تراوین فیس سیما

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
ساعت الیزابت

خرید ساعت


line gif

 

فک و فامیله داریم


اقا ما یه مامان داریم که ...
من چی بگم ؟!
به جز یه سال تو کل ابتدایی معاونم بود !
تو راهنمایی مدرسم افتاد دقیقا کنار مدرسه ی مامانم که یه در رابطم داشت ! حالا نه این که فکر کنید مامانم عمدی اونجا ثبت نامم کردا ،نه!
نمونه دولتی قبول شده بودم اخه ! ات مدرسش اوجا بود !
دبیرستانی شدم گفتم دیگه تیزهوشان قبول میشم اونم که یه شهر دیگس کلا ، مستقل میشم ...
اقا به جان خودم ، به همین برکت قسم ، به طرز معجزه اسایی تیزهوشان اومد تو شهر خودمون !!!
حالا اینا هیچی ، چار روز دیگه میخواستم خیر سرم برم شلمچه تنهایی ، مجردی ( ! ) ...
مامانم داره میاد ! تازه شده مسئول اوتوبوس خودم !
شما بگید بدبختی نیست اخه ؟!
تازه میگه هر دانشگاهی قبول شی منم باهات میام !
خداااااااااااا دیگه نمیتونم جلو اشکامو بگیرم !!!
حالا شما بگید : مادر مهربون ما داریم عایا ؟!

فرستنده : lili


اقا ما دوتا مامان بزرگ داریم ...
مارو دیوونه کردن ...
یکیشون به منشی بدبخت میگه موشی !
یا واسه این که سه نباشه ( ! ) میگه اونی که شماره میگیره !
اون یکی نمی تونه کنترل رو تلفظ کنه بهش میگه : اون تلویزیون !
البته اونم با حرکت دست ...
حالا بماند که به ماهیتابه میگه مهتابی !
باز اون یکی ...
یه بار مامانم نخود خیس کرده بود ،
هی میبینم داره راجع به دانه حرف میزنه !
اخر بهش میگم بابا منظورت چیه ؟
میگه همونایی که مامانت خیس کرده دیگه !
میگم نخودو میگی ؟
میگه اره " همون " !!!
جاتون خالی !
حالا فرض کنید جفتشون به انواع ظروف میگن بشقاب ...
اصلا وقتی میگن بشقاب بیار ، یه جور بیست سوالی مطرح کردن !
تو باید " حدس " بزنی منظورشون چی بوده !
حالا این حدس میتونه شامل : لیوان ، نعلبکی ، قوری ، پیشدستی ، کاسه و انواع دیگر بشقاب باشه !
حالا شما بگید : مامان بزرگ هاست ( ! ) ما داریم عایا ؟!
تا بعد

فرستنده : lili


می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد
رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه …
میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد
میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !!
ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخ :lol:

فرستنده : نفس


روز تاسوعا رفته بودیم شمال ( روستای پدر و مادرم ) ظهر مسجد ناهار میدادن خواهرم ( لازم بذکره بگم 16 سالشه ) میگفت داخل مسجد نشسته بودیم یه پسر چهار ساله ( همون گودزیلای خودمون ) رفته سمت خواهرم با انگشتش زده تو لپ خواهرم بهش گفته گوگولیییییییی .
عکس العمل خواهر من رو داشته باشین :
خواهرم هم با انگشت زده تو شکم پسره با لحن بچگونه گفته گوگولیییییییی .
قیافه پسره از کار خواهر من O-o
پسره همین جوری تو هنگ بوده خواهر منم که مرض داره دوباره همین حرکت رو تکرار کرده .
یهو پسره قاطی کرده برگشته داد زده و گفته :
چیکار میکنیییییییی؟؟؟؟؟؟نکن دییییییییگه!!!!!!
بعدش الفرار .
خواهر من دارم عایا ؟؟؟؟



دیشب خونه اقا جونم(پدر مادرم) مهمون بودیم بعد داشتیم شام میخوردیم که یه دفه زنگ در بصدا در اومد حالا کی بود ؟ بابا جونم (پدر پدرم) این اقا ئجون مام جو گیر شد گفت به به منت سرمون گذاشتید اومدید من خاک توسرم کف پاتونم(من خاک کف پاتونم) هیچی دیگه ما هرچی مبلو درو دیوار بود گازر زدیم تموم شد اینم اقا جون سوتی بده هست داریم؟؟؟

فرستنده : ارتمیس


من واقعن باید برم دنبال خانواده واقعیم کسی هست بیاد کمکم ؟واقعن به کمکتون نیاز دارم . دیشب داشتم با گودزیلامون(4 سالشه) کشتی میگرفتیم میگه خاله بگیر که اومد محکم با سر زد تو بینیم بینی مام غرق در خون میگم ای ای مامان مردممممممممم میگه ای انشاءا.. بینیتو اسفالت کنن ببین سر بچمو خورد کردی سرش هنوز سفت نشده با دماغ دسته بیلیت میزنی توش .من ک دارم وسایلمو جم میکنم برم شمام خواستین بیاید با هم بریم

فرستنده : ارتمیس


بلاخره انتقام گرفتم
مادر بهم گفت وقتی شما داماد شدین رفتین سر خونه زندگیتون من خونه کدومتون باید باشم؟
منم گفتم خونه سالمندان
الان مادرم رفته دنبال بچه ها اصلیش میگرده
نمیدونم چرا 2 روزه باهام قهره

فرستنده : گمشده


یه داداش گودزیلا دارم
بهش میگم امیر کدوم ماشینو دوس داری
گودزیلا امیرمیگه گوباتی
من میگم جانم؟؟
گودزیلا امیر دوباره با اعتماده به نفس میگه گ و ب ا تی اخه تو نفهمی ندیدی من چجوری بهت بفهمونم اه برو اونور اعصاب ندارم
هی خدا ما همسن اینا بودیم نمیدونستیم اعصاب یعنی چی

فرستنده : @blue## girl@


اغا ديروز با گودزيلامون داشتيم مي رفتيم خونه مامان بزرگم گودزيلامون(داداشم) تازه مي ره كلاس اول معلمشون تازه حرف ب رو به اينا ياد داده بود همين جور كه تو راه بوديم داشتم باهاش درس كار مي كردم حلا اين جا رو داشته باش
من:خوب امير ب مثل بابا ب مثل بستني ٠٠٠
حالا تو يه كلمه با به بگو
امير:به مثل گلابي
شترق خوابوندم تو گوشش امير :بي شعور چرا مي زني
من:اخه امل اول گلابي ب داره
اون : بابا گلابي كه با بستني فرقي نداره همون بستنيه خودمونه
اخه خداي من كجاي گلابي شبيه بستنيه نه شما بگين اگه فهميدين به مام بگين
خداي منو از دست اين نجات بده همگي يك صدا با هم آمين

فرستنده : Anosheh


اخه این مادره من دارم نه این فامیل من دارم ؟
مادرم مادرای قدیم حداقل بچه هاشون رو دوس داشتن
به مامانم میگم این چند روز خیلی بینیم خون میشه میگه درووووغ میگم نه راست
بعد میپره بالا پایین میگه یه مفت خور کم تر میگم چرا میگه چون یه مفت خور داره کم میشه میگم مامان حالت خوبه میگه من اره ولی تو ایدز داری ناراحت نباش سر خاکت میام فاتحه میخونم
ای خدااااا همه مامان دارن ماهم مامان داریم هییییییییییییی

فرستنده : @blue## girl@


چند روز پیش زنداییم زنگ زد آژانس که بره خونه خواهرش.حالامکالمه زنداییم با راننده آژانس:
راننده آژانس:خانم،کجا تشریف میبرید؟
زنداییم:خونه خواهرم!!!

راننده آژانس:0-0
زنداییم:-)

فک و فامیله ما داریم.



اقا چن روز پیش داییم رفته مدرسه دنبال گودزیلای خالم
همین که تو ماشین نشسته یهو گفته وای قمقمم یادم رف
داییم رفته بیارتش که سرایدار گفته الان مدرسه تعطیله اجازه نمیدم برین تو
خولاصه کلی منتشو کشیده اخر راضی شده
زن سرایدار بره بیارتش رفته کله کلاسو زیرورو کرده چیزی ندیده اخر
خود گودزیلارو فرستادن یهو دیدن گودزیلا با
یه بطری 1/5 لیتری داره از کلاس بیرون میاد!!
قیافه داییم اون لحظه این شیکلی بود 0_0
سرایدارو زنش که کله مدرسه رو گاز میزدن
پسرخاله ی قمقمه ندیدس که من دارم؟!!!!!!!!!

فرستنده : alone★girl1997


******************)3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟ داخل همه پستهام هست(علامت اختصاصی abas_m223
یـه مـعـلـم عـربـی داشـتـیـم کـصـافـط هـر وقـت مـن ۲۰ مـیـگـرفـتـم بــهـم مـیـگـفـت بـبـیـن درسـتـه ۲۰ شـدی ولـی آخـرش هـیـچ گـهـی نـمـیـشـی!!! ^_^
مـن هـمـیـشـه فـکر مـیـکـردم از اون آدمـهـای حـسـود و بـخـیـلـه...ولـی الان فـهـمـیـدم پـیـشـگـوی بـزرگی بـوده واسـه خـودش !!! ^_^

فرستنده : abas_m223


شب شام غریبان می‌خواستیم بریم مراسم که خواهرزاده گودزیلام گفت: من خوابم میاد خستم نمیام. خواهرم هم خواست متقاعدش کنه که حاضر شه که بریم مراسم گفت: امشب شبه آخره و مزد میدن
گودزیلامون گفت: اگه انگور هم بدن من نمیام!
یکم که فکر کردیم متوجه شدیم که فکر کرده موز میدن!!
دیگه خودتون تصور کنید شام غریبان چی کشیدیم که نخندیم!!!
الان مبل‌های خونه خواهرم رو فرستادیم که دوباره براشون دسته بسازن!
بعله همچین خواهرزاده تیزهوشی من دارم!

فرستنده : از کویر


با عمومینا رفته بودیم خونه ی یکی از فامیلامون که کلی هم باهم رودربایستی داریم
دخترشون هم داشت عکس خواهر زادش که تازه به دنیا اومده بود رو تو کامپیوتر بهمون نشون میداد و کلی هم قربون صدقش میرفت
یه دفعه زن عموم اومد تو اتاق و گفت:وااااااای چه بچه ی زشتی(با غلظت وحشتناک)این دیگه کیه!!!؟
من که آب شدم،زن عموم وقتی فهمید چه سوتی داده سرخ شد با اعتماد به نفس گفت:اینطوری گفتم که چشم نخوره!!
آره جون عمت! زخمت رو زدی،دیگه هیچی نگی بهتره!

فرستنده : spark sun





line gif
 

فروش ویژه تی شرت ماه محرم

خوش سلیقه و عزاداران واقعی ...
با کیفیت استثنایی و چاپ عالی
برای اولین بار در ایران

تقدیم به عاشقان سید الشهدا ...

تیشرت محرم در 5 طرح مختلف

تی شرت عزاداری ،ویژه آقایان شیک پوش!

 مشخصات تی شرت:

–   جنس: پارچه فلامنت

–   سایز بندیM – L – XL – XXL

–   نوع چاپ: سیلک صنعتی

–   وضعیت گارانتی: ضمانت ثبات رنگ – سایز – لطافت پارچه

–   وضعیت بسته بندی: سلفون کشی

 

قیمت : 29,000 تومان

خرید تیشرت ویژه ماه محرم

 



X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات