س

سینا

@سینا مشهد · ۴۳۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۷۸ رأی)

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

صندلي مشهد!... آخ ببخشيد صندلي داغ (١)
kiana 7773 (خانوم دكتره آينده)
س:نحوه اشناییت با 4جک؟؟؟ ج: به دليله مسائله امنيتي نميتونم جواب بدم.
س: بدون اینکه تقویمو نیگا کنی سریع بگو 31بهمن چه روزیه؟؟؟(تقلب نکن) ج: به دليله مسائله اخلاقي نميتونم جواب بدم.
س: دیدن این جمله چه حسی رو بهت میده؟؟؟:"شما 1بار رای داده اید!" ج: به دليله مسائله اجتماعي نميتونم جواب بدم.
س: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز........؟؟؟ ج: انتظار نداري كه اينو جواب بدم!
س: از شما یه سوال دیگه هم داشتم الان هرچی فک میکنم یادم نمیاد! ج: بپرس تا جواب بد�
Dokhtar Shomaali (از دختراي گله سايت)
س: صبح که پا میشی اول مسواک میزنی بعد صبحونه میخوری یا اول صبحونه میخوری بعد مسواک میزنی؟ ج: مسواك ديگه چه كوفتيه؟!
س:وقتی گریه میکنی اول از چشم راستت اشک سرازیر میشه یا چشم چپت؟ ج: اول از بينيم!
س: ناخنهاتو با ناخن گیر میگیری یا مثل داداش من با دندون؟ ج: مگه ناخونمونم بايد بگيريم؟
هميشه خزان. (تنوع طلب ترين عضو سايت)
س: طريقه سفره كردن جيگره سينا؟ ج: سينا فاقده جيگر ميباشد!
violet (عضو مرموزه سايت)
س:1) الآن که داری این پُست رو می خونی چی پوشیدی؟ ج: من الان فقط يه بووووقققق پامه!
س:2) از اینکه کاربران توی پاتوق هی به هم میگن " آبجی" " داداش" ، چه احساسی بهت دست میده؟- لطفاً صادقانه!- ج: گفتي صادقانه. اصلا خوشم نمياد. باور كن حتي تو خونه هم منو خواهرم همو به اسم صدا مي زنيم!
باب اسفنجي (عاشق عباس)
س:نويسندگي را دوستداري؟؟ ج: آره. اما چيزايي هست كه از نويسندگي بيشتر دوست دارم. خيلي بيشتر.
س: نظرتراجب شلوار كرديه عباس چيه؟؟ ج:حاضرم يك شارژ پنج تومنيه ايرانسل به عباس بدم به شرطي كه با شلوار كرديش بره دانشگاه!!!
محمّدرسول (نوه سينا)
س: اگه یه روز بفهمی عاشق شدی چطوری به طرف مقابلت میگی جلبک سبز من! دوستت دارم؟ ج: ساعت ٢ شب ميرم دمه دره خونشونو و با صداي بلند واسش آواز ميخونم و تا ننه باباش رضايت به ازدواجه ما ندن، دست از اَر اَر زدن بر نميدارم.
پريا مو طلايي heart beat (سيندرلا ي ايراني)
س: 1.مشخصات شاخص ظاهری و باطنی سینا ؟؟؟؟؟ ج: سينا يه پسريه كه تيپِ ثابتي نداره! يه بار رسميه يه بار سادهِ يه بارم فشن. بايد رنگه لباساش ست باشه. بدنه رو فرمي داره. چون شنا و بدنسازي كار ميكنه. قدش ١٧٨ و وزنش ٧٠ و فاقد چربي. زود عصباني ميشه و زودم آروم. اكثرا بهش ميگن خيلي تو دل برو هستي!
س: 2.پریا رو تعریف کن؟؟؟؟ ج: به نظرم پريا جزو خوشگل ترين هاي 4جوكه. به ظاهرش زياد ميرسه و معمولا لباسي رو كه امروز پوشيده فردا نميپوشه! روابط اجتماعيه بالايي داره و البته كمي هم خود خواه. (البته خود خواه بودن خوبه. منم يكم خود خواهم!)
*azi#1-*( آزاده) (مرسي كه سوالات طنزه نه شخصي)
س: #1- یه بیوگرافی کامل از چهره و مشخصات فردی؟؟؟؟؟؟؟ ج: به خطه بالايي مرجعه كن!
س:#2- تا حالا مخاطب خاص داشتی یا مثلن شکست عشقی خوردی؟؟؟؟ ج: مخاطب داشتم اما چون عوضي بود پرشو باز كردم! البته اين موضوع ماله خيلي خيلي قبله. اما شكسته عشقي نخوردم.
س: #3- تا حالا این حال واست پیش اومده که " دوسش داشته باشی نتونی بگی"؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ج: نه. ميگم ميخاي آماره مامان بابامم بپرسي؟ تعارف نكني يه وقت!
sepide *72 (بازيگر عشق دروغين كه تخصصش بازي با احساس پسراست)
س: اگه بهتون بگن هركاري انجام بدين توش شكست نميخورين چه كاري رو انجام ميدين؟ ج: ميرم همه پول هاي شركت اپل رو مي دزدم. (١٤٠ ميليارد دلار) بعد يه پرايد ميخرم و مسافر كشي ميكنم وقتي پولام جمع شد با پولام يه ايفون ميخرم!
صادق--بچه جاده سرخس ( مايه افتخار پدر مادرش)
س: اگه یه بنده خدایی تو خیابون لیز بخوره و بخوره زمین تو عکس العملت چیه؟؟؟؟؟ ج: اگه دختر باشه: واي خانوم طوريتون كه نشد! ميخاين دكتر خبر كنم! با من ازدواج ميكنين!... اگر پسر باشه: هه هه هه كره خرِ بي عرضه. هاي ها هو هه.
gole mina (دختر احساساتي)
س: 1تاچندسالگی بامامانتون میرفتین حموم؟ ج: حموم چيه؟ با دستشويي فرق داره؟!
س: 2وقتی حوصلتون سرمیره چه میکنین؟(چارگزینه ای) ۱میریدسریخچال ۲دریخچالوبازمیکنی ۳میریدتوآشپزخونه ۴یه چیزی میخورید. ج: خوب معلومه گزينه ٢
س: 3توخونه دقیقاچی صداتون میزنن؟(صفتی ک بهتون میدن) ج: تو خونه سينا صدام ميزنن دوستام كره خر صدام ميزنن و اونايي كه با من رو دروايسي دارن دلقك صدام مي زنن.
س: 4اگه قراربوددوباره زندگی کنین کدوم کاری روکه انجام دادین انجام نمیدادین؟ ج: برج ميلادو نميخريدم. آخه توش خيلي ضرر كردم.
س: 5واسه کل زندگیتون یه اسم بذارین ج: اين ديگه چه سواليه؟! گزينه الف! ب... هيچكدام؟ سواله انحرافي؟ اِ... خاك بر سرم! (شيرزاد)

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين قسمت آخر.
سه روز بعد...
الان سه روزه كه منو مهتاب تو پناه گاهيم. هنوز چشمام خيسه! باورم نميشه كه كيان مُرده!
مهتاب: سينا ديگه گريه بسه! -يعني اون انفجار همه چيو نابود كرد؟ يعني همه مُردن؟
مهتاب سرشو ميندازه پايين.
سينا: شايد هنوز كيان زنده باشه بيا بريم دنبالش! -اون بيرون هيچي نيست!
بازم ميزنم زيره گريه. يعني بايد تا آخره عمرمون تو اين پناهگاهِ كوفتي زندگي كنيم؟! كاش قدر زندگيمو ميدونستم. كاش از همون چيز هايي كه داشتم لذت ميبردم.
چهل روز بعد...
ميخام حرفِ دلمو به مهتاب بزنم اما روم نميشه! يك نفسه عميق ميكشمو ميرم سمتِ مهتاب! سينا: مهتاب ميخام يه چيزي ازت بپرسم! -بپرس.
سينا با خجالت: مهتاب با من ازدواج ميكني؟
مهتاب ميزنه زيره خنده و ميگه: خبرِ مرگم مگه چاره ديگه اي دارم!
ده سال بعد...
(قسمتِ دهمُ كه يادتونه؟ منو مهتاب يه پسر به نامه محمد رسول داشتيم. من به مهتاب گفتم بايد از اينجا بريم بيرون اما اون قبول نكرد!يادتونه؟)
مهتاب ميگه بيرون پُره از اشعه هاي مرگبار! (بخاطره انفجار) بهش ميگم: وقتي بيرون گل لاله روييده يعني هنوز بيرون زندگي در جريانه.
بالاخره تصميم ميگيريم از پناهگاه خارج بشيم. شايد هنوز يه عده زنده باشن! من هنوز اميد دارم كه كيان زندست.
١٠٠ سال بعد...
سينا و مهتاب مُردن اما نوادگانشون زندن. حيات هنوز ادامه داره! اما خبري از امكانات و فناوري نيست! زندگيه سادهِ بدونه تمدن!
ده هزار سال بعد...
شخصي به نام كوروش بزرگ يك امپراطوري راه اندازي ميكنه. و كم كم تمدن به بشريت برميگرده!
٢٥٠٠ سال بعد. (سال١٣٩٦)...
تمام مرد ها ميميرن. فقط يك پسر به نام سينا باقي ميمونه!
يك ماه بعد...
زميني ها سيارشونو نابود ميكنن! اما سينا و مهتاب زندن!
و اين چرخه هي تكرار ميشه!!!
در مورد سياره فضايي ها هم همين طوره همه چي تكرار ميشه. سيارشون مي ره رو به نابودي. به زمين حمله ميكنن. سيارشون نابود ميشه، و باز از دوباره!
انگار امير راست ميگفت همهچي تكرار ميشه(اشاره به قسمت هشتم).
اين وسط فقط يك سوال باقي مي مونه...
اگه هميشه اين چرخه تكرار ميشه، پس تكليف موجوداتي كه قبل از بشر بودن چي ميشه؟
جواب ساده ست: من نميدونم...
پايان.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

صندليه داغ
سیدمصطفی
بين اين دو تا كدومو انتخاب ميكني؟
١. تو يه مهمونيه مهم و رسمي شلوارتو خيس كني و آبروت بره!
٢: تو همون مهموني من تف كنم تو غذات و تو بخوري. در عوض منم بهت مسيره دستشويي رو نشون بدم! تا آبروت نره!
dokhtar shomali
يكدومو انتخاب كن. لطفا...
ترجيح ميدي تمومه جنگل هاي شمال آتيش بگيره يا 4جوك تعطيل بشه يا سينا و عباس بميرن؟
__________
abas_m223 پسته 75029 رسما بازي با احساساتِ من بود! اينو جدي گفتم.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

Kiana 7773 عشق دروغین یک داستانه که تا الان هفت قسمتسو نوستم.
Raya نه یادم نرفت. تویه قسمته عاشقانه ها. تا الان هفت قسمتشو نوشت�
مهتاب جان به خط فارسی خوش اومدی. ما احوال پرستون هستیم.
baharkhano0om جان سلام حاله شما؟ احواله شما؟ میدونم خیلی دیر به دیر مینویسمش! سعی میکنم سریع تر پیش برم.
El Jefecito مرسی کریستین رولاندویه من! درسته حرم امام رضا واقعا آرامش بخشه. ولی خوب حرم یه چیزه و دریا و جنگل یه چیزه دیگه. آدم ها هم که فقط حسرت چیزایی که ندارنو میخورن. تو نمیدونی من چقدر طبیعتو دوست دارم. البته من عاشقه امام رضام و با هیچی عوضشون نمیکنم. راستی این شهری که گفتی رو اسمشو نشنیده بودم.
هميشه خزان جان یک نفس عمیق بکش. دیگه اذیتت نمیکنم.
Zahra جان خوش اومدی. چشم یکم سریع تر مینویسمش.
*azi* آزاده جان سلام. خوش گذشت؟ زیباییه داستان به اینجوری نوشتنشه. من میخام یک نماینده از قدرت و یک نماینده از فقر با هم دیدار کنن. یکی از حرف هایی که داستان داره اینه که چرا بعضی ها می شن نژاد پرست؟ و آیا حق دارن خودشون بر تر بدونن؟ آیا میشه یک نژاد پرسته افراطی که از یک قومی تنفر داره رو عاشقه اون قوم کرد؟ مثال: فرض کنیم حسین ختر هایی که کوتاه و چاق (خیلی چاق) وسیاهن بدم میاد! خو ب پس حسین تا این جور دخترا رو ببینه حالش بد میشه! آیا میشه حسین یه روز عاشقه همچین دختری بشه؟! چطور؟ آیا قدرته روحه ما بیشتره یا جسممون؟ کدوم زود تر عمل میکنن؟!
fatemeh(Iman) جان سلام از ایینه چه خبر؟ مرسی چشمات قشنگن.
ایستکلی(معشوقه) خواهش می کنم.
سوسک له شده خوب داخلی جان یک بیوگرافی از خودت میدی؟ خوب حالا این دوستتون کجایی هستن؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

عشق دروغين قسمت هفتم.
امروز سپيده با رضا قرار داره. سپيده ميره به يك داروخانه! يه بسته باند ميخره و دوره دستش ميپيچونه!
بازم همون كافيشاپ هميشگي.
رضا وقتي دست باند پيچي شده سپيده رو ميبينه حسابي ناراحت ميشه.
رضا: سپيده جونم منو ببخش من بهت تهمت زدم. -واقعا تو راجبِ من چي فكر كرده بودي؟ -من غلط كردم. منو ببخش. -مهم نيست. -عوضش من واست يه كادو گرفتم! -جدي؟!
رضا يك جعبه خوشكل از زيره ميز مياره بيرون و ميدش به سپيده!
سپيده جعبه رو باز ميكنه.
سپيده با جيغ: اَاَاَ... اين كه آيفون 5. من نميتونم اينو قبول كنم. اين خيلي گرونه! (دخترهه آشغال! چقدر زرنگه كصافط)
رضا با لبخند: حالا ديگه منو مي بخشي؟ -رضا برو اينو پس بده! -اِ عزيزم تو ذوقم نزن ديگه!
سپيده از رو صندلي بلند ميشه. ميره سمته رضا و بغلش ميكنه.
رضا چشماشو ميبنده. احساس ميكنه رفته تو ابر ها. چه حسه خوبيه وقتي عشقت بغلت ميكنه.
رضا چشماشو باز ميكنه. همه نگاه ها به ميزه رضاست! با اين كارشون حسابي جلبِ توجه كردن.
سپيده برمي گرده و ميشينه رو صندليه خودش.
رضا: سپيده تو كه نميذاشتي من حتي بهت دست بزنم پس چي شد كه بغلم كردي؟! -آخه نتونستم جلو خودمو بگيرم! -آخ، چه حسه خوبي دادشتم وقتي بغلم كردي.
رضا متوجه ميشه كه سپيده ساكت شده و رفته تو فكر!
رضا: عزيزم چيزي شده؟ -نه... فقط اين گوشي خيلي باكلاسه. اما... -اما چي؟ -اما كاش يه سيم كارت با شماره رند ميداشتم تا در حده اين گوشي باشه!
رضا ميخنده و ميگه: اين كه ناراحتي نداره. خودم يه ايرانسله رند واست ميخرم.
سپيده اخماشو تو هم ميكنه و ميگه: اَه... ايرانسل كه بدرد نميخوره. من خط دائمي دوست دارم.
رضا اخماشو ميكنه تويه همو ميگه: يعني من برات بخرم؟
سپيده صداشو بچگانه ميكنه و ميگه: عجيجم من همچين حرفي جدم؟! من فقط گفتم سيم كارت دوش دارم. خيلي دوشش دارم.
رضا با خنده: آها... من فكر كردم منظورت اينه كه من واسم سيم كارت بگيرم!
سپيده با عشوه: اگه واسم سيم كارت بخري بوست ميكنم! شوهره گلم.
رضا كه دستو پاشو گم كرده ميگه: باشه خانومه گلم. -مرسي شوهرِ خلم!
(يعني يه نفر تا چه حد مي تونه عوضي باشه!)
در نهايت رضا براي سپيده يك سيم كارتِ رند به قيمتِ ٦٠٠ هزار تومن مي خره.
(دخترا و پسراي گل خواهش ميكنم تو انتخاباتون دقت كنين. نگيد فلاني با بقيه فرق داره. عقلاني عمل كنين)

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

eli64 جان صبر داشته باش. مينويسم.
AR m IN ما بيشتر.
RaNg@RaNg عزيزم يك بيوگرافي كامل بده، شايد بتونم يك نقشه منفي بهت بدم.
آلوچه جان حالِ شما؟ احواله شما؟ چه خبرا؟ خونواده خوبن؟ از بعضيا چه خبر؟
ghazal.20@ قسمته ششمش هم تو عاشقانه هاست (72760) آخه ميخاستم با هيجان بياي مشهد!
mamozh شما به منو عباس لطف دارين. با نظرتوت كاملا موافقم. كپي كردنِ پستا خيلي زشته.
ELGIMA@@@@@ كي؟ من؟ بر عكس من خيلي هم ازت خوشم مياد! ديگه نزني اين حرفو ها!
sepide *72 جان شرمنده من زيادي تو جوِ داستان رفتم واسه همين فكر كردم تو رضا رو اذيت ميكني. اما حالا فهميدم كه اذيتش نميكني!
chie mage عزيزم شما لطف داري. زيباييه داستان به اينه كه خودت حدسش بزني! خوب پس حدست چيه؟
مرضيه (دلشكسته) جان پس ديگه دل شكسته نيستي؟
مهتاب جونم چطوري شما؟ دلمون واستون تنگيد! با آيپد كار ميكني؟ اگه دستتو رويه دكمه ك يا ب نگه داري گ و پ ظاهر ميشه! اگرم با اندرويد كار ميكني ميتوني كلا فارسيش كني! مهتاب جان ايشالا تو امتحانات نمره هاي خوب بياري. ضمنا من يه وبلاگه كوچولو دارم كه مخصوصه داستانامه. پيدا كردنش راحته. اما به كسي نگي ها خوب عزيزم؟ پس با خياله راحت رو درس هات تمركز كن. تازشم درسته وقت نميكني بياي ٤جوك اما هر از گاهي تو پاتوق واسم پست بذار.
heart bea اتفاقا شما خيلي هم خوب مينويسي. مخصوصا وقتي واسه پريا ١١ ساله پست مينويسي. مطمئنم نويسنده خوبي هستي. راستي اشكال نداره اگه من از اين به بعد پريا مو طلايي صدات كنم؟! نه من دانشجو نيستم. البته دوره مديريتو گذروندم و كمي هم رويه روانشناسي، اسيب شناسي، فلسفه و ستاره شناسي تمركز ميكنم.
الكى خوش خواهش ميكنم. عزيزم.
Rè$pÍnÄ جان شايدم بچتون پسر شد! اونوقت ميزارين سينا؟ اگه دوقولو بود چي؟ شايدم سه قولو؟! من يه جا خوندم خانومه شيش قولو به دنيا اورده بود!!!
sanaz71 جان ميذارم بقيشو. صبر داشته باش عزيزم.
جی جی وروجک اره اتفاقا الان نشستيم داريم با بابا مامانتون ناهار ميخوريم!
hanie 74.70 جان ممنون. چشم مي نويسم. اما يكم به زمان احتياج دارم.
امیررضا مرسي از لطفت. اما خوب، داستانم بعدِ واقعگرايانه داره!
ملكه ى قصر يخى ما ساكن احمد آبادِ مشهديم.
مرمری خانم*الهه ناز پس منتظرم.
hornaz خدا بزرگه. اگه كمكي ازمون بر مياد دريغ نكن.
Rain نُ آي دُنت هَو اِني كواِزشِن! didi manam zaban baladam!
صادق--بچه جاده سرخس جان من ٢٣ سالمه و مجرد و شما؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

يك بارم اومديم نقشه آدم خوب ها رو بازي كنيم.
رفته بودم قصابي. يه پيرزنه هم ميخاست هزار تومن گوشت بخره. اما قصابه بهش نداد. منم دلم سوخت واسش.
يه تراوله پنجاهي از جيبم در اوردمو انداختم زمين. بعد ورش داشتمو به پيرزنه گفتم اين پول از جيبه شما افتاد!
اونم گفت من جيب ندارم ننه جان.
گفتم اين پوله شماست. گفت نه.
گفتم دِ پدرسگ پوله توئه! گفت نه. ماله من نيست.
بهش گفتم حتما بايد جلو همه بهت پول بدم تا ابروت بره.
اَه اعصاب واسه آدم نميزارن.
لايك= سيناي ريا كارِ خالي بند.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين. پشت صحنه...
سلام دوستاي گلم. راستش ميخاستم قبل از اين كه آخرين قسمتو براتون بذارم يكم از پشت صحنه داستان براتون بگم.
تنها در زمين يك پروژه بزرگ بود. در شانزده قسمت. البته اول قرار بود بعد قسمت شانزدهم. سيزن (فصل) دومي هم در كار باشه. منتها سيزن دو رو كنسلش كردم.
سيزن دو راجب روابط كيان و سيناست و معلوم ميشه چرا سينا هميشه با كيان مشكل داره و پدر مادرشون كجان. راجب عباسه و امير. كنسلش كردم چون توش زياد با كيان دعوا ميكنم و من نميخام كيان ازم دلخور بشه. تو اين مدت خيلي اذيتش كردم. از طرفي هم پروژه خيلي سنگين و هزينه برداري بود. ماشالا دستمزد پريا خانوم انقدر بالا بود كه كمر ما رو شكوند. ساناز جان واسه يه نقش كوچيك از من ده ميليون دلار گرفت. مهتابم كه تو هر سكانس فقط بلد بود بخنده! هر سكانس از مهتابو ما ده بار ضبط كرديم!
به هر حال اميد وارم از قسمت آخر خوشتون بياد.
وقتي قسمت پانزدهم رو واسه خواهرم خوندم، بهم گفت سينا واي به حالت اگه كيان بميره! تازشم تو حالا حالا ها نبايد داستانتو تموم كني!
خيلي دوست داشتم كه خانوم صادقي رو هم دعوت به همكاري مي كردم اما خوب بودجمون نميرسيد ديگه.
منتظر قسمت آخر باشيد.
لايك= سينا استاده اصغر فرهادي

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

El Jefecito جان بخدا شما کیف میکنین تو شمال. ما تو مشهد اگه یه دریا و جنگلم میداشتیم دیگه عالی میشد. تو نمیدونی من چقدر دریا و جنگلو دوست دارم. آخ فکر کن ماهی سفید (کاش سیخ نمیداشت) ازون برون. برنج شمال. نارنگی . هوای پاکیزه.همه چی دارین.
هميشه خزان حالا اسمه بعدیتو چی میخای بذاری؟ یعنی دلت میاد خفم کنی؟ (-_-)
سوسک له شده سوسک له شده پست 73594 رو خوندم. اول کنجکاو شدم بدونم اصلیتت ماله کدوم کشوره؟ دوم آیا شما از کسی سوال کردی و جوابتو نداده؟ ما تو 4جوک یک خونواده ایم. یک خونواده بزرگ! حالا میخایم مشهدی باشیم یا تهرانی یا افغانی یا روس و آلمانی. خوب صندلی داغم که هر هفته 2 یا 3 نفر میهمان داره. نمیشه که یه هفته ای همه رو بذاریم رو صندلیه داغ !(میشکنه) به هر حال... اگه از دستِ کسی دلخور هستی من ازت عذر میخام. اَ.... تو الان خارجکی هستی؟ بابا 4جوک بین المللی شد رفت پی کارش.
جی جی وروجک ممون از لطفت. من واسه هموتون دعا میکنم.
رامسررر جان خوشحالم که از داستانم خوشت اومده. می گم که خونتون تا دریا چقدر راهه؟ دریا رو بیشتر دوست داری یا جنگلو؟
ایستکلی(معشوقه) جان غصه نخور دعای بچه ها پشتته.
Mahsa_namakabrud جان مطمئنم که از پس امتحانات بر میای. این جمله رو 3 بار با صدایه بلند تکرار کن. "من بهترین نمره رو میگیرم"
sanaz71 دوست داری با کمربند بزنمت؟ نه دوست داری؟ آخه دخترِ خوب... چرا بچه های 4جوکو دعوت میکنی؟ اینا آبرومونو میبرن! میخای باز عباس با جاستین تو مجلس دعوا راه بنداذنو ابرو ریزی شه. میخای سایلار همه فامیلا رو تف مالی کنه؟ میخای امیر به همه بگه کشلو؟ میخای منو بندازی زیره قرض؟ میخای منو دق بدی؟ ساناز چی گفتی؟ بی حوصله شدی؟ باز دلت گرفته؟ خوب برو یک کاغذ و خودکار بیار. دِ... بدو دیگه. خوب حالا 5 تا از کارایی که دوست داری رو بنویس! مثلا رقص آرایش گری یا هر چیزه دیگه! بعد اینا میشه اهدافت روشون تمرکز کن. سعی کن به اهدافت برسی. سعی کن بهترین باشی. اینم بدون که باید به سمته اهدافت قدم برداری حتی شده یک قدم کوتاه تا یه ذره به هدفت نزدیک بشی. آره به نظر مسخره میاد اما رو من که تاثیر داشت. این کار باعث شد حسابی دورم شلوغ بشه باعث شد حسابی شاد بشم و باعث شد بگم: دیگه از این بهتر نمیشه. آخ جون یک خونواده خوب دارم وای... کلی هدف دارم که میخام توشون بهترین باشم! و یادت باشه که به هیچ کس راجب اهدافت نگی. وقتی موفق شدی میتونی سوپرایزشون کنی! گوره بابایه غم و غصه ها.آی غم و غصه اگه خودتونم بکشین نمیتونین سانازو غمگین کنین. چون ما 4جوکی ها پشتش وایستادیم!
خفــــــــاش شـــــــــب ببینم خفاش کوچولو کوسنگی تقی اباد! اینا که ماله مشهده!

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

سحر جان اين مثالي كه برات زدم معنيش اين بود اگه از خدا چيزي ميخاي بايد رو نوع درخواستت تمركز كني. مشكل، مشكله، حالا ميخاد راجب مخاطبِ خاص باشه پول باشه بيماري باشه و يا هر چيزه ديگه اي. منم مشكلات زياد داشتم. خوب سحر جان اگه مشكل دوستاتن، فكر كنم بايد يه تكوني به خودت بدي! تو بهتريني بايد با بهترين ها معاشرت كني!
ELGIMA@@@@@ جان من فدات بشم. اصلا من آلزايمر دارم. فدات شم. فدات بشم. فداي تو.
هميشه خزان يه اسم انتخاب كن كه دقيقه اي صد بار عوضش نكني! (-_-) راستي من الان دره خونتونم. درو باز كن. اِ... باز كن ديگه. ( انقد از خارش گفتي كه الان كلا دارم ميخارم. چخخخخخخخخخه چهخخخخخخ)
چکاوک جان ممنونم از لطفت. پيشنهاد ميكنم تو هم زود تر داستانت رو بذار.
sanaz71 جان باور كن تو اين مدتي سايت بسته بود، من چند بار اومدم درِ خونتون اما خوب كسي درو باز نكرد. باور نميكني؟! يعني من دروغ مي گم؟ تو داري به من مي خندي؟ داري مسخرم ميكني؟ خوب وقتي تو اولين نفر بودي كه سوال پرسيدي يعني من پرسيدم ديگه!!! راستي به نظرِ تو يك تلفنچي ده ميليارد دلار پول داره؟ حد اقل ميگفتي حسابدار! ضمنا شوما هنوز نقشتون تموم نشده. صبر كن قسمتاي بعدي يَك بلايي سرت بيارم. هه تلفنچي. من فداي ساناز خانوم بشم. حالا يكم بخند واسمون.... يكم ديگه.
مهتاب جان
مهتاااااب.... مهتاب چرا جواب نميدي؟! بابا يكي بياد يه گچ پژ (كليده پ ژ گ چ) به مهتاب من بده! مگه تو عربي كه گچ پژ نداري؟! من فداي تو بشم. نبينم دپرستي! تو بايد شاد باشي. خوب پس شدي متولده ٢٠/٣/٧٨
AR m IN جان لطف داري عزيزم.
khale sooske جان من فدات بشم كه انقدر مهربوني. اتفاقا منم عاشق بچه هام. ميدوني، رمان نوشتن خيلي سخته. اگه يه روزي خاستم بنويسم بايد تمام ٤جوكي ها بهم كمك كنن. تو هم بايد كمك كني! باشه موطلايي؟! راستي نصيحتت به چخخ چخه خيلي خوب بود. راستي به نظرم اسمِ كاربريت خوبه. اما خوب اگه ميخاي عوض كنيش. ميشه بذاري پريا مو طلايي ؟ البته اين نظره منه.
رامسررر كاش ميدونستي من چقدر رامسر و جواهرده و نمك ابرودو دوست دارم.... دِ نميدوني ديگه.
Mahsa_namakabrud جان حاله شما؟ احواله شما؟! پس به زودي مياين مشهد! ايشالا هميشه شاد و خوشبخت باشي.
كيان جان كالا ١٦ قسمته. يكم ديگه تحمل كني تمومه. شوما آقايي كيان جان. واقعا دوست دارم، با اينكه نديدمت. ضمنا اگه من استادِ قلمم شما الهه ي قلمي.
هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏ واي چه تفاهمي! با من ازدواج.... اوهوم اِهن. سعيد جان منم تا شبي دو تا فيلم و ٢ اپيزود سريال نبينم خوابم نميبره. اوف پسر عاشقتم. تو از اين به بعد رفيقه جون جونيه خودمي!
مرضيه (دلشكسته) جان من واقعا شرمندتم. الهي من فدات بشم كه ناراحتت كردم. حالا يكم بخند ديگه باشه؟! آشتي؟!
Rè$pÍnÄ جان اسمتو كي انتخاب كرده و چرا؟! هر كي انتخاب كرده واقعا با صليغه بوده!
REZA M جان نكنه زن ميخاي؟!
شوق پرواز جان ايشالا بهترين نمره ها رو بگيري.
abas_m223 جان شوما ٢٢ ارديبهشتي تو شناسنامت اشتباه زدن. من خودم يادمه!عزيزم شما ٨ ماهِ بدنيا اومدي نه ٩ ماهِ. پس ميشي ٢٢ ارديبهشت. ( الان توجيه شدي؟)
آلوچه جان جدي ميگي؟ منم دلم واسه خدا جون با اجازه گفتنت تنگ شده بود.
امیر21 جان از اونجايي كه من تا ١٥ سالگي تويه L.A (لس آنجلس) و تا ٢٠ سالگي تويه D.C (واشنگتن دي سي) زندگي كردم به لهجه مشهدي مسلط نيستم. مِفَهمي يا نه؟! عزيزم چرا گرفتار؟! مطمئن باش دعاي همه بچه ها پشتتِ. (هار هار هار طفلي باورش شد كه من خارجستون زندگي كردم. هار هار غار غار كلاغ شدم)
Rain جان راحت باش هر چي دوست داري صدام كن. خوشحالم كه داستانو دنبال ميكني. راستي خودتو معرفي نكردي!
پ مثل پارلا من فدات بشم. اميدوارم همه متوجه پيام هاي اين داستان بشن. و به اميد روزي كه كسي مثلِ سپيده نباشه.
ghazal.20@ جان حتما واست دعا ميكنم. ايشلا داداشت انقد قوي بشه كه با يه دست پرتت كنه به سمته مشهد.
نرمین... جان ايشالا به حقه همين امام رضايي كه رو به رومه ارتميس جون خوب بشه بزرگ بشه. بعد بشه خانوم دكتر. و خوشبخت بشه. آمين.
kiana 7773 جان واقعا بخاطره تنها در زمين؟ اوه ما گاد! من كه گفتم تو خودتو از الان خانوم دكتر بدون. من دعات ميكنم.
غروب الهي من قربونت بشم. ته دلت دوسش داري. اسمه كاربريتو گذاشتي غروب! حتما ميدوني بعدِ هر غروبي يك طلوع در راهه. جلو بچت گريه نكن. بذار پشتش به تو گرم باشه.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين قسمت پانزدهم.
مهتاب: مطمئنم ساناز لو مون داده. پريا: او او... من به ساناز گفتم بياد ايجا اونم تو راهِ.
(اَه نميتونم تمركز كنم آخه اين پريا خيلي خوشگله!)
سينا در حالي كه تو چشم هاي پريا نگاه ميكنه: پريا جان حالا بايد چيكار كنيم؟ مهتاب كه انگار حسوديش شده: پريا جانو كوفت...من اين همه سال ازت مراقبت كردم كه واسه من پريا جان پريا جان كني!
كيان: خوب شما كه خودتون سياره دارين. چرا اومدين سياره ما رو بگيرين؟ پريا: سياره ما تا پنجاه سالِ ديگه نابود ميشه. عمرش سر اومده! كيان: اون ديگه مشكله خودتونه. مهتاب: خوب ما هم داريم مشكلمونو حل ميكنيم! كيان: با نابوديه مردمِ زمين؟
سينا: پريا جان شما لباتو پروتز كردي؟ پريا: نه ما تو سيارمون از اين سوسول بازيا نداريم! مهتاب: سينا سرت تو كارِ خودت باشه!
دستمو ميذارم رويه شونه كيان و ميگم: حالا بايد چيكار كنيم؟ پريا: به زودي زميني ها سيارشونو نابود ميكنن! ما تو اين پناه گاه جامون امنه. الان مشكله ما سانازه!
كيان: خوب ما بايد جونِ مردمو نجات بديم. پريا با عصبانيت: وقت نداريم. هر لحظه امكان داره زميني ها انفجارو شروع كنن. كيان: من يه آتشنشانم. وظيفه ي من نجاته جونه مردمه! منو مهتابو پريا همزمان با هم: كيان، خفه شو!
پريا در حالي كه از پنجره به بيرون نگاه ميكنه ميگه: بچه ها مهمون داريم!
واي ١ خانم و دو تا اقاي گردن كلفت بيرونن. سينا: اونا كين؟ مهتاب: ساناز و آدماش. شايانو صادق ( ميدونم مرد ها مُردن اينا فضايين ). كيان: خوب درو براشون باز نكنين! مهتاب: تو مطمئني آتشنشاني؟ اين پناه گاه ماله اوناست! احتياجي نيست درو باز كنيم. خودشون كليد دارن!
دره پناه گاه باز ميشه! اونا ميان داخل.
ساناز: سلام دوستان. پريا: با اينا كاري نداشته باش. ساناز: احمقها، چسبيدين به اين دو تا زميني؟! سيارمون نابود شد. پريا با تعجب: چي؟ قرار بود كه سياره ما تا پنجاه سال ديگه نابود نشه! ساناز: خوب محاسباتمون اشتباه در اومد. حالا كه نابود شده. درست مثل تو! پريا: مثله من؟ ساناز: آره خائن ها!
ساناز يه اشاره به شايان ميكنه و اونم هم يك تير تو مغزِ پريا خالي ميكنه!
كيان سريع مي پره رو شايان و اسلحه رو ازش ميگيره و يه تير از زيره چونه شايان شليك ميكنه. ( مغزش پاشيده ميشه) يه تيرم ميزنه به ساناز.
كيان ميدوه به سمتِ صادق و خودشو صادقو به بيرون پرت ميكنه. يه تير تو مغزِ صادق ميزنه.
اوه نيرويه كمكي از راه رسيد. ٣ تا سفينه فرود اومدن.
كيان با فرياد: درِ پناه گاهو ببندين. سينا: تا تو نياي نميبنديم. كيان با فرياد: سينا خفه شو و درو ببند.
مهتاب درو ميبنده.
فضايي ها از سفينه شون پياده ميشن. ٣٠ نفري ميشن. به كيان تير اندازي ميكنن.
كيان فقط فرياد ميزنه: سينا دوست دارم.... داداشي دوست دارم...سينا تو داداشه خودمي... دوست دارم.....
اشك تو چشمام جم ميشه.
بوووووومممممم ( اين صداي اون انفجاره بود كه قرار بود زنينو نابود كنه)
قسمته بعدي قسمته آخره...

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

سحر جان اين مثالي كه برات زدم معنيش اين بود اگه از خدا چيزي ميخاي بايد رو نوع درخواستت تمركز كني. مشكل، مشكله، حالا ميخاد راجب مخاطبِ خاص باشه پول باشه بيماري باشه و يا هر چيزه ديگه اي. منم مشكلات زياد داشتم. خوب سحر جان اگه مشكل دوستاتن، فكر كنم بايد يه تكوني به خودت بدي! تو بهتريني بايد با بهترين ها معاشرت كني!
ELGIMA@@@@@ جان يه كاري نكن بيام انقد دماغتو بكشم كه كنده بشه!
هميشه خزان يه اسم انتخاب كن كه دقيقه اي صد بار عوضش نكني! (-_-) راستي من الان دره خونتونم. درو باز كن. اِ... باز كن ديگه. ( انقد از خارش گفتي كه الان كلا دارم ميخارم. چخخخخخخخخخه چهخخخخخخ)
چکاوک جان ممنونم از لطفت. پيشنهاد ميكنم تو هم زود تر داستانت رو بذار.
sanaz71 جان باور كن تو اين مدتي سايت بسته بود، من چند بار اومدم درِ خونتون اما خوب كسي درو باز نكرد. باور نميكني؟! يعني من دروغ مي گم؟ تو داري به من مي خندي؟ داري مسخرم ميكني؟ خوب وقتي تو اولين نفر بودي كه سوال پرسيدي يعني من پرسيدم ديگه!!! راستي به نظرِ تو يك تلفنچي ده ميليارد دلار پول داره؟ حد اقل ميگفتي حسابدار! ضمنا شوما هنوز نقشتون تموم نشده. صبر كن قسمتاي بعدي يَك بلايي سرت بيارم. هه تلفنچي. من فداي ساناز خانوم بشم. حالا يكم بخند واسمون.... يكم ديگه.
مهتاب جان
مهتاااااب.... مهتاب چرا جواب نميدي؟! بابا يكي بياد يه گچ پژ (كليده پ ژ گ چ) به مهتاب من بده! مگه تو عربي كه گچ پژ نداري؟! من فداي تو بشم. نبينم دپرستي! تو بايد شاد باشي. خوب پس شدي متولده ٢٠/٣/٧٨
AR m IN جان لطف داري عزيزم.
khale sooske جان من فدات بشم كه انقدر مهربوني. اتفاقا منم عاشق بچه هام. ميدوني، رمان نوشتن خيلي سخته. اگه يه روزي خاستم بنويسم بايد تمام ٤جوكي ها بهم كمك كنن. تو هم بايد كمك كني! باشه موطلايي؟!
رامسررر كاش ميدونستي من چقدر رامسر و جواهرده و نمك ابرودو دوست دارم.... دِ نميدوني ديگه.
Mahsa_namakabrud جان حاله شما؟ احواله شما؟! پس به زودي مياين مشهد! ايشالا هميشه شاد و خوشبخت باشي.
بچه ها همتونو دوست دارم. (بعضي هارو ٢٠ تا بعضي ها رو ٥ تا)

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين قسمت چهارده�
تويه آسمون پُره از سفينه هايه فضايي. شهر بهم ريخته. مثله آخرالزمان. صداي جيغ. تصادف. اتيش.
سينا: مهتاب اينا چي از جونمون ميخان؟ -سيارتونو. كيان: مي گم كه.... مهتاب: خفه شو آخه تو اين وضعيت وقته سوال كردنه؟!
كيان زيره لب ميگه: جوابه سينا جونشو ميده اما جوابه منو نميده.
خيابون ها خيلي شولوغه مردم ترسيدن.
مهتاب ميگه خيلي ترافيكه بايد پياده بريم. از ماشين پياده ميشيم. شروع ميكنيم به دويدن. مي رسيم به چندتا خيابون بالاتر. يه سفينه كوچيك جلومونه. درش باز ميشه و ما ميريم داخلش. راننده سفينه كه يك مرد هست از مهتاب ميپرسه اينا كين؟
مهتاب اسلحشو در مياره و به اون مرد شليك ميكنه! مهتاب سفينه رو راه ميندازه. سفينه از رو زمين ارتفاع مي گيره. (پرواز ميكنه)
كيان: اين مرده كي بود؟ مهتاب: خفه شو نميبيني دارم رانندگي ميكنم؟!
سينا: اين مرده كي بود؟ مهتاب: ما از يه سياره ديگه هستيم.
منو كيان تعجب ميكنيم. كيان: سينا ازش بپرس پس چرا شبيه آدما هستين؟ سينا: چرا خودت نميپرسي؟ كيان: كه باز بهم بگه خفه شو؟! سينا: اگه فضايي هستين پس چرا فارسي صحبت ميكنين؟
مهتاب: ما هشت ساله كه سياره زمينو پيدا كرديم. ميدونين چجوري؟ كيان: سينا ازش بپرس چجوري!
شما ها خودتون تو فضا پيام ميفرستادين (ناسا هميشه در حاله فرستادن سيگنال به فضاست تا موجوديته بشرو اعلام كنه)
كيان: اَه چقدر ما آدما خَريم!
مهتاب: ما از شما پيشرفته تريم. ما براي ياد گيريه زبان. كلاس نميريم. با تزريقِ اطلاعات به مغزمون ياد ميگيريم.
سينا: اَ چه باحال! حالا چرا مرد ها رو نابود كردين؟ -چون ML فقط ميتونست مردها رو بكشه. از زن ها نقطه ضعفي نداريم.
ميرسيم به يه پناه گاه كه دور تا دورش كوهِ. فرود ميايم. درِ وروديه پناه گاه شيشه ايه. در باز ميشه ميريم داخل.
واي يه دختره چشم رنگيه مو طلايي! چه نازه مثله فرشته هاس.
كيان يكي ميزنه پسِ كله سينا. كيان: داداشي شما انتخابت مهتاب خانوم بود!
مهتاب: سلام پريا. پريا: سلام. سلام بچه ها. خبراي بدي دارم! كيان: خودمون ميدونيم. فضايي ها حمله كردن! پريا: شما هميشه انقد زرنگي؟
پريا در حالي كه دست به سينه ايستاده ادامه ميده: زميني ها تصميم گرفتن سيارشونو نابود كنن! منو كيان در حالي كه دستمونو ميكشيم رو موهامون همزمان ميپرسيم چرا؟
پريا: زميني ها ميدونن كه توانه مقابله با ما رو ندارن، براي همين تمامه كشورها با هم متحد شدن و تصميم گرفتن سيارشونو نابود كنن.
كيان با فرياد: آره ما حاضريم بميريم اما نذاريم كسي به سيارمون تجاوز كنه!!! سينا: ولش كنين اين كلا ديوونس!
پريا: فقط نميدونم كي ما رو لو داده كه داريم به زميني ها كمك ميكنم؟! (منظورش كمك به نجاته سينا و كيانه) مهتاب: من از ساناز ده ميليارد دلار خواستم.(پولي كه به مرضيه داده بود، كه كيانو آزاد كنه. نگين كه يادتون نمياد) مطمئنم ساناز لو مون داده. پريا: او او... من به ساناز گفتم بياد اينجا اونم تو راهِ
ادامه دارد...
خانوم صادقي بخدا شرمندتونم. خيلي طولاني شد. نمي تونستم كوتاه تر بنويسم. حتما خسته شديد نه؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

صندلي داغ. محمدرسول و هر روز كته...
محمد رسول اگه يه روز بهت بگن سينا احتياج به پيونده كليه داره و اگه تو كليه تو بهش ندي ميميره چكار مي كني؟ (ميدونم تو حتي يه هزار تومني هم واسه نجاته جونه من نميدي!)
هر روز كته فرض كن سربازيت تموم شده. ميري پاسپورت بگيري اما بهت ميگن تو كه سربازي نرفتي! و به زور دوباره ميبرنت سربازي اونم لبه مرز! خوب اون وقت چه غلطي... ببخشيد ...اونوقت چكار ميكني؟ توضيح بده! (اره يا نه. بعدش چه احساسي دارين؟)
امیرطاها و آبجی نگین: اگه تنها راهِ رسيدنه شما به هم اين باشه كه دماغه منو بشكونين حاضرين اين كارو بكنين؟ دماغه عباس رو چطور؟ توضيح دهيد.
و اما:
مهتاب جان جدي همچين عادتي داري؟ چه جالب. ميگم ها، من نفهميدم متولدِ چندِ خردادي؟ مطمئني اگه بيام پاركِ بانوان خانوم ها مثل تنها در زمين ازم استقبال ميكنن؟
khanumi جان سلام. سوال كردي چرا تو داستان عشق دروغين دخترا نقشِ آدم بده ان؟ جواب ساده است. آيا ميشه سو استفاده هايي كه يه پسر از دختر ميكنه رو با جزئيات نوشت؟! شما قسمتِ پنجمو مطالعه بفرماييد. ما تو قسمتِ پنجم يك پسره خودخواه و سواستفاده گر داريم. خواهش ميكنم داستانو تا آخرش دنبال كنين.
Rè$pÍnÄ جان مرسي جوابمو دادي. اسمت با اسمه من ست ميشه. سينا. رسپينا.
ELGIMA@@@@@ مادر جان سلام. نه نميشنوه (با فرياد) مادر جان سلام. ادامشو بگو. راستي مادر جان باز كه آلزايمر گرفتي. مهتاب عروست نيست. ميشنوي صدامو. مادر جان تا يادت نرفته ادامشو بگو.
sepide *72 جان من فدات بشم. ولي انقد اين رضا رو اذيت نكن. گناه داره.
ghazal.ahooooye tizpa جان من حتما واست دعا ميكنم. اصلا زندگي بدونه مشكل كه نميشه. من خودم كلي مشكل دارم. بايد به مشكلات بخنديم. بعد خودشون خجالت ميكشن ميرن.
محمّدرسول بذار نوبته تو بشه يك سوالايي ازت بپرسم! فقط شانس بياري عباس نذارتت روي صندلي داغ.
@Elnaz@ جان ايشالا وقتش كه شد يه شواليه با اسبِ سفيدش از مشهد بياد و تو رو با خودش ببره مشهد.
MrDoosti عزيزم ايشالا قسمتت بشه بياي.
هانا جان من خودمم ده دقيقس دارم به خوابت مي خندم. آخ خدا خندم بند نمياد.
sanaz71 جان خجالت زدم نكن ديگه. عزيزم. من الان واقعا نميدونم چي بگم. اميدوارم هميشه شاد باشي.
REZA M داداشي نبينم تنهاييتو. ما ها هواتو داريم. شاد باش.
رفت... ! hapy تولدت ملارك.
بهار 58 جان تولدت مبارك ببخشيد دير شد.
غروب. غروب. غروب
ويژه غروب. سپيده خانم. اگر را كاشتن اما هرگز سبز نشد! مطمئنم اگه به عشقت نميريسيدي ميگفتي كاش بهش ميرسيدم. ما هميشه ناراضي هستيم. اين اتفاق افتاده. بايد باهاش كنار بياي. بايد بخندي تا بچتم بخنده. تا مشكلات جلوت كم بيارن.
RaNg@RaNg چشمات قشنگه. داستان آخراشه. چرا زود تر نگفتي كه نقش ميخاي!
نرمین... الهي من فدات بشم. من الان رو به حرمم دارم واست دعا مي كنم. خدا بزرگه.
ghazal.20@ داداشيتو زدي؟! اي بي معرفت.
kiana 7773 جان منظورت كدوم فانتزيمه؟ تنها در زمين كه داستانه نه فانتزي! بعدشم من تمامه قسمت ها شو تو فكو فاميل مي زارم تا راحت بشه پيداش كرد. ببينم پس كي ميخاي بري پايه درسو مشقت؟!
El Jefecito جان من در حدي كه ماهي قرمزو از تو تنگ بگيرم بلدم. اما حرفه اي نيستم. بهم ياد بده. مرسي.
مرضيه (دلشكسته) جان گله داري ازم؟ بگو، گوش مي كنم! اِ ... بگو ديگه!
عباس. تولدت مبارك. ايشالا ٣٣ سال عمر كني! خوب ديگه آخرش ٤٠ سال! كمه؟ خوب ١٤٠ سال
سعيد. نرو ديگه. تازه با هم رفيق شده بوديم. البته ميدونم. حتما وقت نميكني!

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

عشق دروغين قسمت ششم.
رضا داره ديوونه ميشه! با خودش ميگه: دختري كه نميذاشت من بهش دست بزنم ميره به يكي ديگه بوس ميده.
رضا دلش شكسته. تو خيابونا قدم ميزنه و اشك ميريزه. مثل ديوونه ها با خودش صحبت ميكنه. مردم همه تو خياباون بهش نگا ميكنن.
ديگه دير وقت شده. رضا ميره خونه. مامانش بهش ميگه: پسرم تا حالا كجا بودي؟
رضا دوباره ميزنه زيره گريه! مامانشو در آغوش ميگيره. مامانش ميگه: پسرم خواهش ميكنم به من بگو چي شده؟! -نه تو دعوام ميكني! -پسرم بگو منو دق نده.
رضا همه چيو واسه مامانش تعريف ميكنه. حالا ديگه آروم شده.
مامانش: پسرم، فداي سرت. خودم يه دختره خوب واست ميگيرم. -اصلا من ديگه زن نميخام. -باشه پسرم. هرچي كه تو بگي. -مامان، يه وقت به بابا چيزي نگي! -نه پسرم خيالت راحت باشه. -بابا تا منو ببينه ميفهمه. -اوووه بابايه مُردشور بردت تا يك ماهِ ديگه از سفر بر نميگرده.
رضا ميره تو اتاقش تا بخوابه. با خودش ميگه ديگه بميرمم به سپيده زنگ نميزنم. اما فكرش راحت نيست.
سه شب به همين روال مي گذره. تا اينكه شبِ سوم :
گوشيه رضا زنگ ميخوره! آره سپيدس. رضا خيلي سعي ميكنه كه گوشي رو جواب نده اما نميشه و جواب ميده!
رضا: چيه آشقال؟! -چرا بهم زنگ نزدي؟ تو منو بدبخت كردي! -كصافط برو با همون دوسته پورشه سوارت! -خيلي پستي! داري به من تهمت ميزني! اون داييم بود. داييم تو كاره تعميره ماشينه! -منم باور كردم. تو فقط دنباله پولي! اونم دوستت بود!
سپيده از پشتِ تلفن گريه ميكنه و ميگه: خيلي بي رحمي. اون شب كه جلو داييم به من اونجوري نگاه كردي بهم شك كرد و به داداشم گفت. انقدر كتك خودم كه دستم شكست الانم دستمو بستم! رضا با بغض:اگه داييت بود پس چرا لباتو بوسيد؟ -بي تربيتِ بد بين داييم لپمو بوسيد!
رضا قانع ميشه و ميگه: سپيده دوست دارم منو ببخش! -مگه ميتونم نبخشمت؟! رضا جون بايد برم شام بخورم فردا بيا دنبالم تادستمو ببينه كه بستمش! فعلا كاري نداري؟ -نه عزيزم. خدافظ.
سپيده: خوب چرا قطع نميكني؟ -اول تو قطع كن! -نه اول تو. -من آقاتم ميگم اول تو. -چشم.
آخ چرا اين رضا انقدر ساده هست؟ سپيدهِ دروغگو!
ادامه دارد...
با تشكر از ممر و علی كه عشق دروغين رو با ذكر منعِ سايت (٤جوك) و نويسنده تويه وبلاگشون نوشتن.
من يه گله هم دارم از بعضي ها! واقعا جاي افسوس داره. خيلي ها مطالب و خاطراتمو تويه سايت يا وبلاگشون كپي كردن. جالبيش اينجاست كه تويه خاطراتم اسمه خودشونو جايگزين سينا كردن!
حتي يك خانوم (اگه اشتباه نكنم از اعضاي همين ٤جوكه خودمون هستن) خاطره منو به اسمه خودشون نوشتن و بعد پسرا زيرش واسشون نظر گذاشتن كه راست ميگي؟ اين خانوم هم فرمودن: هنوز يادِ خاطره ام (خاطره منو مي فرماين) ميوفتم خندم ميگيره!

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

شرمنده خيلي طولانيه.
farn.74 جان چشم حتما. يعني چي خدافظ؟ آدم نبايد زود كنار بكشه.
Memoll kochooloo جان من رو ٣ تا چيزه مشهور تعصب دارم بد جور. يكيش سلنا گومزِ كه بنظرم خيليم خوشگله و از ساله ٢٠٠٣ كه يازده سالش بود ميشناسمش (هر كسي يه سليقه اي داره) دوميش بنيامين بهادريِ كه بنظرم بهترين خواننده دنياست. با سبكِ معركش. سوميش سرياله سوپرنچراله كه معركس من عاشقِ اين سريالم. اين ٣ تا رو خيلي دوست دارم. و وقتي كسي ازشون بد ميگه ناراحت ميشم. البته قصدِ ازدواج با هيچكدومشونم ندارم (#_#)
khale sooske پريا جان ممنونم از محبتت. تازه من مطمئنم شما خيلي خيلي زيبا هم هستي. از كجا مطمئنم؟ پستايي كه تو پاتوق ميزاري. طوري كه با اعضايِ پاتوق مخصوصا پريا ١١هه صحبت ميكني. تازه حدس ميزنم موهاتم قهوه اي ( قهوه اي ميگن يا خرمايي؟) هست. البته فقط حدسه. آخ الان ELGIMA@@@@@ منو ميكشه.
هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏ والكينگ دِد رو هم ببين. زامبيه.
.::atefeh::. جان من اگه بهترين تجربمو بگم پستم تاييد نميشه. فقط ميتونم بگم هيچكدومتون هميچين تجربه اي نداشتين.
چخه چخه جان من وقتي گلوم ميخاره اسمه كاربرياو ميگم خارشش تموم ميشه.
sintel باشه خودم ميذارم. ببين منو كنكور هر سال هست. ولي ٤جوك اونم هر سال هست.
کاش... امير رضا بچه هاي اينجا دلشون پاكه هواتو دارن.
رامسررر بله جدي. منم دلم واسه شهرتون يه ذره شده. از جواهرده چه خبر؟
كيان جونم تو اصلا ميدونستي نويسنده هري پاتر منم. راستش بعيد ميدونم كتاب بنويسم.
AR m IN جان اگه ايجوريه كه بيخيال. اوه توپ تركوندم! مرسي
P@raZit جان دوستِ گرامي بله مشهد هستم. شهر امام رضا عليه السلام.
Quean of night جان معنيه اسمت تو حلقم. اميدارم هميشه لبات پر باشه از خنده. شما بخند من كيف ميكنم.
مرمری خانم*الهه ناز. مرجان جان فانتزيتو خوندم. زيبا بود. پيشنهاد ميكنم ادامه بدي. خيلي خوشحال شدم منم توش راه دادي.
آلوچه
اگه يه پسر بهت دروغي بگه كه به نفعه خودش باشه (مثلا با دروغش خودشو از مخمصه نجات بده) خيلي بده.
اگه دروغش به نفه تو باشه. بد نيست.
اگه دروغش واسه اين باشه كه جلوت كم نياره بده اما نه خيلي بد.
*azi* جان. چرا رمانمو رو كاغذ نميارم؟ بذار يه توضيح بهت بدم. راجبه رمانم.
موضوعه رمان در موردِ يك پسرِ اهله نيويورك (ايالت متحده) و يك دخترِ اهل موگاديشو (پايتخت سومالي) هست. موضوعش بسيار جالبه. اگه درست نوشته بشه مطمئنم در سطحه جهاني فروش زيادي مي كنه. داستان پُرِ از نكته هاي جالب.
اما نوشتنش خيلي سخته! باور كن سخته! نميتونم از پسش بر بيام. چون سطحه داستانش از تنها در زمين خيلي بالاتره. (تنها در زمين يك داستانِ ساده هست) شخصيت هاش خيلي پيچيده ترن. از يه طرفه ديگه توصيف يك زندگيه آمريكايي و سوماليايي واسه من خيلي سخته.
abas_m223. abas_m223
عباس.
عباس جان سلام. اگه اشتباه نكم اولين كسي كه نظم صندليه داغو بهم زد من بودم. (من از خانوم صادقي سوال كردم) خوب شايد اگه بي نظمي نميكردم جو خراب نميشد.
من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم. نه نگو نيازي به عذر خواهي نيست.
عباس جان... يه بوس ميكني منو؟
البته شايد منظورت من نبوده باشم اما به نوعي من مقصرم.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

عشق دروغين قسمت پنج�
امروز سپيده ميخاد بره بازار تا لباس بخره. به مرجان زنگ مي زنه تا با هم برن. اما مرجان وقت نداره و سپيده مجبور ميشه تنها بره. مانتو قرمزشو تنش ميكنه و يك شالِ مشكي كه روش پره از دايره هاي صورتي. شالش با كفشاي اسپورتِ صورتيش ست شده. واي... چه تيپي زده.
سپيده ميره بيرون. تو خيابوناي بالا شهر.
سپيده در حاله قدم زدنه كه يك ماشينه مشكي جلوش ترمز ميزنه! آره يه پورشهِ كه يك پسر رانندشه.
پسره به سپيده ميگه: خانوم. مانتوتون چقدر نازه. من عاشقه مانتويه قرمزم. -اِ... منم عاشقه پورشه ام.
پسر با اعتماد به نفس بالا ميگه: همه همينو بهم ميگن. -اِ... خوب برو با همون همه!
پسر در حالي كه كمي تو ذوقش ميخوره ميگه: شوخي كردم سوار شو. -اِ... چرا؟ -چون من پولدارم. -اما از پسه خرجه من بر نمياي! -حالا سوار شو!
سپيده سوار ميشه. (چرا به منه نويسنده فحش ميدين؟ سپيده سوار ميشه ...دِهَ)
سپيده: من سپيده هستم و تو؟ -من عباسم. نه... خيلي خوشگلي. -ميدونم... ميدونم!
سپيده كه متوجهِ نگاه هاي عباس شده ميگه: چيه دختر نديدي تا حالا؟ -ميخاي طفره نريم؟ -يعني چي؟ -من ازت خوشم اومده! اصلا ميخام همينجا بوست كنم!!!
سپيده اخماشو تو هم ميكنه و ميگه: خيلي بيشعوري! -آخه ميخاستم بهت ثابت كنم از پسه خرجت بر ميام! -اِ... اين روزا هزينه بوس زياد شده! -مثلا چقد شده؟ -صد دلار!!!
عباس با تعجب ميگه: دلار؟! حالا چرا دلار؟! -ديدي خسيسي! -من خسيس نيستم. -خوب من برم ديگه! -نه صبر كن! من خسيس نيستم ١٠٠ دلار ميشه ٣٠٠ تومن قبول. (٣٥٠ ميشه ها داره سرشو كلاه ميذاره)
با ماشين ميرن تو يه كوچه.... عباس خيلي خوشحال بنظر ميرسه. و سپيده رو ميبوسه.
اُوه نه يكي داره ميزنه به شيشهِ سمته سپيده. رضاست خوده خوده رضاست. سپيده شيشه رو ميده پايين. و با رضا چشم تو چشم ميشه. رضا هيچي نميگه. فقط با نفرت و اشك به سپيده نگاه ميكنه.
عباسم به نظر خيلي ترسيده.
رضا پشتشو ميكنه به سپيده و ميره.
ادامه دارد...
بچه ها ميدونم تلخه اما قول ميدم ارزشه خوندشو داشته باشه. آموزندس. دنبالش كنيد.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

خصوصياته متولدينه آذر...
استاد در تجارت. بانمك. دوست داشتني. مهربون. به هر چي ميخان ميرسن. خوشگل. با سليغه. با عرضه. دوست داشتني. موفق. خلاصه اش كنم متولدينِ آذر بهترين انسان هاي دنيان.
انسان هاي معروف متولد آذر: خانم صادقي sanaz71 و fetus71

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

صندليه داغ.
خانم صادقي من يه بار سوالامو ازتون پرسيدم. اما خوب عباس گفت قبول نيست. خوب يه سوال...
فرض كنين اومدين مشهد. دارين از عرضه خيابون رد ميشين كه يك ماشين زيرتون ميگيره به طوري كه پاي چپتون قطع ميشه. بلند ميشين تا با راننده ماشين دعوا كنين، اما متوجه ميشين كه راننده ماشين كسي نيست جز سينا مشهد.
خوب در اون لحظه واكنشتون چيه؟! (نگيد كه ميرم ازش امضا بگيرم كه باورم نميشه)
----------------------------------------------------------------
اول اينكه دور از جونم، دوم اينكه از جام تكون نميخورم تا مامور بياد كروكي بكشه!!!