پرواز کنکوری

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم


آغا بچه همسایه سمت راستیمون بترکه اگه دروغ بگم.دیشب داداشم با نامزدش ساعت 12شب رفته بودن لب ن لب رودخونه,یه جای دنجی فقط نشسته بودن راست و دروغش پای خودشون خخخخخخ) گشت ارشاد بهشون مشکوک میشه و میبردشون پاسگاه.حالا اینام هیچ مدرک شناسایی نداشتن.داداشم هرچی میگه بابا ما نامزدیم کسی باور نمیکنه.آخرش داداش کندذهن ما به سروان میگه بابا اصلا میخوای بوسش کنم تا باورت بشه زنمه!!!!!!! جناب سروانo_O سربازها :-X زن داداشم=-O هیچی نگین بابا,خود سروان به بابام گفت بچه اتو بیشتر بفرست تو اجتماع,خیلی عقب افتادست!!!

فرستنده : خرمالو


یادش بخیر دوران دبیرستان که دختر بازی میکردیم
با بچه ها دنبال جاهایی برای قرار میگشتیم که تا شعاع 5 کیلومتری جز آبخوری چیزی پیدا نشه
یه همچین ذهن اقتصادی ای داشتیم :))))))

فرستنده : شولوم


عاقا یا آقا خووو حالا هرچی!!!
عید رفتیم خونه یکی از اقوام پدرش تازه فت کرده بود مادر گرامی بنده اومد بگه غم آخرتون باشه ایشالا سال خوبی داشته باشید خیلی شیک ومجلسی گفت ایشالا سال آخرتون باشه شما دیگه قیافه مارو تصورکنین دیگه یعنی از خجالت با خاک یکسان شدیم وقتی هم که اومدیم بیرون از خونشون تمام دیوارارو گاز میزدیم

فرستنده : مهشاد


عشق واقعی آنجاست که دختر با تمام عصبانیت
با مشت بکوبه روی سینه عشقش
بهش بگه برو تنهام بزار
.
.
.
.
.
.
.
اون هم با مشت چنان بزنه تو دهنش که دندوناش خورد شه !!!
کوتاه شود
به فک و فامیل ربط داره عایا؟

فرستنده : darmande


تمام وسایل و امکانات زندگی ما رو ؛
مامانم میزاره "همون جا" ..!
کلا همه چی و هر چی که میپرسی؛ جوابش
" همون جاست "

فرستنده : maria


ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻡ ﻟﺒﺎﺳﺎﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻪ ، ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﯼ ﭼﻪ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﮑﻨﻪ ﺑﺮﻕ ﺑﮕﯿﺮﺗﻢ ؟ !؟ !؟ ! ﭘﺎﺷﻮ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ … ﯾﻨﯽ ﺩﻫﻨﻢ ﻭﺍ ﻣﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ … ﻣﻦ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﯿﻢ ، ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ.

والا با این فک و فامیلمون : دی



یـه لواشــک آلــو مخــصوص خـودم خــریـــده بــودم، گــذاشــتــمــش تــو یــخــچــال.
فــرداش نــتونــــســتم هـیـیـیـیـچ اثری ازش پـیـدا کــنــم!
با اســـتـفاده از روش هــای پـــوآرویی فــهمیدم به مســاوات بــیــن والدیـن گـــرامـــی و داداش گـــودزیـــلام تــقـســیــم شـده!
گــفتــم مــن اونـو واســه خودم خریـــده بــودم بــا پـــول خـــودم شــما حـــق نــداشــتـیـن بـخوریــنـش پــس بــاید بــریـــن واســم بخــرین.
پــدرم پـــس از مـزیــن کــردن من بــه فــحـش هــایی که غـیـر قـابل نــمایش هســتن فـرمودن: کــــــررررره خـــر تــو پــولــتو از کـــی مــی گــیـری ؟ یـــنی مـــــن حــق نــدارم تـــو خـــونه ی خـــودم لـــواشکــیـــو کــه خـــودم پــولـشو دادم بــخورم؟
من:(
داداش گودزیلام:)))))))
یه لواشک آلو هم نمیزارن بخوریم این فک و فامیل!

فرستنده : ZR the Great


4 جوک چرا پاسخگو نیست؟!!!!
نامزدم گلاب به روتون سردی زیاد خورده اسهال شده!بعد مامانم یک هفته است داره ازش مراقبت های ویژه میکنه تا لباس زیر نره خر رو اورده خونه که من بشورم شام و ناهارشم که درست کرده برده! هر پنج دقیقه هم زنگ میزنه میگه پسرم بیا ببرمت دکتر پری روز رنگت پریده بود!!!
اونوقت من تابستون مسموم شده بودم اسهال و استفراغ از تب داشتم میسوختم میگفتم منو ببرید دکتر میگفت تو چیزیت نیست فیلمته!!!
اخر شب بزور بردنم که خونهه زندگیشون کثیف نشه سه ساعت زیر سرم بودم!
خدایا من مامان واقعیمو میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام...
نه وجدادنن مادر پسر دوسته من دارم؟!

فرستنده : !!!fandogh charb!!!


ی سری مامان بزرگم زنگ زد خونه ما (دوستان دقت کنید مامان بزرگم زنگ زد به ما)...
داداشم گوشی رو جواب داد!
داداشم:سلام منزل اقای فلانی (ی فامیلی همین جوری گفت)...
مامانم بزرگم:نخیر اشتباه گرفتین :0
ما D:
مامان بزرگم ^-^
داداشم :|
فک و فامیلارو اصــــن حال کنید :)))

فرستنده : mahta


داداشم رفته خواستگاری. برای این که یخ مجلس بشکنه یه جک تعریف کرده.
پدر عروس هم برای این که کم نیاره در جوابش یه جک دیگه گفته.
خلاصه یکی این گفته یکی اون. بعد کار رسیده به اس ام اس فرستادن و بلوتوث بازی.
بعد که با هم رفیق شدن. پدره گفته بریم توی حیاط یه دست فوتبال دستی هم بزنیم.
خلاصه تا ساعت 12 شب گفتن و خندیدن ...
بعد داداشم نصف شبی اومده خونه میگه:‌
خیلی خوش گذشت. ولی من دختره رو نپسندیدم :| :| :| :| :|||||||||||||

فرستنده : A&A


پدرم همیشه توی شرایط بحرانی کمکم میکنه!
دقیقا مثل امروز...
گفتم:بابا فک کنم عاشق شدم
گفت:گـــه نخور ...

فرستنده : LYNX


یکی از رفیقام تعریف میکرد:پسر خاله و دختر خاله م هفته پیش از ایران رفتند
خالم خیلی ناراحت بود.
دیروز رفتیم بهش سر بزنیم دیدیم خوشحال و خندونه!
یهو دیدیم داد زد هوشنگ ... هانیه ) اسم پسر خالم و دختر خالم(
بیاین غذا!
ما همه کف کردیم که؛ مگه اینا نرفته بودن!؟
یهو دیدیم دو تا سگ اومدند پیشمون!
خالم گفت : آقا رضا)شوهرش( چون دید من خیلی ناراحتم
رفت این دو تا رو برام گرفت که دیگه جای خالی بچه ها رو حس نکنم!!

فرستنده : ZzZ


واقعا این داداش ما داریم!!!!!!
دیشب با چراغ قوه اومده تو اتاقم پتورو از روسرم کشیده مقابل چشمام گرفته!
تاصبح مگه خوابم میبرد فکر میکردم روح مامان بزرگ عزیزم نازل شده:)

فرستنده : sara alone alon


اقا یکی از اقوام ما تعریف میکرد اول ابتدایی بودم ما رو بردن سینما
با خودم تخمه برده بودم معلمامون هم کنارم نشسته بودن میخوردن
موقع برگشتن ازم تشکر کردن و گفتن اگه تو نبودی ما از گشنگی می مردیم خخخخخخخ
منم خیلی شیک و مجلسی گفتم خواهش میکنم خانوم کار کردن خر و خوردن یابو
من^_^
معلما O_o
بعدم حس میکرده چه حرف عالمانه ای زده احساس بزرگ بودن میکرده :دی
فک و فامیله فیلسوفه من دارم؟ خخخخخخخ

فرستنده : ♥آبجی خانوم♥


با مامانم رفته بوديم بيرون همينطور كه از جلو مغازه ها رد ميشديم يهو پشت مانتو مامانم و يكي گرفت كشيد عاغا مام گرخيده برگشتيم عقب يهو خانمه كه خودشم ترسيده بود تندگفت برا أمر خير مزاحم شدم..ماo-O!!!
با يه لبخند مليح: دختر خانم مجردن؟مامانمم نه گذاشت نه برداشت گفت بعله ولي هنوز بچس هيچيم بلد نيست پسر شمارم بدبخت ميكنه من نميتونم همچين ظلمي به شما كنم...حالا خانمه:o-O
مامانمم دستم و گرفت تند از محل حادثه دور شد:|
مامانه خاستگار رد كنه من دارم؟؟!!
هي ي ي ي ي ي ي

فرستنده : Morvarid 95





X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات