ع
عشق بابا ۱۱ سال پیش
پیام

جنازه ای رابرراهی میبردند،درویشی باپسربرسرراه ایستاده بودند
پسرازپدر پرسید؟که بابادراین جاچیست؟
گفت:آدمی.
گفت کجایش میبرند؟
گفت بجایی که نه خوردنی باشد نه پوشیدنی ونه نان وهیزم وزر وسیم ونه بوریا وگلی�
پسرگفت:بابامگربه خانه مامیبرندش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.