منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس دلتنگی

  239612

 حالا من باید برای چشمهات
"و ان یکاد" بخوانم:
"وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون"
مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون
وَ ما هُوَ اِلّا ذکرُ العالَمین"
مجنونم!
مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دستهات

"علی عشقی"

  239604

هر بار که زندگی لج کرد ، شدم یه آدم سنگ تر... سالها طول میکشد دوباره خرد شوم،ریز شوم،خاک شوم...! تا همان آدم اول شوم

  239531

باید بفهمی من اولویت چندم یا استراحتگاه نیستم، منو باید وسط سرشلوغیات بخوای
وقتی دورت شلوغه و دستت بند،
منو واسه اوقاتِ بی حوصلگی و بیکاریت کنار نذار ذخیره نگهم ندار که وقتی بقیه نیستن باشم،
واسه من واسه خاطر کنارِ من بودن
اگه وسط مشغله هات جا باز کردی و فلان قرارُ کنسل حسابه، واسه خاطر نیم ساعت دیدنِ من اگه چند صد کیلومتر رانندگی کردی اگه وسطِ روز
لایِ سرشلوغیات دلت هوامُ کرد و تنگ شد برام حسابه، وگرنه آخرِ شب ها که رو تخت دراز کشیدی و خوابیده هیاهویِ دورت
همه بلدن بگن دلم برات تنگ شده :)

  239529

وقتی با حرفات قلبشو خورد کردی ریختی زمین
سکوت کرد...
بدون از خودش بیشتر دوست داره
حرمت ثانیه هایی رو نگه داشته که تو با خشم فراموش کردی

  239472

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی...
اندوه بزرگیست زمانیکه نباشی...
~~~~~~~

  239457

<منو دست خودم نسپار>

کاش میشد دردِ دلتنگی را
از تمامِ ذهنِ مجنون پاک کرد
کاش میشد یک نظر خیره شد و
چشمِ بارانی را درمان کرد
کاش میشد با نوایِ صبح او
روز زیبایی را آغاز کرد
کاش میشد طلوعِ چشمانش را
هر سحر در پیشِ چشمانم تکرار کرد
کاش میشد لمسِ دستان تورا
شیرین ترینِ لحظه هایِ تلخ کرد
کاش میشد دنیایِ یک تنها را
خارج از تماشایِ یک عکس تفسیر کرد
کاش میشد زخمِ یک دیوانگی را
به دل و جان و روح تسکین کرد

ک م

  239376

#sara_:)
_________________
...
-من میتونم رآحت ردت کنم:/
+رد کردن کآریه کِ همه میتونن انجآم بدن:D
-بیخیـآل اصـن
+خو ینی چی مآ وآسه آشغـآلمون میگیم ردش کردم:|
-دیگه بهم پیآم نده
+چرآ آخههه؟؟!جـآیی تنگ کردم مگه؟!!؟-_-
-جـآت تـو قلبـمـهـ
_________________
پ.ن
آخه _#بیشعورِمـن_ آدم وسطِ دعوآ
وسطِ رد کردنِ هـم یهو از این _#جمله هـآی قشنگ_ میگه؟؟؟:)

  239354

<کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست>

دوری و درد فراق زان مَه رویَت تا به کِی؟
اشک تلخِ ساعتِ سه و سه دقیقه تا به کِی؟
حال ز جانِ نیمه ام خواهی چه را با من بگو
این همه عاشق کُشی ، فریادِ سینه تا به کِی؟
آن همه خوش خاطراتِ خویش را بی خود بگو
بر دلِ زار و مریضم جا گذاشتی تا به کِی؟

ک م

  239326

خاطرات بی هوا می آیند
گاهی وسط یک فــــــــــکر…
گاهی وسط خــــــــــیابان!!!
سردت میکنند؛ داغت میکنند
خاطرات
تمام نمیشوند…
تمامت میکنند

  239293

در من كسي ،
باز ياد تو افتاد امشب .. ..

#حسين_منزوي

  239248

<بی رحمِ اون نگاهت،وقتی رسیدنی نیست>

طاقِ آرزویَم مرگ بوَد زان لحظه که
مهرِ من در قلب تو دست به فراموشی زده
آن همه مهربانی کز قلب تو داشتم سراغ
بی تفاوت آمده روی اسمم خط زده

ک م

  239224

دوری ....
آزمــون دلـــهـاست !

یـــا دلتـــنگ مـی شــوید ؛
یـــا فــرامــوش....

  239214

زمان در گذر و زندگی خاموش
تا ابد نشود خاطرات فراموش
جداییمان ظاهری و نمایش
درده نتونی کنی خواهش
گرفتار و خسته و تنها
نِشینم حوالی چشمات
با نگاه درد مرا میخواند
نباشد همدمی جز او خودش میداند
شب های دراز و یلدایی
تو نرفتی همیشه اینجایی
سوادم تا همین جا قد دهد
گذشت ثمریست که عشق دهد
مثل پرگاری که دور خویش زند
زندگی را پیله ای بر تن زنم
دل آزار شده ام ،سخت نمیخواهد مرا
حق دارد و صحبت نماند زین میان

ک م

  239121

<اگه دوسِت داشت، راز نگه میداشت>

خویشتن داری و خموشی را
هوشمندان حصار جان دانند

گر زیان بینی از بیان بینی
ور زبون گردی از زبان دانند

راز دل پیش دوستان مگشای
گر نخواهی که دشمنان دانند

"رهی معیری"

  239098

کم کم داره میره یادم ز یادت
میره کم کم خاطرم از خاطراتت
کم کم و نم نم و آهسته و آرام
میدهَم من با همین فکرها جان
مرگ آدمی نبُوَد آنگَه که خاک
در آغوشَش کُند، گیردَش آرام
آدمی زان روز که دلداده شود
رفته رفته ز دنیا دست میکِشد

ک م