منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک


اعتراف میکنم
عاشق بخش اعتراف میکنم فورجوکم
همش دلم میخواد اتیش بسوزونم بیام اینجا عتراف کنم
برا همینم چن وقت پیش سر کلاس ( دبیرستانیم) همینجوری یهو لای دفترم نامه دعوت اولیا رو پیدا کردم یهو کرم اسکاریس درونم فعال شد اومدم ی جاهاییش رو لاک گرفتم وبا خط خودم زیرش نوشتم : جلسه توجیح قوانین مدرسه ب علت خطای دانش اموز حضور شما الزامیست
ظهر اومدم با بغض دادم به مامانم و رفتم بیرون از اشپزخونه پشتم کردم به مامانم و از خنده میلرزیدم اون فک میکرد گریه میکنم بیچاره سکته داشت میکرد(چون نمره انضباتم بیسته)بعد اومد نزدیکم که کتکم بزنه و حرفم بیاره
که ناگهان من منفجر شدمو مامانم مطمعن شد من دییووووووووونننننننمممممممممممم

@_@

فرستنده : dr.rahil


بابام مدیر مدرسه گودزیلاهاس...
میگه ما بچه بودیم جرعت نمیکردیم از جلو دفتر رد بشیم
حالا جرعت نمیکنیم از جلو کلاس رد بشیم
نسل پدرسوخته ایم...(40)

فرستنده : فاطمه...


بعضى وقت ها حتى آگاهى هم به درد نمى خورد بايد با *عقل* تصمیم گرفت،

فرستنده : A57


به بابام میگم بدم میاد آبمیوه رو تو لیوان شیشه ای بخورم
برگشته میگه بریز تو آفتابه بخور نی ام داره
این است محبت پدرانه...

فرستنده : عمرا اگه بگم


عاغا مهم نیس وضعیتت چی باشه
مهم اینه دست از تلاش بر نداری مث من..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا وضعیت من خیلی خوبه |-:

فرستنده : MoBiNa


  220535 | ... چیست ؟

بالبال اول لول لو بده چيست؟
.
.
.
تلاش ناموفق يه دختر دماغ عمل کرده برای گفتن مامان اون نونو بدم

فرستنده : دختر خانومي


بٌوَد آیا که در میکده ها بگشایند/
گره از کار فرو بسته ما بگشایند/
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند/
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

فرستنده : 66842


یه شب حدودأ ساعت 3بود منم توخواب عمیق بودم، یدفه حس کردم یه نفر سرشوگذاشته رو دستم و بادستش داره آروم صورتمو نوازش میکنه،چند ثانیه یه بارم آروم دستمو بوس میکرد...
یعنی عین سگ ترسیده بودم آخه تا جایی که یادم بود توخونمون خوابیدم،از ترس نفسم بند اومده بود، به خودم میگفتم وقتی مثه خرس قطبی میخوابی همینه دیگه ،میدزدنت نمیفهمی ،گریم در اومده بود میگفتم خدایا من تو بغل این یارو چکار میکنم، که یدفه...
چشامو باز کردم، بله کسی نبود جز داداش گودزیلام
نصفه شب غلت زده اومده پیش من بعد منو با مامانم اشتباه گرفته بوده
حسابی کتکش زدم والا ده سالشه خجالت نمیکشه پسر که انقدر لوس نمیشه، من همسن این بودم بیخیال همین انقدر لوس بودم خخخخ

فرستنده : Hamideh-k1010



معجزه خبر نمی کند ، با احتیاط ناامید شوید !

فرستنده : $یک دختر$


اقا ماامروز امتحان عملی علوم داشتیم بعدیکی ازدوستام رفت بامیکروسکوپ برقی کارکنه این رفت هرچقدر ور رفت نتونست گفت اجازه خانم خرابه تکون نمی خوره بعدنگواصلا نزدبودش به برق حالا این هیچی بعد3ساعت میگه خانم اینجاتاریکه لطفاپرده هاروبکشید یه چراغ قوه هم بیارید نگوجناب انیشتین اصلا چراغ میکروسکوپ روهم روشن نکرده

فرستنده : عاشقتم خدا


انسان ها شبیه هم عمر نمی کنند
یکی زندگی می کند یکی تحمّل !
انسان ها شبیه هم تحمّل نمی کنند
یکی تاب می آورد
یکی می شِکند ...
انسان ها شبیه هم نمی شکنند
یکی از وسط دو نیم می شود
دیگری تکه تکه ...
تکه ها شبیه هم نیستند
تکه ای یک قرن عمر میکند
تکه ای
یک روز ...

فرستنده : A1h3m6A5d


دوستان اگه تو این مدت از من خطایی دیدیدن






به کیسه کشا بگین پنالتی بگیرن :)

فرستنده : ɾҽყԋαɳҽ


سها نوشت

دُردانه ی من دلت به رویم وا کن
از عشق ِ خودت کمی به من نجوا کن


قربان حیای تو ، ولی عاشق ِ من
جانم به لبی و بوسه ای شیدا کن !

دسخط
سین... الف

فرستنده : sahanevesht.mihanblo


مورد داشتیم خانمه دوتا بوده یکی قبل از آرایش یکی بعد از آرایش . اونوقت ویرایش هفتمه کتابشم با موضوع "مردان ظاهر پرست" داده بیرون !!
.
.
.
به نظر شما خودش کتابو خونده ؟!؟!

فرستنده : تورج


  220525 | جوک جدید

۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞


امروز ديدم واسمون قبض برق اومده روش نوشته قطع فوري!




انداختمش کنار! خب ب من چه بابام بايد پرداخت کنه:
اما يهو يادم افتاد
مودم با برق کار ميکنه:
هيچي ديگه! خودم رفتم پول اين بندگان خدارو دادم بالاخره حقشونه ديگه

فرستنده : دختر ایروونی