منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک

اس ام اس تنهایی


همان همیشگیه خودم...
تکیه به پنجره...
موسیقی جادویی...
در سکوت شب...
و باز همان فکر و خیال ها...
و با ترسی همیشگی از آینده...
بخاطر انتخابی در گذشته...
انتخابی ز عشق ، برخاسته از جان ، از احساس...
برای کامل شدن از من به ما...
اما...
با ترس ، دلهره و اضطراب...
چه باید کرد...
چه میتوان کرد...
جز تماشای گذر زمان...
و باز من...
همان همیشگیم...
به انتظار...
ایستاده کنار پنجره...
شاید باران ببارد...

فرستنده : NAVID


زن که محجبه باشد غر زدناش نازکردناش قهر کردناش و شوهر داری هاش و خود داری هاش بصورت اتومات شبیه فاطمه زهرا میشود.... تبریک به همه کسایی که شبیه فاطمه هستند



دیدار ما یک قرار ساده بود

ساده و رسمی

قرار نبود دوست داشتنی شوی

قرار نبود دل ببری

قرار نبود

اما چشمهایت آشوب به پا کردند

و من لحظه ای از دلم غافل شدم

فقط لحظه ای !

وقتی دوباره یافتمش که در جبهه ی تو بود

خط مقدم !

پای تو ایستاده بود

تمام قد !


آن لحظه من چریکی بودم کوچک

با باورهایی بزرگ

که در روح و جسمش انقلابی به پا شده بود

در میانه ی این اغتشاش

آغوشت بی محابا مرا به میهمانی فرا می خواند

و من شرم کردم از نه گفتن !

و چه نه گفتنی ؟؟؟

وقتی این امن ترین جایی بود که میشد پناهنده اش شد


آه ... افسوس که دلت مثل آغوشت انفرادی نیست !

تا تبعیدی قلب باستانی تو باشم


دیدار ما یک قرار ساده بود

نه یک قرار صمیمی !

قرار نبود دوست داشتنی باشی ...

قرار نبود دوستت داشته باشم ...

قرار نبود ... اما ...

فرستنده : من و مهدی یارم...


سال تحویلتان بهار ...
سال من اما از اواسط پاییز..

فرستنده : faz


بـــه بـُــزرگــی دریـــاهـا..
بـــه روشــــنی اَبــــرهــا..
بـه چند رنگیه دنیا و آدماش..
بـــه آب شــدن شـمع هــا..
به حسودی تمام آدما..
| دوست دارم |
تا کـور شن کسـایی که نمیتونن ببیننمون

صادقـانـــه
دوست_دارم
سمــــــــــــــنم
سمااانه دوست دارم

فرستنده : جاســsamaneم


تنهایی شاید یه راهه...راهیه تا بی نهایت...قصه ی همیشه تکرار ...هجرت و هجرت و هجرت...
***
من افتخار میکنم که تو این دوره زمونه تنهام!سخته...درد داره...بعضی اوقات دلت ی لبخند از ته دل میخواد...گاهی دوس داری یکیو دوس داشته باشی...گاهی دوس داری یکی از چشات بفهمه گریه کردی...بعضی اوقات دوس داری اون گوشی لعنتی زنگ بخوره!دوس داری نگرانش شی ...نگرانت شه...اماااا...به چه قیمتی؟!ارزش من انقد کمه که با ی مشت دروغ حس خوبی بهم دست بده؟!!!آرامش کذایی گذراس...من آرامش حقیقی میخوامو جز تو ذات پاک خدا پیداش نکردم...الا بذکر الله تطمعن القلوب...

فرستنده : blue snow


کجایی مرتضی؟
واقعا خیلی آهنگ قشنگیه؟زود برید دانلودش کنید.
با اینکه رفته اما بازم با آهنگاش حرف دلامونو میزنه..
روحش شاد...

فرستنده : zeynab


مامانم بهم گفت ۱۰،۰۰۰ تومن بهت میدم شیشه های پنجره خونه رو تمیز کن منم قبول کردم.
داشتم شیشه ها رو تمیز میکردم یهو یه خانم مسن از تو خیابون گفت: ننه چقدر میگیری شیشه ها رو تمیز کنی؟؟؟
یهو مامانم از اون یکی پنجره گفت: زیاد نمیگیره خانم من بهش ۱۰،۰۰۰ تومن دادم!
.
.
.
هیچی دیگه الان شیشه های پیره زن رو تمیز کردم،
دارم میرم خونه دخترش هم تمیز کنم.
کلن مسیر زندگیم عوض شد از گوزم کشیدم بیرون فعلا فقط نقش کوزتو دارم
برای همینه یه چن روزه کم پست میذارم :D



ماهایی که دیگه از اومدن کسی ذوق زده نمیشیم و اگه کسی از پیشمون بره حوصله ی اینو نداریم که نازشو بکشیم برگرده...ماها آدمای بی احساسی نیسیم!بی معرفتو نامردم نیسیم!
فقط ی زمانی ی آدمایی وارد زندگیمون شدن که ی سری باورامونو «ناااااابود»کردن...همین!

فرستنده : blue snow


9/اسفند/93
سلام ب آبجیا و داداشای گلم میخواستم بگم داریم ب روز های پایانی
سال میرسیم بیایید کارهای بد و زشت گذشته را کنار گذاشته و
کارهای زشت جدید یاد بگیریم /(ر") خخخخخخخ

شیشه سنگی
آجی کجایی؟دخی خبری ازت نی!!! خو دلم تنگیده برات ...این روزا از هر کی تو پاتوق خبری نمیشه بعد ی مدت میادپست خدافظی میذاره تو دیگه مث اونا نباشیاااا....

!!mss-mah!!
آجی حرفت حرف منم بود فقط حیف بیشتر از یدونه نشد لایک کنم :)

ti!iti!ish
آجی شاید حرفی ک بهت بگم ناراحتت کنه ولی گفتن ی حرف تلخ اما درست بهتر از گفتن ی حرف شیرین اما بدرد نخوره[جمله سنگین بود کمرم شکست :(]راستش اون آقایی ک میگی دوستت داره مطمئنی ک نمیخواد تلافی لجبازیتو دربیاره؟! اصن حرفت قبول خیلی تورو دوس داره ولی تو قاموس من ی مرد ک درس باشه،مردونگی داشته باشه،معرفت یاهر اسم دیگه هرچقدرم ی دخترو دوس داشته باشه اگه اون دختر زنه یکی دیگه بشه،حلال یکی دیگه بشه،سهمه یکی دیگه بشه حالا به هر دلیلی چه خودش خواسته چه ناخواسته دیگه هیچ وقت اون پسره بخودش اجازه نمیده به اون دختره ک ناموس یکی دیگس نزدیک بشه . درسته تو از قبل اونو دوس داشتی و اشتباها محرم یکی دیگه شدی ولی تاوقتی نامزدت از زندگیت نرفته با اون نباش .....باور کن دوست دارم و قصد ناراحت کردنت رو ندارم فقط خواستم چشم و گوشت و باز کنی
دوست واقعی اونیه ک اشتباه رفیقشو بگه و راه درس جلو پاش بذاره ن اونی ک از اشتاه تو حمایت کنه.......الکی مثلا من ازین دوستای با فهم و کمالاتم....

فرستنده : Mobina___75


آﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ که ﺑﺰﺭﮔﺶ ﺧﻮﺍﻧﺪی
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ تنهاست ، ﺑﺨﻨﺪ
ﺩﺳﺘﺨﻄﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺮﺩ
ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺎغذی ﻣﺎﺳﺖ ، ﺑﺨﻨﺪ
...
تقدیم به همه پاتوقیا
...
خخخ سوتیه پست قبلیمو داشتین? 91!!! خخخ.
اعتراف میکنم عاشقم خخخ.
داش سعید( من و اون) بت افتخار میکنم گلم.
تشکر از همه.
حاضر*__*
93/آخرین ماهه سال/9
18:32
ماهی نوشت.

فرستنده : !!Mss Mah!!


چه راحته بهت بگن بی احساس وقتی نمیدونن سردی نگاهت ازسردی آب پاکیه که اون بی معرفت رو دستت ریخت و رفت ...
_____________________________________
امیراحساسی
داداش کوچیکه من متولدمهر69 هستم.چی بگم داستان زندگی من یه کم پیچیده است پرازحماقت وخریتای منه...من دوبارتو زندگیم شکست خوردم اینکه میگم شکست واقعاشکستم جوری که حتی خودم باورم نمیشه امااینو وقتی تومراسم خاستگاری داداشم اشکام بی اختیارمیریخت وبدنم میلرزید وقتی همه فکرکردن دارم ازحسادت میترکم امامن فقط داشتم خاطراتموجلوچشمم میدیدم فهمیدم...زندگیم پرازغمه داداشی اگه بخوای بیشترتوضیح میدم فعلااینقدگفتم شایدبقیه بچه هانخوان بدونن.بازم منتظرادامه حرفاتما...مواظب خوبیات باش

فرستنده : alone for ever


میگـن چـرا انقـدر غمگـین مـی نـویسـی ؟!...افسـرده میشیـم...
ببخشـید! !...
حـق بـا شمـاسـت...
چـند خطـی مینـویسـم....
بخنـد..
سـاده بـودم...خیلـی سـاده...
بـه همـه محبـت میکـردم...بـی محـبتی ها رو زود فـرامـوش میکـردم...
اما سـادگیـم رو نـشونـه گـرفتـند...و زمینـم زدنـد...
بخـند :)
اولیـن بـار بـود کـه عاشـق میـشـدم...
از هستـی م مـایـه گـذاشـتم. ..
بـه حـد مـرگ مـی پـرستـیدمـش....
فـکر میکـردم از عشـق سیـراب بشـه ... می مـونه ...!!
امـا از مـن سیـر شـد و رفـت...
خنـده دارهـ ...
بخـند :)
از غـرورم گـذشـتم...
التمـاس کـردم...التـماس بـرای نرفتـنش...الـتماس بـرای بـودنـش...
التمـاس بـرای بـا دیگـری نـرفتـنش...امـا خنـدید و رفـت...
بخـند :)
کنـارم بـود...
بـا تمـام وجـود حـس کـرده بـودم کـه منـو نمیخـواد...
از نگـاهـش...از نـگرفتـن دستـام....از سـرم شلـوغهـ گـفتن هـای الکـی ش...
از زود شـب بخـیر گفـتن هـا و آنلايـن بـودنـش....از جانـم نگفـتن هـاش....
آخ که ایـن آخری جـونم رو میگـرفـت ...
دنـیا رو سـرم خـراب میـشد وقـتی صـداش میـزدم و نمیـگفت جـانم....
ایـنا خنـده داره ...
بخنـد :)
تنهـام گـذاشت...
رفـت بـه خـاطر یـه انـدام خـوشگل تـر...یـه رژ پـر رنگ تـر ...
امـا میـدونم هیـچ محب‍ـتی رو پـررنـگ تـر از محـبت مـن پیـدا نمیـکنه !!!
رفـت و منـو فـروخـت...
بخـند...
بخنـد تـا معنـی حـرفام رو بـفهمی...
البتـه اگـر میتـونی بخـند...
چـون کـه اونـم بـه مـن میخنـده ...

فرستنده : مهره سوخته


نگذار هركس كه آمد و ماندنی نشد دلت را ، صداقتت را با خودش یدک بکشد... که هروقت از سرِ بی حوصلگی ، از سرِ نبودنِ آرامشی، آمد و سراغت را گرفت ، حالت را پرسید ، دلت را قل قلک داد و باز رفت و گم شد ،تو بمانی و دنیایی اشک... تو بمانی و چرا و اما و اگر ... آنکه میرود باید می رفته ... اصلا برایِ رفتن آمده بود ... تو هم برو ... تو هم خودت را از لحظه هایش که هیچ ، از فکرش هم بگیر ... تو باید تمامت بماند برایِ کسی که تمامش تنها و تنها برایِ توست ... ماندنی هرجا میرود با تــــو میــــرود... تو هم نباشی خاطرت با او هست... !!!ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آبان جان اگه اون پستی رو ك گذاشته بوديد اگه منظورتون من بودم مرسی از لطفتتون من فك نميكردم منظورتون منم اگه ن هم ك من اشتباه كردم بازم مرسی

فرستنده : آرش


می شود کمی حواست را جمع کنی؟ جمع کنی به همین چیز های معمولی... مثلاً به شعری که زیر لب می خوانم ؛ به عکس های قدیمی مان که گاهی دقیقه ها نگاهشان می کنم ؛ به آهنگی که صدایش را کمی بلند می کنم و بار ها و بار ها گوش می دهم...می شود کمی حواست را بدهی به روزنامه ای که بی هدف ورق می خورد؟ یا شبکه های تلویزیونی ای که بی دلیل بالا و پایین می شوند ؛ یا ضبط صوت کهنه که بار ها پیچ و مهره هایش باز می شود به هوای تعمیر ؟ می شود کمی گوش کنی به... چرا خسته به نظر می رسی؟ چشمانت گود افتاده اند. امروز چه خبر بود؟! یا بشنوی دعایی که هر شب برایت خوانده می شود و ببینی نگاهی که گاهی بی هوا همه جا به دنبالت می دود. در اتاق... در آشپز خانه... موقع آب دادن گل ها... حواست را جمع کنی تا ببینی چشمانی را که زل می زند به انعکاس تصویرت وقت تمیز کردن آینه...؟! کمی حواست را به من می دهی؟ تا با همین نشانه های معمولی به یاد بیاوری که چقدر دوستت دارد...

فرستنده : fatemeh





line gif


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات