منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

اس ام اس تنهایی


خاموش باش...
خاموش ها گویا ترند...!!!در سکوت من بسی فریادهاست......
فریدون مشیری عزیز

فرستنده : blue snow


به بعضیا باس گفت:توخوب باش.اگه مردی بامن...!

فرستنده : reza021


...
خدایا این روزها حرفام بوی ناشکری میده اما تو بزار ب حساب درددل
.................
بچه ها برام دعا کنید نشکنم دعا کنید خدا بهم توان بده با مشکلاتم بحنگم ...
.................
مواظب خودتون و خوبیاتون باشید
التماس دعا
یا علی
4/12/93

فرستنده : دختر بهمنی


چجوری باور من شد تو بدون من نمیری
تو همونی که میگفتی بی من از زمونه سیری
دیگه شوقی تو دلم نیست واسه ی به تو رسیدن
نتونستم با تو باشم دلمو ازت بریدم....

فرستنده : غریب کش


خدایا......

.
.
.
.
.
عشقم بابا شد!!
امامن هنوز دخترم

فرستنده : دخترشیطون بلا


سلام به بروبچ!
"فوق اختصاصی دوستان تا آخر بخونيد.. خواهش..فقط امیدوارم زودي منتشربشه"
ازمدیرهم خواهش میكنم بااينكه طولانیه تأیید شه لطفا..تنكس

*بیمار به سلامت نزدیك میشود..
شبی كه پرستاربه پایان بی خوابي نزدیك میشود..
ولادت حضرت زینب وروز پرستار مبارك*
من ازهمين تریبون استفاده میكنم
اول ازهمه این روز را به خواهر خودم تبریك ميگم..آبجی خوشكلم آبجی جونم روزت مبارررك عقشم. بوووووسسسس<3<3<3 ميدونم كارت خیلی سخته.. امیدوارم همیشه درشغلت موفق وسلامت باشی..
دوم به همه 4جوكی های عزیز ازجمله بروبچ تنهایی ازجمله "خانم پرستار"روزپرستار روتبریك ميگم
♡★☆♥♡★☆♥♡★☆♥♡★☆
خب حالا بريم تبریك بعدی

بیل وكلنگ وكاردك
سیمان وسنگ وآهك
آسفالت گرم وغلتك
روز شما مبارك مهندس..:-D

بازم اول ازهمه این روز رو به پدر و برادر گرامم دو مهندسین مكانیك نفسم(ادبیاتم تو حلقتون)^_^تبریك ميگم..دوستون دارم
بعدش به بروبچ فورجك به ویژه داداش كامران وآبجی الهام عزیزم(الهام جون تفلدت هم مبارك پیشاپیش..بعدا برات پست ویژه میذارم آجی ) و اگه اشتباه نكنم پرنده شكاری عزیز روز مهندس رو تبریك ميگم
♡★☆♥♡★☆♥♡★☆♥♡★☆
تبریك بعدی
اختصاصی مادروپدرم
6 ام اسفند ماه،سالگرد ازدواج تون مبارررك..انشاءالله همیشه سلامت باشیدوسایه بالاسر بچه هاتون... منم بادعای شما درآینده پزشكی قبول شم.آمین!
♡★☆♥♡★☆♥♡★☆♥♡★☆
اوف دوستان بالاخره تموم شد
بزیند لایك رو به افتخار همهشون
میخوام به خانواده نشون بدم پستم رو..سرافرازم كنید لطفا^__^
...!

فرستنده : serendipity


هر روز عمرم از دیروز بدتره...عمری که یک نفس...بی غم نمی گذره...دلگیر وخسته ام ...بی روح وساکتم...نبضم نمی زنه...پلکم نمی پره...می دونم امشبم از خواب می پرم...از گریه تا سحر ...خوابم نمیبره...دوران گیجی و سر گیجگیت گذشت...محکم بشین دلم...این دور آخره...!!!
خداجونم...خوب می دونی اینایی که گفتم مخصوص بنده هاته...وگرنه ما که کوچیک شماییم...گر نبودی با من..من چه ها میکردم؟؟؟!!!

فرستنده : blue snow


** سعید ... **
بعده اسمم چی بنویسم؟؟
تنها؟؟؟
دیوانه؟؟؟
ساده؟؟؟
نفهم؟؟؟
اره نفهم بهتره..
نفهم نبودم ک اینجوری نمیشد..

فرستنده : من و اون


یـہ وَـᓆـتآیے بآیـَכْ رَפֿـتْ..!!

اونҐ بآ پآـے פֿـوכِتْ..!!

بآیـَכْ جآتو تو زنْـבِگے بَعْضے هآ פֿـآلے كُنے..!!

כُرسْتـہ تو شُلوغیآشوטּْ مُتوَجهْ نِمیشَنْ چے میشه..

وَلے بـכوטּْ..

یـہ روزے..

یـہ جآیے..

بـَכْ جورے یآכِتْ مے اُפֿـتـَטּْ، كـہ כیگـہ כیرْ شـُכه..!!

פֿـِیْلے כیرْ...!!

فرستنده : forgf.mihanblog.com


داریم با عشقم حرف میزنیم ...
مخاطب خاص:مهدی سردمه :-(
من :چرا عشقم خو دمای شوفاژو زیاد کن
مخاطب خاص: زیاده ولی نه که بالای شوفاژ پنجرس همه گرما رو میکشه بیرون :-( با کاپشن نشستم
من: ای جونم :-* خو عشقم پاشو برو تو پذیرایی بشین این جوری سرما میخوری
مخاطب خاص:اخه برم پذیرایی وای فای قطع میشه :-(
دوباره مخاصب خاص : الکی مثلا خونه ی ما ۴۰۰ متره =)))))
من : =)))))) دیووووونه پاشو تا قندیل نبستی:-))
خدایی این الکی مثلا چیه تو دهن مردم انداختین ؟! اون از مادرم که غذا نمیپزه بد میگه الکی مثلا ما فقیریم اینم از همسرم :| =)))))))

فرستنده : Haj Mehdi


مخاطب خاصم میگه اتاقت سرده برو تو حال بشین حرف بزنیم ,

گفتم ن برم تو حال وای فای قطع میشه , بعد دیدم ن بابا چرت گفتم قطع نمیشه ,

در ادامه گفتم الکی مثلا خونمون 400 متره :))

خداروشکر همه چی به خوبی حل شد کلی هم خندید و نذاشت پایه سوتی من :|

فرستنده : ♣ Haj KhaNoOm ♣


اگر کسی به اندازه ای که دوستش دارید دوستتان ندارد،رابطه تان را تا ناکجاآباد ادامه ندهید.
به خودتان امید ندهید که بالاخره روزی دوستم خواهد داشت،اینکه گاهی از طرف او پذیرفته میشوید و گاهی نه کلافه تان خواهد کرد.
گویی در جا میدوید و هر چقدر تلاش میکنید به جایی نمیرسید،این نرسیدن دائمی خسته تان میکند؛خشمگین میشوید افسرده میشوید ...خودتان را قانع نکنید (اگر دوستم نداشت این همه مدت نمی ماند)
او بخاطر خودش با شما مانده شما با توجه و محبتی که به او میکنید احساس دوست داشتنی بودن به او میدهید،غرورش را ارضا میکیند ...
باعث رشد عزت نفسش میشوید پس چرا با شما ادامه ندهد؟
وقتی به کسی ک دوستتان ندارد نزدیک میشوید گویی به کاکتوس نزدیک میشوید،هر چه بیشتر نزدیک میشوید بیشتر زخمی میشوید .
پس کاکتوس هایتان را رها کنید
در صورتی که محبوبتان واقعا شما را دوست داشته باشد تمام تلاشش را برای جبران رفتارهای متناقض و بی توجی های گذشته اش انجام میدهید ..
مقاله ادبی در نیویورک تایمز

فرستنده : ^ - ^ShIrIn ^ - ^


قرار بود امروز نهار همه خونه خواهرم باشیم از خواب پا شدم دیدم کسی خونه نیس
مامانم طبق معمول رفته بود و گذاشته بود من هروقت بیدار شدم خودم برم
یه نگا به اطرافم انداختم دیدم همه جا تاریکه
اول فکر کردم برق خاموشه بعد که به خودم اومدم دیدم چشما من نمیبینه
تلفن زنگ خورد مامانم بود که بگه منتظرن تا من برم و سفره بندازن که من قضیه رو بش گفتم
به دقیقه نرسیده بود همه اومدن؛ مامانم منو که دید سرجاش خشکش زد
گفت تو چرا انقدر چشمات پف کرده؟
فهمیدم این ک جایی رو نمیبینم به این خاطره که اصلا چشمام باز نمیشه
سری بردنم بیمارستان؛میفهمیدم مامانم و خواهرم دارن گریه میکنن؛ به زور که یه کم چشمامو باز میکردم همه چی مث یه سایه بود
شنیدم که نگهبانی گفت ببرینش اورژانس اونجاام منشیه سری فرستادمون تو
خلاصه واحد کنترله دید و چن جا دیگه فرستادنم
بعد دکتر گف چشمات عفونت کم کم جمع شده یهو اینطور شده و شدید شده
دیگه شستشو داد و کلی دارو داد گفت به موقع استفاده نکنی از ما دیگه کاری برنمیاد!
یه کم که گذشت دیدم بهتر شد ولی باز میسوزه
از بیمارستان بیرون که اومدیم چن بار سعی کردم نوشته بالایه بیمارستان و بخونم آخرش به خواهرم گفتم اونجا چی نوشته؟
گفت نوشته: "بیمارستان فوق تخصص چشم فارابی" o_O
بعدم که اومدیم خونه و بنا به نذر مامانم یه گوسفند قربونی کردیم
**********
بله این پستم من گفتم دختر داییم تایپ کرد.با تشکر ازش...چون صد بار حرفام و نوشت و پاک کرد
فقط هنوز هنگم من که چشمام هیچوقت مشکلی نداشت حالا چی شده که...
مامان بزرگم میگه به فاله نیک بگیر این اتفاقو شاید قرار بوده اتفاقه بدتر بیفته، منم میگم ایشالا که این اتفاق قضا بلا بوده که از سر عزیزام رفع شده و اینطوری سر من اومده
حالا بهتر شم پست میزارم خودم
نمیدونم کی تایید شه ولی این اتفاق 5شنبه افتاد...



دُنـــیـــــایِ مَــــجــــازی....
اسمش روشه...مَــــجـــــازی....
باید مجازی بمونه...اگه از اون حد بیشتر شه... میشه مثه آدمای دنیای حقیقی که دور و برمونن...
به قول بهزاد :
” هَـــــــــــه“ !!!
بعضی آدما باید دور باشن...تا ذهنیت خوبی که ازشون داری خراب نشه...
وقتی نزدیک میشی میبینی....
بیخیال...
این لاینو گروپ و این چیزا بد نبود...اما خوبم نبود...تنها خوبی بزرگش این بود ک چن نفر ک واقعا میخواستم باشون در ارتباط باشم پیدا کردم...
آجی شیما...داداش نیما...آجی شقایق...آجی فاطمه...و یکی که قرار شد هویتت بین خودم و خودت بمونه:)...
ولی....
بعضیا تصویرشونو خراب کردن....
اینجاش برام خنده داره ک دقیقا شد مث آدمای اطرافم...شعار دوس داشتن...شعار تنها نذاشتن...
شعار تا تهش موندن...
هـــــــه!
چن نفر بد دلمو شکستن..
هیچ وقت فک نمیکردم ی روز بچه های پاتوق دلمو بشکنن ولی...
انتظار بی جایی بود...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
الهام بانو دلیل بلاک شدنمو دوس داشتی بگو!مشتاقم بدونم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دیگه ترجیح میدم فقط یه خواننده باشم...
تو دعاهام هستین....
منم دعا کنین....
دوستون داشتم....
هنوزم دارم....
حتی اون چن نفر ک دلمو شکستن....
بدرود خـــــانــــواده ی مَــــــجــــــازیِ مَــــــــن....!

فرستنده : 2khtari az jn3 baran


انقد دلم گرفته بود و از خودم بدم میومد ک دلم میخاست زار بزنم
از خوش شانسیه من داداشم جلوم سبز شد سوارم کرد گفت هیچوقت اینطوری ندیده بودمتا
گفتم:بابا میگفت مشکل داشتی با خودم درد و دل کن اونوقت چون بابا پشتم بود هیچ چیزی برام در حد مشکل نبود ولی حالا قد یه دنیا مشکل دارم و بابا نیست
دید حالم بده بدونه اینکه بگه گازش و گرفت و رفت شهرستان. . .
انگار داشت پرواز میکرد
چون اون مسیر و ما 2 ساعته رفتیم
ساعت 5 صبح من کناره بابام بودم
انقد گریه کردم که کم مونده بود بیهوش شم؛بهش التماس کردم منم ببره که ایشالا بشنوه
یه روز اونجا موندیم و برگشتیم
کناره بابام بودن بهترین کادویی بود که خدا تو روز ولنتاین بهم داد ^__^
حتی گوشی با خودم نبرده بودم رسیدم دیدم عشقم چقد اس داده و زنگیده اون و در جریان قرار دادم
شبش باز نامزدم و خواهرش با یه سبد پر عروسک و خرت و پرت و لباس و همون سرویس طلاعه اومدن
واقعا نمیدونم خدا چرا اینطوری میکنه؟من که عزمم و جزم کردم و حرفام و بش زدم پس چرا این بیخیال نمیشه؟
من که حرفامو زدم ب نظرتون بازم من مقصرم؟
قراره چی سرم بیاد خدا میدونه....
طولانی شد ولی تموم شد!!!!
!!!!!!!!!!!!
من و اون:نمیدونم دلیلش چیه ولی میشه دلیله اشتباهم و بگی؟
!!!!!!!!!!!!
alone for ever:ببخشید که یادآور خاطراتتم ولی دیگه بد و خوب و تشخیص نمیدم
!!!!!!!!!!!!
امیر احساسی و پرنده شکاری:مرسی که به فکرمید خواهشن واسم دعا کنید

فرستنده : ~_~ti!iti!ish~_~





line gif


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات