تراوین

 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک
 
ساعت edifire




line gif

 

اس ام اس تنهایی


مامان جونم همه بچه ها میگن تو بخشیدیم مامان جون راست میگن؟ مامان چرا 3ساله هیچی نمیگی؟مامان تاسر کوچه میرفتی باهام خدافظی میکردی مامان 3ساله بی خدافظی کجا رفتی؟مامان دیگه تو خونه بوی قرمه سبزی نمیپیچه مامان جونم یادته دوس داشتی مهندس شم مامانم اول مهر هیچکی نبود از زیر قرآن ردم کنه بفرستم دانشگاه. مامان 3ساله هیچکس بهم نمیگه پالتو یادت نره مامانی 3ساله هیچکس نی واسش تعریف کنم امروز چه خبر بود مامان جون یادته بهم شک کرده بودی با یه پسره حرف میزنم آره مامان چنوقت بعد اینکه تو رفتی اونم رفت گفت دختری که مادر بالا سرش نبوده زنه زندگی نمیشه اونم یه هو رفت مامانی
آجیم؟مانیا جونم خبر داری هیچکی با آجی بزرگت کل کل نمیکنه؟ آجی 2ساله تولدم یادت رفته؟ آجی پس کجایی وقتی اشک میریزم دلداریم بدی.
خدایا به اندازه یه نگاه به اندازه یه خدافظی فقط به اندازه یه خدافظی کوچولو بذار باز مامان داشته باشم بذار آجی داشته باشم....
داداش درخشنده چرا نشه خو اسمتو نگو هرجورراحتی. من درخشنده صدات میکنم.
از همه معذرت پستا غمگینن شرمندتونم اما خیلی دلم تنگ شده خیلی شرمندم از اینکه هنوز هستم....
به خدا هرچی میگم آروم نمیشم هرچی اشک میریزم سبک نمیشم زبونم انگار حرفه دلمو بلد نیست...

فرستنده : hissssss


شرمنده ام که نتونسته بودم ادامه زندگیمو بزارم حالم این روزا خیلی بد و فکرم حسابی مشغوله ... ادامشو میزارم:
تا اونجا که حالم بد بود رفتم بیمارستان و از بیمارستان زدم بیرونو نوشتم اینم ادامه:از بیمارستان زدم بیرون حال و روز درستی نداشتم دختر عمم اومد دنبالم و هی حرف میزد که این چه کاریه و دمه بیمارستان ماشین نبود کشون کشون رفتم سر خیابون،انقد حالم بد بود ولی تو اون حالم هر ماشینی که رانندش جوون بود وایساد سوار نشدم ...تا اینکه یه ماشین سوار شدم که رانندش 45 سال50اینطورا بود خودمو انداختم تو ماشینو پشتم دختر عمم سوارشد حالم افتضاح بود روبه موت بودم هیچی نمیفهمیدم فقط میخاستم برسم اتاقم چشامو باز کردم رسیده بودیم به آقا گفتم :نرسیده به چهارراه پیاده میشیم گفت: هنو باهم آشنا نشدیم بیا جلو!!! انگار برق به من وصل کردنو اون حرف میزد به دختر عمم نگاه کردم بعدش فقط داد زدم و دستم رفت سمته دستگیره و کشیدم ،زد رو ترمز از ماشین پریدیم پایین نمیدونم واقعا تو صورته بی روحه من که عین میت رنگ نداشت چی دیده بود واقعا متاسفم من سوار ماشین جوون نشدم...اونوقت کسی که جای پدرمو داشت...منی که با ساده ترین لباسا و با اون حال و صورت بیروح خیلی حرفا تو دلمه خیلی گله دارم بیخیال... اومدم خونه چون قبلش خودمو از مامان و بابام قایم کرده بودم متوجه حالم نشده بودن تا دیدنم نگران شدن ازم هی سوال میپرسیدن ولی فقط با اینکه یه مسمومیت سادس خاتمه دادم حالم افتضاح بود هرلحظه بدتر میشدم با خودم لج کذده بودم دیگه دکتره راست گفت بود که خودمو دارم به کشتن میدم خیلی رو داشتم سگ جون بودم که تا زنده موندم چه برسه راه رفتن، لَرز کله وجودمو گرفته بود طوری که بدنم میپرید و هیچ پتویی گرمم نمیکرد رفتم حموم زیر دوش آب جوش ولی هر لحظه بدتر اصلا اثر نداشت مامانم اینا ترسیده بودن اومدم زیره پتو و دیگه هیچی نفهمیدم هیچی...2روز بیهوش بودم هیچ رفت و آمدیو نمیفهمیدم هیچیو... مهدی میگه اون لحظه ها اونم داغون بوده پسر عمم یه حرفایی بهش زده بوده وبعضی حرفارو از طرفه من زده بوده !مهدی از منم دلخوروعصبانی بوده نمیدونسته من بی تقصیرمُ من اصلا حرفی نزدم و اصلا از هیچی خبر ندارم از یه طرف دلخوری از من از یه طرف فکرش این بوده آبا از آسیاب بیافته بیاد ولی وقتی من بیهوش بودم فامیلامون زنگ میزنن بهش میگن باور نمیکرده فک میکرده الکیه و از یه طرفم حال وروزش بدتر میشه با این خبر...فک نمیکرده جدی جدی جونم به جونشه نباشه نیستم ..وقتی بهوش اومدم بازم هیچی نمیفهمیدم فقط بهم میگن مهدی منتظرته باهات حرف بزنه و ببینتت واسه هیچی جون نداشتم ولی واسه مهدی جونمم میدم... دست چپم از کجا تا کجاسیاهو کبود بود واسه سرومی که خودم قبلا کشیده بودم تا یه ماهم همونطوری بود... مهدیمو دیدم حال اونم دسته کمی از من نداشت...مگه میشه از عشقت ناراحت باشی و حتی اگه بکشتت چه برسه یه سیلی که اونم میدونم دسته خودش نبوده چون اوضاع روحیش اونروزا درست نبود و به خاطره اون سیلی چقد خودش... حرفی نزدم نذاشتم حرفی بزنه از سیلیش هروقت خواست چیز بگه نذاشتم یه کم کبود شده بود که زیاد مشخص نبود هرکیم پرسیده بود گفتم خورده به جایی... قول دادیم یه ثانیه هم جدا نشیم تو بدترین شرایط و هیچی جدامون نکنه انقد حرف زدیم که انگار نه انگار فقط آرامش میخاستیم و آرامش ...هیچکس و هیچ حرفیو و هیچ اتفاقی واسمون مهم نبود، مهم عشقمون بود ولی مگه عشق بدونه سختیه بازم...ادامه.......
مرسی از همتون .یا ارحم الرحمین

فرستنده : خدایاااااااااا


موندني راهشو پيدا ميكنه....رفتني بهونشو
********************
اصن انگاري من نميتونم يه دو روز تو فاز غمگين باشم....
اول اين كه باختمونو تو دربي به تموم اونايي كه استقلالين تبريك ميگم چون هر باخت مقدمه ي پيروزي هاي بزرگه(راستش همش داشتيم ميبرديم يكم برامون تكراري شده بود،فقط بخاطر تغيير روحيه اين باختو قبول كرديم(*_*)نشنوم كسي چيزي بم بگه ها(^_^)....و اين كه بردتون رو هم بهتون تبريك ميگم قرمزا...بالاخره بازي بردو باخت داره....
******
1irani....آجييييييي؟؟؟؟؟نبينم تو فازه سنگين برداشتيا...ببين يه روز رفتم تو خودم چه به روزه تو اومده...عزيزم ديگه بهش فك نكن،اگه منو قبول داشته باشي من ميشم جاي اون دوستت...هرچند مجازي
******
يه بهمنيه شيطون.....قربونت برم آجيه خوشگل موشگلم....ببخشيد عزيييييزه دلم...خودت كه بهمنيارو ميشناسي.....الانم به شدت ناراحتم....ولي خب اگه بشينم حرص بخورم كه چيزي عوض نميشه گلم....چشم ديگه دوره اين فازارو خط ميزنم و ديگه فكراي الكي نميكنم.....به حامدم زيادي توجه نكن...اين بچه پروو هم از خودمونه....ديگه بهمنيا همشون يكي دوفازشون كمه....خيالت راحت اونم فردا خوب ميشه...مگه نه حامد؟؟؟؟؟؟
******
خدايااااااااا......فدات خانومي،يدونه باشي عزيزم كه حرف نداري....آره دوتايي حرصش بديم بيشتر ميچسبه آجي
******
علي ٧٠/١١....داداشي خيلي مچكر كه اين همه به من لطف داري....واقعا اين همه لطفو كجاي دلم بزارم حالا؟؟؟؟داداشي كلي برات نوشته بودما....اصن خونديش؟؟؟؟
همتونو دوس دارم دوس جونيام....

فرستنده : ❤Mina 72❤


اول از همه صحنه جرم ورود ممنون و nafisjam...کجا؟؟؟کجا میرین همینجوری سرتونو انداختین پایین به امون خدا؟!!!من اعصاب مصاب ندارما برگردین سریع دوباره پست بذارین..باهردوتونم زود باشین...بچه ها...بیخیال.مااینجا همه کنارهمیم همه غمخوارهمیم.ممکنه کسی اسم نیاره تو پستش اما باورکنین هیچکس بیخیالتون نیس.بچه ها بمونین...خواهش
خب...حالا سلام دوستان!!
خخخخ...تقصیرایناس دیه خوو اعصاب ادمو خورد میکنن.
Louminuseعزیز خداروشکر واقعا خیلی خوشحال شدم...انشاءالله همیشه همتون سالم و سرحالو شاد باشین.
اجی دریا عزیزم نمیدونم واقعا طرفت قصدش ازاین کار چی بوده واسه چی اینهمه عذابت داده...اما...راستشو بخوای اگه من بجات بودم قبول نمیکردم.میدونم سخته اجی...بخدا درکت میکنم.اما اون بجای اینکه کنارت باشه غمخوارت باشه تو مصیبتی که برات پیش اومد چنین کاری کرده.
اجی حالا که تازه برگشته...اولشه..قبول نکن ببین چقد دنبالت میاد.بعد بهترمیتونی تصمیم بگیری گلم...خداکمکت کنه خواهر نازم.انشاءالله صلاح خدا با آرزوی دلت یکی باشه.الهی امین
حالم بده بچه ها...من چجوری سه چهارسال بشینم به انتظار آخه؟هنوز دوماه نشده روانی شدم...چجوری سه چهارسال دوراز عشقم...
یا صابر کمکم کن...خدایا بهم صبر بده.
کاش مامانم بود...کاش الان کنارم بود.
مامانی...دخترت غم داره...همیشه وقتی میدیدی حالم بده تا نمیفهمیدی چمه ول نمیکردی...انقد مث مرغ سر کنده دوروبرم راه میرفتی تا دردمو بفهمی.بعد ارومم میکردی.باحرفات.بانگاهت.بالبخندت...اگه اروم نمیشدم میذاشتی تو بغلت گریه کنم.مث بچه ها میپریدم سرمو میذاشتم رو پاهات و اشک میریختم...مامانم...توروخدا برام دعا کن.مامانی اون دختری که طاقت ناراحتیشو نداشتی داره تو غصه پیر میشه...غصه نبود تو...غصه دوری عشقش...غصه تنهایی باباش.اینکه هرروز موهای سفیدش بیشتر میشه.غصه شب عروسی خواهرش که....
مامان...دعا کن...همین
بچه ها دعام کنید حالم خوب نیس اصلا.
دوستون دارم.همتونو
یاحق....

فرستنده : R_______M


قابل توجه اونایی که چشم دیدن مرتضی رو نداشتن.....
اونایی که روزتشییع اونجابودن فقط یک صدم ازعاشقاش بودن خیلی ها
بودن که دلشون پرمیزد واسش اما نمیتونستن خودشون و برسونن تهران
ماهمیشه به یادت هستیم اسطوره جاویدان.....



میسوختم..
تمام دیشب را نخوابیدم و بالای سرم با کهنه ای خیس بیدار ماندند خانواده ام . . .
فکر میکردند "تب " کرده ام . . .
نمیدانستند که حرارت تنم از این است که تمام دیشب را دراغوش خیالی اش خواب بودم.....

فرستنده : دوم شخص غایب :|


انصافا بعد چندین ماه زندگی کسل کننده و سراسر غم!
این فوتبال خییییییییلی چسبید
خداییش دمشون گرم
خیلی حال دادن
مرسی پرسپولیس



یه وقتایی هست خیلی دلت میخواد بایکی درد ودل کنی. به مخطبای تو گوشیت نگاه میکنی و یهو به خودت میگی: ولش کن...

فرستنده : سبز فسفری


گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ؛
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی،
می خواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بروی..!
و این بلاتکلیفی
خودش کلــــــی جـــــــهنم است ...

فرستنده : shadi


میدونی بدترین درد چیه؟اینه ک گاهی وقتا عزیزترین کست باهات از هر غریبه ای غریبه تر میشه...

فرستنده : امید


من اونی ام که سایه هم نداشت
دلش رو توی کوچه جا گذاشت
همون که تو دلش غما رو کاشت
غیر از این سکوت چیزی بر نداشت
من اونی ام که گریه میکنه
همون که بغضو ول نمیکنه
همون که هیچکی باورش نکرد
اشک و عاشقه ، رو نمیکنه...

صدام که سر به آسمون کشید
دلای عاشقو به این جنون کشید
خدا ببخشه اونو که نموند
که قلب سادمو اون به خون کشید
عشق ادعا سرش نشد باورش نشد که یاد من بره
آسمونا باورش نشد کبوترش نشد دوباره بپره...

من اونی ام که خیره رو دره
خوشیشو میده غصه میخره
که حالش از همیشه بدتره
دل نمیده و دل نمی بره
کسی که با کسی قدم نزد
تو خونه عکسی غیر غم نزد
سری به قلب عاشقم نزد
اون که رو دلم زخم کم نزد

صدام که سر به آسمون کشید
دلای عاشقو به این جنون کشید
خدا ببخشه اونو که نموند
که قلب سادمو اون به خون کشید
عشق ادعا سرش نشد باورش نشد که یاد من بره
آسمونا باورش نشد کبوترش نشد دوباره بپره...

فرستنده : AmirArshia


سلاااااام.گودزیلای پاتوق وارد میشودددد.نترسین بابا.کاریتون ندارم.خخخخخخ

اول اینکه بگم من که دیدم داداش حامد انبردست داره منم گفتم یه سلاح سردی چیزی

از جعبه ابزار بابام بردارم و اینگونه شد که گودزیلا آچار فرانسه به دست میشود.خخخخ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داداش مجتبی آقا مهندس،تبریک فراوووون میگم.ایشالا مدرک دکتری خودم.خخخخخ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه ها یه فلش آوردم پره آهنگ شاد بزنین تو ضبط اتوبوس تا شمال بترکونیم عقب اتوبوسو.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آبجی دریا،آبجی sanai♡امپراطور،داداشLuminous،داداش مـــیم مــثِ...، 1irani،آبجی مائده،خدایاااااااااا،آبجی سحر،داداش حامد،داداش کامران،آبجی مینا،آبجی نازنین، صحنه جرم‍،ورود ممنوع ،R_______M،helish،و... همتوووونو خیلی دوس دارم.میدونین که دعای ما گودزیلاها زود میگیره.من خودم هر وقت دعا میکنم واسه همتون دعا میکنم.(البته میگم بروبچ پاتوق تنهایی که کسی از قلم نیافته خخخخخ)ایشالا دیگه هیشکی تنها نباشه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستی دقت کردین داداش امیرطاها و آبجی رز سفید دیگه رفتن که رفتن؟ای بابا.خخخخ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داداش کامران یواش یواش تو فکره بچه باشین ما برادرزاده میخوایماااا.بعدشم من خودم یه همکار گودزیلا میخوام.دست تنهام آخه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای بابا.ای بابا.داداش حامدآخرش انداختیمون زندانا.اونم کجا؟زندان رجایی شهر.بدبخ شدیم رف.آقا وقت دادگاه من کیه؟

فرستنده : پونه


چ میفهمبن درد چیه.تنها کیه:
وقتی دوتا خواهر کوچیکتر از خودت برن خیلی درده.خیلی



هیچ و پوچ ای کاش میتوانستم همه را متقاعد کنم، ای کاش راهنمایم راه را اشتباه نمیرفت، ای کاش میتوانستم ب عقب بر گردم، ای کاش شاهین پرواز نمیکرد، ای کاش من سقوط نمیکردم، ای کاش هیچ ای کاشی در این پوچی وجود نداشت

فرستنده : 09186xxx962


هوای تو که بر سرم میزند

ابری میشود خیالم

سیل می چکد از چشمانم

فرستنده : جیرجیرک




 

line gif

 

بازی تراوین

بازي آنلاين استراتژيک گود تراوين
پر هيجان ترين بازي استراتژيک آنلاين
امپراطوري خود را تشکيل دهيد و ارتش قدرتمندي بسازيد 
با دوستان خود متحد شويد و به دشمنان بتازيد
قهرمان بازي شويد و برنده جوايز نقدي شويد 
www.GoodTravian.com

شروع بازی
 
 
مستر90


X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات