دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  249542

اقا امروز تو مدرسمون زنگ اجتماعی،دبیرمون داشت در این مورد که تو ایران 100 سالتم ک بشه باز بچه پدر مادرتی ولی تو کشورای اروپایی وقتی 18 سالت بشه...(هنوز جمله تموم نشده بود)
که یهو یکی از بچه ها داد میزنه سیییکتییییر(در ادامه همون جمله دبیرمون)

هیچی دیگه کلاس بمدت 20 دیقه رف رو هوا

  249524

ینی هرجااا باشی اختلاف طبقاتی میره تو چشت,
رفتم پلیس+10 برای گرفتن گواهی عدم سوء پیشینه ، برای گیرو گور کارای اداری...
اونوفت ملت ریخته بودن واسه گرفتن گذرنامه ،که تعطیلات رو برن خارج :|
لعنتی انگار تحریم ها فقط رو من اثر گذاشته بود :/
#والا بخدا

  249479

کلاس مدیریت مالی اکیپ ما پسرا همیشه اخر مینشستن و دخترا همیشه مجبوربودن جلو(کلا کم جمعیتیم ۵تاپسریم ۶تا دختر) بشینن
من تو ماشین نشسته بودم داشتم میرفتم دانشگاه که یکی از پسرا بهم زنگ زد دخترا جامونو گرفتن بیا بلندشون کن
گفتم غمت نباشه تو راهم دارم میام
آقا رسیدم پسرا بیرون کلاس بودن بهشون گفتم برید تو این یکی کلاس من میرم اینارو میکشم بیرون بعد شماها سریع بپرین تو کلاس آخر بشینین
رفتم تو کلاس گفتم استاد نمیاد بیایین بریم اینجا معطل نشیم
اینارو کشوندم بیرون و گفتم بچه ها اومدن بیرون بپرین تو کلاس و دویدم
یه نگاه به پشت سرم کردم شش تا دختر افتادن دنبالم و خبری از پسرا نیست
کلاسمون چون حوالی غروب بود اینام چراغ رو خاموش کرده بودن منم جایی رو نمیدیدم یکیشون بهم پشت پا زد با کله رفتم تو صندلیا
دوباره اینا نشستن سرجاشون
تا یه هفته لنگ بودم
بعد یکیشون اومده بود ببینه چیزیم نشده گفتم نه سالمم چیزی نشده
یه لگد دوباره زد به ساق پام و گفت تقصیر خودتونه
هم کلاسی من دارم آخه؟؟!!
میخوای میلگرد بدم خدمتت قطعش کن

  249430

تو خوابگاه جرات یا حقیقت بازی میکردیم نوبت من جرات افتاده بود
بچه ها گیر دادن زنگ بزن به نامزدت بگو میخوام زن دوم بگیرم
اقا اینا ول کن نبودن ماهم زنگ زدیم
نامزدم:اشکال نداره عزیزم برو ده تا بگیر
گوشی رو قطع کردم دادم یکی از بچه بزنه تو شارژ که یهو نامزدم پیام داد
عمران: محمد رو گوشیت پیام اومده
من:داداش بخونش چیه من دستم بنده منو تو که این حرفارو نداریم
عمران:مطمئنی؟؟؟؟!!!
من :اره بابا
عمران: تو بیخود کردی بری زن بگیری من میام اون چشاتو درمیارم من که میدونم با اون دوستای بیشعورت نشستی داری مسخره بازی درمیاری. به اون عمران هم بگو خاک توسرت کنن که این شوور منو میخوای از راه به در کنی میام ج.ر.ش میدم

عمران: ????
بقیه بچه ها:????
من:????

  249409

من یکی از دهه هشتادیای اصیلم اما از وقتی مامانم تو 28اسفند سال هشتادو نه داداشمو زایید کل دهه هشتادیا رو زیر سوال برد






گودزیلا که نیس هیچی تازه هر کاری هم بهش بگیم انجام میده

  249346

یه روز تو مدرسه یکی از اراذل اکیپمون دوغ خرید اومد تو جمع ما .رفت در دوغ رو باز کنه ، تکونش داد بعد درشو گرفت سمت من بازش کرد ، فک کنم نصف گازش خالی شد رو ما.
بعد یه دوتا از این سال پایینی ها مارو دیدن و شروع کردن به خندیدن ، منم از کوره در رفتمو اون کلمه سه حرفیه رو با صدای خیلی بلند گفتم .
زنگ بعد ناظم اومد تو کلاس امتحان گرفت ، رفتم برگه رو تحویل بدم بهم گفت خجالت نمیکشی هر حرفی رو میزنی ؟؟
بعله مثه اینکه آقا تو حیاط حرف مارو شنیده بوده .
من :/
ناظم :|
بابام وقتی اومد کارنامه بگیره :))

  249334

‏یارو واسه تنظیم ماهواره اومده وسط کار اذان دادن سریع پاشد رفت وضو گرفت شروع کرد به نماز خوندن،


منم دیدم اوضاع ناجوره سریع آی‌فیلم‌عربی رو آوردمو شروع کردم به تلاوت زیرنویسای شبکه تا یارو بفهمه ما فقط از ماهواره برای تقویت زبانمون استفاده میکنیم

  249272

عاغا سلام
جونم بگه که... دیروز رفته بودیم پارک بعد یهو یه گربه به بابام نزدیک شد. بابامم که آلرژی شدیــــــــــدی به گربه داشت زد زیر عطسه
يهو بین عطسه هاش گفت:برو اونور. کیشت. گربه ی پدر سگ
دیگه قیافه ی ما و پارک رو خودتون تصور کنید...

  249243

سوم راهنمایی بودیم با بچه‌ها تو پارک دختر دیدیم، از اونجا که تو اون سن اگه دختر ببینی و حرکت عجیبی نکنی باختی، من پاشدم کله ملق زدم
یهو یه غریبه اومد وسط چند تا پشتک حرفه‌ای زد و از ما جلو افتاد
خداروشکر یکی از رفیقای ژیمناستیک کارمون پاشد رو دستش راه رفت و نتیجه به نفع ما برگشت :)

  249213

‏من یبار شکست عشقی خوردم رفتم به بابا بزرگم گفتم چیکار کنم یادم بره
یه نخ سیگار داد بهم گفت بکش پسرم
وقتی سیگارم تموم شد گفتم آقا جون فایده نداره نمیتونم فراموشش کنم
گفت وقتی داشتی میکشیدی ازت عکس گرفتم فرستادم برا بابات
اون یه کاری باهات میکنه که اسمتم یادت بره

  249094

قبلا گفتم برای مخارج زندگی تدریس خصوصی میکنم(به قول بابام اخه زن و بچه ات گوشه خیابون و چادر گشنه موندن ) یه شاگرد دوم ابتدایی دارم در این حد که فقط بلده بنویس آب و دما همین دوتا کلمه رو بلدههه فقط خلاصه رسیدم با بدبختی (میگم بدبختی میشنوید بدبختی ها) به حرف ای کلمه اسیر خونده میگه عین من که اینجا اسیر شما هام
من:/
شماoO
آینده مملکت که دست این تنبل هاست:(
خودش:)

  249006

عکس پروفایل همه ی باباها خودشونن با یه عالمه سیبیل
پروفایل بابای ما یه نقاشی دختر گوگولیه ک موهاشو دو گوش بسته و داره آدامس باد میکنه :$
کاشف ب عمل اومد گوشی پدر دسته خواهرم بوده
حالا همکاراش ولش نمیکنن هرروز براش استیکر لب غنچه شده میفرستن

  248930

###واقعی


+ریاضی دوست داری؟
_نه
+چرا؟
_چون انگشتام کمه:)

+:(




{مکالمه بین من ویه دهه نودی}

  248909

شنیده بودم سفیده تخم مرغ باعث رشد مو میشه،
منم تخم مرغو زدم به موهام رفتم حموم آب داغو باز کردم که موهامو بشورم تخم مرغه تو موهام پخت
حالا کلا یه مدت درگیر این بودم تخم مرغ اب پز از تو موهام دربیارم

  248871

یه روز دختر عمم ( یک سال ازم بزرگه)اومده بهم میگه عزیزم آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتی(البته عزیزم شوخی کرد) قیافه ی من در اون لحظه *__*منم باشوخی:چطور عزیزم میخوای تو ام ازش آب بخوری بعد از یک ساعت برای اینکه تلافی کنم رفتم گفتم مریم غذا خوردنی کدوم وری نشستی تا خواست جوابمو بده محل حادثه رو ترک کردم قیافه ی من در اون لحظه^__^ قیافه ی دختر عمم در اون لحظه #_#