دوش می آمدو رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
کفر زلفش ره دین میزدو آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
یار مفروش بدنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود
با صدای شاهکار استاد شجریان گوش کنیدولذت ببرید