.و.ز میدما o_0
لازمه بگم ما پامونو جلو بزرگترمون دراز نمیکردیم ؟
فقط اعتراف میکنم براش پشتک میزدیم ^_^

فرستنده : zahra


  206570

^_^ K : E ^_^
یـه مـاسـک تـرسـنـاک خـریـده بـودم زنـگ زدم الـهـام بـش گـفـتـم رسـیـدم سـر کـوچـه بـهـت تـک مـیـزنـم بـیـا پـایـیـن بـریـم سـانـدویـچـی
رسـیـدم در خـونـشـون مـاسـکـو گـذاشـتـم رو صـورت پـشـت در قـایـم شـدمـو بـهـش تـک زدم ، ده ثـانـیـه بـد در بـاز شـد پـریـدم جـلـوش ادا اطفار در میـاوردم و صـدا خـرس در مـیـاوردم یـو هـاهـاهـا O_0
پـلاستـیـک زبـاله رو قـشـنـگ تـو صـورتـم احـسـاس کـردم بـعـد دیـدم مـرد گـنـده داره جـیـغ مـیـکـشـه از پـلـه هـا فرار میـکـنـه ، اوه اوه بـابـای الهام بـود ، نـمـیـدونـسـتـم فـرار کـنـم ، بـخـنـدم ، بدویـم دنـبـالـش بـخـورمـش ^_^
هـنـوز کـه هـنـوزه الـهام شـبـا آشغـالارو مـیـزاره دم در ، بـابـاش مـیـگـه هـیـولا مـیـخـوردتـم o_O

فرستنده : k:E ‏


  206555

^_^ K : E ^_^
از الهام خوشم اومـده بـود بـا خـودم گفتم :چـه کـار کـنـم یـه خـودی بـش نـشـون بـدم،رفـتـم ده تـومـن دادم بـه مـحـسـن گـردن کلفت محلمون،گـفـتـم : ایـن دخـتـره از کـلاس تـکـوانـدو اومـد بـیـرون یـه تـیـکـه بـش بـپـرون مـن بـیـام یـه چـکـی بزنمت ازم خـوشش بـیـاد
آقـا مـا رفـتـم،مـحـسـن سـر راه وایساد مـنـم از دور مثلا داشـتـم میومدم ،الهام اومـد رفـیـقـم یـه تـکـه ای پـروند ،الهامم اخـم کـرد سـرشـو انـداخـت زمـیـن،مـنـم از دور مـثـل پـلـنـگ زخـمـی دودم طرفش،خـودمـو انـداخـتـم روش تـا مـیـخـورد زدمـش،زیـر پـام داد مـیـزد لامـصـب دنـدونـمـو دراوردی ،مـنـم میگفتم :گـوه نـخـور کـصـافـط ،ده هـزار تـومـن پـول بـت دادم،بـایـد چـشـتـو هـم کـور کـنـم O_o
آخـرش جـنـازشـو زیـر پـام دراوردن مـنـم فیگور گـرفـتـم بـا الهام راه مـیـرفـتـم اونم تـشـکر مـیـکرد، سـر کوچه بـعـدی ازش خـدافـظـی کـردم کـه یـه پسره نـصـف مـحـسـن یـه تـیـکـه بـش پـرونـد، دویـدم طـرف پـسـره بزنمش ، پـسـره هـم مـنـو گـرفـت تـا مـیـخـوردم زدتـم
فقط یادمه الهام داشت میزدش وقتی چشامو باز کردم دیدم الهام اومد بالا سرم O_O بـم گـفـت آخـه زور نـداری چـرا دعـوا مـیـکـنـی؟ مـنـم پـررو ، گـفـتـم: شـرافـتـاً دعـوای قـبـلی انـرژیـم رو گـرفـت وگـرنـه نـابـودش مـیـکردم ،دی :
الـهـام: آره جـون عمـت،بـار بـعـد خواستی فـیـلـم بـازی کنی حـد اقـل یـه غریبه رو بـیـار اسـکـل ، ایـن پـسـره رو بـیـسـت بـار بـا خـودت تـو کوچتون دیـده بودم ، دی :
منم خـاکـی و خـونـی میگفتم خدایا مگه از این بد ترم میشه و داشتـم مـیـرفـتـم خـونـه کـه محسـن دنـدون شکسـتـه بـه دسـت سـرکوچـه گرفـتم لامصـب تـا مـیخـوردم زدتم ^_^

فرستنده : k:E ‏


  206520

Amir@Amir
خالم تازه ازدواج کرده یه بار یه دورهمی مردونه بود از قضا شوهر خالمم کنار من نشسته بود یه لحظه رفت دستشویی گوشیش زنگ خورد منم دیدم شماره خالمه جواب دادم حالا خالم فک میکرد شوورش پشت خطه:
ﭘﯿﺸﯿﻪ ﻣﻦ ..
ﻣﻮﺷﯽ ...
ﺟﻮﺟﻮﯼ ﻣﻦ ...
از قهقهم فهمید منم با صدای جا خورده ای گفت امیر محمد رو صدا کن! منم تو جمع داد زدم: ﺣﯿﻮﻭﻭﻥ ﺧﺎﻧﻤﺖ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻩ !!!
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ 6 ﻣﺎﻫﻪ خالم ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯿﺰﻧﻪ !!! ﻣﮕﻪ
ﭘﯿﺸﯽ ﻭ ﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﺟﻮﺟﻮ 3 ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﻧﯿﺴﻦ ؟؟؟
ﻓﮏ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﯽ ﻋﺼﺎﺑﯽ ﺩﺍﺭﯾﻤﺎﺍﺍﺍﺍﺍ ﻭﺍﻻﺍﺍﺍ

فرستنده : گوشی ندیده


  206518

صبح جمعه از خواب بیدار شدم مامانم برگشته میگه هرچی واسه ناهار بگی واست درست کنم فرزندگلم.....
منم میگم :خورشت سبزی میگه: خب الان سبزی نداریم یه چیزه دیگه بگو منم میگم خب خورشت قیمه میگه: خب لپه نداریم
آخرش به اینطوری شد که همون نون و ماست رو باهزار تا التماس بهم داد از گرسنگی تلف نشم......
.
.
.
.فک و فامیل داریم عایا؟

فرستنده : ببولی


  206516

ایام امتحان بود منم درسمو خونده بودم.کتابو دادم به مامانم که بپرسه.
مامانم:وقتی اسکندر مرد چه شد؟
منم تاااا اومدم جواب بدم بابام گفت:مراسم عذا برگذار شد :|
منO_o
بابام:)
مادر گرام:|
فک و فاااامیله من دارم؟

فرستنده : ساناز پاشایی


  206494

بچه فامیلمون دوسال و خرده ایشه
زنگ زدم بهش میگم چیکار میکنی؟
باهمون لحن شیرین بچه گانه اش میگه:تفلدمه...لباس علوس پوسیدم!
بهش میگم:اِه تولدت مبارک..ایشالله بزرگ بشی عروس بشی.:-)
برگشته بهم میگه:غذا خوردم!
من تو ذهنم=>چه ربطی داره آخه؟!!!
گوشی داده به مامانش دیدم بهم میگه:تو بهش میگی عروس بشه..اون میگه غذا خوردم...یعنی غذا خوردم بزرگ شدم:-))
تازه مامانش گفت امروز تولدشم نیست .. لباس عروسم نپوشیده یه پتو سفید پچیده دورش میگه لباس عروسه!!!!!!
فک و فامیل گودزیلایه ما داریم...
لایک=خدانگهش داره:-))

فرستنده : ⛔serendipity⛔


  206477

اومدم گودزیلای فامیلمونو بترسونم بهش گفتم اگه گریه کنی گرگا از تو کوچه صداتو میشنون میان میخورنت برگشته میگه کم چرتو پرت بگو مگه اینجا صحراس خیال کردی من مثل تو منگولم من هم سن این بودم برا اینکه شبا کارتون نبینم بهم میگفتن الان پلنگ صورتی خوابه بیدارش کنی میاد دعوات میکنه منم سی دی رو میزاشتم تو کمد درشم قفل میکردم میرفتم زیر پتو قایم میشدم

فرستنده : امیر 1331




 

line gif
 

 

ساعت