M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

دختر دائیم 8 سالشه بعد تو مدرسشون یه دوست داشته که داداش بزرگش همش کتکش میزده و بدنش همیشه سیاه بوده
زنداییم میخواست بچه دومشو بدنیا بیاره رفتن بیمارستان و دختر بزرگه رو آوردن گذاشتن خونه ما
این همش گریه میکرد و میگفت من داداش نمیخوام گفتم چرا داداش که خوبه گفت به مامانم زنگ بزن بگو داداش بزرگ برام نیاره من داداش بزرگتر از خودم نمیخوام برام یه خواهر بیاره یا داداش کوچیکتر
بنده خدا فکر کرده بود حالا مامانش میتونه براش داداش بزرگتر بیاره اینو بگیره زیر بار کتک
گفتم مگه بچه دوم میتونه بزرگتر از اولی باشه ؟؟
گفت همین که گفتم برو بهش بگو من از خونه فرار میکنم
خدایا حالا چطوری به این حالی کنم بچه دوم کوچیکتره از بچه اوله؟؟؟
آینده سازان ما رو باش

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.