منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک

 
ساعت الیزابت


line gif

 

تنها برتری ما نسبت به نسلهای قبلی و بعدیمون اینه که
هرروزی که بخوایم میتونیم دوش بگیریم!
قبلتر از ما حموم نبود،بعد از ما هم آب نیست..

فرستنده : ford GT


نه به خواستگارای توبرنامه ماه عسل،که22سال به"پا"ی دختره "میشینن"

نه به خواستگارای من که 22 ثانیه "میشینن" ، بعد "پا" میذارن به فرار...


تبعیض دراین حد آخــــــــــــه؟؟؟

فرستنده : قورباغه خنگالو


دیگه هیچی ب تو مربوط نیست ...بجز حالم ، ک اونم ازت بهم میخوره !!!

فرستنده : tik2


دلیل بابام برای خاموش کردن کولر
.
.
.
:فکر کن هنوز کولر اختراع نشده اونوقت می خواستی چیکار کنی؟
منم دیگه قانع شدم هیچی نگفتم :|

فرستنده : FANDOOOGH


چن روز پیش داشتیم با اتوبوس از بندرعباس برمیگشتیم شیراز.بندر خمیر یه ایسته بازرسی بود که ساعته 11شب رسیدیم اونجا.خلاصه جلو اتوبوس ما گرفتن سه تا سرباز با سروان و اینا اومدن داخل اتوبوس گشتن.منو دوستمم کنار هم نشسه بودیمو اونم خواب بود.همه جارو گشتن حدود 15 دقیقه ای.اومدن برن از اتوبوسه ما هم اومدیم یه نمکی بریزیم و گفتیم:هوووووووووف خدا رو شکر ندید.آقا اینم انگار منتظر بود و بی اعصاب اومد مارو پیاده کرد همه جامونو گشت.خخخخخ.رفیقمم خواب بود بدبخت نمیدونست چی شده.تررسیده بود .وااااااای خدا .یهو یکی از سربازا اشاره کرد به دوستم گفت این بود.بردنش داخل اتاق لباساشو در آوردنو همه وسایلشو گشتن.منم همینجور که واساده بودم یهو یه نفر از این درجه بالاها اومد گفت افطار خوردی؟منم قیافه مظلوووووم گفتم نه.خلاصه رفتیم یه غذای ولمی خوردیم .ملت داخل اتوبوسم منتظر ما.آخر که دیدن این رفیق ماهم چیزی نداره ولش کردن اومد سوار شدیم رفتیم.منم به دوستم گفتم کار این پسر جلویمونه.رسیدیم شیراز هم پسره کتکشو خورد تا اون باشه که دیگه من از این حرفای بیجا نزننم.
به نظرتون خدا منو میبخشه؟؟

فرستنده : ┘├■■■■


پرده راز هاي دلم را دريدند!
آنان كه مي گفتند:
بگو تا آرام شوي...!!!

فرستنده : SaBa khanoooooom


سلامتی همه بچه فوکولی هایی که وقتی جنگ شدیک شبه مردشدن

سلامتی شناسنامه هایی که یک شبه چندسال کوچکترشد

سلامتی ارزوهایی که به خاطرمن وتو هدرشد

سلامتی چشمان مادرانی که به دردوخته شد

سلامتی صبرپدرانی که لبریزشد
سلامتی همه ان هایی که رفتندتامن وتوراحت تربه ارزوهایم برسیم

فرستنده : من واون شماهمه


اگر بیش از حد وقت خود را صرف بودن با کسی کنید که با شما مانند یک "گزینه" رفتار میکنند... شانس یافتن کسی که با شما مانند یک "اولویت" رفتار کند را از دست خواهید داد.....

فرستنده : ~safoura&hamed~


این پسرا فک میکنن ما یادمون نیس که وقتی بچه بودن چجوری به ماماناشون التماس میکردن که تورو خدا فقط همین یکی رو واسم لاک بزن واالله بقرعان هی ما هیچی نمیگیم
دخترا دستمال بیارید کردی برقصیم

فرستنده : ابنوس


پسر خالم همیشه سوپ رو بعد از غذاش میخوره.
بهش میگم اسکل همه قبل از غذا سوپ میخورن !!!
میگه میخوام اگه منافذی هم تو معده خالی مونده با سوپ پربشه!!!

فرستنده : ahmad


ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺳﺮ ﭘﺴﺖ، ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎیی ﺭﻭ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺭﺩﯾﻒ ﻣﯿﺮﻓﺘﻦ ﻧﻈﺮﻡ ﺭﻭ ﺟﻠﺐ ﮐﺮﺩﻥ
ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﺮﮐﺪﻣﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﺨﻤﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺩﻫﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﻣﯿﺒﺮﻥ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺗﺨﻤﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ، ﺧﺎﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ
ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺍﻧﺒﺎﺭﺷﻮﻧﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺗﺨﻤﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮐﻪ ﺭﺩﺷﻮﻧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻭﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﭼﺸﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺪ ﻧﺒﯿﻨﻪ ﯾﻪ ﺧﯿﺮ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﯾﻪ دل ﺳﯿﺮ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﺨﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺭﯾ......ﺪﻩ ﺑﻮﺩ



می دونید چرا سریال "هفت سنگ" پنج تا نویسنده داره؟!
.
.
.
چون همشون حوصله نداشتن سریال "خانواده ی مدرن" رو ببینن،تقسیم کار کردن :))

فرستنده : نشاطی


شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت
و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد.
روزی شیخی او را دید،
به وی فرمود: آن زن کیست ؟
گفت مادرم است.
فرمود: او را شوهر بده.
گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست.
پیرزن دو دستش را از زنبیل بیرون آورد
و بر سر پسرش زد
و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا شیخ؟

فرستنده : R71


عاقا من یک روز میخواستم با مخاطب خاصم برم بیرون،این گودزیلای داداشم کہ از جنس آدامس ساختہ شدہ گفت منم میام،دیگہ خلاصہ مجبور شدم و بردمش،شب برگشتیم سر سفرہ شام،‏ داداشم:ایلیا چرا غذا نمیخوری بابا؟
ایلیا:سیرم بابایی،‏ شوھر عمہ ساناز واسم یک عالمہ خوراکی خرید...قیافہ ھمہ سرسفرہ:‏@ قیافہ من:‏| نزارین از بعدش بگم دیگہ،زندگی وقتی دست و پام سالم بود و چشام از کاسہ در نیومدہ بود قشنگتر بود..‏ اینا بچہ نیستن از دایناسور بدترن.والا.درد کشیدم کہ میگما..

فرستنده : س مثل تنہا


افسانه هم نشدیم یکی بیست و یک سال به پامون بشینه. :( منظورم برنامه ماه عسله
پسرایه امروزی یاد بگیرین این عشقه این دوست داشتنه

فرستنده : royaye abi



 

line gif

 

خرید عینک

 


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات