منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم


  139653

وقتی میرم دستشویی به مدت 10دقیقه میام بیرون خونواده کجایی 1ساعت اونتویی.حالا اگه 1ماهم برم اتاقم درس بخونم 30صدم ثانیه بیام بیرون هواخوری کجا توکه همین حالا رفتی تو اتاقت.
فک وفامیله داریم؟؟

فرستنده : نمیگم نپرس


  139639

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس سارا ( دختر همسایمون ) تو چشاتون اگه دروغ بگم O_o
دیروز فرشته خانم (مامان سارا) با مامانم هماهنگ کرده که واسه شب نشینی بیان خونه ما
حالا داشته باشید تو خونه ما چه گذشت
مامانم : آقا پاشو برو میوه بگیر هیچی تو خونه نداریم
بابام: خانوم هر چی میخوای لیست کن تا 1 ساعت دیگه رو میزه ^_^
مامانم: دارم مینویسم واست , 1کیلو پرتغال ,نارنگی, سیب,انار,موز , 1 کیلو شیرینی تـَر هم بگیر
مـــن و داداشم: @_@ #__# آخخخخخخخ جون مــــــوززززززززز
مــن : خوب پدر تا ماشین رو آتیش کنی من اومدم پایین که بریم ^_^
بابام: خفه شو , سوسک طوله ! اولا ماشین بنزین نداره , دوما تا تو آق داداشت هستین ماشین نمیبرم که
داداشم: بابا , شرمنده گُل روتم , من امشب باید برم باشگاه ^_^
بابام: اشکال نداره حامد هست
من: @__@
حالا رفتیم بازار میوه و تره بار همه ی اون اجناس تو لیست رو بابام بهم بار زد مثل خر و بردم تا خونه
حالا بابام کلید انداخته اومدیم خونه میگه: وااااااااااای , کمر واسم نمونده
من: ^_^
مامانم: پس این نَرِه خر چیکاره بود میدادی ب این بیاره دیگه , بیخودی ب کمرت فشار آوردی , پس شیرینی کو ؟؟؟؟ هااااااااااان ؟
بابام: آخ یادم رفت , حامد پاشو , پاشو برو بگیر
من: +__+ ای خدااااااااااااااااااااااااا



  139615

خالم بهم زنگ زده میگه اینترنت پر سرعت داری لطفا واسم فیلم بر باد رفته رو دانلود کن …
گفتم باشه چجوری به دستت برسونم ؟؟؟
گفت : خوب واسم ایمیل کن دیگه
خخخخخخخخخخخخ

فرستنده : mahdi


  139555

E : K @@@@@
مادر بزرگ رفیقم میخواد خونه بخره به بنگاهی سپرده ساختمون اینترت پر سرعت داشته باشه
اون وقت مادر بزرگ من اومده خونمون سس خرسی رو تو یخچال دیده داد میزنه الهام‎ ‎م م دختر بیا عروسکت رو تو یخچاله بردار ^_^
به قول کامران ناموسن قدر این فرشته هارو بدونید
امضا = الهام

فرستنده : K : E


  139546

Amiram21. 72.12.21 17:15 artist

تامسون چيست؟؟
.
.
كلمه اي ك بهنگام تماشاي دربي از دهان مبارك دخترخاله ام بيرون آمده و منظور او همان نيلسون درة اره بان پرسپوليس بوده است، ب ايــــن صورت:
عععععع من ايــــن بازيكنه رو ميشناسم،همونيه ك خارجيه و شب يلدا با زنش اومده بود شبكه سه، اسمش چي بود امير؟؟
آهــــــان يادم اومد تامسون!!
خو خواهرمن تو اگه حرف نزني نميشه، بازيكن شناس؟؟!!



  139536

اینم یکی از گفته های شگفت انگیز پسرعموم:
عشق مثل گنجشک میمونه...
اگه سفت بگیرش،می میره
اگرم شل بگیریش،میپره
باید یه جوری بگیرش ک قشنگ بر.ی.نه کف دستت!!!!

فرستنده : ...ni Homdorongi si delom


  139535

ما وختی اینترنت خونمون قطع میشه
یهو همه یه جوری باهم از اتاقاشون میان بیرون انگار زلزله اومده :)))))

فرستنده : دهه60


  139534

بچه های فامیل کم بود؟؟؟ حالا از دیشب, مامان بابام ادب و نزاکت بچه های عاقا مرتضی ( داداش مرضیه تو آوای باران) رو میکوبن تو سرم...

فرستنده : no name


  139533

آقا گودزیلامون (۶سالشه) آورده یه عکس سیاه که هیچی توش معلوم نمی شه
بهم نشون میده میگه این عکسمه کنار دریا :)
بعد من گفتم این که هیچی معلوم نی
میگه: آخه برقا رفته بود
من ٬_٬
سامان ؛)
ماهی ها @-@

فرستنده : mohammad.gh


  139532

امشب چون شبِ عید بود, بابام رفت شیرینی بخره. مامی و خواهرم داشتن تو آشپزخونه الویه درست میکردن. دستشونو بدجور بریدن دوتایی با تیغِ خوردکن...
بابام اومد خونه شیرینی به دست. گفتم عیدِ بابا عیدی بده ^_^
بابامم دستشو کرد جیبش اومد عیدی بده ییهو دستایِ مامی و خواهرمو دید ک بستن , طیِ ی حرکت ک مختصِ باباهاس در این مواقع, پولارو دوباره کرد تو جیبش!_!
همچینم شلوغ کرد گفت اوه اوه چی شده ه ه ه خلاصه خودشو زد ب اون راه:$
گفتم اِاِاِ میخواستی عیدی بدی ی ی ی ..
پدرِ فرصت طلبِ ما داریم؟؟؟ البته آخر شب بهمون داد :)))

فرستنده : A$@L banoOo...E...behnam


  139528

گودزيلامون از 3 روز پيش همش ميگفت كه قلبم درد ميكنه.......
پسره وقتي ميشينه ،وقتي پاميشه،ميگه قلبم ميخواد بگيره،
قلبم الان مي ايسته وازين حرفا.....
مامانم خيلي نگرانش شد،امروز بردتش دكتر....
دكتر:سلام پسرم كجات درد داره؟
گودزيلامون:قلبم دردميكنه....(دستشو روي سمت راست گذاشته بود)
دكتر: يني شما قلبتون سمت راستتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
هيچي ديگه ..مامانم ازگوشاش كشيد اوردش خونه... آبروي كل خونواده روبرد بيشعور....يني هممون توجه نكرديم پسره سمت راستش درد ميكرد.........
خخخخخخ

فرستنده : ***غرgب***


  139518

مادر بزرگم اینا یه مرغ مینا دارن ولی پسره اسمشم مانیه.حالا خالم برده بود شسته بودتش.بعد مادرجونم اوردش گذاشتش تو قفسش داشت براش غذا میذاشت یهو گفت:ببین میبریمت حموم ، زیرتو تمیز میکنیم ، غذا میذاریم برات...ولی تو بازم خری!!!!!!!!!
عایا؟خره یا مرغ مینا.ما ک نفهمیدیم!شما فهمیدید ب ما هم خبر بدید.
محبت المادربزرگنا فی الحلقوم شما!امممممممممممین

فرستنده : Ghasedak-82


  139513

عاقا من رفته بودم مهد کودک خواهرزادم بیارمش دیدم داره با یه دختره حرف میزنه ! گفتم این خوشگل خانوم کیه؟ گفت دوست دخترمه &_&
باور کنین پنج سالشه :|
گفتم بیا بریم خونه ، گفت تو برو من با نگار جونم میام :|
صد رحمت به گودزیلا!!! >_<

فرستنده : Ϟ MøƐin Ϟ


  139504

به مامانم گفتم تشنمه رفت یه لیوان آب پرتقال واسم آورد.
میگم یعنی اگه از کودکی اینجور باهام برخورد میکردید الان من فوق پرفسورای فیزیک اتمی از دانشگاه آکسفورد گرفته بودم.
میگه: هیچ پخی نمیشدی اینم مال پارسال بود ته شیشه مونده بود نمیخواستم بریزم دور!!!

فرستنده : دهه60


  139502

دیشب رفتیم خونه ی عموم اینا
کلی پشت در وایسادیم زنگ زدیم ولی درو باز نکردن
به این نتیجه رسیدیم که آیفونشون خرابه
من با موبایلم زنگ زدم خونشون به دختر عموم میترا میگم ما پشت دریم درو باز کن
گفت ای وای ببخشید الان باز میکنم
بعدش آیفونو برداشته و با اعتماد به نفس خیلی زیاد میگه:کیه؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه عزیزم کی میخای باشه؟؟؟؟!!!!!!

فرستنده : سمیرا