منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم


  139255

یکی از فامیلامون استاد دانشگاه سما دفع پیش که اومده بودن خونه مون ازم پرسید میدونی سما ینی چی؟؟
منم کنجکاو پرسیدم ینی چی؟؟
گفت ینی سازمان مخ های آکبند
منومیگی ینی مونده کل خونه رو گاز بزنم :))))

فرستنده : مهم نیست!


  139252

مادر محترم با برادر گودزیلا اینگلیسی کار میکردن!
آقا همینقد بگم که مادر گرامی یهو از برادر محترم پرسید:
what is your first name ali?
:|
من:|
برادر گرامیo_O:
مادر محترم^--^
مصداقه چیستانه فیلسوفانه ی اون چیه زرده درازه موزه بود:|

فرستنده : fandogh


  139233

یکی ازفامیلامون یروز میره دکتری که قبلا مادرش میرفته یه عالمه گریه میکنه دکتره بهش میگه حالا چرا گریه میکنی میگه قبلا مادرم میومده پیش شما حالا فوت کرده یاد مادرم افتادم دکتره میگه حالا مادرت چندسالش بوده (فامیلمون با خودش میگه اگه بگم 70.80سالش بوده میگه خب دیگه پیربوده ) میگه60 سالش بوده دکتر میگه خودت چندسالته میگه 56.57 دکتره میگه احسنت به اون مادری که تو رو توی 3سالگی به دنیا اورده :|

فرستنده : وروجک76


  139228

مامانم وقتی کوشمولو بوده یه آقاهه تو کوچه شون از این چرخ و فلک های دستی میورده .بعد یه روز دخترخالش که از خودش کوچکتره داشته تو حیاط بازی میکرده مامانم بهش میگه بیا بریم سوارت کنم.
بعد میبینه اندازه یه نفر بول داره هیچی خودش سوار میشه به اون میگه منو نگاه کن!!!!!!!!!!!!!
مامان جلبه من دارماااااااااااااااااااا.

فرستنده : jojokam


  139227

آقا با خاله م رفته بودم جایی مهمانی.صحبت کشید به ازدواج جوون های این زمونه.که خاله م اومد ضرب المثل بگه.گفت استخوان باید به دهن سگ مزه بده.من که به شخصه غش کرده بودم.آخه خاله جان چرا جوون مردم رو سگ میکنی.
علف باید به دهن بز شیرین بیاد

فرستنده : دخترحوا


  139216

آقا تو خونه ما هر کی می خواد تلویزیون نگاه کنه بخاری رو ورمیداره میبره طرف خودش نفر بعدی که میاد باز دوباره بخاری رو میبره و این داستان ادامه دارد ...

فرستنده : mohammad.gh


  139215

ساعت ۴ بلندشدم. به دخی۱ سالم آب بدم. شوهرم، تو تخت غلط زده. میگه شب بخیر!
منD‏:
پرنیا%

فرستنده : Rahil


  139210

يه دختر عمه دارم 9سالشه.
ي بنده خدايي خواهر اينو تو پارك ديده بود به اين شماره داده بود بده به خواهرش!
چشتون روز بد نبينه.شماره رو اورده بود داد ب خواهرش اونم گفت من عمرا زنگ بزنم بعد اين گير داده بود تورو خدا زنگ بزن پسر خيلي باحاليه خيلي خوشگله بعد كه دختر عمه بزرگم باز گفت نه اينم گفت باشه بده خودم ز بزنم!
ب جان بچم راس ميگم.اشك تو چشاش جمع شده بود التماس ميكرد كارت تلفنو بده برم بهش زنگ بزنم...ديگه خودتون تا تهشو بخونيد :|

فرستنده : fafa


  139192

ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮎ!
ﺩﺍﺭﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ!
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺸﻤﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ:
ﻭﺍﻥ
ﺗﻮ
ﺗﺮﯼ
ﻓﻮﺭ
ﺭﺣﻤﺘﯽ ﻻﯾﯽ ﺧﻮﺭ
اصن یه وضِ تاسف باریه :)))))))))

فرستنده : daaaaashaaarraa


  139185

یاغا (عاغا.عاقا)دیروز نشسته بودم داشتم 4جوک رو سیر می کردم که گودزیلای خواهرم (5 سالشه) اومد پیشم یه نگاه انداخت رو صفحه فیل رو دید گفت: دایی این فیله؟
گفتم:نه این خره 4جوکه! گفت: چرا اینجوریه؟ گفتم سرما خورده اینجوری شده!
خلاصه_امروز هم اومده خونمون با دوستش که هم سن خودشه
اومده پیشم میگه:دایی دایی!!!
من :چیه دایی!!!
میگه: بزن اون "فیل خرجوک" رو الهه هم نگاه کنه
من: 0.0 :))))))))))))
فیل 4جوک: @_@
فک و فامیله دارم آخه!!

فرستنده : شبا کجایی!!!


  139182

E : k @@@@@
جوک تعریف کردن بابام : میگن یه بار یه نفر خخخخخ هار هار هار ای وای دلم . یه نفر باباش مرد .ها هار هار وای پوکیدم . زنگ زد داداش . هار هار هار گفت داداش یه شتری بود در خونه همه میخوابه . دیشب در خونه ما ریند هار هار هار
من و آبجیم 0‎_o ‎0‎_o
بابام : شما چرا نمیخندید هان ن ن ؟
حالا به جوکای من نمیخندید؟
تا یه هفته از پول تو جیبی خبری نیست
من و آبجیم : هار هار هار ^_^^_^
بابام : آورین آورین حالا پاشید از جلوم گم شید

فرستنده : K : E


  139181

K : E @@@@@
یعنی مشقولل زمبم اگر دروغ بگم دیروز در یک حرکت سوپ قارچ کننده بدون خبر برگشتم خونمون , رسیدم دم در خونه , در زدم , آبجی کوشولوم اومد در باز کرد , یه نگاه عاقل اندر صفیحانه بهم کرد پرید بغلم و زد زیر گریه
منم بغلش کردم گفتم آجی کوشولو خوجگل خانم چرا گریه میکنی و به افق های دور دست خیره شدم و منتظر بودم بگه داداسی دلم برات تنگ سده بود ^_^
برگشته میگه داداسی دوتا موز تو یخجال دالم تولو خدا نخولسون بعدشم دوید طرف خونه و داد میزد مامان مامان ن ن داداسی اومد موزام رو قائم کن الان میخلسون
یعنی کمرم شکست ^_^
من میمونم ؟؟ گاوم عایا ؟؟
‏_‏___________
بچه ها با الهام شرط بستیم سر شام جمعه همین هفته , هر روز با هم یکی یه پست میزاریم ببینیم آخر هفته کی بیشتر لایک خورده k ‎:‎ E ‎من هستم E ‎:‎ k‏ هم الهامه , ناموسن هوامو داشته باشید , باختم پول شامو ازتون میگیرم ^_^

فرستنده : K : E


  139148

من وقتی میخوام برم بیرون...
وقتی برا بار اول کفش پام میکنم ، مامانم : پسرم میشه همون آشغالارو ببری
من وقتی برا بار دوم کفش پام میکنم ، مامانم : پسرم میشه اون پولم برداری خرید کنی
من وقتی برا باره سوم کفش پام میکنم ، مامانم: پسرم میشه همون غذا رو هم برداری بدی به سرایداره پارک !
من وقتی برا باره چهارم کفش پام میکنم ، مامانم: اینجوری که یخ میکنی ، بیا برو کاپشنتو بپوش
من وقتی برا باره پنجم کفش پام میکنم ، مامانم : پسرم من دستم بنده بیا ببین تلفن کیه
من وقتی برا باره ششم کفش پام میکنم ، مامانم : پسر جان چقد لفطش میدی دیگه ، برو زود تر کاراتو بکن بیا که خریدارو لازم دارم ، هی اینجا واستادی منو ور ور نیگا میکنی
من ×:
به افتخاره هر چی مامانه

فرستنده : محمد امین ....


  139140

عجب گیری کردیما....
نشد من یه بار بخوام واسه خودم تخم مرغ درست کنم این اعضای خانواده نظر ندن
بابام:بترکی
مامانم:چه خبرته؟کم تر درست کن
داداشم:از شکم گندت خجالت بکش
خواهرم:مثل گاو میخوریا
بعد تا من میام کوفت کنم همشون میان شروع میکنن خوردن به خودم هیچی نمیرسه
شماره کششتارگاهو بدید من برم خودمو معرفی کنم آقا

فرستنده : pat o mat


  139115

پسرخاله من خودشو کشته در حال ترکه ترک سیگاره
از صبح تا شب سیگار نمی کشه
شب به خاطر اراده خفنش به خودش 2 نخ سیگار جایزه می ده
اینم فک فامیله ماداریم؟