ك

كيميا

@Kimiya khanum es · ۵۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵ رأی)

پ
پاييز زيبا ۱۱ سال پیش
پیام

سلاااااام به همه دوستاي گل خودم:)
خوب خوب خوب، اومدم يه حالي از كنكورياي پاتوق بپرسم!!! چطور مطورين شوما؟! درساتونو ميخونين ديگه؟! اگه نخونيم با من طرفين، گفته باشم.مجبورم نكنين به خشونت متوسل شم! هر چند از خشونت خوشم نمياد!!!
::بريم سر اصل مطلب::
بعد از مشخص كردن دقيق هدفتون:
مرحله بعدي برنامه ريزي براي رسيدن به خواسته تون هست. بدون برنامه درس نخونيد اما قبلش بايد خوب اطلاعات جمع اوري كنيد! يه برنامه مناسب خيلي خيلي مهمه و يجورايي نقشه راهتونه، اين برنامه ميتونه شما رو از بهترين مسير از جايي كه الان وايستادين به جايي كه ميخواين بهش برسين راهنمايي كنه...البته بايد توجه كنين ك اين برنامه بايد منطقي و در عمل قابل اجرا شدن باشه! يادتون باشه شما فوق بشر نيستين!!!
مرحله بعدي عمل كردن ب اين برنامه ست، بقول معروف "به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست"
بايد خودتونو ب اجراي برنامه تون ملزم كنين. همه برنامه ريزي هاتون بي فايده ست اگه بهش عمل نشه. مهم ترين چيزي كه باعث موفقيت شماست تلاشتونه، هر كس ب اندازه تلاشش نتيجه ميبينه، خدا خودش گفته ك سعي و تلاش هيچ كسي رو ضايع نميكنه! بهش اعتماد كنين...
همه چيزايي كه تو اين پست نوشتم خلاصه ميشه تو همين جمله:
مانند مرد عمل، فكر كن و مانند مرد فكر، عمل نما...
در ضمن كنكورياي عزيز اين روزا كم شدن انگيزه و تلاشتون طبيعيه، اما براي موفق شدن لازمه همه نا اميدي ها رو كنار بذارين و يبار ديگه اهدافتونو مرور كنين! يادتون باشه اين روزها ميگذرن اما نتيجه شون باقي ميمونه! جوري تلاش كنين كه بعداً شرمنده خودتون نشين...
به اميد سلامتي و موفقيت و خوشبختي همتون:)
دوستتون دارم...

پ
پاييز زيبا ۱۱ سال پیش
پیام

سلام ب همه دوستاي گل�
كنكورياي پاتوق! همتون عجق خودمين بوچ بوچ :-) من صحبتاي مهمي باهاتون دارم كه حتي اگه استقبال نكنيد هم ميگم!!!خخخخخ
اوليش راجبه هدفتون: هدف از هر چيزي مهم تره، بشينين فك كنين ببينين اصلاً چرا ميخواين كنكور بدين و براي كنكور درس بخونين؟!وقت بذارين و اساسي در موردش فكر كنين. ببينين اون اينده اي كه دوس دارين داشته باشين درس خوندن توش جايگاهي داره؟! جدا از اين به خود درس علاقمندين يا نه صرفاً هدفتون مدركه؟! در ضمن بايد بگم اگه دليلتون واسه كنكور دادن اينه ك همه هم سناتون اينكارو ميكنن بايد بگم سخت در اشتباهين! مسير موفقيت همه ادما كه از يه جاده نميگذره! كم نيستن كسايي ك بهترين رشته ها و دانشگاها رو قبول شدن اما از زندگيشون راضي نيستن.
قدم بعدي تلاش ب اندازه بزرگي هدفتونه...
به قول معروف يا به اندازه ارزويت تلاش كن يا اينكه به اندازه تلاشت ارزو...
"خانوم آقاي killer" عزيزم : همه پستات رو خوندم و كاملاً دركت مي كنم. راستي من ميدونم راز مگوي تو رو! يني حدس ميزنم :-) باهات كلي حرف دارم كه الان وقت ندارم امتحانام شروع شده ولي بعداً ميام حتماً، دوست دارم...
يه سوال ويژه دارم از Mona-Arak:
ببخشيد ميشه بپرسم منظورت از عشق ممنوعه چيه؟! من يه حدسي ميزنم ولي شك دارم...البته فوضولي نباشه ها! اگه دوست نداشتي نگو:-)دليل فوضوليمم اينه ك فك ميكنم شايد من و تو از يه قبيله ايم...
ممنون از همه دوستاي نازم ك اسممو اوردن:
هانيه ٧٤و Parisa 74 و بقيه عجقوليا:-)
فقط پيشاپيش عذر خواهي بابت اينكه شايد نتونم پست بذارم، قيافه هاتونم اونجوري o_O نكنين گفتم كه امتحان دارم!خخخخخخ
واي چقد حرف زدمo_O دعا ميكنم تاييد شه فقد!
با ارزوي موفقيت و خوشبختي براي همه:-)

پ
پاييز زيبا ۱۱ سال پیش
پیام

اين پست ويژه دختر بهمني و همه كنكورياي پاتوق:
اول اينكه ميخوام بدوني هيچ وقت براي شروع دير نيست...
دوم اينكه درس خوندن رو از همين الان شروع كن، به هيچ فردايي موكولش نكن....
حالا بريم سر اصل مطلب:-)
مهم ترين منبع طراحي سوالات كتاب هاي درسيه، بايد خيلي خوب و عميق بخونيشون.همه تمريناش رو بايد بلد باشي از تمرينا زياد سوال مياد.فقط خوندن مثالها و تمرينا كافي نيس بايد خودت دست ب قلم بشي. براي اينكه تو دوران مرور كارت راحت بشه هر چند صفحه ك ميخوني مدت زماني ك طول كشيده رو بالاي صفحه بنويس، بعداً خيلي به دردت ميخوره، تجربه كردم كه ميگما!;-)
نكته بعدي اينكه دفتر برنامه ريزي حتماً بگير و ساعات مطالعه هر درس رو توش روزانه يادداشت كن.
سعي كن از مطالعه روزانه كم شروع كني و بتدريج ب ساعات مطالعه ت اضافه كن. يادت باشه قدم ب قدم:-)
ازمون هاي ازمايشي هم شركت كن ك كنكور برات شبيه سازي بشه
تا يادم نرفته چيزي ك خيلي اهميت داره يه برنامه جامع و بلند مدته
مهم تر از همه اينكه ب توانايي هات اعتماد كن...
من نكته هاي زيادي در اين مورد ميدونم، اگر خواستين و منو لايق دونستين و مدير اين پستو تاييد كرد در خدمتم...
با ارزوي موفقيت برا همه تون

پ
پاييز زيبا ۱۱ سال پیش
پیام

براي" سعيد تنها"
داداش گلم اخه چرا خودتو ناراحت ميكني فقط و فقط بخاطر اينكه دوستاي فيس بوكت ازت خبر نگرفتن؟! شايد پيش خودشون فك كردن ك سرت شلوغه و نخواستن مزاحمت شن...تازه الان ادما همه گرفتار مشكلاتشون هستن و اينكه سراغي ازت نگرفتن دليل نميشه ك دوستت ندارن.
براي اكثرمون اتفاق افتاده همچين چيزي، درك ميكنم چي ميگي. امروز يه دوستي ازم گله ميكرد حواست اصلاً ب من نيست و دوستيمون برات مهم نيست...من اين چند وقته خيلي سرم شلوغ بوده، ب يادش افتادم خيلي وقتا اما اينقد كار داشتم و مشغول بودم ك نشده ازش خبر بگيرم، تازه الان ميفهمم ك منم راجع به بقيه چقد زود قضاوت مي كردم...
توام داداشي بدون دوستات اينقدي ك فك ميكني بيوفا نيستن.
راستي من و تو هم زبونيم تقريباً، چه جالب...
"يك ايراني" عزيزم چقد خوب راهنمايي ميكني حس ميكنم ب وجودت چقدر اينجا نياز بود... راستش منم با افكار و عقايدت موافقم اما قلمم به خوبي تو نيست و تو بهتر از من حرفايي ك ميخوام بزنم رو ميگي...
ممنون كه اينجايي...
مدير عزيز تاييد كنيد لطفاً من خسارت دادم واسه تايپ اين پست!!! حواسم نبود موقع تايپ، برنجم سوخت....:(((((
هموتونو دوست دارم دوستاي نازنينم. اميدوارم يه روزي بياد همه اينجا از خوشبخت شدنشون پست بذارن...

پ
پاييز زيبا ۱۱ سال پیش
پیام

براي "سعيد تنها"
شكست عشقي خوردن، يه شب حتي يه شب تا صبح رو زمين خيس خوابيدن، تو آشغالا دنبال نون حلال گشتن و... سخته...خيلي سخت...
من تا حالا هيچ كدوم رو تقريباً تجربه نكردم، اما خوب به نوبه خودم سختي كشيدم، مي دونم مشكلات ادمو غرق نميكنه ادم وقتي تموم ميشه كه اميدشو به خدا از دست بده...
به خاطر خودت تلاش كن زندگيتو بساز، قشنگ بساز
نميگم دركت ميكنم اما فقط مي خوام بدوني دوستاي اينجا مجازين اما ميشه كه دعاشون واقعي باشه...
اقا سعيد من منتظر اون روزي ام ك پست بذاري از خوشبختيت از موفقيتات تعريف كني، روزي ك اگه خودت بخواي و براش تلاش كني خيلي هم دور نيست...

ش
شروعي دوباره... ۱۲ سال پیش
جوک

بسلامتي اون استادي كه سر جلسه بهش گفتم اين سوالو بلد نيستم،كلي توضيح داد و سعي كرد برسونه،وقتي ديد هيچي از اين مبحث حاليم نيس، خودكارمو گرفت و واسم نوشت!:))))))))
نمره شم اخر بهم ١٩/٧٥ داد! 
خداييش دلت مياد به سلامتيش نزني لايكو؟!!

ش
شروعي دوباره... ۱۲ سال پیش
جوک

اين خاطره مال وقتيه كه تقريباً ١٠-١١ ماهه بودم (اضافه كنم كه اون موقع ميتونستم  حرف بزنم!):
خونه مامان بزرگم بوديم كه زن عموم مياد تو (اين زن عموم خيلي به من علاقه داشته) چشش كه بهم مي خوره ميگه: وااااي عزيزم تو چقده نازي، ادم دلش ميخواد لپتو گاز بگيره:))))))
من:نهههههههههه! هاپو(سگ) گاز ميگيله ^_^
يني رسماً طفلي رو سگ كردما!
فحش ندين لطفاً،من گودزيلا نيستم! متولد ٧٣ ام...
نچ نچ نچ ...ديدي زود قضاوت كردي...!

K
Kimiya ۱۲ سال پیش
جوک

تابستون امتحان رانندگي دادم،تو شهري رو رد شدم، حالا اومدم خونه با اعصاب داغون به بابام مي گم رد شدم، شروع كرده خنديدن و بيخيال هم نميشه، بهش مي گم واقعاً اينقدر خنده داره؟!ميگه:بالاخره تو يه امتحانتو رد شدي دل من خنك شد، من نمي دونم تو به كي رفتي اين وسط؟! من و مامانت  يك سال در ميون رفوزه شديم،بعد تو هميشه شاگرد اول ميشي، ديگه داشتم شك مي كردم كه نكنه تو بيمارستان عوضت كرده باشن و بچه خودمون نباشي؟!!!
يعني ممكنه واقعاً نباشم؟!

K
Kimiya ۱۲ سال پیش
جوک

از ماست كه بر ماست:
اول راهنمايي بودم امتحان علوم داشتيم، خيلي هم سخت بود،منم كه شاگرد اول كلاس  بودم(چرا اونجوري نگا ميكني؟!خو بچه بودم!) داشتم به خوبي و خوشي سوالا رو جواب ميدادم كه ديدم رفيق فابم بدجور گير كرده و ازم جوابا رو مي خواد،منم كه بامراااااام،يه ٢-٣ نمره اي بهش رسوندم،حالا معلمه ورقه ها رو تصحيح كرد،تنها نمره ٢٠ كلاس كه كلي هم مورد تشويق قرار گرفت همين رفيق فاب بنده بود!خودم ١٩/٧٥ شدم ولي معلمه رو اون جور ديگه اي حساب مي كرد بعد اون ماجرا!
هعي...اصن كمرم شكست!

K
Kimiya ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف مي كنم:
من هميشه شاگرد اول كلاس بودم و درسم فوق العاده بود و تو كارهاي هنري و خلاقيتي و ورزش هم عالي بودم،هميشه هر كلاسي هم كه مي رفتم نفر اول بودم و كلي هم ازم تعريف و تمجيد ميشد، ولي هيچ وقت تو خونه نمي گفتم كه اينطوري هستم و مامانم هم كه مدرسه ميومد واز معلمام درسمو مي رسيد و اونا تعريف مي كردن،فكر مي كرد رو حساب تعارف اينجوري ميگن! و خونوادم تا موقعي كه اونقدر پيش رفته بودم كه همه همدوره اي هام منو مي شناختن،از عمق ماجرا خبر نداشتن!!! ولي خوب ضربه اين حرف نزدنم رو خوردم و موقع انتخاب رشته وقتي از علاقه ام به پزشكي گفتم خونوادم يه جورايي منصرفم كردن كه تجربي نرم!(البته بعداً گفتن كه فكر نمي كردن اونقدر درسم خوب بوده كه قبول شم) وحالا اعتراف مي كنم با وجود اينكه مهندسي يكي از بهترين دانشگاه هاي تهران مي خونم اما داغ پزشكي واسه هميشه رو دلم موند...اين اعتراف خيلي دردناكه برام ...لايك نمي خوام فقط دعا كنين دوباره انگيزه زندگي پيدا كنم...

K
Kimiya ۱۲ سال پیش
جوک

سه شنبه عصر روبروي در دانشگاه منتظر سرويس بوديم(الان فهميدين دانشجوي دانشگاه تهرانم؟!) تعدادمون هم زياد بود، هر ماشيني هم رد ميشد ي تيكه اي مينداخت كه يهو ي وانتي برگشت به دخترا گفت:همتون بپرين پشت سوارشين!!! 
من كه سوژه فورجوكم جور شده:)))
 دانشجويان حاضر در صحنهO_o
وانتي ^_*
 

K
Kimiya ۱۲ سال پیش
جوک

فقط مي خوام بگم بدتر از اينكه درس ٤ واحدي رو با ٩/٧٥ بيفتي هم هست
.
.
.
.
.
و اونم اينه كه در طول يه ترم، درس ٣ واحدي سخت(كه پنجاه شصت نفر ثبت نامي داره)+ كلاس حل تمرينش+ يه واحد ازمايشگاه( كه نميشه به هيچ وجه غيبت كرد) رو تنها جنس مونث كلاس باشي!!!