دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

ميخشو بكوب سر زبون من

 

ضرب المثل طنز

 

يه روزي يكي پياده از شهر به ده مي رفت
ظهر شد و گرسنه شد و زير درختي نشست و لقمه اي رو كه زنش براي تو راهي براش گزاشته بود رو بيرون اورد تا بخوره
هنوز لقمه اولو دهنش نگذاشته بود كه سواري از دور پيدا شد
مرد طبق عادت همه مردم بفرمايي زد و از قضا سوار ايستاد و گفت:رد احسان گناهه
از اسب پياده شد و به اين طرف و اون طرف نگاه كرد و چون جايي رو براي بستن اسبش پيدا نكرد پرسيد
افسار اسبم رو كجا بكوبم
طرفم كه از اون تعارف نا به جا ناراحت شده بود گفت :ميخشو بكوب سر زبون من!  :|

 

منبع : 4جوک
 


نظرات بینندگان

    محمّدرسول    
بیشتر تلاش کن!
خوب....همین.گفتیم حالا انگار چی شده.
آقا اگه گفتین این حیوونِ بیچاره تو عکسِ بالایی چرا پای عقبش یه کم زده بیرون از قاب؟
.
.
.
.
.
به خاطر فشاری که اون چند کیلو پارچه ای که روی سرِ پیرمرده هست بهش وارد میکنه :)
جدی جدی اوضاتون خرابه هااا
واقعابیشترتلاس کن!
    1irani    
پ اگه اینطور باشه اون گلا چرا از قاب زده بیرون؟؟؟؟
    serendipity    
نكته اخلاقی
به پدر ومادرخود نیكي كنید!
چييههه?!چرا اینجوری o_Oنگاه ميكني.نكته اخلاقی خودمه دوس دارم!! 
    b0o0oshra    
زبان سرخ سر سبز را دهد بر باد...
خب چیه؟اگه زرنگ باشی ربط شو متوجه میشی...
نتیجه گیری:
شبا قبل خواب حتما مسواک بزنید....
    Eden    
با مسواک زدن موافقم نتیجه ای کاملا منطقی‏!‏‏!‏
    عشقم هستی    
هههههه.باحاله!!!!
فکرکنم اون پارچه ی روی سرش به گلها هم فشارآورده که اوناهم زدن بیرون!!!!!!!!
    (; ** mehran    
محمدرسول توام شبیه مدیر فور جوکی ها بیشتر تلاش کن!
    تنهای عاشق M    
خخخخ کار شماست دیگه
ممممم تازه ممممممتازشم سه تا از پاهای خره بالاست
راستی اون خر بود یا اسب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر شما


برای ارسال نظر باید با نام کاربری خود از اینجا وارد شوید.
اگرم زبونم لال عضو نیستی ، از اینجا عضو شو !