از ماست كه بر ماست:
اول راهنمايي بودم امتحان علوم داشتيم، خيلي هم سخت بود،منم كه شاگرد اول كلاس بودم(چرا اونجوري نگا ميكني؟!خو بچه بودم!) داشتم به خوبي و خوشي سوالا رو جواب ميدادم كه ديدم رفيق فابم بدجور گير كرده و ازم جوابا رو مي خواد،منم كه بامراااااام،يه ٢-٣ نمره اي بهش رسوندم،حالا معلمه ورقه ها رو تصحيح كرد،تنها نمره ٢٠ كلاس كه كلي هم مورد تشويق قرار گرفت همين رفيق فاب بنده بود!خودم ١٩/٧٥ شدم ولي معلمه رو اون جور ديگه اي حساب مي كرد بعد اون ماجرا!
هعي...اصن كمرم شكست!