منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

‏دختره نوشته سلامتی عاقام که بخاطر من غرورشو شکست ، بعد دیدم عاقاش یه پسر 15 سالَس که یه پست گذاشته عشقمو فالو کنید :|||

‏من اگه جزو اکیپ اصحاب کهف بودم خدا ساعت ۵ صبح آلارم میزد میگفت برنامه ی ۳۰۰ سال خواب کنسله، فرار کنید!

  238075 | جوک جدید

‏یه پیکان ۵۷ داشتیم عضوی از خانواده بود،این اواخر میرفتیم جلو پمپ بنزین میگفت سالار بنزین نمیخوام بریم خونه هر چی خودتون خوردید منم یه لقمه میزنم

  238073 | جوک جدید

بزرگ‌ترین دروغ حال حاضر، بسته‌های یک‌ماهه‌ی ایرانسله، به‌قرآن اگه به ده روز برسه...

میخواستم با یه دختر تو دانشگاهمون دوست بشم هرچی پروژه داشت رو براش انجام میدادم . یه روز بهش گفتم بریم کافه ؟

گفت شرمنده امشب خونه پدرشوهرم دعوتم.
همه بدنم سرد شد یه لحظه

یه دوس‌دختر چاق داشتم انقد چاق بودنش اذیتش میکرد منم خودمو چاق کردم که اون از چاقیش خجالت نکشه، بهم گفت چه هیکلت بد شده، باهام کات کرد

تا حالا شده بابا یا مامانتون یهو بیان تو اتاق و شما هندزفری تو گوشتون باشه و اون پنجره ویندوز رو نبندین؟
خلاصه هنوز مونده برسین -___-

‏سوار تاکسی شدم یارو داشت خاطره تعریف می کرد، گفت من خودم اطلاعاتیم، سریع گفتم حاجی بخدا من توییتر ندارم اصلا فیلتر شکن ندارم برم توییتر. گفت توییتر چی هست؟

گفتم کجای اطلاعات کار می کنی که توییترو نمیشناسی؟ گفت اطلاعات بیمارستانم. تا نگه داره پیاده بشم با آرنج میزدم تو صورتش

وقتى دارى روزهاى سختى رو ميگذرونى و متعجبى كه پس خدا كجاست يادت باشه استاد هميشه موقع امتحان سكوت ميكنه .

تنها تفاوت بیرانوند با گلر فوتبال دستی اینه که



گلر فوتبال دستی لایی نمیخوره

علامت اختصاری عقاب باهوش *-* ---- *-*

‏اين استقلالى هايى كه شعار سرور پرسپوليس ميدن
‏فكر كنم مثل مردم كره شمالى كه گفتن قهرمانى جام جهانى شدن
‏بهشون گفتن صدريد شما و از پرسپوليس كلى جلو هستيد

  238065 | جوک جدید

میدونی تو خونه فقط موهای تو بلند باشه یعنی چی؟
بله،یعنی هر مویی رو پیدا کردن،واسه تو هست حتی اگه رنگ و اندازه ش مثل موهای تو نباشه

از اول سال تا حالا انقدر بد بختی کشیدم
نفهمیدم کی بهمن شد:/
ولی وجدانا
فکر میکردم پارسال (95)خیلی سال ع*نی بود
که امسال(96) با عنتر بودنش فرضیه نادرستم رو
به باد فنا داد

  238063 | جوک جدید

یبارم تو بچگی با بابام تو اتوبوس بودیم که یه خانم اومد تو جا نبود بشین، بابام مجبورم کرد جامو بدم بهش—ناگفته نماند تو اون سکانس تا قبل از سوارشدن خانم، من رو پای بابام نشسته بودم.

دو سال پیش یه روز دختر همسایه مون داشت وسیله میبرد خونه من کمکش کردم بردم.
امروز بعد دو سال فهمیدم هر بار من رو تو محل میدیده به رفیقاش میگفته این همون خواستگارمه که ردش کردما....