داستان جالب “شرح حال یک زندگی”

۱۲ سال پیش · ۳۰۲۹۲ بازدید

 
خنده طنز
 
از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمی رسید.
 
از همون اول کم نیاوردم، با ضربه دکتر چنان گریه‌ای کردم که فهمید جواب «های»، «هوی» است.
 
هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شکستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمی کردم! …
 
این شد که وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.
 
هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد که برم پای تخته زنگ می‌خورد. هر صفحه‌ای از کتاب را که باز می کردم، جواب سوالی بود که معلمم از من می‌پرسید.
 
این بود که سال سوم، چهارم دبیرستان که بودم، معلمم که من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!
 
تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و یکی از ورقه‌ها بی اسم بود، منم گفتم اسممو یادم رفته بنویسم!
 
بدون کنکور وارد دانشگاه شدم هنوز یک ترم نگذشته بود که توی راهروی دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم، اومدم بشکنمش که خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند و از این که دسته عینکش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر کرد و گفت: نیازی به صاف کردنش نیست زحمت نکشید
 
این شد که هر وقت چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز می شد و از این که گمشده‌اش را پیدا کرده بودم حسابی تشکر می کرد.
 
بعدا توی دانشگاه پیچید: دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده، تازه فهمیدم که اون دختر کیه و اون ناجی کیه!
 
یک روز که برای روز معلم برای یکی از استادام گل برده بودم یکی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت کرد بیرون، منم سرک کشیدم ببینم کجاست که دیدم افتاده تو بغل اون دختره!
 
خلاصه این شد ماجری خواستگاری ما و الان هم استاد شمام!
کسی سوالی نداره!؟خخخخ
موذی هم خودتونید=))


فرستنده : 
جوجه خره
منبع : 4جوک
 

نظرات (۱۱)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

اخ اخ اخ ا اخ.....ما هم يه دوست داشتيم همش خواب بود.. اون وقت پاسخ نامه رو ميزاشتيم جلوش تست ميزد همه هم درست هيچ نگاهي هم به برگه سوالات نميكرد....
هاي گذشته....هاي واي....من ميفهمم چي ميگه....

از خود راضی خخخخخخخخخ شوخیدم دمت داغ...

چه شانسی داشته این...

خدا به ما هم از اين شانسا بده

چه خر شانسی بوده این / منم میخوام

خدایی دم شانسش جیلیز ویلیز

شانس من که نسبت مستقیمی با قاطر داره کلا!زیاد نمیتونم همچین شرایطی رو درک کنم!!به هر حال در ادامه مسیر پر پیچ و خمشون موفق باشن این استاد گرامی!!!

خخخ بنظرمن انقد شانسم خوب نیستا ادم رودل می کنه :-[

منم از این شانسا موخوام

این که شانس نیست کجاشو دیدی منم یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم خوردم زمین
.
.
.
.جان این بد شانسیه؟مگه این داستان در مورد چیی بود؟

من از این هم خوش شانس ترم ههههخخخخ