منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک
  229549 | جوک جدید

روایت داریم حضرت حوا بعضى اوقات لاى درختا می‌گشت و هى برگا رو زیر و رو می‌کرد و با خودش میگفت:








حالا امشب چى بپوشم

آقا ما یه داداش توهمی داریم که 4 سال ازمون بزرگتره.خیلی هم تخیلی و داستانگو هم هست.فقط خدا رو شکر که هیچ چیزیم بهش نرفته.اون موقع من 9 سالم بود و داداشم هم13سالش بود و هست(از لحاظ عقلی) یه بار قرار بود بریم یه سلمونی که چند سال بود میشناختیمش و کارشم واقعا حرف نداشت فکرکنم بهترین سلمونی شهرمون اون باشه.بعد داداشم داشت داستان تخیلی تعریف میکرد که مثلا این سلمونیه با مشتریش دعواش میشه و روی هم اسید میپاشن و به هم فحش میدن و اینا....(خدایا اخه چرا من؟؟)منم تو راه داشتم کر کر میخندیدم تا اینکه رسیدیم پشت در سلمونیه.بعد من به داداشم گفتم که حواستو جمع کن اونجا نزنیم زیر خنده که ای کاش نمیگفتم.ای کاش.دقیقا همین باعث شد که خیلی خیلی حساس بشیم جفتمون.بعد رفتیم تو من گفتم مو هام رو چه مدلی بزن و اینا، که داداشمم اومد نشست و من هی از اینه به اون نگاه میکردم و میخندیدیم و یاد اون داستان تخیلیش میفتادم.تا اینکه یهویی سلمونیه یه پس گردنی نثارم کرد و پرسید چی شده و منم که بچه بودم میترسیدم اگه بهش بگم منو داداشمو دعوا کنه و بزنمون بخاطر همین الکی هی جک میگفتم و میخندیدم.امامگه ول میکرد از بس بهم پس گردنی زد که سر درد
گرفتم.بعدش پول رو دادیم و داشتیم با داداشم از پله های ساختمون پایین میرفتیم که یهویی یه صدایی شنیدیم:صبرررر کنییییددد.یهو برگشتیم دیدیم سلمونیه داره از پله ها میدویه دنبالمون و تا رسید یه پس گردنی هم به داداشم زد و رفت از پله ها بالا و تا وارد سلمونی شد صدای خنده حضار گرامی رو از پایینه ساختمون شنیدیم،درحالی که سلمونیه طبقه اخر بود...و از اون موقع به بعد شد که دیگه اجازه ندادم داداشم برام تعریف داستان تخیلی تعریف کنه.لایک:خاک بر سرت با این داداش توهمیت.لایک:خدا شفا دهد داداشتو

Şųřđ(:ğįřł
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
تو میتونی بمونی میتونی بسآزی:]
منو اونجوری که همه حسودم بشن:}
آدمآی این شهر قول بده بمونیD:
قلبمو بسآزش فقط تو میتونی:0
منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر:)
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
مسیح &آرشap

  229546 | جوک جدید

اینکه میگن انتخابِ همسر سخت ترین کار زندگیته همش الکیه
کار سخت اونه که ظرف شیرینی رو گرفتن جلوت
و تو فقط ۸ ثانیه فرصت داری خوشمزه ترینشون رو انتخاب کنی

می گم









فورجوک نباید به ما یه عیدی بده جیگرمون حال بیاد؟ :)))

امام صادق علیه السلام فرمود: نوروز که می آید، ما منتظر فرج آل محمد صلی الله علیه وآله هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و روزهای شیعیان ماست و شما آن را از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند.
بحارالانوار، از علامه مجلسی جلد ۵۹

اقتصاد مقاومتی
فقط اینکه داریم با کلاه قرمزی تکراری عید سر میکنیم
:-(

عاقلانه انتخاب کن

تا عاشقانه زندگی کنی...

چون اگر عاشقانه انتخاب کنی

عاجزانه زندگی میکنی...

شماها یادتون نمیاد یه زمانه تو فورجک اینا مد بود:
پسته
پراید
گوشی جی ال ایکس) همونی که راحت از جیب در میاد)
کرم حلزون
خشتک شلوار کردی عباس
کامران و پایه میز عسلیشونو....

Şųřđ(:ğįřł
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
برگردو بزآر دوبآره چشآم:D
تو چشآی تو وآ شه:}
برگرد و نزآر بدون تو:|
زندگیم از هم بپآشه:(
برگرد و بگو تو هم:0
مثه من به کسی دل نبستیD:
برگرد و بگو هستی...:)
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
محمد علیزآده

شاید دیگر
هیچ‌وقت حرف نزنم!
اگر امکان در آغوش کشیدنت را
داشته باشم..

تو بيايی
همه ی ثانيه ها،
ساعت ها،
از همين روز،
همين لحظه،
همين دم ،
عيدند ...

من می‌ترسم آخرش درسم تموم شه، ازدواج کنم، بچه‌دارم بشم بعد ملت بیان عیددیدنی بگن








خب شما کی می‌میری ایشالا؟

**************m.k14**************
امام صادق(ع)

هيچ نوروزي نيست مگر اينكه ما در آن منتظر فرج هستيم (مستدرك الوسايل)

کاش حالا که رسم مهمونی رفتن و برنمیدارن، مهمونی هارو سلف سرویس کنن، کی حال پذیرایی از مهمون داره بابا.

:)))))