س
سینا مشهد ۱۳ سال پیش
جوک

تنها در زمین قسمت هشت�
شش سالِ قبل (1391)... با عباسو کیان تو خونه دوستمون (امیر)هستیم.
سینا: امیر جان می شه یه لیوان شیر برام بیاری؟ امیر: بله که میشه سینا جونم. عباس زیرِ لب میگه:ای بدبختِ شیر نخورده.
امیر میره یه لیوان شیر میاره و میذاره روی میز.
عباس: امیر جان یوقت برای منو کیان شیر نیاری ها. امیر: آخ ببخشید الان براتون میارم. عباس: نه نمی خاد مرسی. امیر:باوشه خواهش میکنم... عزیزم.
امیر میشینه روی مبل. حس میکنم میخاد یه چیزی بگه.
امیر: بچه ها تا حالا دقت کردین همه چیز هی تکرار می شه؟ عباس: خودت تنهایی فهمیدی عمو جونــــ؟ کیان: مثلا چی تکراییه؟ امیر: مثلا هر روز میریم دانشگاه. عباس: نه داداش من یه بار میرم 100 بار می پیچونم. امیر: خوب اینم به نوعی تکرار میشه دیگه. سینا: خوب نرو دانشگاه. امیر: بذارین یه مثالِ دیگه بزنم. عباس: بگو لامصب جون... بگو. امیر: تکرارِ شبو روز. تکرارِ فصل ها. ابِ دریا بخار میشه بارون میاد اما باز دوباره بر می گرده به دریا. عباس: امیر تو چقدر زرنگی. بابا تیز هوش. سینا: عباس جان عزیزم ...لعنتی... لامصب... بذار بچم حرفشو بزنه. بگو قربونش برم بگو. امیر: من فکر میکنم کلِ جهان در حالِ تکرارِ یعنی ما همیشه تکرار میشیم. یعنی همه این اتفاقا قبلا هم افتاده.
عباس طبقِ معمول داره خیارو با پوست می خوره و در حالی که تو دهنش 250 گرم خیار هست به کیان می گه: راستی کیان جان شنیدم خانومت ولت کرده؟! امیر: داشتم حرف میزدم.ها.
کیان به من نگا میکنه و میگه: سینا یعنی حتما باید اِنقد دهن لق باشی؟! سینا: حالا مگه چی شده اینا که از خودمونن. کیان: تو هیچی شعور نداری.
اعصابم خورد میشه.با صدایِ بلند بهش می گم: اصلا همه بیشورن غیر از تو. اصلا حقتِ تنها شدی.
کیان یکی میخابونه تو گوشم.
سینا : الهی منم بمیرم تا تنها تر بشی. ازت بدم میاد. از خونه دوستام برو بیرون. امیر: اِ سینا زشتِ این کارا. سینا: امیر تو دخالت نکن. کیان: سینا جان داداشم ببخشید. با من قهر نکن من دق میکنم. سینا: فدای سرم. فقط برو بیرونــــــــــــ. کیان: غلط کردم. باهام قهر نکن. سینا: بیرووونــــــ.
عباس دستِ کیانو میگره و میگه: کیان جان بیا بریم بیرون. الان اعصابش خورده شما اقایی کن و به دل نگیر. کیان: سینا همیشه اعصابش خورده.
عباس کیانو میبره بیرون.
به لیوانِ شیری که امیر واسم اورد نگاه میکنم و به این فکر میکنم که چرا با اینکه دعوا تقصیرِ منه بازم کیان نازمو میکشه......
ادامه دارد...

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

دقت‌کردین یه مرضی هست هر چند روز/ماه میوفته به جون آدم.
در این بیماری شخصیت داستان توی زمان خیلی کمی، از تصویر زمینه گوشی/تبلت/لب تاب یا رنگ و مدل کیبوردش خسته میشه و براش تکراری میشه،در نتیجه فرت و فرت با زمان کمی اون رو عوض میکنه و این چرخه تا مدت ها ادامه پیدا میکنه.ناگفته نمونه بعد پیدا کردن تصویر زمینه مناسب تا ماه ها ازش استفاده میکنه اما وای به زمانی که حالش از اون به هم بخوره...

L
LEGEND ۴ سال پیش
جوک

سلا�
دقت کردین تازگیا یه تبلیغ درست شده تو زمان کابوی هست مرده میره تو شهرا و گاوها بهش میگه بیا صبحانه بخورید قربان بعد مرده میگه مگه نگفتم در حد لالیگا ها لالیییییگا(اینجا مرده داره داد میزنه )
خب الان یه سوال برام پیش اومده تو زمان کابوی لالیگا بوده اصلا لالیگا رو ول کنید فوتبال بوده
بعدش گاوها میگه من میدونم کی پنیر در حد لالیگ دارها
یه نامه مینویسه میگه به دست گاو صباح برسه
اگه توجه نکردی برو دقت کن

a
aras kurd ۴ سال پیش
جوک

دقت کردن اگر در حین سشوار کشیدن موها فقط یک لحظه سشوار رو اشتباه یا کج بگیرین که چن تا تار مو نامرتب شن، اگر به مدت سی سال با سشوار مشغول باشید نمیتونید اون چن تار مو رو مرتب کنید!!!!!
تنها راه حل دوش گرفتنه، اونم به مدت بیشتر از ده دیقه

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.