منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

کرمونیه رو مبرن بهشت بعد از یه مدت خبر میارن یه گوشه بهشت خیلی داغ شده فرشته ها میرن برای علت یابی می بینن کرمونیه گوشه بهشت رو سوراخ کرده تو جهنم داره سیخو می کنه!!

جبریئل به غضنفر میگه یک آرزو کن تا برات براورده بکنم.
غضنفر میگه میخوام خدا رو ببینم!
جبریئل میگه نمیشه که خدا رو دید.
غضنفر میگه پس میخوام آدم بشم .
جبریئل بهش میگه : بیا بابا بریم خدا رو بهت نشون بدم !!!

معلمه از شاگردش میپرسه : دو دو تا میشه چند تا ؟ پسره میگه: شونزده تا ! زرنگ کلاس شاکی میشه ، ميگه : همين خنگ بازي ها رو در مياريد كه ملت پشت سرمون حرف میزنن! دو دو تا ميشه چهار تا ، ديگه اگه خيلي بشه ، ميشه هشت تا .

كلاغي داشت پرواز ميكرد. رو آسمون آبادان كه ميرسه و تحت تشعشعات آبادان قرار مي گيره ازش ميپرسن چرا قارقار نميكني ميگه سگ تو روحت كي ديده عقاب قارقار كنه

يكي داشته غضنفر رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر مي كشمت اكبر. يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟
غضنفر كه داشته كتك ميخورده ميگه: ولش كن بابا بذار بزنه من كه اكبر نيستم .

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده

یه بار یه یزدی و میبدی با هم تصادف میکنن میبدی با موتور بوده! یزدیه از ماشین پیاده میشه میگه باکت هه؟؟ میبدی میگه باکم هه درش نی!!!!

به حیف نون میگن درد دلت رو به صورت مختصر بگو گفت : آخ تا قیامت !

زن از شوهرش ميپرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور ميتونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟

مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نخير، رفتهاند مسافرت
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نخير، با خانم رفته اند

یارو داشته ماهی میگرفته، یکی میپرسه: تا حالا چندتا ماهی گرفتی؟ یارو میگه: این یکی رو که بگیرم، با اون 19 تائی که بعدا میخوام بگیرم میشه 20 تا

یارو داشته با خانوادش از جلو رستوران رد ميشده بوی چلوکباب رو احساس ميكنن. به اونها ميگه اگه بچه های خوبی باشين هفته ديگه هم از اينجا ردتون ميكنم !

زنه میاد خونه به شوهرش میگه: ببین میشه این ماشینو ببری تعمیرگاه نشون بدی؟
شوهر میگه: چرا مگه چی شده؟
زنه میگه: نمیدونم این ماشین چهشه که هی مرتب میخوره به در و دیوار

زن یارو سکته ناقص میکنه. بعداز اینکه خطر رفع میشه، طرف میاد پیشش میگه: خانم جان چرا تو نمی تونی هیچ کاری رو کامل انجام بدی !

غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره
بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ميگه ميخوام ايندفعه از حفظ بخونه !