A

Asal

@Asal geesoo · ۴۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۰ رأی)

A
Asal geesoo ۹ سال پیش
پیام

یک روز وقتی تو مهد کودک داشتم با دوستام بازی می کردم
متوجه شدم مامانم با کیک و کادو اومده کلاس
...
اون روز مامانم واسه تولدم بهم عروسکی هدیه داد که کل زندگیم بود
ی مدت گذشت...
من دیدم چشم عروسکم خراب شده،انگار کل دنیامو ازم گرفتن ،بدجوری ناراحت بودم.
الان بعد چندسال اون عروسکمو داخل وسیله هام پیدا کردم؛میبینم چیز خاصی نبوده که واسش ناراحت بشم.
درواقع عزیزان توی زندگیمون چیزایی بی ارزش زیادی داریم که بی خود و بی جهت زندگیمونو تحت تاثیر قرار میدن،سعی کنیم اون چیزای بی ارزشو از زنگیمون حذفشون کنیم.

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

دقت کردین هرکی میگه بوی بدی میاد همه اطرافیانش با نفس عمیق بو میکنن ببینن واقعا بوی بدی میاد یا نه!
.
حالا این خوبه نودو نه درصد از همه اونایی که بو می کنن بلند میگن :اه این چه بوییه؟
.
اون یه درصد هم گند زدن و بقیه رو متهم به عمل انجام شده میکنن!

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

عاقا من بچگی هام هندوانه رو با تخم هاش می خوردم بعد نیم ساعت جلو آیینه می نشستم تا درخت هندونه تو شکمم در بیادمثل لوبیای سحرآمیز.
.
حالا مال من بهتر بود...
.
یه روز مامان بزرگم دنبال قیچی فلزیش می گشت پیداش نمی کرد
تا اینکه بابابزرگم داشت باغچه رو بیل میزد یه دونه قیچی زنگ زده پیدا کرد
قضیه از این قرار بود که داداشم و پسر خالم که یه سال از من کوچکتر بودن قیچی رو چال کرده بودن تو باغچه تا درخت قیچی در بیاد.من دیگه هیچی نمی گوی�
.
قضاوت با خود شماست

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

آقا چشمتون روز بد نبینه پارسال تلفن خونه مون خراب شده بود از اون ور هرکی زنگ می زد ،گوشی رو که برمی داشتی مستقیم میرفت رو آیفن همه می شنیدن طرف چی داره میگه.از بد روزگار هم عمه ام اینا اومده بودن خونه ما .
بابام زنگ زد گفت: دارم میرم خارج از شهر کاری نداری
گفتم :مهمون داریم عمه اینا اومدن خونه مون
بابا:اونا اونجا چه غلطی می کنن
من:شوهرعمه هم سلام میرسونه
بابا:اون بی همه چیز گ... میخوره
.
.
.
هیجی دیگه نمی دونم چرا؟ کار واسشون پیش اومد زود پاشدن رفتن؟
مردم جنبه فحش هم ندارن واللا...

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

دو روز پیش یخچال فریزرمون خراب شده بود زنگ زدیم به نمایندگیش اومد گف :باید یخچال رو خالیش کنین ببریمش تعمیرگاه .درحین تخلیه به یک مورد مشکوک رسیدم اونم این بود که مادر بنده آورده تو اسم یکی از کشوهای فریزر نوشته سبزی های مامان بزرگ که ما بازش نکنیم از جلو کشو سبزی گذاشته از پشت خوراکی هایی ازجمله آجیل عیدوگوجه سبزوآلو قرمزوزرشک و شربت آلبالوولواشک وهزاران خوراکی خوش مزه دیگر که به ذهن جن هم خطور نمی کنه...نه واقعا این مامانه من دارم!عایا؟

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

یه روز تو دانشگاه امتحان ریاضی داشتیم قرار بود بعد کلاس استادکلاس جبرانی واسمون بزاره چشمتون روز بد نبینه امتحانم رو زود دادم رفتم خوابگاه اتاق رو تمییز کردم لباسامو برداشتم رفتم حموم آب و تنظیم کردم لحظه ای که آب ریخت رو کله ام یادم افتاد کلاس دارم حالا سه سوت حموم کردم موهامو خشک نکرده رفتم کلاس (استاد هم به حضور در کلاس خیلی حساس بود)همین طور که نشسته بودم آب از دم اسبی موهام می ریخت.همچین بدوبدو رفتم که قلبم داشت از جاش در میومد.
خدا نصیب هیشکی نکنه...

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

چن روز بودباتری گوشیم خراب شده بود هروق به بابام میگفتم بریم واسم یه باتری نو بگیریم منو می پیچوند دیشب بابام بهم گفـ: گوشی من و تو رو دوتاشونم تو یه روز گرفتیم چرامال من خراب نشده؟!بعدش گفت واسم چایی بریز بیار .
منم گفتم صبح من وتو باهم جایی خوردیم پس چرا من هوس چایی نکردم!؟!؟!؟
.
.
.
من._.
بابام:0
فک کنم مامانم توکره ماه باشه

A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

یادم میادبچگی هام یه بار تو حیاط مامان بزرگم اینا داشتیم فوتبال بازی می کردیم که بابا بزرگم رفت تالار اندیشه(توالت)که یهویی فکراحمقانه زد به سرمون من توپ رو پاس دادم به داداشم اونم داد به پسرخالم .گفت:شوت کن به در توالت اونم به جای اینکه بزنه به پایین در مستقیم شوتش کرد به قسمت شیشه ای در
.شیشه ریخت روبابابزرگم
پیرمرد بیچاره با همون وضعی که داخل نشسته بودپرید بیرون...
هیچی دیگه تادو هفته از رفتن به خونه اونا محروم بودیم :|