اعتراف میکنم یه بار تو کوچه سفره افطاری پهن کردن منو دعوت نکردن از لجم ضبط رو بردم پشت بوم 5دقیقه قبل اذون ،اذون رو پخش کردم^_^
ایشالا حلال کنن
اعتراف میکنم یه بار تو کوچه سفره افطاری پهن کردن منو دعوت نکردن از لجم ضبط رو بردم پشت بوم 5دقیقه قبل اذون ،اذون رو پخش کردم^_^
ایشالا حلال کنن
اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))
اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکسگرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-
اعتراف میکنم که به کاربرای برتر فورجوک حسودی میکنم .حسی که وقتی مدرسه میرفتیم به بچه خرخون های کلاس داشتیم رو عینا و حتی با میزان خیلی بیشتر بهشون دارم.
پ ن:آخه این عادلانه ست که من ۳ امتیاز داشته باشم اونا ۳۰۰۰ تااا^_^
اعتراف میکنم هنوزم وقتی پاکن میخرم
تا با خودکار و مداد سوراخ سوراخش نکنم
نمیتونم باهاش چیزی پاک کنم حس میکنم از فضا اومده
اعتراف میکنم یکی از سرگرمی های این روزام اینه که میگردم از این پستهایی که طرف یه خاطره که با نامزدش بوده رو تعریف میکنه رو پیدا میکن�
بعد خودمو میزارم جای پسره(پسرم دیگه)
بعد کاملا شبیه سازی میکنم محیطو
کلا سر هر کدوم نیم ساعت وقت تلف میکن�
بعله یه همچین آدمی هستم من
والا سگ به ما نگاه نمیکنه، مجبوریم اینجوری دلمونو خوش کنی�
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.