تراوین نیمکت

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

باران که بند بیاید
تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن...!!
نمک روی زخم ست بارانی که بی تو ببارد!!

فرستنده : _massi_


من ولنتـــایـــــن همه ی دوستامو بـــــــلاک میکنم

اعصـــــاب نـــــدارم هی بیان بـــگــــن

منـــــــــــــو کــادوم

منــــــــــــو عشــــقم

منــــــــــــو خرســـم

منــــــــــو شــکلاتام

منــــــــــو کـــوفـــت

منــــــــــو مـــــرض

از شب قبلش قـــرص اعصــــاب میخورم می کپـــــــــــــم-_-

(مدیونی فک کنی حــــســــــــــــــــــودما...)

فرستنده : ریزه میزه (:


میخواسم ببینم هنوز بو ش میاد

منحرف

بوی ماه مهر را میگم اگه دیگه نمیاد الکی خودمونا کوچیک نکنیم بریم مدرسه

فرستنده : آرش .دهه هشتادی


یه بار شماره دوست دخترمو دادم به دوستم امتحانش کنه...
.
.
.
.
.
.
.
هشتم بهمن عروسیشونه
منم دعوتم
واقعا از جون مایه گذاشت

فرستنده : مانی پسر بد


خدا شاهده راست ميكم
سال آخر دبيرستان بودم يه بسره 3 ماه تلاش ميكرد كه ازش شماره بكيرم نكرفتم شماره رو نوشت سر ديوار منم خوشم اومد زنك زدم تا فهميد منم كفت: عاششششششششقتم بدر سوخته.
الان 3 سال ميكذره 1 ساله هم ازدواج كرديم
از تجربيات اين بنده حقير استفاده كنيد ميبينيد كه ضرر نداره

فرستنده : Shima


يكي از فانتزيام اينه به جاي اينكه 32تادندون ريز داشتم 2تاداشتم!كه يكيش مال كل فك بالام بود يكيشم مال كل فك پايين!
0
0
0
0
0
اينجوري ديگه پرتقال و ليمو شيرين حكم زهرمارونداشت واسم
والاااااااا

فرستنده : متولدماه مهر


اقا اين امتحانا تموم شد ولي من هنوز باكتابا اشنا نشدم.........

فرستنده : جلبک قرمز


اس ام اس ویلیام داور بازی ایران و عراق بعد بازی ایران عراق به همسرش:
.
.
.
.
آب دستته بذار زمین برو فیسبوکم و غیر فعال کن :))))

فرستنده : saeed


با بدبختي يه وام گرفتم تو يه پاساژ ازم نميدونم چچجوري زدنش الان يه ساله دارم قسطشو ميدم از همين تريبون به اون دزد محترم اعلام ميکنم نامرد حداقل بيا قسطاشو بده ندارم ديگه بچه ها اگه خون اریایی تو رگاتونه اينو دست به دست بدين برسه بدستش
حداقل بگو باهاش چی خریدی

فرستنده : غریبه نیستم


ما انقدر فقیریم که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
18ساله هروقت دست کردم تو ظرف سیب زمینی سرخ کرده
مامانم گفته:نخور کمه...
ینی تا الان یه بار اندازه نبوده!!@

فرستنده : دخمل خوب


ﭘﺴﺮﻩ هشت سالشه پست ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : ﺁﯾﻔﻮﻥ شش رﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﻨﮓ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﻦ اون ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻭﺍﺳﻢ ﺧﺮﯾﺪ , ﺑﻮﯼ ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺭﺩﻣﺶ ^_^

فرستنده : دختر همسایه


یک روز دست بر سرم کشید..... یک روز دست از سرم کشید......... هنوز دستش را دوست دارم@..

فرستنده : meysam dorani


من: این مدیر 4جوک باید دانشجو باشه
خواهرم: نه من میدونم یه خانوم 47 سالس ^_^
من: 47 سال؟؟ :| نه بابا 22،3 سالش بیشتر نیس
خواهرم: نه من میدونم یه خانوم 47 ساله عینکیه ^_^
من: باو چی میگی مگه نمیبینی گفت تا 3بهمن پست تایید نمیشه؟ شرط میذارم 22،3 سالشه کارشناسیم میخونه، آخه امتحاناش با من تموم میشه :|
خواهرم: نه من میدونم یه خانوم 47 ساله عینکیه با یه لپتاپ قرازه ^_^
من: پس چرا تاریخ امتحاناش با من یکیه؟ :|
خواهرم: خوب پس یه خانوم 47 ساله عینکیه با یه لپتاپ قرازه که داره کارشناسی میخونه ^_^
من :| :| :| :| :|
و این داستان ادامه دارد... :|

فرستنده : عمو نریمان


ما را دفن کردند....

ندانستند ما " دانه " ایم ....

فرستنده : خانم ختم کلام


من هنوز سر اون عيدي هايي که ازم ميگرفتن و ميرفتن واسم حساب بانکي
باز ميکردن، اما هيچ وقت نديدمشون با خونوادم درگيرم!
شما چه طور؟؟؟؟؟

فرستنده : jaynormika




X بستن تبلیغات
ارسال پیامک به گوشی
X بستن تبلیغات