منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک


یا حسین بن علی
یه وقتایی انقدر دلم روشنه/که حس میکنم موقع گریه هام
همه چی برا رفتنم جور شده/شب جمعه این هفته تو کربلام
پس کو بال پرواز؟
من که جا موندم باز!
پرمیگیرم تو هوای تو
میرم از این دنیا
تا دنیایی زیبا
مقصد من کربلای تو...

اللهم ارزقنی زیارت الحسین(ع)

فرستنده : Eyahgor b.l.a.k


روز مرد آقامون سر یچیز الکی باهام قهربود.براش یه کادوی خوجل گرفته بودم(جوراب نبودا).بعدبهش اس دادم تبریک گفتم جوابمونداد. .بهش گفتم نمیای کادوتوببری اینم فکرکرده بود من دارم منت کشی میکنم جوابمونمیداد.منم اخرش زدبه سرم گفتم به درک امروز اومدی که هیچ نیومدی دیگه خبری از اینچیزانیست...
فرداش اومدخونه بامحبت برام گل گرفته بود وخیلی مهربانانه (توحلقم)صحبت میکرد..
بعد مشخص شد آقامون نمیدونسته روزقبلش روز مرده امروزم یکی ازدوستاش بهش گفته. اخی چه مظلومه این اقا. خلاصه هرچقد التماسم کرد بهش کادوشوندادم.نشونشم ندادم میزارم واسه یه مناسبت دیگه (-‿◦)
کلا محبت ازم میپاچه

فرستنده : نوشابه زرد


ماشاالله به پسرای دانشگامون که وقتی یه دختر پا میشه بره صندلی بیاره اونا همونطور نشسته مثل بز فقط نگاه میکنن

فرستنده : 09390xxx527


  220347 | جوک جدید

شرایط اردوی ما :
بچه ها چه بیاین اردو چه نیایین باید هزینه اردو را پرداخت کنید
پس بهتره که بیایین :)
ما:|
تلفن همراه نیارید
تو اتوبوس اهنگ نخونید
نرقصید
نخندید
خوراکی سالم مثل نان و پنیر بیارید:|
اخه یکی نیس بهشون بگه ما را میبرین اردو یا زندان

فرستنده : نهال


‏داره عروس دریایی نشون میده میگه این موجود ۹۸ درصدش آبه









خب عزیز من این دیگه موجود نیست شربته. والا به خدا

فرستنده : عمو جلال


یادش بخیر روزگاری بود که دست هم رو می گرفتیم....در سختی ها و خوشی ها....در سرما و گرما....چی شد بی وفا این همه حرف های قشنگ که می گفتی زمانی که با هم بودیم...زمانی که منو با جرثقیل بالا می بردی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(خاطرات یک فرقون)

فرستنده : مینیون*_*


زيباترين سلام ها از عمق جانم، به زيباترين آفريده خدا

که به رسم جاده ها از اودورم، ولي به رسم دل، با او هيچ فاصله اي ندارم . . .

فرستنده : $یک دختر$


آیا میدانید ماهی ها و جانوران دریایی به خواهراشون چی میگن؟




میگن آبزی!

یه تشکرم ک بلد نیستین
منو بگو که عمرمو صرف کشف حقایق در جهتِ خدمت به جامعه بشری کردم...

فرستنده : بیصدا


سرکلاس هندسه بودیم معلممون داشت ی سوالوتوضیح میداد دوتا ازهمکلاسیام داشتن صحبت میکردن معلممون بهشون گفت خفه شید یکی از دوستام بهش گفت خانوم شماچرااینهمه فحش میدید‏!؟یدفعه دبیرمون برگشت گفت خاک توسربی تربیتت من کی فحش دادم؟؟؟


نظام اموزشیه ماداریم‏!‏

فرستنده : A:H


اگـر قـرار بـود از "عـشق" نـقاشی بکشند... بی شک! "چـشمان"تـو بـود . . .

فرستنده : Arash 24


دوستان دروغین فرقی با سایه ها ندارند...
در زمان روشنایی با شما هستند...
ولی در زمان تاریکی محو میشوند...

فرستنده : faeze


آقا من و دوستام چند روز پیش احساس شجاعت کردیم و تصمیم گرفتیم بریم رو پشتبوم مدرسه. حالا اون جا یه دری داره که قفل بود ما هم قفل درو باز کردیم و رفتیم.همه پنجره های کلاسا به اون سمت هستش.ما از پله ها رفتیم بالا و دیدیم به به همه هفتمیا اینه میمون درختی از پنجره آویزوننو مارم جو گرفت خودمو پرت کردم رو زمینو سینه خیز رفتم. بعد دیدم یکی از هفتمیا عربده می کشه اون دختره مهدیسه دوست منه... من با یه سری علامت بهش حالی کردم که دارم برات. انقدر داد بیداد کرد یکی از معلما فهمید.

آخرم نرفتم رو پشت بوم :(

فرستنده : mahdis :)


تو هرگز پژمرده نخواهی شد چون ریشه ات از مهربانیست

چیزی که شایسته هر کسی نیست...

فرستنده : M.F


قسمتی از وصیت نامه شهید مهدی رجب بیگی :

تو که می خواهی از دره های پلیدی و پستی گذر کنی و به کوههای تقوا و درستی نظر کنی و در معراج به اوجِ ایمان سفر کنی ،

از تنِ خاکیِ خویش گذر کن تا از « خود » به سوی « خدا » سفر کنی..

♥♥♥التماس دعای فرج♥♥♥

فرستنده : مشتی رشتی


نقاب مهربانی بر چهره زدن آسان است ، ولی از روی صدق و راستی حرف زدن غیر ممکن .

فرستنده : se1pe3de6h5