از فانتزیام اینه که یه خواهر داشته باشم اسمش باشه سحر
بعد صداش کنم:سحر سحره ..سحر تا سحره پاشو سحری بخور سحححححححححححححر:D
از فانتزیام اینه که یه خواهر داشته باشم اسمش باشه سحر
بعد صداش کنم:سحر سحره ..سحر تا سحره پاشو سحری بخور سحححححححححححححر:D
فانتزیم اینه این جمله رو به مخاطب خاصم بگ�
.
من یه سیبیله خوش تیب شسته روفت�
میگم همون جوری که سهراب گف به رست�
بیا بقلم بیا بیا بقلم بابا /بیا بقلم تا نمرد�
بیا بقلم بیا بیا بقلم بابا /بیا بقلم تا نمرد�
:))
یکی از فانتزیام اینه که برم امریکا بازیگر شم بعدن رو فرش قرمز
کنار بروس ویلیس,آرنولد,کیانو ریوز(همونی که تو ماتریکس بود)و
راک باهم عکس بگیریم که ببینم داش عباس با سلنا میان سمت فرش قرمز.کلی با هم سلام علیک کنیم که یهو جاستین با شات گانش بیاد به
عباس بگه:چرا عشقمو دزدیدی منو سلنا اسم بچه هامونم انتخاب کرده بودیم.
همینکه می خواد شلیک کنه من گوشیglxرو راحت از جیبم درارم و به
اسنایپر بگم شلیک کنه به تفنگ جاستین.جاستینم با چا حمله کنه به من که یهو عباس ار تو شلوار کردیش یه نوکیا۱۱۰۰ دراره پرت کنه سر جاستین و جاستین بمیره.
همینکه عباس میخواد با سلنا بره تو افق من بدرغه کنم اونارو که ببینیم جاستین وانت عباسو آتیش زده بوده.منم اونارو سوار پرایدم کنم و بریم تو عمود محو شیم(ظرفیت افق تکمیل بود شرمنده)این اولین فانتزیم بود همای (حمایط.حمایت)کنید. متشاکراتیم.
یکی از فانتزیام اینه:وقتی پسرهمسایه مون(همونی که قدبلندمومشکی پوستش برنزه)از خونه شون بیرون اومد..سریع دریک حرکت کارینا کاپوری برم این شعر رو براش بخون�
/تو رو جون مادرت اینجوری بیرون نیا میدزدنت/
بعدشم برم تو افق محو بشم تا نامزدش با آرپی جی نیفتاده دنبالم..
یکی از فانتزیام اینه که برم بانک با اسلحه دوتا تیرهوایی بزنم بگم:
دستا بالا
شلوارا پایین
بعد هرهر بخندم و فرار کنم :D
منگولم خودتی
یکی از فانتزیام اینه که یکی بیاد خونمون خواستگاری اونوقت من برم تو صحنه و بگم شما اومدید منو بگیرید؟ اون هام بگن : بله بله
منم بدو ام و بگم : اگه میتونین منو بگییرین اگه میتونین منو بگیرین ^__^
.
چیه چرا اونجوری نیگام میکنی ؟
.
دختر باس شیطون باشه. :^)
یکی از فانتزیام اینه که وقتی از روی آتیش میپرم کباب نش�
،
،
،
،
،
،
،
،
،
آخه جیگر طاقت حرارت نداره ^0^
یکی از فانتزیام اینه که فورجوک یه بخش هم ایجاد کنه به اسم جوک های خنده دار...
-_-
-----------------------
جواب 4جوک : چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید :)
توی بعضی شرایط سخت هم میشه راحت خندید و حتی با جوک های قدیمی یا بی مزه هم خندید . شاد باشی
يکي از فانتزيام اينه که بدونم اون آقايي که آخره مدرسان شريف ميگه تلفن 29 دوتا شيش چقد پول گرفته؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه که یه آمبولانس داشته باشم با چند تا خدمتکار...
وقتی صبا میخام برم مدرسه... خدمتکارا با تخت بذارنم توی آمبولانس ببرنم مدرسه...
وقتی رسیدیم بیدارم کنن^__^
لامصب باید ساعت ۶ بیدار شیم تازه ساعتام که قراره بیان عقب...
میشه ساعت ۵-__-...
آدم تو آمپاس قرار میگیره...میفهمین؟؟
فانتزی من اینکه که مدیر فورجوک بره برنامه خندوانه و رامبد بهش بگه جک بگو ما هم دور و بر نشسته باشیم بعدش هر جوکی که گفت ما دسته جمعی با هم بگیم :
محتوای تکراری
بیشتر تلاش کن
قوانین و مقررات
منتشر شده
محتوای طولانی
:))))))))))))))))))))
یکی از فانتزی های معکوسم اینه که برگردم به دوران انسان هایه اولیه اون وقت واسشون دانشمند بشم و با اختراعاتم زندگیشون رو متحول کنم اونوقت یه هلیکوپتر بسازم و در حالی که دارم باهاش دور دور میکنم عباس مستقیم رو ببینم با رکابی گوجه ای و یه بالن قرمز و جیغ باهم تصادف کنیم و پرت بشیم رو زمین و در حالی که له له شدیم عباس با تفنگ بزنه مخمو بترکونه که دیگه تو فانتزیهام از کاربر های برتر و سطح بالا استفاده شخصی نکنم.....در ضمن منم هلیکوپترم مجهز به فناوری نانو تکنولوژی هست بعد از مرگم خودش مراسم تیکه تیکه شدن مغزم رو به صورت چند بعدی و زیبا واسه کاربران فورجوک پخش میکنه........به امید آن روز و تحقق فانتزی ها :|
یکی از فانتزیام اینه که یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بنداز�
اسمشو بزارم “خیار دره شهر” بعد با شرکت “اپل” رقابت کن
يادتونه تو فيلم علي بابا و چهل دزد بغداد يارو مي رف دم غار مي گفت کنجد کنجد وا شو بعد در غار باز مي شد؟
من الان فانتزيم اينه که تا مي خوام سوار ماشين بشم بگم کنجد کنجد وا شو درش باز بشه بعد مهمتر از اون موقع بسته شدن دوباره بگم کنجد کنجد بسته شو ببنده درشو
والا
از بس فحش خوردم از غريبه و آشنا
در ماشينشون ايراد داره منو سرزنش مي کنن . محکم ببندي بد وبيرا مي گن يواش ببندي مي گن عرضه نداره يه درو ببنده
یکی از فانتزیام اینه که سازنده این جمله ی یه دست صدا نداره زنده بشه روبروم وایسته بعد من ازش بپرسم واقعا به نظرت یه دست صدا نداره؟اونم با غرور بگه معلوم که یه دست صدا نداره بعد من با یه نگاه حکیمانه بگم علم اونقدر پیشرفت کرده که دست هم صدا داره و در همین حین یک وشکن خوشگل براش بزنم و اونم ذر حالی که چشاش اندازه دو تا پرتقال تامسون شده دوباره بمیره
یکی ازارزوهام که دوس دارم عملی بشه ولی نمیشه اینه که:درحالی که یه شلوارکردی پلنگی با یه پیرهن گل گلی تنمه انجلینا جولی دوان دوان از اونور خیابون بیاد کنارم بگه:ممد تایگر من عاشقت شدم....!!!منم درحالی که بادازپشت به شلوارکردی پلنگیم میخوره دست بکنم تو جیب پیرهن گل گلیم ویه عکس پسرکوچولو که سه تا ازدندونای جلوش افتاده بهش نشون بدم بگم:لعنتی من اون موقع دوست داشتم الان زن دارم اینم بچمه...اونم اشک تو چشاش جمع بشه منم درحالی که دارم کش شلوارکردی پلنگیمو سفت میکنم تو افق محو بشم...!!!
یکی از فانتزیام اینه که یه فیلمی که ساخت کره جنوبیه ببینم که توش عشق و عاشقی نباشه....بعد که این فیلمه رو دیدم برم با اولین پرواز کره جنوبی....بعدش یقه یارو کارگردانه رو بگیرم بگم چرا؟ آخه چرا با ما اینکارو می کنید؟ این قدر سریالای شما عشقولانه بوده که با دیدن این فیلم اومدم اینجا ازت تشکر کنم.(اشکمم یواش بریزه) بعد یقه یارو رو ول کنم سرمو بکوبم به دیوار و گریه کنم...بعد کارگردانه بگه چینگ چانگ چوچونگ هاروچونگجینگدربولاگوچونگ....
ینی به خدا تقصیر من نبود....ببخشید توروخدا....قول میدم ازین به بعد این قدر فیلم هندی نسازم..
بعدش من بگم دمت گرم داداش ممنون.....بعدش برم تو افق کره ایا محو بشم...بعدش برگردم بگم جینگ هارو مولوباکوچو ینی خدافظ....تو افق سریالای بعدیتون رو می بین�
حیف من دخترم روم نمیشه برم یقه یاروهه رو بگیرم...
هععععییییییی روزگار
فانتزی من اینه که:
..
..
دوس دارم چنتا زن بگیرم
بعد خیلی با هم مهربونو همدل باشن
و منم صداشون کنم:
**#"( عَیالات متحده )"#**
:))))
یکی از فانتزی های من اینه که وقتی بزرگ شدم دکتر بشم بعد بشینم تو مطبم بعد منو پیج کنن هی بگن دکتر .....به بخش اطفال منم نرم بخش اطفال همه عصبانی بشن ^_^
چیه؟؟؟¡¡¡¡¡
خب فانتزیمه دیگه :|
یکی از فانتزیام اینه که !
آهنگ کلاه قرمزی رو بذارم واسه پیشوازم...
.
.
.
.
.
.
.
فک کن مادرشوهرم زنگ بزنه پیشوازم شروع کنه به خوندن ...
سلام الاغ عزیز
حالت چطوره ؟؟
:D