A
Asal geesoo ۱۰ سال پیش
جوک

عاقا من بچگی هام هندوانه رو با تخم هاش می خوردم بعد نیم ساعت جلو آیینه می نشستم تا درخت هندونه تو شکمم در بیادمثل لوبیای سحرآمیز.
.
حالا مال من بهتر بود...
.
یه روز مامان بزرگم دنبال قیچی فلزیش می گشت پیداش نمی کرد
تا اینکه بابابزرگم داشت باغچه رو بیل میزد یه دونه قیچی زنگ زده پیدا کرد
قضیه از این قرار بود که داداشم و پسر خالم که یه سال از من کوچکتر بودن قیچی رو چال کرده بودن تو باغچه تا درخت قیچی در بیاد.من دیگه هیچی نمی گوی�
.
قضاوت با خود شماست

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.