منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک


وقتی اسم سرزمین"گوگوریو" رو میشنوم، نهایت خشونت و جنگ ستیزی ای که میتونم تصور کنم اینه که مردم شون لپ همدیگه رو سفت بکشن!


فرستنده : Mahdiye Asadzade


اقا یه بارم داشتم با پرایدم میرفتم باشگاه دنبال پسرداییم که با هم بریم مغازه دوستش من یه چمدون جمع و جور بخرم که فرداش که میخواستیم بریم شمال وسایلم پخش و پلا نباشه چون معمولا پنج شنبه ها که میریم جوج همه بهم میگن خیلی شلخته ای.:\
بعد یه نفر منو دید گفت داداش داری اشتباه با پرایدت میری باشگاه دنبال پسرداییت که با هم برید مغازه دوستش یه چمدون جمع و جور بخری که فردا که میخوای بری شمال وسایلت پخش و پلا نباشه چون معمولا پنج شنبه ها که میرید جوج همه بهت میگن خیلی شلخته ای!!!!!!!!!!!!
مسخره هم خودتی!!!!

فرستنده : khkhkhkhandedar


۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞


کاش کارگردان بودم يه فيلم مى ساختم.




درباره مردى به اسم حجت که ميخواد از همسرش جدا بشه.
اسم فيلم رو هم ميذاشتم.... اتمام حجت.

فرستنده : دختر ایروونی


طبق منطق استاد جواد خیابانی که فرمود: (( اگه گلهای سایپا رو در نظر نگیریم پرسپولیس بازی رو 1-0 جلو است...)) و همچنین در جای دیگری فرمودند:((سرخپوستان اتلیتکو مادرید ...))
پس :

اگه استقلال خوزستان رو در نظر نگیریم سرخپوستان لنگی قهرمان لیگ هستند!!!!

فرستنده : کامي


پله پله می رسیم تا نیمه ی ماه
ماه ما هم می رسد این نیمه از راه
کاش
کاش کاش کاش
این ابر غیبت را برد باد مناجات
تا شویم ما از وجود ماه آگاه

أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج

فرستنده : سارا**ثنایی**


  221136 | جوک جدید

********Danial********
من بزرگترین فعالیت سیاسیم این بود که یه بار سر کلاس انقلاب گفتم استاد من تو این مورد با شما اختلاف نظر دارم.

فرستنده : Danial


شما اگه مخاطب خاصتون به فر میگف کشوی گاز به فیوز میگف میوز خخخخخخ بعد دوربین مدار بسته میدید میگف عه از این دوربین تصویریا خخخخخخخ مگه صوتیم اومده؟؟؟؟؟
چیکار میکردین؟؟؟؟
ها؟چیه؟عاشقشم خیلیم خوبه فقط دختره همیییییییین و دیگر هیچ
مخاطب خاصه دارم من؟ یا فرشتس؟

فرستنده : یه دیوونه


سلامیه خاطره تعریف کنم. :-)
سال85من شش ساله بودم...اون موقع پدر و مادرم تازه به استخدام اموزش و پرورش در اومده بودن و به همین دلیل مجبور بودن تا چند سال توی یکی از روستاها ی کرمان کار کنن
اون سال من قرار بود برم پیش دبستانی...روز اول مدرسه با یه نفر دوست شدم.وقتی زنگ تفریح تموم شد و همه رفتن کلاس،گلاب به روتون به دوستم گفتم میایی بریم دستشویی؟(دستشویی ها کنار در حیاط بودن)...گفت نه.گفتم پس همین جا وایسا تا من برم :-)
تا نزدیکای دستشویی رفتم و یعد طی یک عملیات حرفه ای،از مدرسه فرار کردم.دوستم شروع کرد جیغ زدن و از اونجایی که فاصله ساختمون مدرسه تا در حیاط زیاد نبود،در عرض چند ثانیه یه لشکر معلم افتادن دنبالم!
من میدویدم و جیغ میزدم،اونا هم پشت سرم میدویدن و میگفتن وایسا،وایسا!اخرش هم رفتم تو کوچه پس کوچه ها و چون اونجا رو بلد نبودم، گم شدم .هیچی دیگه.کثرسه شب پلیس پیدام کرد:-)

فرستنده : sh79


گفتگوی پشه با نفسش:



پشه:«چقد گرسنمه،ویــــــــــــــــزززززز،آهان اون خونه خوبه من که رفتم»

نفس:«ها نرو،ببین برو تو او یکی خونه
هم بابای خونه کولر رو روشن نوَزاره که پرت شی روی دیوار
هم مامان خونه وَبینتت وَگه:(اوخی چه پشه نازی گناه داره)و نوَکُشتت
هم بچه ی خونه دیوانه وَبید
وسط درس خوندن میشینه باهات درد دل
وَکنه دلش واز میشه،ثواب وَداره»

و اینگونه بود که پشه به خونه ی ما وارد شد...

فرستنده : Sare


هرچه گفتنی بود، گفتیم.

هرچه شنیدنی، شنُفتیم.

باقی‌اَش دیگر با بوسه‌هایی که بهتر از ما زبانِ هم را می‌فهمند!

(رضا کاظمی)

فرستنده : lena,لنا


هرچقدر هم آدم جدی و خشکی باشی
وقتی یه بچه با تفنگ اسباب بازیش
بهت شلیک میکنه
باید بمیری

فرستنده : Khano0om Khanooma


***...خاص مرتضی...***


می گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد که با یادش,چشمانت از شادی یا غم پر اشک شود

هرگز زندگی نکرده ای

و من این روزها زندگی می کنم...

فرستنده : M.F


اقاما امروز امتحان داشتیم بعدمراقبه دودقیقه رفت بیرون یهو بادوستم ازته سالن دادزدیم اهای خرایهوهمه برگشتن به سمت ما
دوستم گفت یعنی عزت نفستون منوکشته خوبه همتون قبول دارین خرین !!!!
حالابماندچه فحش هایی که نخوردیم

فرستنده : عاشقتم خدا


امروز امتحان داشتیم قبل از شروع امتحان، سالن خیلی همهمه بود بین جمعیت یکی از استاد ها رو دیدم چهرش به شدت ناراحت بود رنگش هم پریده بود. با دو سه تا از بچه ها رفتیم سمتش
من:سلام استاد خوبید؟؟
_سلام ممنون
_رنگ تون پریده استاد. حالتون خوبه؟؟
_چیزی نیست مامانم بیمارستانه
من:خدابیامرز تشون
تعداد زیادی از. دوستان زمین رو گاز میزدن
چی خب فکر کردم گفت مرده فکر کنم این درس و میافتم واسه مادر استادم دعا کنید

فرستنده : boshra


جمله تکان دهنده از شهید یعقوب ابراهیم نژاد:

اگر می دانستم با هر که خونم ریخته می شود بی حجابی آغوش حجاب در بر می گیرد.. حاضر بودم هزاران هزار بار کشته شوم.

♥♥♥التماس دعای فرج♥♥♥

فرستنده : مشتی رشتی