دختر دائیم 8 سالشه بعد تو مدرسشون یه دوست داشته که داداش بزرگش همش کتکش میزده و بدنش همیشه سیاه بوده
زنداییم میخواست بچه دومشو بدنیا بیاره رفتن بیمارستان و دختر بزرگه رو آوردن گذاشتن خونه ما
این همش گریه میکرد و میگفت من داداش نمیخوام گفتم چرا داداش که خوبه گفت به مامانم زنگ بزن بگو داداش بزرگ برام نیاره من داداش بزرگتر از خودم نمیخوام برام یه خواهر بیاره یا داداش کوچیکتر
بنده خدا فکر کرده بود حالا مامانش میتونه براش داداش بزرگتر بیاره اینو بگیره زیر بار کتک
گفتم مگه بچه دوم میتونه بزرگتر از اولی باشه ؟؟
گفت همین که گفتم برو بهش بگو من از خونه فرار میکنم
خدایا حالا چطوری به این حالی کنم بچه دوم کوچیکتره از بچه اوله؟؟؟
آینده سازان ما رو باش