پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم


☆ ☆ ☆ ☆ K ♡ E ☆ ☆ ☆ ☆
مـخـاطـب فـوق الـعـاده خـاصـم بـا مـامـانـم حـرفـشـون شـده بـود در حـد جـنـگ جـهـانـی ((((-:
مـنـم داشـتـم مـجـلـه مـیـخـونـدم یـه اس ام اس تـوش زده بـود ، نـوشـتـه بـود سـلامـتـی پـول کـشـورمـون تـومـن چـون هـم تـو تـوشـی هـم مـن
مـنـم بـعـد دعـوا خـواسـتـم جـو رو عـوض کـنـم گـفـتـم : الـهـام بـانـو اون چـه کـلـمـه ایـه کـه هـم تـو تـوشـی هـم مـن ^_^
الـهـام : گـل گـاو زبـون کـه گـاوش تـویـی گـلـش مـن o_0 دی :
مـن : انـوخ زبـونـش چــیــه ؟؟؟
الـهـام : زبـونـشـم مـامـانـتــه بـا اون زبــــــــــــون درازش 0_0
مـامـان و الـهـام مـیـدونـم الان داریـت ایـن پـسـتـو مـیـخـونـیـد
الـهـام بـانـو یـادتـه بـرا پـسـت حـامـد ده روز جـریـمـم کـردی ظـرفـارو بـشـورم ؟؟؟؟ حـالا بـا مـامـان تـنـهـات مـیـزارم بـاشـد کـه درسـی بـشـی بـرای بـقـیـه عـروسـای کـشـورم
امـیـدوارم زنـده بـمـونـی عـجـقـم ، مـوفـق و پـیـروز بـاشـی
و مـن الـلـه تـوفـیـق ^_^

فرستنده : k:E ‏


[[[[[[[[[[[[: jackal :]]]]]]]]]]]]

عاغا ما چهارتا داداشیم ( خدا حفظمون کنه واسه ننه و بابامون ) این داداش آخریه
چهارماهشه، از همین الان گودزیلاییه که نگو
حالا اینکه وقتی گوشی دستمه ی سروصدایی به پا میکنه و بعد شیر خوردن تا بغلش میکنم
من رو یه مجسمه ماستی میکنه که بماند.
موضوع سر ی چیز دیگه‌س
عاغا وقتی که پوشک این گودزیلا رو عوض میکنن ی بویی تو خونه راه میوفته که همه میریم
ماسک شیمیایی میزنیم.

اوه اوه اوه نامردا بدون اطلاع قبلی پوشکشو دارن عوض میکنن دارم خفه میشم
ماسکم کو کخ کخ کخ ( سرفه زدن) نفسم بند اومد ، یکی ماسکمو به من برسونه
مامان ، بابا ماسکم رو بدین.
کخ کخ کخ ، نفسم دیگه بالا نمیاد ، عاغا حلالم کنین من به علت شیمیایی شدن مُردم.

فرستنده : Mahdi


یکـی از فـامیلامون چـن سالی مستـاجر بودن
پـاییز امـسال به همه خـبر داد کـه خونه دار شدن^_^
هـمـه شاد و سر خوش واسشـون کـادو بردن و این صـبتا
الان لـو رفتـه کـه خونه بـازم استیجـاریه ، خـبر بعـدی اینه کـه تعـطیلات عـیـد کانادا تـشریف دارن :|
خـب اون شفقـای قطـبی کـانادا تو حـلـقـت:))
جـریان اخـتـلاس بـدجـور تو زندگـیش تاثـیر گـذاشتـه :|
فـکـــ و فـامـیلـن آخه ؟

فرستنده : D$D$D


عروسمون ميگه فقط بايد خونشون نزديك باباش باشه،ميگه طاقت دوري از باباشو نداره
حالا امروز منو بابام رفته بوديم دنبال خونه تو تيمسار شمس (كرج) واس خرج اول عروسي~_~













هيچي ديه،قيمتارو دوره همي شنيديمو برگشتيم ^_^بعدم زنگ زد ب داداشم گف تو فقط جرئت داري شب بيا خونه^_^
اينم عروسه كم توقعه ما داريم؟^_^
ولي خدايي زن داداشم بدون نيما ميميره(الكي مثلا)

فرستنده : ❤Mina 72❤


اشیا کوری چیست؟؟
بیماری ای ست که مامانم ب داداشم نسبت می دهد :
ای خدا از دست این پسر لباساش رو میزه کتاباش زیر تخته خودکاراش رو زمین پخشه
پس کی میخواد اشیاکوریش خوب بشه



مـن : الـهـام امـرو فـسـنـجـون درسـت مـیـکـنـی بـخـولـیـم ؟؟
الـهـام : بـاوشـه ، فـقـط یـه بـازی مـیـکـنـیـم اگـر تـو بـردی مـن فـسـنـجـون درسـت مـیـکـنـم ولـی تـو بـاخـتـی بـایـد پـیـتـزا بـخـری o_0
مـن : بـاوشـه اونـوخ چـه بـازی ؟؟؟؟
الـهـام : فــک کـن تـوی یـه بـاغ وحـشـی مـن ازت سـوال مـیـپـرسـم تـو بـایـد جـواب خـنـده دار و قـانـع کـنـنـده بـدی
مـن : بـاوشـه
الـهـام :خـب بـه شـیـری کـه لـبـاس خـواب صـولـتـی پـوشـیـده مـیـخـواد بـخـوابـه چـی مـیـگـن ؟؟
مـن : مـیـگـن : شـیـر صـولـتـی ؟؟
الــهـام : نـه بـهش مـیـگـن خـوابـای خـوب بـبـیـنی ، شـب بـخـیـر ^_^
الـهـام : بـه شـیـری کـه لـبـاس خـواب نـارنـجـی پـوشـیـده مـیـخـواد بـخـوابـه چـی مـیـگـن ؟؟
مـن : بـهـش مـیـگـن خـوابـای خـوب بـبـیـنـی ؟؟؟
الـهـام : نـه بـهـش مـیـگـن :لـبـاس خـواب صـورلـتـی بـیـشـتـر بـیـشـتـر بـهـت مـیـومـد ،دی: o_0
الـهـام :خـب بـه شـیـر کـه لـبـاس آبـی پـوشـیـده مـیـخـواد بـخـوابـه چـی مـیـگـن ؟؟
مـن : مـیـگـن : عـنـشـو دراوردی دیـگـه ، ، بـگـیـر بـکـپ ^_^
الـهـام : خخخخ نـه بـهـش مـیـگـیـم تـو چقـد لـبـاس خـواب دالـی عـسـیـسـم ^_^ تـو بـاغ وحـش یـه دفـعـه یـه حـیـون از پـشـت کـلاتـو بـرمـیـداره نـگـاه مـیـکـنـی مـیـبـیـنـی یـه مـیـمـون و پـلـنـگ ،زرافـه وفیل پـشـت سـرتـن کـدومـش بـرداشـتـه کلاتـو و چـرا ؟؟؟
مـن : مـیـمـون چـون بـازیـگـوشـه ؟؟
الـهـام : نـه زرافـست چـون کـلات سـرشـه o_0
الـهـام : زرافـه فـرار مـیـکـنـه تـو هم مـیـفـتـی دنـبـال زرافـه تـا کـلاتـو ازش بـگـیـری ولـی یـه دفـعـه یـه جـا باید پـاورچـیـن پـاورچـیـن بـری اونـجـا کـجـاس ؟؟؟
مـن : اونـجـاس کـه زرافـه رو پیدا کردم و مـیـخـوام غـافـه گـیـرش کـنم ؟؟؟؟
الـهـام : نـه در خونه آقـا شـیـرس کـه بـا لباس خـواب صـولـتـیش تـو تـخـتـش خـوابـیـده ، بـیـدال مـیـشـه مـیـخـولـتـت ((((-:
کـامـران بـاخـتـی پـاشـو بـرو پـیـتـزا بـخـر
مـن : بـاوشـه عـسـیـسـم ، ولـی بـه نـظـرت پـول پـیـزا تـو ک‍ـدوم جـیـبـه ؟؟
الـهـام : چـپت ؟؟راسـتت ؟؟پـشـتـت ؟؟ مـن : نــــــــــه
الـهـام : پــس کـوجـاس ؟؟؟
مـن : تـو جـیـب بـابـای کـچـلـتـه ، بـرو از بـابـات بـگـیـر بـا ایـن سـوالای مـسـخـرت الـهـام : کـــــامـــــــراااااااااان مـیـکـشـمـت ،p-:
دکـتـرم رفـتـیـم ولـی گـفـت : خـوب نـمـیشیم ^_^ً

فرستنده : k:E ‏


دو روزه ماهی عید گرفتیم منم هی میرم بالا سرشون داد میزنم مایی مایی مایی یعنی همون ماهی. خواب بودم یهو مامانم اومد بالا سرم داد زد: یلدااااا یلدااااا یلداااااا!!!
من: چیکار میکنی سر صبی؟؟
مامانم: میخوام بفهمی اون بنده خداها چه حالی دارن وقتی صداشون میکنی , تو ک اندازه خر هیتلری اینجوری ترسیدی تازه اون بنده خداها که ی بند انگشتم بیشتر نیستن!!!
من: -_-
مامانم: ^_^
ماهیا: ^_^
خر هیتلر: @_@
بابایه نمو:^_^

مامانه ماهی عید دوسته ما داریم؟؟؟؟

فرستنده : YALDA


من یه مادر بزرگ دارم موقعی که فیلم مورد علاقش شروع میشه داد و بیداد میکنه میگه بزن همون کانال, بعد که فیلم شروع میشه یا چرت میزنه یا با دیگری حرف میزنه اونوقت اگه بخوام بزنم یه کانال دیگه مارو دعوا میکنه.
حالا من با ایناش مشکلی ندارم...



با این مشکل دارم که بعد از اینکه فیلم تمام میشه.... میگه واسم تعریف کنین فیلم چی شده؟!؟!؟!؟!؟!
:(

فرستنده : Hero


به مامانم میگم سایت دانشگاه هک شده ،میگه بیچاره آخرش میفهمن اخراجت میکنن ها !
ینی تا این حد به درستکاری من ایمان داره !

فرستنده : arshia


حدود یکی دو ماهی میشه که یه بز خریدیم و تو حیاطه و هر روز صدا میده!!(که قطعن همسایه هام میشنون!) بعد دو سه روزی همسایه مون داره کار ساختمونی انجام میده و صداش کمی بلنده، حالا خانواده محترم چنان نفرینایی میکنن!!:|

فرستنده : Masood


سوتی داداش منو‏
اومد بگه "سالاد الویه"گفت:"سادال اولیه"‏
من ک فرشو خوردم
بابام هیچی نگفت
برق محلمون قطع شد‏
ارتش اعلام بی طرفی کرد‏
فک و فامیله داریم عایا‏‏?‏

فرستنده : saeed hardboy


بعد از ناهار مامانم پرسید خوش مزه بود؟
من:عاااالی بود مامانی دستت درد نکنه فداتشم! ! ^__^
مامانم: این غذا رو با عشق درست کرده بودمااا! !! ^___^
من: ااااا؟ ؟؟؟ جدا؟ ؟؟؟ خوب زودتر میگفتی نخورمش بذارمش لا دفتر خاطراتم!! ههههه!!! :D
مامانم: -___-
طی یک حرکت غافلگیر کننده چنان زد تو دهنم که نگو!!! دندونام ریختن تو حلقم! تازه آخرش میگه حالا دندوناتو بذار تو دفتر خاطراتت!!! :////
.
مامانه بی اعصابه من دارم؟؟؟؟

فرستنده : سومی از چپ!!!!


میگم یادتونه بچه بودیم یه کار بد که میکردیم میگفتن :
میدیم لولو بخورتآ

بعد یه نیم ساعت بعدش میگفتن بیا شعر بخونیم :
بغ بغـــــــو بغــــــــــو کوچولوی من دوروغــــــــــه لـــــــــــــو لــــــــــــــــــــــو o_O

میگم ما اسکول فرض میشدیم یا اونا اسکول بودن ؟؟D:




یادش بخیر یه بار تا 2ظهر خوابیدم همه فکر کردن مردم:|
وقتی بیدار شدم رفتم بیرون دیدم همه مشکی پوشیدن منتظرن بابام بیادO_o
رفتم آشپزخونه دیدم یه ظرف بزرگ خرما گذاشتن و روش پودر نارگیل ریختن
گوشه عکسمم نوار مشکی زده بودن:|
فک و فامیله داریم؟؟؟

فرستنده : AℓιRєzα


امسال با تمام خباثتی که در وجودم دارم میخوام یه نتقشه بکشم از دست روبوسی تو عید فرار کنم حالا گزینه های مورد نظرم ایناس:
1. یه ماسک بزنم بگم مریضم ...
2. از در وارد شدم بلند بگم سللللام به همگی عیدتون مبارک بعد درطی یک عملیات انتحاری برم بشینم رو مبل
3. از همون دم در خودمو بزنم به غش کردن کسی نیاد طرفم
4. انقد درس بخونم که صورتم عینهون زامبی ها بشه کسی نیاد طرفم (با این مورد بیشتر موافقم چون واسه عیدی گرفتنم جواب میده :)))))))))))
خب این گزینه های روی میز منه اگه شماهم گزینه ای دارید رو کنید که شدیدا به یاری سبزتان نیاز مندیم ^_^با تچکر .






X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات