دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

هر میخواستی بعد از گریه هق هقت بند بیاد تا کسی نفهمه.








برو وضو بگیر قرانو بزار جلوت اونقدر بخون تا دلت اروم بگیره. بعد هق هقتم بند میاد.

با کل خانواده عظیم مادری تو خونه ی دایی کوچیکم نشسته بودیم داشتیم شام می خوردیم.ترشی گذاشته بودند روی سفره و زندایی من کنارم نشسته بود.بهم ترشی تعارف کرد و گفتم ممنون.من فقط ترشی اناردون دوست دارم.میگه:آها ترشی اناردونی که توش رب انار میریزن؟مگه داریم؟
گفتم:آره.تازه شم ترشی انار دوون طبق نامش دونه های انار داره نه رب انار^_^بدبخت تا آخر مهمئنی ساکت شد مبادا من ضایعش کنم.خخخخخ

طولانیه ولی اگر شروع کردید لطفاً کامل بخونیدش...

حکایت ایران خیلی شبیه حکایت بچه ای است که با وجود ارثیه ی پدری گرفتار کسی مثل فاگین در داستان الیور تویست شده بود... نه سواد داشت، نه لباس مناسبی و نه حتی غذای کافی برای خوردن...
بچه با اینکه خیلی ترسیده بود و تهدید شده بود که ساکت باشد و فقط دستورات را اجرا کند، اما مثل الیور تصمیم گرفت دیگر بازیچه ی فاگین و دار و دسته اش نباشد...
دار و دسته ی فاگین هم زمانی که او را در محل دزدی رها کردند، فکر کردند که دیگر همه چیز تمام شده و پلیس خواهد آمده و الیور به زندان می افتد و ارثیه اش به دست آنها خواهد افتاد...

ابر قدرت های جهانی هم همین طور فکر میکردند... فکر میکردند که اگر جنگ راه بیندازند، تحریم دارویی و علمی و نظامی و... وضع کنند ایران نمی تونه تحمل کنه و از تصمیمش برمیگرده و میگه غلط کردم...
اما ایران است دیگر... دوست ندارد کم بیاورد... و چند وقت دیگر هم ۴۰ سالگی اش را جشن می‌گیریم...

اسم این مریضی ک از یکی خوشت میاد ولی حوصله نداری باهاش دوس بشی ولی تحمل اینم نداری بره با یکی دیگه دوس‌ شه چیه؟؟؟!!!!!

فکر کن از چند وقت دیگه قراره با حذف چهارتا صفر از پول ملی بیان تو اخبار بگن تو فلان سازمان یه ده میلیون تومنی اخلاص شده
ما هم میگیم سگ خورد، آخه ده میلیون هم پوله
(با ماشین حساب 10 میلیون را صبدر 10000 میکند و برای 100 میلیارد تومن قدیم اشک میریزد)

  248296 | جوک جدید

خود خارجیا عطسه که میکنن بهم میگن: حاجی عافیت باشه افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد
بعد تو میگی گاد بلسسسسس؟

علامت اختصاری عقاب باهوش *-* ---- *-*

دوستان من اطلاع ندارم. ده‌نمکی هنوز نگفته که به احترام جنگ‌زدگان ویتنام و مقاومتشون در برابر آمریکا باید بهشون ببازیم یا نه ؟!

‏دوستان برادرانه بتون می‌گم، صرف داشتن یه قیافه خوب عاشق کسی نشید، با کسی ازدواج کنید که اگه به هر علتی زیباییشو از دست داد، انگیزه واسه ادامه اون زندگی داشته باشید
‏یه انگیزه مثل کارخونه پدرش

داشتم جدول حل میکردم به بابا بزرگم


میگم میوه بهشتی چهار حرفیه اولش "ب" در اومده????


میگه: بیوه!!


تازه فهمیدم ژنم به کی رفته
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

بگذار دنیا به آخر برسد

در دلم نه حسرتی هست نه آرزویی

من بوسه‌ات را چشیده ام

عجب نمازی می خوانیم ما

چون نماز است افضل کل امور
پس بخوان آن را به موقع با حضور
با حضور قلب تا گردد قبول
آنچنانکه امر فرموده رسول
در نمازی پس چرا در فکر پول
یا فلان کوچه چقدر دارد فضول
سر به سجده می گذاری در سجود
ذهن در رویای کار و کسب و سود
گاه فکر سیب زمینی و پیاز
هر کجا هستیم الا در نماز
فکر استقلال و بازی قشنگ
تا بیارد قهرمانی را به چنگ
فکر میلان ؛ بارسلونا یا رئال
در نماز آخر چرا فکر و خیال
ادامه دارد،،،،،، علی باقری خورآبادی

  248290 | جوک جدید

همون بهتر عماد خراسانی هیچ وقت سعدی رو ندید
چون عماد یه جا میگه :
گفته بودم که دگر می نخور م در همه عمر
به جز از امشب و فرداشب و شب های دگر
ولی سعدی سفت و سخت میگه :
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

داشتم نمازشب میخوندم یهو روح برتراند راسل مقابلم ظاهر شد گفت: عنتر تو مگه آتئیست نبودی؟
گفتم:استاد فردا امتحان دارم
گفت:حق داری التماس دعا

  248288 | جوک جدید

تو پیام های بازرگانی یه ویدیو هست که میخواد نشون بده با عجله نباید رانندگی کرد. بعدیه چهار راه نشون میده که کلی ماشین جمع شدن و سه تا ماشین جلویی که جلوی راه همه رو گرفتن هیچی جلوشون نیست ولی حرکت نمیکنن و وایسادن تا مثلا بگن به خاطر عجله کردن اینهمه ماشین جمع شده




به قول دوستمون هرچی بگم از طنزش کاهیدم:|

گفتم ای جنگل پیر

تازگیها چه خبر؟

پوزخندی زد و گفت

هیچ ! کابوس تبر …

گفتم از چوب درختان بهار

چه کسان بهره برند؟

گفت آنان که درختند و

به ظاهر تبرند!

گفتم اما

مگر از جنس خودت نیست تبر!؟

پوزخندی زد و گفت

تازگیها چه خبر....