منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

بازآ، بازآ، هــر آنچه هستـــی، بازآ
گر کافــر و گبـر و بت پرستـی بازآ
این درگه ما، درگه نومیدی نیست!
صـد بار اگر توبــه شکستـی، بازآ...

رفتی و ندانستی پس از عبورت
پشت سرت من ماندم و هجوم هرزگی ها
پل ها خراب شد...
برگرد یار قسم خورده ی من
برگرد...

  232213 | جوک جدید

صبح ب دختره شماره دادم
عصر نوشت با مامانم ميخوام برم خريد
اجازه ميدي عشقم؟





منم اجازه ندادم

موهام یجوری داره میریزه که انگار قراره بدل علیرضا منصوریان بشم

قابل توجه پسرا که اسم دخترونه سریالا و خمیردندونا رفته تو چشمشون حرصی شدن:

اسم همه موادغذایی ها هم پسرونه اس پا از کفش ما دخترا در بیارین!
(میهن مهرام بیژن آیدین ساسان ارژن کیوان محسن بهروز فرهود حاج عبدالله و ....)همشم واقعیه!


#دخترا_حمایت


امضا:Dr.MHY.YQB82

بالأخره یه چیزی باید تو دنیا باشه ،
که خوبت کنه ،
خوابی ، قرصی ، دارویی ، آدمی ...
آخ آدمے :)

منو پسر عموم بچه بودیم حدودا هفت سالمون بود، مامانجون باباجونمون از مکه برگشته بودن سور داده بودن، خلاصه خونشون شلوغ پلوغ بود و اینا...
بعد من تو حیاط یه نگاه کردم دیدم یا خدا یه پیرمرده داره سیگار می کشه!!
(ما بچه بودیم فکر می کردیم کلن هرکی سیگار می کشه محکوم به فناست :/)
زدم به بازوی پسر عموم میگم: امیر! باید اینو نهی از منکرش کنیم (O_o)
پسر عموی ما هم متاثر...ما رفتیم یه کاغذ برداشتیم، روش چنتا علامت سیگار کشیدن ممنوع کشیدیم، بعد کاغذو با خط داغونمون پر از کردیم از جمله : لطفا سیگار نکشید! صد هزار بار!
بعد قدمون هم نمی رسید...(حیاط خونه پر از اقوام و خویشان بود) من رفتم رو موتور بابام وایسادم و کاغذه رو با گیره ی لباس وصل کردم به بند رخت روی دیوار :/
طولی نکشید که مجلس رسما به فنا رفت :/
خود آقاهه سیگاریه :)))))))
سیگارش:D
من و پسر عموم D:
باباجونم *_*

فاطــஜـمهــــ&

  232208 | جوک جدید

یه دوستی داشتیم میگف هر وقت سکسکه تون گرفت زبون تونو بزارید لای دندوناتون

سکسکه کردید زبون تونو گاز میگیرید خون میاد کلا داستانو فراموش میکنید سکسکه تون بند میاد :|



چند باری خواستیم به داعش تحویلش بدیم داعشیا میگفتن داداش درباره ما چه فکری کردی ؟؟؟ :| :))

  232207 | جوک جدید

گفتوگوی عادی هندیا:



سلام کرداهه

رفته بودیم مسافرت (جای شوما خالی) عاغا ظهر بود میخاستیم بریم کوبیده بزنیم..
حالا بابامم همش از ی رستوران تو اون شهره تعریف میکرد:( چن ماه پیش ک با عموتون اومده بودم رفتیم رستورانی ک الان میخام ببرمتون...یه غذاهایی داره...یه کوبیده هایی داره ک انگشتاتونم میخورین...مث این رستورانا نیس ک کل کوبیده هاش سویا و چربی باشه هااا گوشت خالصه غذاهاش )
عاغا رسیدیم جلو رستورانه پلمپ شده بود...چرا؟
عرض میکنم خدمتتون...
رفتیم از مغازه کناریش پرسیدیم طرف گفتش :( این رستورانه گوشت خر میریخته تو غذاهاش واسه همین بهداشت اومد تختش کرد )
من تو اون لحظه :))))
مامانم :((
بابام @_#

الان که نزدیکه کنکوره هر دو سه روز یه بار کنکور های سالای قبلو میزنم،بعدش میرم تو توالت تحلیل میکنم
سخت ترین مسائل فیزیک و دیفرانسیل رو هم تو توالت میشه حل کرد
حالا هی برید پول به مشاور بدید

اینکه بعضی از ما سینگلیم ربطی به بی عرضگی نداره.بعضیا رعایت نمیکنن چندتا چندتا میگیرن.
نکن خواهر من برادر من
یکی بردار به ما هم برسه خو

  232202 | جوک جدید

آیا به دنبال یک شوهر خوب هستید؟

روی گزینه مورد نظر کلیک کنید

yes O no O
.
.
.
.
.

حتما yes رو زدی
بدبخته شوهر ندیده
فک کرده دکمش کار میکنه:D
خااااک ینی خااااک

كلاً عادتم بود سر كلاس حرفه و فن كه حوصلم سر ميرفت با مقنعه جلوي دماغم رو ميگرفتم و خيلي متفكرانه به روبرو خيره ميشدم.
دخترا به تبعيت از من ، همه مقنعه هاشون رو ميگرفتن جلو دماغشون ، يه سريا سر تاسف تكون ميدادن كه اين چه بوئيه و يه سريا هم يواشكي ميگفتن پيففف. يه سريا هم سعي داشتن بغل دستيشون رو توجيه كنن كه منبع بو اونا نبودن و جالب اينجاست كه بين خودشون توليد كننده ي بو (قرباني) رو پيدا ميكردن و دو روز باهاش حرف نميزدن... .
واسه بويي كه اصلا وجود نداشت!
#تشويش _اذهان_ عمومي_ هستم :)
پ.ن١: بعد از اون ايام ديگه هيچ وقت اون آدم سابق نشدم.
پ.ن٢: هنوزم چهره ي دختري كه هميشه ((قرباني)) انتخاب ميشد رو يادم نميره! فقط بخاطر اينكه كفشاش پاره بود و لباسش كهنه ، قرباني انتخاب شده بود ...........

اعتراف می کنم من هر موقع تو مترو بلند میشم تا یه پیرمرد بشینه توقع دارم کل مترو ایستاده تشویقم کنن، بعد از اون وسط یهو ریئس مترو بیاد دستمو ببوسه من نذارم.