M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

دخترداییم همش دوسالشه اومده خونمون من تو اتاق بودم داشت واسه خودش با صدای بلند یه چیزی میگفت که فقطم خودش می فهمید که چی می خونه
هیچی رفتم بیرون شروع کردم با مامانم حرف زدن اونم همه حواسش از بچه دائیم پرت شد
دختردائیم هی دست منو می کشید سمت اتاق و کلی عصبی بود بعد دید همینطوری حرف می زنم و اهمیتش نمیدم شروع کرد هول دادن میگم چیه عزیزم
دستشو برد بالا و به من گفت بولو (با اخم و عصبانیت)
منظورش این بود که من داشتم حرف میزدم مثل خر سرتو انداختی پایین اومدی وسط حرفم دیگه خفه شو برو تو اتاقت
هیچی دیگه منم خفه شدم
از حالا خودمو میسپارم بخدا که دهه نودی ها هم اومدن رو کار

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.