س

سینا

@سینا مشهد · ۴۳۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۷۸ رأی)

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

sanaz71 دوباره منم سینا.
بابایه منم قند داره. بابایه بابامم قند داره. بابای مامانمم قند داشت (فوت شده)
من فقط واسه تو یه دوستِ مجازیم. اصلا من واسه تو مهم نیستم. لذت داره اشکمو در میاری؟ من فقط میخاستم شاد باشی. اصلا هر اتفاقی میخاد بیوفه هر چی میخاد بشه. اما باید شاد باشی. تو الان زنده ای مامان باباتم پیشتن. شرط میبندم اونا هر وقت لبخندتو میبینم کیف می کنن. اما هر وقت ناراحتیتو میبینن دو سال پیر میشن. دلم شکست. نرو........

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

محمّدرسول اخه اینجا جای تبلغاتِ؟! خوب میگفتی از لوله باز کنم استفاده کنم . چرا اسمه مارکشو میاری؟ پول گرفتی تبلیغ کنی واسشون؟ خوبه من تبلیغه هاکوپیانو بکنم؟ نه خوبه یا نه؟
Raya جان چشم. اما اینو بدون که دله من پاک نیست. (جدی میگم) Raya به خدا زندگی شیرینه اما ما تلخش می کنیم. آره من از مشکلاتِ تو خبر ندارم. اما میدنم چیزای زیبا هم تو زندگیت داری. چیزایی که انقد زیبان که اشکتو در میارن.
آلوچه (فروغ خانم) ما خونمون دقیقا توی احمد آبادِ (کسی که بلد نیست ایشالا) هر وقت اومدی مشهد بیا اونجا و بپرس میخام برم خونه سینا اینا! تا راهنماییت کنن. محلِ کارمم که چسبیده به حرمه.
شـــــايـــــانـــــsh_m0 جان من هنوز از خونوادم قهر نکردم که آلبوم بدم بیرون. البته واسه بچه ها زیاد میخونم. اوف خیله خوب لو رفتم . بچه ها من جاستین بیبرم. نمیخاستم بهتون بگم. What abas? (به زبان فارسی یعنی چیه عباس جا خوردی! فکر نمیکردی من اینجا باشم؟) حلا که شخصیتم لو رفت اینم بهتون بگم که عباس تا حالا نتونسته دست رو من بلند کنه. ها ها ها
بهار58 جان شما لطف دارین. من حتما واستون دعا میکنم. ایشالا زود تر بیاین مشهد. امیدوارم موفق باشید. و هر وقت تونستین واسمون یه پست بذارین.
Mahsa_namakabrud جان نمک ابرود تلکابین. بعد رامسر زبیاترین جای ایرانه.
کاش... واقغا نمیدونم چی بگم. فقط دعا.
لابستر جان مرسی بی زحمت جعبشم میدی. دو سه هفته دیگه برش می گردونم.
Dokhtar Shomaali ابغوره چرا؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

sanaz71 جان شاید اگه تو نیای تو سایت منم دیگه نیام. البته داستانمو تموم میکنم. ساناز من از دستِ تو چیکار کنم اره؟ میگی نا امیدی...بهت امید میدم. واست دعا میکنم. به همه بچه ها گفتم واست دعا کنن. حالا میگی میخام برم! من از دستت چیکار کنم. اگه بگم ازت دلخور نیستم دروغ گفتم. اصلا دوست دارم ناراحتیو بیماری بیاد سراغم ببینم تو چیکار میکنی.
بچه ها حالا دیدن زندگی زیباست. اما این ماییم که زندگی رو واسه هم دیگه زهرش میکنیم

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين قسمتِ دهم.
مرضيه در اتاقو باز ميكنه. واي... دارم ميرم تو اتاق تا كيانو ببينم.
ميرم تو. آخ خدا نفسم بند اومده.
يه تختِ آهني روبه رومه. يه نفر نشسته رويه تخت. سرشو مياره بالا. آره خودشه. بخدا خودشه.
انقدر بغضم گرفته كه حتي نميتونم بهش سلام كنم. اشك از چشام سرازير ميشه. كيان بلند ميشه. داره گريه ميكنه. بدو بدو ميريم سمتِ هم. بغلش مي كنم. فقط صدايِ هق هقه ما دوتا شنيده ميشه.
آخ خدا چرا زبونم بند اومده؟
كيان: خوبي داداشم؟ -آره قربونت بشم. -چرا گريه ميكني داداشم؟ -خودت چرا گريه ميكني؟! -هنوز ازم ناراحتي؟
زانو ميزمو پاهاشو بغل ميكنم. كيان منو بلند ميكنه.
اشكام بند نمياد. به كيان مي گم: كيان غلط كردم. منو ببخش. من همش اذيتت كردم.
ميزم تو صورتِ خودم.
كيان: نكن سينا. نكن داداشم.
آخ كه حسه خوبيه!
مهتابو مرضيه ميان تو اتاق.
مهتاب: سينا بايد بريم. مرضيه كيانو مياره پيشمون. سينا: من بدونه كيان هيچ جا نميام. مهتاب:سينا به من اعتماد كن.
مهتاب كيانو پيدا كرده. پس بهش اعتماد ميكنم. مهتاب: مرضيه ٢٤ ساعت فرصت داري كه كيانو به اين ادرس بياري. مرضيه: باشه. ميارمش.
سخته... اما از كيان خدافظي ميكنيم.
مهتاب كيه؟ ١٠ ميليارد دلار از كجا اورده؟ چرا تمامه موجوداتِ نَر مُردن؟ مهتاب چجوري جونه منو كيانو تو اين ٥ سال نجات داده؟
ادامه دارد...

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

ELGIMA@@@@@ جان سوال كه زياد دارم مثلا: اسمت؟ فاميلت؟ نام پدرت؟ شماره شناسنامت؟ تاريخ تولدت؟ سايزِ كفشت؟
لیلی و هیچکس... جان چرا ناراحت بشم؟ اره ليلي و مجنون؟ (-_-)
RaNg@RaNg جان حتما
mohammad جان از ما دلخور نشو. بچه ها mohammad مامانش مريضه. واسش دعا كنين.
رامسرر جان. سلامِ منو به زيبا ترين شهرِ دنيا برسون.
khale sooske جان شما از همين لحظه استخدامي. پريا خانوم حالا چرا خاله سوسكه؟
هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏ سعيد جان يه خشاب ژ٣؟ wow چقدر رمانتيك.
@Elnaz@ برم بغلِ حبيب اره؟ اِ حالا بدو بيا تو بغلِ مهتاب.
دنیا71 جان غصه نخور منم تا يه ماه پيش فكر ميكردم مسيحا دختره!
آتییییییش!! ميدوني شما ها كه از راهِ دور به عشق امام رضا مياين مشهد از ما مشهديا بيشتر ثواب ميكنين؟ خوش بحالت كه انقد عاشقِ امام رضايي.
كيان جان زدي تو گوشم صورتمو كبود كردي بعد ميگي دستم بالا نميره! فداي ته ريشت بشم

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

ويژه fatemeh(Iman
عزيزم سروده هاي من يه مشت چرتو پرتِ/ مثلِ جيبام كه هميشه توش پُرِ خرتو پرتِ.
شما شاعريو نمرت بيست/ اصلا رو دست شما عمرا نيست.
زدن تو ذوقه من هست افتخارت/ با اين كارا بالا ميره اعتبارت؟
من شاعر نيستم. و هيچ ادعايي در اين زمينه ندارم. حالا چرا شعراتو بسوزوني؟
با ارزوي خوشبختي براي تو.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

عشقِ دروغين. ( يه داستان در چند قسمت. آموزندس. پس بخونش. نويسندش خودمم)
تويه يكي از همين كافي شاپ هاي شهر يه دخترو پسر روبه رويه هم نشستن. به نظر خيلي همو دوست دارن. دو فنجون قهوه رويه ميزشونه! اسمِ پسره رضاي و اسمِ دخترِ سپيده
رضا تو چشماي سپيده نگاه ميكنه و ميگه: واي سپيده وقتي تو پيشمي انگاري تو بهشتم! سپيده با لبخند ميگه:آخي چه رومانتيك. - ما دو ماهِ با هميم ...يعني ميشه يه روز بالاخره باهم ازدواج كنيم؟! -اگه بحرفم كني مطمئن باش ميشه. -خيلي دوست دارم سپيده جونم. - منم دوست دارم.
قهوشونو ميخورن. سپيده ميگه: عزيزم بايد برم. -كجا؟ يكم ديگه نميموني پيشم؟ -بايد براي تولدِ داداشم كادو بخرم.
رضا با صداي اروم ميگه: باشه.
سپيده: عجيجم مگه نگفتي پوله كادويه داداشمو ميدي؟ -بله كه ميدم. فقط تو تنهام نذار! -هه... ديوونه.
رضا از تو جيبش يه تراولِ پنجاهي در مياره و ميده به سپيده.
سپيده هم خدافظي ميكنه و ميره.
رضا به اين فكر ميكنه كه چقدر خوشبخته و با چه دختره خوبي دوست شده با خودش ميگه: كاش خونوادم يكم روشن فكر مي بودن. كاش منو سپيده بهَم برسيم.
رضا پسرِ خوبيه.
سپيده ميره تو بازار و يه كمر بند ميخره. انگاري خيلي عجله داره! كمر بندو ميده به فروشنده تا كادوش كنه.
سپيده ميره چند تا خيابون بالا تر. داخله يه كوچه ميشه. يك ماشينه شاسي بلنده مشكي اونجا توقف كرده كه رانندش يك پسره.
سپيده سواره ماشين ميشه.
سپيده: سلام امير! -سلام عشقم. -تولدت مبارك عزيزم. -واي مرسي عشقم.
گوشيه سپيده زنگ ميخوره. رضاست. سپيده ردِ تماس مي زنه و اِس ميده كه داداشم كنارمه نميتونم صحبت كنم.
رضا نفهميد كه سپيده با دوستِ ديگشِ
ادامه دارد...

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمين قسمتِ نهم.
مرضيه ما رو سوارِ اسانسور ميكنه. ميريم طبقه منهاي يك.
من ميام از مرضيه بپرسم كه كيان زندس؟ اما متوجه ميشم كه اثر قرصِ از بين رفته (اگه يادتون باشه مهتاب بهم يه قرص داد كه صدامو زنونه ميكرد. و من لباسه زنونه پوشيده بودم) مرضيه: صدات چرا مردونه شد؟
اوه فكر كنم لو رفتيم.
مرضيه: نكنه تو سينا هستي؟ مهتاب: اره درست فهميدي. اما بزار باهات مذاكره كنيم. مرضيه: مذاكره؟ چه مذاكره اي؟ مهتاب: من كيانو ازت ميخرم! مرضيه: متاسفم من شرافتمو نمي فروشم كيان اميدِ ما واسه ادامه حياته! مهتاب: اوه پس كيان زندس. ببين شما نميتونين با كيان از انقراضِ انسان ها جلو گيري كنين. من ١٠ مليارد دلار بهت ميدم. ما ميتونيم ادامه حياتِ بشرو نجات بديم.
سينا: عجيبا غريبا تو اين همه پول داشتيو ما نمي دونستيم. عشقم. ١٠ مليارد دلار!!!
مرضيه كمي مكث ميكنه و ميگه: چجوري اين همه پولو بهم مي دي؟ مهتاب: شماره حسابتو بده! مرضيه: فرض كنيم تو پولو بدي... خوب من كيانو چجوري از اينجا خارج كنم؟ مهتاب: من ميدونم تو ميتوني!
مهتاب گوشيشو در مياره و يه تماس ميگيره.
مهتاب: الو سلام ساناز. همين الان به اين شماره حسابي كه ميگم ١٠ مليارد دلار واريز كن!!! سريع!!!
مهتاب از مرضيه شماره حسابشو ميپرسه. مبلغ واريز شد.
مهتاب: مرضيه اگه كيانو از اينجا خلاص نكني... جونتو از دست ميدي! پس فكر زرنگ بازي رو از سرت بيرون كن!
مرضيه در حالي كه حسابي گيج شده: هوم؟با... باششش ... باشه.
سينا: من الان ميخام كيانو ببينم!!! مرضيه: دنبالم بياين.
مرضيه ما رو ميبره به انتهاي راهرو. يه اتاق جلومونه.
مرضيه: كيان تو اون اتاقِ. سينا: اينجا دوربين نداره؟ مرضيه: نه اينجا محدودهِ محرمانس... دوربين نداره.
نميخام كيان منو تو اين لباسا ببينه. پس لباسايه زنونه رو در ميارم. زيرش لباس مردونه تنمه!
مرضيه در اتاقو باز ميكنه. واي... دارم ميرم تو اتاق تا كيانو ببينم.
ادامه دارد...
مهتاب اينهمه پول از كجا داره؟!

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

يكي از دوستان واسم اينو تعريف كردش:
يك مخاطبِ خاص داشتم. خيلي دوسش داشتم. خيلي ناز بود. ٢سال با هم بوديم. يه شب با هم زيرِ بارون قدم ميزديم. هر چي بارون شديدتر ميشد. من از مخاطبم بيشتر زده ميشدم. بالاخره بارون تمامِ آرايششو پاك كرد و چهره واقعيشو نشون داد. اَه حالم بهم خورد. همونجا ازش جدا شدم.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

p@rmida جان اسمِ تو شناسنامه ات چیه؟
خانوم همساده جان مرسی خوبم. عشقی ندارم که حالش خوب باشه. همه خوبن ممنون. دلت واسه اما رضا تنگ شده؟ خوش بحالِ دلت! بایدم دلت تنگ بشه. چون دلت پاکه. درسته تو زندگیت مرتکب گناه شدی اما اینو بدون که دلِ پاکی داری. از ته دلم میگم. ایشالا خودت به زودی بیای زیارت اما رضا.
saHar جان سلام. خوبی همشهری جون. خونواده خوبن؟ بابایی چطوره؟ (-_-)
dr atfalllll جان منم چاکرت�
sepide *72 اوه مای گاد (oh khodaye man) مرسی شما لطف داری. الان کلی روحیه گرفتم.
fatemeh(Iman) جان چجوری ادم میتونه هم فاطمه باشه هم ایمان؟ من فقط اشپزی میکنم. ظرف نمی شورم.
sanaz71 جان شما از همین الان استخدامی.
مهتاب چطوری؟ خوبی؟ دختر خاستیه سایتی تو. (-_-) یعنی الان من بین الداداشِینِتم؟ تولدِ خودت کی هست؟ اره؟
رها در قفس جان مرضیه قصه من یه مرضیه دیگس. Mary
*شوق پرواز* Y خواهش می کنم. فدای تو.
لابستر جان جدی مالِ خودم؟ این لطفتو هیچ وقت فراموش نمی کنم.
نرمین جان نگران نباش خدا خیلی بزرگه.
El Jefecito جان من هر وقت میرم شمال فقط میرم رامسر. (رامسرر جان الان فهمیدی باید دعوتم کنی؟ یا واضح تر بگم؟)
FTM74 به جمعمون خوش اومدی.
الوچه جان اخه تو خیلی با نمکی. اول میگی خدا جون با اجازه. من تجسم می کنم که سرتو گرفتی پایین بد یه نگاهِ مظلومانه به بالا میندازی و مینویسی واسمون
کیان نظرت راجبِ شعریث که واست سرودم؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

محمد رسول گفتی از خودم بگم واست. باشه پس گوش کن.
من سینا 23 سالمه.
سرگرمیم: آواز خوندن.تماشای فیلم های هالیوودو سریال سوپرنچرال. بحث راجب فلسفه. روانکاویه اطرافیانم. وشغلم.
غذای موردِ علاقه: شیشلیک. شله مشهد. ته دیگ زعفرانی.
عاشقِ انبه و قارچو پنیر پیتزا هم هستم. اره شکمو هستم. اما بدنم رو فرمه. چون ورزش میکنم.
میدونی... پسرِ خیلی شادی هستم. اما خدا نیاره اون روزی رو که دلم گرفته باشه. اه ... الان یه مدتِ دلم گرفته البته اگه محلم ندین خوب میشم دوباره (-_-)
ارزو های 4جوکیم: سلامتی و شادیو خوشبختیه همه اعضای 4جوک مخصوصا sanaz71.
ارزوی شخصیم: اسمش روشه دیگه ارزویه شخصی. یعنی به کسی ربطی نداره. نه مهتابــــــ؟
سوال دیگه؟

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمین قسمت هشت�
شش سالِ قبل (1391)... با عباسو کیان تو خونه دوستمون (امیر)هستیم.
سینا: امیر جان می شه یه لیوان شیر برام بیاری؟ امیر: بله که میشه سینا جونم. عباس زیرِ لب میگه:ای بدبختِ شیر نخورده.
امیر میره یه لیوان شیر میاره و میذاره روی میز.
عباس: امیر جان یوقت برای منو کیان شیر نیاری ها. امیر: آخ ببخشید الان براتون میارم. عباس: نه نمی خاد مرسی. امیر:باوشه خواهش میکنم... عزیزم.
امیر میشینه روی مبل. حس میکنم میخاد یه چیزی بگه.
امیر: بچه ها تا حالا دقت کردین همه چیز هی تکرار می شه؟ عباس: خودت تنهایی فهمیدی عمو جونــــ؟ کیان: مثلا چی تکراییه؟ امیر: مثلا هر روز میریم دانشگاه. عباس: نه داداش من یه بار میرم 100 بار می پیچونم. امیر: خوب اینم به نوعی تکرار میشه دیگه. سینا: خوب نرو دانشگاه. امیر: بذارین یه مثالِ دیگه بزنم. عباس: بگو لامصب جون... بگو. امیر: تکرارِ شبو روز. تکرارِ فصل ها. ابِ دریا بخار میشه بارون میاد اما باز دوباره بر می گرده به دریا. عباس: امیر تو چقدر زرنگی. بابا تیز هوش. سینا: عباس جان عزیزم ...لعنتی... لامصب... بذار بچم حرفشو بزنه. بگو قربونش برم بگو. امیر: من فکر میکنم کلِ جهان در حالِ تکرارِ یعنی ما همیشه تکرار میشیم. یعنی همه این اتفاقا قبلا هم افتاده.
عباس طبقِ معمول داره خیارو با پوست می خوره و در حالی که تو دهنش 250 گرم خیار هست به کیان می گه: راستی کیان جان شنیدم خانومت ولت کرده؟! امیر: داشتم حرف میزدم.ها.
کیان به من نگا میکنه و میگه: سینا یعنی حتما باید اِنقد دهن لق باشی؟! سینا: حالا مگه چی شده اینا که از خودمونن. کیان: تو هیچی شعور نداری.
اعصابم خورد میشه.با صدایِ بلند بهش می گم: اصلا همه بیشورن غیر از تو. اصلا حقتِ تنها شدی.
کیان یکی میخابونه تو گوشم.
سینا : الهی منم بمیرم تا تنها تر بشی. ازت بدم میاد. از خونه دوستام برو بیرون. امیر: اِ سینا زشتِ این کارا. سینا: امیر تو دخالت نکن. کیان: سینا جان داداشم ببخشید. با من قهر نکن من دق میکنم. سینا: فدای سرم. فقط برو بیرونــــــــــــ. کیان: غلط کردم. باهام قهر نکن. سینا: بیرووونــــــ.
عباس دستِ کیانو میگره و میگه: کیان جان بیا بریم بیرون. الان اعصابش خورده شما اقایی کن و به دل نگیر. کیان: سینا همیشه اعصابش خورده.
عباس کیانو میبره بیرون.
به لیوانِ شیری که امیر واسم اورد نگاه میکنم و به این فکر میکنم که چرا با اینکه دعوا تقصیرِ منه بازم کیان نازمو میکشه......
ادامه دارد...

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

كيان اينم بگم بهت.. ديه نميگم. كيان زنگِ گوشيتيم سايلنتمون كن خفه شيم. باز الويه درست ميكني به مانميدي.ضمنا داش كيان خو چيكار كنم دوست دارم ديه. سامان جان. هواي كيانو داشته باش خوب؟
Memoll kochooloo جان خودمم خيلي خوشحال شدم.
کاش... جان ازمون دلگير نشو. اما پيشنهادم خوب بود ها!!!
ELGIMA@@@@@ جان من متولدِ ٢/٩/٦٨ هستم. اگه بازم سوال نداري بپرس تا جواب بدم.
یمنا جان سلام. حتما. اصلا ايشالا خودتون تشريف بيارين.
جی جی وروجک مرسي. شما هم خسته نباشي.
آتییییییش!! جان مطمئن باش بچه ها دعا ميكنن واست. خيلي حالش بده؟
امير حالا حتما منو كيانو بايد ببري سياهچاله؟ نميشه بجاش ببريمون كافي شاپ يا مثلا رستوران. امير من به هاوايي هم راضيم ها.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

اِ اینجوریه . واسه کیان شعر میگین. فک کردین من شعر بلد نیستم بگم؟!
کیانِ نازنینم/ دوستِ خوبُ عزیز�
تو که اسطوره ی مرامی/ عزیز ترین آدم برامی
عاشقانت لذت هایی که دیگه نیست/ به نویسندگیت میدم نمره بیست
میبینی چه خوب واست شعر گفتم/ کاش دختر بودی میشدی جفت�
این آخرین تیرمه در تاریکی/ خوب میدونم قد بلندو باریکی
الهی که خوشبخت بشی گلم/ من تو رو میخام واسه خود�

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

مـسـیـحا G1.Killer جان شما همین جوریش جزو 10 نفره اولی
پارتی بازی نمیخاد دیگه. مسیحا نرو دیگه. یعنی نمی تونی بهمون سر بزنی؟ خواهش کردم اگه میشه نرو تنهامون نذار دیگه.
لایستر جان حالا ما یه خاستگاری غیر رسمی از کیان کردیم. امیر جان میشه یه چیزی به این بگی؟
***ســـــــایـــــــــلار*** جان چه بلایی سرِ اسمه کاربریت اوردی؟ چرا اینجوری شده ؟ ***ســـــــایـــــــــلار*** اوه خوب مشهدو بلدی ها پسر. ایشالا وقتش که بشه یه دخترِ خوب و خانوم گیرت میاد.
هرروزظهرکته جان (سعید) منظورت از اسمه کار بریت چیه؟ یعنی هر روز کته می خوری؟ اگه اینجوریه منم باید اسممو بذارم "هر شب کوکو سبزی" پستات واقعا زیباست
Dokhtar Shomaali مخطبِ خاص سابقِ شما روحیه داشت چون شخصی مثلِ شما پیشش بود.
بی احساس امید وترم روزی برسه که خوشبختو خوشحال باشی. و به گذشته فقط یک لبخند بزنی. غزل خانوم 18 ساله شاد باش شاد.
مهتاب جان حالِ شما؟ احوالِ شما؟
@Elnaz@ چه دعایی کردم؟ خوشبختی. این که هر روز که از خواب پا میشی داد بزنی و بگی : وای من چقدر خوش بختم. اخ جون بازم روزه جدید.
آلوچه جان . این دفه که اومدین مشهد یه سریم به ما بزنین.
abas_m223 جان وای یعنی تو... god of fantezy (خدای فانتزی) داستانِ منو دنبال میکنی!!! اوه مای گاد (oh khodaye man) عباس جان یک سوال؟ تو تو زندگیه واقعیت هم شلوغ و خشنی یا نه فقط تو داستانا شلوغی؟
کیان جان بالاخره داداشا با هم کم و بیش دعوا می کنن دیگه.
لیلی و هیچکس... جان من قصدِ ناراحت کردن نداشتم. ببخشید. اخه میدونی لیلی و مجنون عاشقِ هم بودن با کلی موانع و سوءتفاهم ها. درسته که به هم نرسیدن. اما به نظرِ من با هم بودن.

س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
پیام

*azi* جان معلومه که دلِ پاکی داری. امیدوارم همیشه خوش بخت باشی. نیازی به تشکر نیست. من که کاری نکردم. این قلبِ تو بود که بهت حال داد. نه نوشته های من! فقط یه خواهشی دارم. واسه ساناز(sanaz71 ) دعا کن. دعا کن خوب بشه.ساناز که منو رو در هم کوبوند با نا امیدیاش