>
>sareh< ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه:وقتی پسرهمسایه مون(همونی که قدبلندمومشکی پوستش برنزه)از خونه شون بیرون اومد..سریع دریک حرکت کارینا کاپوری برم این شعر رو براش بخون�
/تو رو جون مادرت اینجوری بیرون نیا میدزدنت/
بعدشم برم تو افق محو بشم تا نامزدش با آرپی جی نیفتاده دنبالم..

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.