منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

تبلیغات متنی

مرامنامه 4جوک

 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

خانم سونیا ویلیامز یک فضانورد هندی الاصل امریکایی تبار است.او پس از بازگشت از اخرین سفر خود در سال 2014 از ایستگاه فضایی ناسا به دین اسلام و مذهب برحق تشییع رو اورد.
دلیل این تصمیم را از این خانم سوال کردند....
گفت :در مدت حضورم در ایستگاه ناسا،زمین را در تاریکی مطلق میدیدم
ولی هشت نقطه از زمین همیشه نورانی بود ودیگر اینکه مدام در اسمان بدون کوچکترین فرکانسی ،صدای اذان می امد
وقتی به زمین برگشتم موقعیت جغرافیایی هشت نقطه نورانی را با دقیق ترین دستگاهای مکان یاب بررسی کردم و ان هشت نقطه نورانی عبارت بود از مکه ، مدینه،قبرستان بقیع،کربلا ، سامرا،کاظمین ، نجف ، مشهد
من هیچ راهی جز فرود اوردن سر تعظیم و تسلیم در مقابل اسلام و شیعه نداشتم .....

فرستنده : علیرضا نعمت نیا


اون چیه؟ زرده، نرم و لزجه، مزه موز هم میده!
جواب:
‏.
‏.
‏.
‏.
استفراغ میمون.
خخخخ

فرستنده : سبز فسفری


تو سریال مدینه
که لاستیک ماشین مدینه پنچر شده بود مدینه از تو آینه بغل ماشینش نگاه کرد پنچریشو دید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
من که میگم شاید ویدئو چک داشت؟



غضنفر ميخواست بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟
رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم غضنفرو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن!
غضنفر يك نگاه به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم!
خلاصه 300 تومن ميده‌ و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشت از نزديكاي كرج رد ميشد،‌ رانندهه ميبينه غضنفر هي داره از عقب اشاره ميكنه،
شاگردش ميگه: بابا دهنش سرویس شد! نگه دار سوار شه
هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده.
راننده هم نگه ميداره غضنفر نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟
راننده ميگه: آره.
غضنفر ميگه: خوب مرتيكه چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟!
من ميخواستم كرج پياده شم



ای بابا,فقط میتونم بگم:حس من ناب بود اما طرف گاو بود...!!!

فرستنده : Nima73


به بابام می گم از این دنیا خسته شده ام میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین
میگه نه ، اینکارو نکنیا
توری پاره می شه پشه میاد تو :|
.
.
.
.
هیچی دیگه
دارم دنبال پدر و مادر واقعیم میگردم... :|

فرستنده : MR7


تا قاف ترین قله ی هستی/ سیمرغ ترین همسفرم باش/من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم/ تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش

فرستنده : pingu pingu


عاقا دیدین تو سریال هفت سنگ،روزبه خودشو زده بود به افسردگی چقدر تحویلش گرفتن؟؟من گفتم اینکارو کنم...(صرفا برای جلب محبت)هیـــــــــــچی دیگه یه ساعت ازنقش بازی کردنم نگذشته...
مامانم:چه مرگته؟؟!!
بابام:باز پی میخوای خودتو زدی به موش مردگی؟؟!!
داداشم:)))))))
من 0-O
بازم من 0-O
من مامان مدینمو میخوام....

فرستنده : ghazal:)


دخدره تو چت گفت :يه چيزي ذهنمو مشغول کرده بپرسم؟؟ گفتم بپرس گفت :واي فاي همون اندرويده؟
من برم نفت بيارم خودمو آتيش بزنم

فرستنده : line id : ehsan656


دقت کردین تو مهمونی های خانوادگی یه گوشه نشستی کسی هیچ کاری بهت نداره ها اما خدا نکنه دهنت پر باشه همه یاد سوالاشون ازت میفتن:))

فرستنده : amir hossein


توبــه بر لـب، سبحه در کــف، دل پـر از شوق گـناه
مــعصیـــت را خــــنده میـــایـد ز اسـتـغـفـــار مــــــا

ماه رمضون هم تموم شد! من که آدم نشدم. ایشالا شما شده باشید!

فرستنده : سحر138


تولد ابجی ام بود رفته بود تموم این دوستای بالا شهری اشم دعوت کرده بود
خلاصه سرتونو در نیارم نوبت باز کردن کادو ها شد یکی یکی کادو ها رو باز کردن
تا رسید به کادو من . نمک نشناس در کمال نا باوری کادو رو کوبند تو صورتم
اخه شما به من بگین شلوار کردی قهوه ای زشته ؟نه واقعا زشته؟تازه اگ با اون
رکابی آبیه که براش اورده بودم ست می کرد که دیگه پرنسس می شد برا خودش
عجب ادم پلیدی ام من ن ن ن ن ن ن

فرستنده : هی وای من


اعتراف میکنم خونمو عوض کرده بودم و یه جای دیگه اجاره کردم اما تو همون خیابونی که قبلا میشستم بعد از بستن قرارداد شبش رفتم ماموریت کاری شهرستان و خانواده هم اساسکشی کرده بودن و رفته بودن خونه جدید بعد از یه هفته که من اومدم اصلا حواسم نبود صاف رفتم در خونه قبلیم و کلید انداختم رفتم تو و بعد در پایین هم باز کردم دیدم چند نفر غریبه ( زن و مرد ) ( دارن اساس میچینن درو بستم فرار کردم تازه فهمیدم چه سوتی دادم و خونه مردم رفتم . از همین تریبون اعلام میکنم چرا خونه جدید میرید قفل رو عوض نمیکنید آیا؟
تازه تا ساعت 3 نصفه شبم ماشینم در خونه هه پارک بود جرات نمیکردم برم بیارمش .

بکوب لایکو تا برم ماشینمو از در خونه یارو بیارم...

فرستنده : نیما


چه صبری دارد آنکه عاشق توست!!
اینکه امشب
همه دنبال تو در آسمان هستند
که فردا عیدشان باشد...

فرستنده : آش خور...!


عـاشــقانه ای کــوتاه :

مـن : من - تــو = هیچ ،، تبــصره هـم نـداره :)

تــو : من + تــو = تنهــا آرزوی زنـدگــیم *ــ*

فرستنده : ✿دلــــم✿



 

line gif

 

خرید عینک

 


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات