دقت کردين وقتي تو خونه همه خوابن بعد يهو گوشيت زنگ ميخوره يهو همه از خواب ميپرن و جوري نگات ميکنن انگار آدم کشتي؟؟
اصن ي وضعي
@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)
دقت کردين وقتي تو خونه همه خوابن بعد يهو گوشيت زنگ ميخوره يهو همه از خواب ميپرن و جوري نگات ميکنن انگار آدم کشتي؟؟
اصن ي وضعي
در سرزمین من کسی بوسه فرانسوی بلد نیست..
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد
از گل رز هلندی هم خبری نیست..
اینجا عشق یعنی اینکه بخاطر چشم های دور و برت
معشوقت را فقط از پشت گوشی
بوسیده باشی.
خدا جون نترس...!!!
نه به گناه میفتی...!!!
نه به جهنم میری...!!!
من و تو به هم محرمیم...
دستمو بگیر...
به روزهای بدون تو خدا رو شکر برگشتم
دهه شصتیا باید یادشون باشه
اونروزا وقتی سریال می ذاشتن و هنوز پلاک ماشینا قدیمی بود پلاکا رو شطرنجی می کردن که مشخص نشه شمارش چنده ؟؟؟
دختر دائیم 8 سالشه بعد تو مدرسشون یه دوست داشته که داداش بزرگش همش کتکش میزده و بدنش همیشه سیاه بوده
زنداییم میخواست بچه دومشو بدنیا بیاره رفتن بیمارستان و دختر بزرگه رو آوردن گذاشتن خونه ما
این همش گریه میکرد و میگفت من داداش نمیخوام گفتم چرا داداش که خوبه گفت به مامانم زنگ بزن بگو داداش بزرگ برام نیاره من داداش بزرگتر از خودم نمیخوام برام یه خواهر بیاره یا داداش کوچیکتر
بنده خدا فکر کرده بود حالا مامانش میتونه براش داداش بزرگتر بیاره اینو بگیره زیر بار کتک
گفتم مگه بچه دوم میتونه بزرگتر از اولی باشه ؟؟
گفت همین که گفتم برو بهش بگو من از خونه فرار میکنم
خدایا حالا چطوری به این حالی کنم بچه دوم کوچیکتره از بچه اوله؟؟؟
آینده سازان ما رو باش
خدایا ببخش بر من گناهی که لذتش رفته اما مسئولیتش مونده
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم،
در رمضان پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکن�
"کارو"
روز گار چرخید ما باش نچرخیدیم
راست میگن زمین جای قشنگی نیست....................
......................................................................
نخ به نخ سیگار پک به پک بغض چه دردی میکشم اینروزا....
خودمو زدم اونراه اما دلم....
بدترین چیزی که تو این روزا تجربه میکنم اینه که بغض تو گلومه اشک تو چشمامه ولی نه اجازه میدم اون بشکنه نه اجازه میدم این بریزه به جاش با یه آه نفسمو میدم بیرون
وقتی دونفر از جلوم رد میشن دست تو دست با خنده های بلند بلند فقط دست میکنم تو جیبم و پاکت سیگارو میارم بیرون و یه نخ دود میکنم تا بغضمو تو گلو خفه کنم و به خودم میگم یعنی این دونفر تا حالا چندبار بهم خیانت کردن شایدم باهم بودنشون نتیجه خیانت به دیگریه....
بدتر از اینا اعتمادمه که نسبت به همه آدما از دست دادم
بعضی چیزها را " باید " بنویس�
نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "
برای اینکه " خفه نشم "
همین !!
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ
ﺍﻭﻧﻴﻪ ﮐﻪ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ...!!!
بابام : مهدی سیگار کشیدی؟؟؟
من: نه پدر جان
بابام: پس چرا بوی سگ مرده میدی؟؟؟
بوی سیگار چه ربطی به سگ مرده داره؟؟؟؟
آخه اینم باباست من دارم
با مامانم تو سوپر مارکت بودم
پسره با مامانش اومده بودن خرید سه سالش بود
هی میگفت سحر کیف پولتو بده به من ، کیف پولتو بده، گفتم کیف پولتو بده بمن سحر
خوشم میاد مامانشم اصلا جوابشو نمیداد
((((گفتم حداقل بگو یه هزارتومنی بده کیف پولو میخوای چیکار))))
مامانم از خانومه پرسید داداشته؟؟؟
گفت نه بابا پسرمه
به پسره میگم چندسالته عمووووو؟؟؟
میگه عمو ریختته ....
من :0
ریختم:(
عمو:(
ما تا ترم اول دانشگاه شناسناممونو نمیدادن دستمون
حالا کل زندگی تو دسته بچه هاست
کانون گرم خانواده ایرانی:.....
دختره :تو فیسبوک داره چرخ میزنه.
پسره :تو اتاقش داره بازی میکنه.
مادر :داره بفرماییدشام نگاه میکنه.
پدر بیچاره هم از تنهایی ساعت ١٠ میره میخوابه
آقا اینکه جزء نفرات برتر اسم منو زدن اصلا خوشحالم نکرد (نه پس خوشحالم باش نفر 23 شدن مگه خوشحالی هم داره؟؟؟؟؟)
ولی از وقتی میرم روی اسمم کلیک میکنم و دیگه نمیخوام دنبال پستام بگردم که چندتا لایک خورده و همشو یک جا به طور کامل میتونم ببینم اونقدر خر کیف شدم که حد نداره
اونایی که نفرات برتر شدن میدونن چی میگم
خدایا من خودم با دستای خودم زندگیمو خراب کردم.
خدایا تو خودت با دستای خودت زندگیمو درست میکنی؟!
تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه تو، تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه
تجاوز یعنی تو و دوستات سر کوچه واستاده باشین..
خانوم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا شما مزاحمش نشین!
بله تجاوز که فقط به معنی زورکی هم آغوش شدن نیستش که ...
دخترداییم همش دوسالشه اومده خونمون من تو اتاق بودم داشت واسه خودش با صدای بلند یه چیزی میگفت که فقطم خودش می فهمید که چی می خونه
هیچی رفتم بیرون شروع کردم با مامانم حرف زدن اونم همه حواسش از بچه دائیم پرت شد
دختردائیم هی دست منو می کشید سمت اتاق و کلی عصبی بود بعد دید همینطوری حرف می زنم و اهمیتش نمیدم شروع کرد هول دادن میگم چیه عزیزم
دستشو برد بالا و به من گفت بولو (با اخم و عصبانیت)
منظورش این بود که من داشتم حرف میزدم مثل خر سرتو انداختی پایین اومدی وسط حرفم دیگه خفه شو برو تو اتاقت
هیچی دیگه منم خفه شدم
از حالا خودمو میسپارم بخدا که دهه نودی ها هم اومدن رو کار
دوست عزیزی که نشستی داری چهار جک میخونی، شما نماز خوندی؟
اگر نخوندی بدو برو بخون بعد بیا
بدو بارک الله
۵دقیقه ست دیگه
چقدره مگه!؟!
ما رو هم دعا کن!
همیشه به آدم ها به اندازه ای محبت کن!
که بعدش مجبور نشی بهشون ثابت کنی خَر نیستی..