رفتی تو آغوش دیگری؟؟؟
من عادت ندارم یه لباسی که کسی پوشیده باشه رو بپوشم....
چندشم میشه.....
@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)
رفتی تو آغوش دیگری؟؟؟
من عادت ندارم یه لباسی که کسی پوشیده باشه رو بپوشم....
چندشم میشه.....
ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻻﻏﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺰﺩ!
ﻋﺎﻟِﻤﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻧﺰﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ…
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺷﻤﺎﺳﺖ
ﻋﺎﻟِﻢ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻋﺎﻕ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻮﯼ !!!!
خدایا!!
نسل من
"سکوتت" را
نمیبخشد...!
من ﺗﻮی ﺟﻨﮕﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﻭﻟﯽ "ﺣﯿﻮﻭﻧﺎﯼ" ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﻡ ﺩﻳﺪﻡ
فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛
آدم ها یکدفه می زنند روی ترمز؛
و آن وقت شما مقصری...!
شرم میکنم! که
وزن سیری ام را با ترازوی
کودک گرسنه
کنار پیاده رو بکشم!
سریعترین نقاشی بود که در عمرم دیدم...
در یک چشم به هم زدن
روزگارم را سیاه کرد....
این روزها ...
انسان ها تنهایی ات را پر نمیکنند ...
فقط خلوتت را بهم میزنند ...
چه کسی میخواهد منو تو ما نشویم؟؟؟؟ دمش گرم نجاتم داد!
میخوای منو حسم کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لحظه های شبو بشمار
خدایا!
بنده هات به اندازه ی کافی سوزوندن�
تو دیگه نسوزون...
دوس دارم صبح با دوتا دختر خوشگل از خواب بیدار
ش�
یکیشون لبمو بوس کنه بگه صبح بخیر عشق�
یکیشون لپمو بوس کنه بگه صب بخیر بابا
رو پاکت سیگار نوشته بود
"سیگار برای شما واطرآفیانتان زیان آور است"
تو دلم گفتم :تو یه نفر اطراف من پیدا کن
قول مید�
به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم...!
مگه نمیگن خدا ماله همست پس چرا امتحانای سختشو فقط ار من میگیره
خدایا صدای هق هق گریه هام از گردنی میاد که تو از رگشم بمن نزدیکتری این یعنی نهایت درد
برای بدست آوردن من باید دست و پا بزنی
وگرنه زنگ و اس ام اس رو که همه میزنن
مگه کجا داری میری؟ کمتر برس به خودت
گفتی آرایش غلیظمم به عشق توئه!
همش ظاهر کار بود! چشام بازم خیره میشه به ساعت...
تو راحت با یه آدم دیگه داری قدم میزنی
عین خیالتم نیست
تو اون شلوغی دلت جایی برای من نیست
داری پُز چیو میدی؟ پُز هرزه گریاتو؟
منو ببخش که نداشتم قصد بدی با تو
ازت نفرت دارم طبق عادته میخون�
الان کنار اون خیالت راحته میدون�
اینکه همه جوره می مونه و تکیه گاهت شده
فکرشم نمیزاره یادی از عشق سابق کنه
همیشه چشامو بستم رو کثافت کاریات
خودت میدونی چی میگم نگو یادت نمیاد
از حرفای من واسه خودت قفس ساختی
عشق بی گناهمونو پای هوس باختی
چشام خشک شده قلم کار اشکو میکنه
داره مینویسه میگه ازت هرچی میدونه
عشقت باطل شده خودم مُهرشو زدم
حالا فاصله ها میگه تو هم دور شدی از�
همه دقایق وجودم از حسرت پُره
چشمامو ببین که پر از حسرت شده
پس از تو مینویسم غریبه نیستش
برو عشقتو ببر واسه همونا پیشکش
الان چند وقتیه بهم سر نمیزنه
تیغ نفرتم علف هرزو میزنه
دلم پره ازش نگو انقد نفرتی نخون
بزار خالی کنم خودمو از عشقی که از اون
چیزی نمونده برام به جز ته مونده هاش
خودش با من بود ولی کاراش شیشه خورده داشت
خودش با من بود ولی کاراش شیشه خورده داشت
منو شکست و شدم مثل شیشه خورده هاش...
اونکه بی صدای من شبا خوابش نمیبرد
اونکه من عاشقش بودم واسه کس دیگه میمرد
خیلی سخت بود خدایی من باورت کرد�
یهو تو ولم کردی شد باورش سخت تر
چه ساده بودم من فقط با اون موند�
عشق و علاقمو تو شعرام واسه اون خوند�
واسه کسی که یه عروسک تو بغلی بوده
واسه کسی که با من بود فکر بغلیم بوده
همه زندگیم تو نفرتو غم خلاصه میشه
من نفرتی شدم آره از خداشه دیگه
میدونم دستات العان روی شونه های کیه
الهی جوون مرگ بشی عشق کنه پیرت
مخصوص دلکنده >>>>>بهار<<<<
سلام باور کن اون پستو هم فقط بخاطر خودت گذاشتم که بدونی وضعم چطوریه
مرسی که نگرانی ممنون اوضاع خوبی ندارم محتاج دعام
شرمنده قصدم ج ندادن نبود سرعت نت پایین بود نشد باز پست بذارمو باهات صحبت کنم تنها کسی که تو این دنیای مجازی یا حتی تو دنیای واقعی نگران منه تویی و این خوشحالم میکنه که حداقل یکی هست.
نمیتونم بیام اینجا چون یه حرفی بود که یکی اینجا زد و منو واقعا ناراحت کرد دیگه هم اینجا رو دوست ندارم فعلا ....
بازم می نویسم ولی نمیدونم کی...........
خدایا تو زندگیم همیشه اینجوری بوده,
منو تا لب پرتگاه بردی ولی نذاشتی بیافتم
ولی مسائله اینجاست:من از زندگی لب پرتگاه خسته شدم,
میشه یه کم منو بیاری اون ور تر؟!
من نمیتونم خودم بیام چون خودم نیومدم اینجا که خودم برم..
میدونی که همیشه منطقی بودم
هیچ وقت تقصیر خودمو گردن تو ننداختم
ولی تو تقصیر خودتو گردن میگیری؟
اونایی که مربوط به خودته درست کردی؟!
به خاطر چیزایی که دست من نبود توان من تحلیل رفت,
اونقدر که نمیتونم سهم خودمو درست انجام بدم..
میدونم خودمم کوتاهی کردم و میکنم با خودمم خوب نیستم
ولی نمیدونی آخه میتونی درک کنی کلمه ی *ظرفیت* رو؟!
دیگه تموم شده..
مسئله من اینه..
میشه یه کم شارژم کنی؟!
ظرفیت لازم دارم!
دست رو دلم نذار میسوزی!
داغ خیلی چیزا رو دلم مونده...