مـسـیـحا G1.Killer جان شما همین جوریش جزو 10 نفره اولی
پارتی بازی نمیخاد دیگه. مسیحا نرو دیگه. یعنی نمی تونی بهمون سر بزنی؟ خواهش کردم اگه میشه نرو تنهامون نذار دیگه.
لایستر جان حالا ما یه خاستگاری غیر رسمی از کیان کردیم. امیر جان میشه یه چیزی به این بگی؟
***ســـــــایـــــــــلار*** جان چه بلایی سرِ اسمه کاربریت اوردی؟ چرا اینجوری شده ؟ ***ســـــــایـــــــــلار*** اوه خوب مشهدو بلدی ها پسر. ایشالا وقتش که بشه یه دخترِ خوب و خانوم گیرت میاد.
هرروزظهرکته جان (سعید) منظورت از اسمه کار بریت چیه؟ یعنی هر روز کته می خوری؟ اگه اینجوریه منم باید اسممو بذارم "هر شب کوکو سبزی" پستات واقعا زیباست
Dokhtar Shomaali مخطبِ خاص سابقِ شما روحیه داشت چون شخصی مثلِ شما پیشش بود.
بی احساس امید وترم روزی برسه که خوشبختو خوشحال باشی. و به گذشته فقط یک لبخند بزنی. غزل خانوم 18 ساله شاد باش شاد.
مهتاب جان حالِ شما؟ احوالِ شما؟
@Elnaz@ چه دعایی کردم؟ خوشبختی. این که هر روز که از خواب پا میشی داد بزنی و بگی : وای من چقدر خوش بختم. اخ جون بازم روزه جدید.
آلوچه جان . این دفه که اومدین مشهد یه سریم به ما بزنین.
abas_m223 جان وای یعنی تو... god of fantezy (خدای فانتزی) داستانِ منو دنبال میکنی!!! اوه مای گاد (oh khodaye man) عباس جان یک سوال؟ تو تو زندگیه واقعیت هم شلوغ و خشنی یا نه فقط تو داستانا شلوغی؟
کیان جان بالاخره داداشا با هم کم و بیش دعوا می کنن دیگه.
لیلی و هیچکس... جان من قصدِ ناراحت کردن نداشتم. ببخشید. اخه میدونی لیلی و مجنون عاشقِ هم بودن با کلی موانع و سوءتفاهم ها. درسته که به هم نرسیدن. اما به نظرِ من با هم بودن.