M

Miss NG

@Narges khanoom · ۳۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۶۸ رأی)

M
Miss NG ۱۰ سال پیش
جوک

دقت کردین توی تبلیقات پوشک بارلی وقتی اون آقاهه داره شعر می خونه میگه:
میشه همیشه هوا عالی باشه
آره اگه پوشکش بارلی باشه
.
.
.
.
.
یکم نیاز به تفکر داره ...چون خودتون میدونید که باعقل آدم میزاد جور در نمیاد که وقتی پوشک بچه بارلی باشه هوا خنک و صافه :|
گرفتین موضوعو یا بیشتر توضیح بدم؟! :)))

A
Abji Narges ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که یه آمبولانس داشته باشم با چند تا خدمتکار...
وقتی صبا میخام برم مدرسه... خدمتکارا با تخت بذارنم توی آمبولانس ببرنم مدرسه...
وقتی رسیدیم بیدارم کنن^__^
لامصب باید ساعت ۶ بیدار شیم تازه ساعتام که قراره بیان عقب...
میشه ساعت ۵-__-...
آدم تو آمپاس قرار میگیره...میفهمین؟؟

A
Abji Narges ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز داشتم در مورد عجیب ترین ساعتای دنیا میخوندم... یکیشونو وقتی میذاشتی سر زنگ... سر صب زنگ میزد و میرفت قایم میشد یه گوشه اتاق...تا پیداش نمیکردی زنگش قطع نمیشد...که مثلا کسی که خواب بوده هشیاری کاملشو بدست بیاره... اون یکیم یه پازل 4تیکه داشت وقتی زنگ میخورد، تیکه ها پرد میشدن هوا و هرکدوم یه گوشه اتاق میفتادن...تا اونا رو سر جاشون قرار نمیدادی زنکش قطع نمیشد...
هیچی دیگه:)
اونوقت ساعت من میگه ولش‌کن خیلی خستس بیچاره:(
بذار بخابه امروز نره مدرسه:(
.
.
.
‌.
باور کنین خودم نمیدونستم انقد خستم:||

A
Abji Narges ۱۱ سال پیش
جوک

تلوزیون داشت آشپزی ایتالیایی نشون میداد، یهو آقا آشپزه خیلی شیک و مجلسی یه مایع قرمز متمایل به بنفش رو برداشت و گفت: ژله ی تمشک جنوب ایتالیا ^___^
بابام گفت: حرف مفد نزن بابا }:-(....این که آب لبوئه :-
هیچی دیگه...آشپز زبون بسته طوری با مخ رفت تو ژله که ژله از دماغش رفت تو مویرگای مغزش و دار قالی را وداع گفت:-D

A
Abji Narges ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از ااختلالات روانی که من در کودکی داشتم این بود که با یه سنگ کوچولو می رفتم در لونه مورچه ها اولین مورچه ای که از جلوم رد میشد میزدم نیمه لهش میکردم، طوری که زنده بمونه نتونه حرکت کنه...
بعد منتظر میموندم یه مورچه بیاد کمکش ببرنش، که وقتی میومد میزدم اونم نیمه له میکردم... کلا هرکی میومد کمکشونم میزدم لت و پاره میکردم...
وای خدا من چقد بی رحمم...منو ببخش:(

A
Abji Narges ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بار خیلی جدی تصمیم گرفتم آشپزی یاد بگیرم رفتم تلوزیونو روشن کردم زدم شبکه 3 برنامه آشپز خانه شماره 3 بود... از شانس من داشت سوپ پیاز درست میکرد...پبازو پوست کند حلقه ای برش زد، انداخت تو آب ملایم تا بجوشه:) ادویه هم نزد که یه وقت مضر نباشه...
و اینطور شد که من آشپزی یاد گرفتم...^___^
غذا از این مفید تر؟؟