اونکه بی صدای من شبا خوابش نمیبرد
اونکه من عاشقش بودم واسه کس دیگه میمرد
خیلی سخت بود خدایی من باورت کرد�
یهو تو ولم کردی شد باورش سخت تر
چه ساده بودم من فقط با اون موند�
عشق و علاقمو تو شعرام واسه اون خوند�
واسه کسی که یه عروسک تو بغلی بوده
واسه کسی که با من بود فکر بغلیم بوده
همه زندگیم تو نفرتو غم خلاصه میشه
من نفرتی شدم آره از خداشه دیگه
میدونم دستات العان روی شونه های کیه
الهی جوون مرگ بشی عشق کنه پیرت