منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

فک و فامیله داریم


  140162

سلام دوستان
ما یه معلم داریم (حالا ریاضی هم هست خیر سرش)وقتی می خواد تو کلاس حضور غیاب کنه فک کنم تمام فرمولا و رابطه های ریاضی میاد جلو چشاش . اصلا خیلی بیچاره تحلیل رفته....یادم میاد یه روز که داشت حضور و غیاب میکرد همه میگفتن حاضر دوستم گفت بله...این بیچاره هم برگشت با یه قیافه معلم هم که انگار چه اتفاقی افتاده میپرسه کاری داشتین؟؟؟!!!!!!
لطفا مسوولین رسیدی کنن ایناخودشونن نمیدونن چی کار میکنن....

فرستنده : mitra76


  140155

داشتم به ماملنم میگفتم قهوه یا چیزی نداریم که بخورم خواب ازسرم بپره بابام از اون ور داد میزنه میگه بخون بخون اگه نمره خوب بگیری واست یه چیز خوب میخرم منم درهمین حین یه لبخندژکوند زدم به خواخرم گفتم زهی خیال باطل بیچاره نمیدونه من قید این امتحان رو زدم
بیچاره بابام:|

فرستنده : Queen of night


  140140

عاقا این چه وضعشه...داریم پیام بازگانی میبینم وسطش باران پخش میکنن...ولی خوبه هنوز 10 مین نشده که باز ادامه تبلیغارو گذاشتن یه بیست دقیقه ای حال کردیم با تبلیغا بعد باز گذاشتن...ولی نامردی نکردنو کلا فکر کنم یه 25 دقیقه ای بارانو گذاشتن...ههه
بعد میگن سداوصیما پولاشو از کجا میاره....



  140137

*****************(3 ﺗﺎ!!! ﯾﺎ 3ﺗﺎ ؟؟؟ ﺩﺍﺧﻞ ﻫﻤﻪ ﭘﺴﺘﻬﺎﻡ ﻫﺴﺖ)ﻋﻼ‌ﻣﺖ ﺍﺧﺘﺼﺎﺻﯽ abas_m223
قديمى هاى 4jok يادشونه
پارسال بهمن همين موقع ها يکى دوروز بيمارستان بسترى بودم موقع عيادت داييم اينا برام آب انار,خاله م اينا آب انگور,عمه م اينا آب اناناس و مادربزرگم اينا آب عنبه و عموم اينا برام انجير آوردن. دست همشون درد نکنه من که انتظارى نداشتم ولى نميدونم چه فکرى در مورد من کردن که هر چى ميوه با "ان " شروع ميشد برام اوردن!!! ^_^
خدا روشکر که ديگ پام به بيمارستان نکشيده ^_^

فرستنده : abas_m223


  140118

چند وقت پیش تلویزیون داشت گل قوچان نژاد به کره رو نشون میداد،حالا مکالمه ی من و بابام
بابام:این پسره(قوچان نژاد) تا حالا کجا بوده؟
من:تو بلژیک بازی میکنه به تیم ملی دعوت شد اومده ایران.
بابام:پس چرا این شکلیه؟؟ اصلا شبیه ایرانیا نیست
من:چون دورگه ست ^_^
بابام:حالا این بنده خدا مامانش ایرانیه یا باباش؟؟
من: :¤
آقای فردوسی پور اون میزتو قرض بده میخوام سرمو بکوبم بهش!

فرستنده : boghze marg


  140093

به ابروی گرفته بعضی اقاپسرا قسم....
گودزیلای عموم 3 سالشه.پسره.
ی شب خواهرش که 12 سالشه از خواب ساعت 3 بیدار میشه می بینه گودزیلاشون نیست.بعد کلی گشتن میزنه زیر گریه که محمد از خونه رفته بیرون و نیست.کل اعضای خونه با صدای گریه از خواب بیدار میشن و دنبال گودزیلا میگردن.داشتن سکته میکردن که میبینن بچه ساعت 3 نصفه شب رفته بین یخچال و کمد که یه جای باریکی هست قایم شده و داره به ریش همه میخنده.توجه شود ساعت 3 نصف شب

فرستنده : خرمگس


  140019

آیا تو خونه شماهم اینطوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی صدات میزنن که بری غذا بخوریو تو اون غذارو دوست نداری میگی نمیخورم.
شروع میکنن میگن نمیخوری که نخور هرچی آدمیزاد میخوره تو نمیخورییییییییییییی.
یا فقط مامان بابا من اینطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

فرستنده : jojokam


  140017

ناموسا دروغ نمیگم....
پول گاز واسمون اومده 45000هزار اوشلوق(سابقه نداشته آخه شهرمون گرمِ)
بعد بابام میگه همش تقصیر این کامپیوتر و اینترنته :))))))
من ترجیح میدم مدتی روزه ی سکوت بگیرم ^ــــــ^

فرستنده : ♥ Reus ♥


  140007

$$$$$$$$$$$$$ O L O $$$$$$$$$$$$$

دیــروز رفـتـم خــونــه خـالـم بـعـد یـه چـایـی بـرام آورده بـا یـه کـارتـون خـرمـا
چــایـی رو کـه خـوردم بــهــش گــفــتــم : خــالــه چــه خــرمــای خــوشــمــزه ای بـــود اســمــش چــیــه؟
مــیــگــه "خـــرمـــا کـــارتــــونـــی"
:|
فـــک و فــامــیــلــی داریــما



  139921

بچه بودیم هر کی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آینه آینه ...
حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده !
یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی ...
والاااااا ...

فرستنده : هادی و ف


  139898

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••° تولدم نزدیکه
کیلیپس سارا (دختر همساده مون) تو دندون عقلتون اگه دروغ بگم 0_o
بابام شبا دست و لب هاشو " کِـرِم " میزنه
دیشب بهم میگه : من که لب هامو کِرِم میزنم دیگه نمیتونم حرف بزنم تو واسه مامان و داداشت حرفای منو ترجمه کن
حالا بابام لب هاشو کِرِم زد و به داداشم گف : اوممم اوم عیم ااوووموم
مــــــن و داداشم : ^_^ o_0
مـــــن : حالا ترجمه این حرف بابا این میشه که , آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم , خفه شو ^_^
بابام و مامانم و داداشم : , 0_O_O , o , ^_^
مــــــن : ^_^ آها فهمیدم میشه , روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست , دلش خاست , دلش خاست ^_^
یه دفعه ای بابام دهنشو باز کرد گف : خفه شو , ترجمه حرفم این میشد , علیرضا گمشو برو بخاب فردا صبحی هستی و باید زود از خواب بیدار شی وگرنه جا میمونی و اگه جا بمونی من لوله جارو رقی رو میکنم تو حلقت
من موندم به همین پایه میز عسلی سوگند , ینی یه " اوممم اوم عیم ااوووموم " انقد معنی و ترجمه توش نهفته بود عایا ؟؟
بابای مختصر بگو من دارم ؟؟؟؟؟؟



  139897

ما ی گودزیلا داریم
میشینه پای اسباب بازیاشو میکنه گم میکنه بعد با خمیر بازی و نی عصا درس میکنه براشون
گودزیلای باهوشه ما داریم؟
:|



  139896

اون روز مثلا با مادر گرام(که جانم فدای او)رفتیم یه کم بیرون بگردیم دلمون وا شه همینجورسلانه سلانه طول و عرض و ارتفاع خیابون رو طی میکردیم که یهو مادر اینگونه شدO_o
من:مادرم چه شدی؟
مادرم:س..ست..ستاره اون جا رو
فکرمیکنین چی دیدیم؟یعنی به لوزالمعده ام قسم یه پسره لاک زده بود اونم لاک آبی!
پسرای مملکت ان ماداریم؟؟
مسئـــــولا یه گشت ارشاد بزارین واسه بی حجابی پسرا!!



  139888

جديد ترين خبر از نشست ژنف؛
آمريكا از ليست تحريم GLX اومد بيرون
و اونا ديگه ميتونند گوشي هاشونو راحت از جيبشون بيارن بيرون



  139862

آقا روبروی خونه ما یه جنگله(بچه شمالماااا)لامصب هراتفاقی بگی توش افتاده.از خوودکشی و آدمکشی بگیر تا...اینارو گفتم بدونین من در چه جایی دارم پست میذارم...
چند شب پیش نزدیکای ساعت ۱ داشتم میخابیدم یهو دیدم چندتا شغال میگن آووووو آوو آووو آووو... لامصب من از ترس مردم(اونایی که یبار صداشو نزدیک شنیده باشن میدونن داد کردن دسته جمعیشون چقدر وحشتناکه)اینم بگم که ما کلی مرغ و خروس داریم.شغالا هم که خوراکشون ایناست.همینجور داشتم به صدا نکرشون گوش میدادم یهو یه دستی از پشت زد به شونم منم یهو برگشتم دیدم مامنمه.
یاجد گوگل.مادر من ترسیدم تو نمیگی قهوه ای میشه؟؟؟
----پسر گلم پاشو برو پایین ببین این حیوونیارو شغال نگیره
کی ی ی ی؟منننننننن؟عمرنننننن.مامان من پسرتم سگه گله نیستم که!بخدا اینا منو جر میدن.زیادن.
----پاشو برو بزا من بهت افتخار کنم.
تورو خدا به جوونیم رحم کن.اصلا مگه تو نوه نمیخاستی تپل م...
----پاشو گمشو حیاط بینم نوه بخوره تو سرت الان مرغوخروسامو میخورن.اصلا پاشو برو تو لونه مرغا بیان تو خونه.
جااااان؟؟؟؟؟پاشدم رفتم پایین حالا آیه مایه هم یادم نی این پدرسگا هی داشتن نزدیک میشدن به دیوار خونه(واسشون دیوار و فنس فرق نداره میپرن) منم هم از سرما و ترس دارم میمیرم.یهو یادم اومد اینااز سگ بدجور میترسن منم که استاد تقلید صدا(چیه خو مجبور بودم)
هاو هاو هاو.... هاو هاو... یعنی یجوری پاگذاشتن به فرار که من به خودم شک کردم اومدم استارت بزنم تا اون سر جنگل دوشون بدم دیدم اه دمپایی هام صورتیه امکان داره ماده هاشون بهم متلک بندازن.بعد با یه غرور خاصی اومدم تو تختم.
لامصب همون حسی رو داشتم که سگهای پلیس بعد از شناسایی یک کامیون حامل مواد مخدر دارن و مربیش زیر گردنشو میماله میگه آفرین پسر آفرین

فرستنده : حاااااامد