h

hamed 72

@راشا · ۱۴۹۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۰۱۶ رأی)

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
دیروز خالم اینا اومدن خونمون بعد با مامانم رفتن بیرون و گودزیلا موند پیش من
من: ببین گودزیلا ب همین پایه میز عسلی شلوغ کنی انقد با همین لوله جارو برقی میزنمت که باد کنی ها @@
گودزیلا: برو بابا !! ..... وبعد رفت تو اتاق
من:0_0
.....آقا بعد از یه نیم ساعت اومده بهم میگه: حامددددد پی پی دار�
من:O_o چی ؟؟ خوب برو دستشویی !!
گودزیلا: خوب من میرم ولی من که بلد نیستم خودمو بشور�
من:O_o چیییییییییییییییییییییییی ؟؟ دروغ میگی ؟؟
گودزیلا: ن متاسفانه کاملا راست میگم , تو باید منو بشوری
من: @@ هرگز .... خودت تلاش کن, خودتو ی جوری بشور دیگه
گودزیلا: تا حالا 100 بار تلاش کردم ولی نشده
من: ای کیلیپس سارا (دختر همسایمون) تو حلقت کصافط
عاقا جاتون خالی 5 تا مُـشَـمـا فـیـریـزر کردم تو دستم و رفتم شُستَمِش
واااااااااااااااااااااای اووووووووق حالم بهم خورد
تا الان دستمو با وایتکس , مایع دستشویی , فوم دستشویی , مایع ظرفشویی ,رخشا , جوهر نمک , صابون , شامپو , سفید آب , شستم ولی بازم چندشم میشه !!
حالا اینا هیچی کصافط انگار سگ مُرده خورده بود ی بوی گندی میداد ^_^

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
شـنیدید انقـد قلیـون رو بـا یـه طعمـی (مثلا دوسیب) مـیکشن که قلیـون بـه اون طعـم آب بـندی میشـه
لـب تـاپ منـم انـقد اومـدم بـاهـاش 4جــک کـه بـا 4جــک آب بـنـدی شـده لـامـصـب
بــــــزن بـه افـتـخـار و 4جـــک و بـچـه هـای 4جــکــی

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو قسمت تَحتانی مِعده اَم اگه دروغ بگم o_0
دیشب بابام یه چِک نوشت و برگشت گف: حامد اینو فردا صبح بِبَر بانک بگیر
من یه نگاه اینجوری به رَقَم چِک : O_O باشه بابالی ی ی
عاقا امروز صبح رفتم بانک که پول بگیرم یه حس سادیسمی در من گـُل کرد ^_^
پیش خودم گفتم بزار بابامو یه ذره اذیت کنم ^_^
با یه قیافه اینجوری (-_-) خعلی ناراحت و داغون رفتم خونه
بابام بعد از دیدن قیافه ناراحت و بغض کرده من : O_o چی شده حامد ؟؟ چرا این ریختی شدی ؟؟ چرا ناراحتی ؟؟ چی شده ؟؟
من: @_@ بابا من خیلی حواسم جمع بودا ولی از بانک ک اومدم بیرون یهوی یه موتوری همه پول رو زد
بابام: د_د , 3میلیون تومن پول رو زدن ن ن ن ن ؟؟؟ O_O
من : آره دیگه , ش ش ش شرمنده *_*
بابام در حالی که دستشو گذاشته بود رو سرش و به دیوار تکیه داده بود لیز خورد و خوردش زمین 0_0
منم دیدم اوضاع خیلی بـُحرانیه گفتم: حالا ناراحت نباش, بزار بِگردم شاید پیدا شد ^_^ پففففف خخخخخ و زدم زیر خنده ^_^
بابام: هر هر هر خندیدیم , خانوم لوله جارو برقی تو اتاقه دیگه مگه نه ؟
من : اوه اوه , بابا ب همین پایه میز عسلی غلط کردم .... ببخشیدددددددد ... فـررراررررررر
بابام:الان حتی اگه . هم دیگه فایده نداره , وایسا ببینم کره خر
حامد مظلوم : #_# ای بابا... ای بابا ... ای بابا ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو انگشت وسطي پاي چپ امیر محمد اگه دروغ بگم O_o
لا اله الا الله
مـن چـی بــگم آخـه ؟؟؟
با پـدر گرامیـم بحثـم شـد ( البته من هیچی نگفتم و سرمو انداختم پایین _ آره داداش ما از اون با ادب هاشیم)
بـدو بـدو رفتـه شوفـاژ اتاقمـو میبینـده
میگـه تــازه اگـه اعتـراض هـم کنـی پنجـره اتاقتـم بـاز میـزارم تـا صبـح بـمیـری از ســرما
ب همین پایه میز عسلیمون قس�
عایا من پرورشگاهی اَم ؟؟ عایا من از لای جوبم ؟؟ عایا من بدبخت نیستم عایاااااا ؟؟؟
مــــن: O_o
کامران : ^_^
نــیـمـا : 0_0
حامد سر راهی : ه_0 ای بابا ...ای بابا ... ای بابا

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون از گوشه تو چشماتون اگه دروغ بگم ^_^
دیروز ناراحتم اخمو بود , بعد نشسته بودم رو تختم و از پنجره اتاقم ب افق های دور دست تو آسمون خیره شده بودم(ادبیاتم در حد حافظ تو حلقتون)
که دختر عموم و داداشم اومدن تو اتاق که مثلا حالمو عوض کنن
ماها(دختر عموم): قیافه رو نیگا شبیه میر غَضَب میمونه !!
داداشم: گمشوووو !! جمع کن خودتو از صبح زانوی غم بغل گرفته واسه من
من: @@ , ممنون از ابراز احساساتتون ؛ حالا هم حوصله ندارم برید بیرون
ماها : علی اینجوری نمیشه ! بیا بگیریمش پَرتش کنیم تو بالکن !
داداشم: آوره ه ه ه !! فکر خعلی خوبیه *_*
من : ب همین پایه میز عسلی اذیتم کنید با این لوله جارو برقی سیاه و کبودتون میکنما !!
داداشم و ماها : اوه اوه , اعتراض کردی جرمت دو برابر شد ^_^
حالا دست و پای منو گرفتن که ب خیال خودشون منو بندازن تو بالکن
منم طی یک عملیات چیریکی و ابزاری جفتشون رو انداختم تو بالکن و در رو هم بستم ^_^
و دوباره اومدم رو تختم و با یه قیافه اینجوری ^_^ بهشون خیره شد�
اونا هم دیدم خعلی سر وصدا میکردن و دست و پا میزدن که در رو باز کنم واسشون و منم از اتاق ب کُلی زدم بیرون ^_^
الان یه 3 ساعتی از این ماجرا مـیـگذره +__+
بچه ها فکر کنم دیگه تنبیه شون کافی باشه چون تا الان داشتن داد میزدن الان دیگه صدایی ازشون نمیاد , من رفتم در بالکن رو باز کن�
فکر کنم جان ب جان آفرین تسلیم کردن از سرمــا ^_^
حامد دلــسوز @_@ ای بابا ... ای بابا ... ای بابا ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
یکی دیگه از لذت هایی که هیچوقت نیومد این بود که :
یه روز صبح که دارم میرم سرکار باهاش دعوا بگیر�
بعد واسه عذرخواهی برم واسش یه پالتو بگیرم و یواشکی بزارم تو اتاقش و زود از خونه بزنم بیرون
بعد که غروب از دانشگاه برگشت با یه تیریپ خسته بیام خونه و اونم با ناراحتی نگام کنه و بگه خسته نباشید
منم بگم ممنون و در حالی که داره واسم تو یه سینی چایی میاره بگه:
حامد اون پالتو ......
منم وسط حرفش بپرم و بگم : مال تو دنیا�
دنیام هم با یه لبخند قشنگ که دلم واسش هوری میریخت بگه:
مرسی عشق�
بعد بهش بگم برو بپوش بیا ؛ اونم بره بپوشه بیاد جلو�
و من با یه حرکت موهاش رو بریزم دور شونه هاشو بهش بگم:
الان دقیقا شدی مثل سفید برفی
اونم یه نگاه با شرم به من بندازه و در حالی که لب پایین شو گاز میگیره سرشو بگیره پایین
بعد من بهش بگم : حالا این سفید برفی ما گرسنه اش نیست ؟؟
دنیام هم بگه: چرا , خیلی ... و بعد باهم بریم بیرون برای شا�
هه چه دیوونه ی اَم من ....
لایک: دنیام... بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
••••••••••••» » » عــاشـقـانــه هـای یــه دیــوونـــه
یکی دیگه از لذت هایی که هیچوقت نیومد این بود که :
یه روز با هم بریم بیرون بعد انقد راه بریم که بگه حامد خسته شد�
منم بهش بگم: ای جونم ... میخای ی ذره بشینی�
دنیام هم بگه : آره بخدا دارم از پا میوفت�
بعد از کمی سکوتِ بینمون بگه: حامد
من: جون دل�
- دنیام: سردمه
بعد منم با اینکه خودم دارم از سرما یخ میزنم بارونیمو در بیارم بدم بهش
اون دستاشو بگیرم تو دستامو بهش بگم: روانیتم...دیونتم...میدونستی؟
دنیام هم بگه: ما بیشتر آقامون ...
آخ که چ حالی میداد اگه میشد بشه
لایک: دنیام... بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
یکی از لذت هایی که هیچوقت نیومد این بود
یه روز بهم زنگ بزنه بگه: حامد�
من: جونم دنیام ؟؟
- دنیام: بیا بیرون میخام یه چیزی بهت نشون بد�
من:عزیزم کار دارم نمیتون�
- دنیام: یا میای بیرون یا با سنگ شیشه اتاقتو بیارم پایین
من: باشه دنیام . چرا عصبانی میشی ^_^
بعد برم پیشش ببینم دو تا حلقه تو دستشه
بهش بگم: این چیه دنیام ؟؟
- دنیام: خوب گوش کن ببین چی میگم
من: گوش ب فرمانم دنیام بفرمایید
- دنیام: این حلقه رو که میبینی میکنم تو دستت. تو هم غلط میکنی حتی برای ی لحظه از دستت درش بیاری
و اون یکی حلقه هم تو میکنی دستم و منم غ ....
بعد من یهویی بپرم وسط حرفش و بگم :
شما تاج سرید دنیام....شما هم حق ندارید این حلقه رو از دستت درش بیاری... حالیته ؟؟
اونم یه لبخند عاشقانه بزنه بهم و بگه : چشم آقا�
....و منم عاشقانه دستاشو ببوسم
خُل و دیوونه و رویا پرداز هم خودتونید
لایک: دنیام... بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو حلق ████ اگه دروغ بگم (اون قسمت رو بخراشید تا ببنید کیلیپس دختر همسایمون تو حلق کیه ؟؟ خخخخخخخخ)
خدمتتون عرض کنم ک دیشب جاتون خالی شام رو زدیم بر بدن
ی یک ساعت بعد از شام مامان جونم میوه اورد که تناول کنیم ^_^
بابام میگه : پسرم بیا میوه بخور !!
من: بابا شام زیاد خوردم میوه نمیخورم ^_^
بابام: خفه شو !! بشمور سه اومدیا !! 0_0
من: خو بابا دارم میترکم #_#
بابام: بیا پرتغال بخور @@
من: من از پرتغال بدم میاد اصلا حرفشو نزن @@
بابام: پسرم بیا عزیزم بیا بخور فدات ش�
من: قربون اون عمت برم بابالی نمیخورم @@
بابام: خاک تو اون سرت بیشور !! گمشو بیا کوفت کن دیگه
من:گیر دادیا نــمـیـخـورم م م م م م م م م م م م م
بابام: به درک ...خانوم اون لوله جارو برقی کجاست بکنم تو حلقش ؟؟
من: فرااااااارررررررر
حالا شما مدیونید اگه فکر کنید قبل فرار نصف میوه ها رو خودم ب تنهایی نخورده باشم ^_^ به همین پایه میز عسلیمون قس�
راستی بچه ها من از عمه اولی و عمه سومیم اصلا خوشم نمیاد هیچی دیگه خودتون صلاح میدونید دیگه ^_^
حامد شــکـمـو : $_$ ای بابا...ای بابا ... ای بابا ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو حلق امیر محمد اگه دروغ بگم ^_^
دیشب هفت ترانه یه آهنگ پخش کرد که صدای خواننده ش شبیه مازیار فلاحی بود
حالا داداش من برگشته میگه:
چقد صداش شبیه "مــظـفـر شـهابـیـه" ؟؟ ( ن ناموسا اسمو دقت کردین؟ من نمیدونم این اسمو از کجا دراورد ؟؟)
مــن : O_O چــی ؟؟ کی ؟؟
داداشم اومد درستش کنه گف : ببخشید منظورم این بود که صداش شبیه "شـهـاب مـظـفریـه" ؟؟
من: O_o حالا " شــهـاب مـظـفــری" کیه ؟؟
داداشم: @_@ همونی که موهای بلند سفیدی داره از پشت میبنده !
من: مامان لوله جارو برقی کجاست من بکنم تو حلق این #_#
داداشم: چرااااااا ؟؟ مگه من چیکار کردم ؟؟
من : آخه خِـرِفـت . اون مازیار فلاحیه !!
داداشم: ^_^
من:0_0
کامران: #_#
نیما: =_=
حامد بی اعصاب : @_@ ای بابا...ای بابا...ای بابا...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو حلقم اگه دروغ بگم ^_^
عاقا شب یلدا رفته بودیم خونه مامانبزرگم
جای همتون (ینی مخصوصا جای داداشا و آبجی هایی کهPLAY STATION2 بلدن ) خالی بوددد
همه جمع بودیم هر کی ی تیم برمیداشت و کُری میخوند
داییم رئال ورداشت داداشم میلان پسر خالم منچستر سیتی شوهر خالم بارسلونا منم بایرن مونیخ رو ورداشت�
عاقا پسر خالمو4-1 بردم....شوهر خالمو 5-0....داداشمو3-0
حالا رسیدم ب داییم در مجموع120دقیقه بازی 1-1 شده
پنالتی شد تو پنالتی منو برده
بهم میگه: جوجو هنوز جیک جیک واست زوده برو خروسکتو عمل کن
برو با والدینت بیا @@
ینی در عمرم اینجوری تا ناخون پا نسوخته بودما
اصن دوست داشتم این لوله جارو برقی رو تا ته بکنم تو حلق داداش�
به همین پایه میز عسلیمون ^_^
ای بابا ... ای بابا ...ای بابا ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
مـــــسـ ـخـره سـ ـت
ولــ ـی دلـ ـم واسـ ـش تــنـگ شـ ـده
واسـ ه هــمـه ی اون خـُـ ـل بـازیــاش ..
واسـ ه هـمـه ی اون خــ ـاطــره هـ ـا ...
تــمــومــ شــ ـد ... خــ ـلاص ...

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
اون کیه که هر وقت پول احتیاج داری. نمیزاره به کسی رو بزنی ؟؟
اون کیه که گردنید و گوشواره و النگو هاشودر میاره بهت میده تا مشکلت رو برطرف کنی ؟؟
.
.
.
.
.
یه فرشته به نام مادر
به سلامتی همه فرشته های رو زمین مادرای گلمون

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون شما را به خوندن این خاطره دعوت مینماید O_o
من چند هفته نرفتم دانشگاه
بعد به دختره گفتم: خانوم امیدی ؟؟ من چند جلسه نبودم میشه جزوء تون رو بگیرم و برم کپی کنم ؟؟
خانوم امیدی : بله بله حتما ..
حالا من ساعت11 بعد از تموم شدن کلاسامون 11 باهاش قرار گذاشتم جلوی انتشارات @@
عاقا 10دیقه وایسادم نیومد 20 دیقه وایسادم نیومد .. خدایا این چرا نمیاد آخه؟
آخر بهش اس دادم: خانوم امیدی ؟؟ من دم انتشاراتم شما کوجای ؟؟ بیا دیگه!
بهم اس داده :I"m a meeting.call me later
من (تو دلم دارم ب خودم میگم): o_0 دختره چِت زده !! حالا خوبه فقط ی جزوء ازش خاستما ^_^ اگه میرفتم خاستگاریش این میخاست چیکار کنه ؟؟ ^_^
بهش اس دادم: کجای ؟؟؟
جواب داد : ساختمون امام @@
منم رفتم تک تک کلاسای ساختمون امام رو گشتم
ب همین پایه میز عسلیمون دیدم تو یه کلاس نشسته داره تند تند جزوء هاشو از چکنویش مرتب مینویسه تو پاکنویس ^_^
هیچی دیگه کامران . امیرمحمد . نیما. میبینید بنده خدا رو تو چ زحمتی انداختم ؟؟؟؟ ^_^ خخخخخخخ
دختره واسه اینکه ی جزوء خوش خط بده بهم داشت خودشو نابود میکرد ^_^
اسپانسر ها بابت خوندن این خاطره از شما تشکر میکند (کیلیپس دختر همسایمون)

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون تو حلق خودش اگه دروغ بگم ^_^
من یه کتابی همین سارا(دختر همسایمون) داد�
حالا اون روز میخام بگیرم ازش
بهش میگم: اون کتاب منو بیار دیگه !! داری چیکار میکنی ؟؟
میگه: دایم جیب جمینی میدوخم ^_^
من:O_o چی ؟؟
اون:دالم دیب دمینی میدولخم ^_^
من: 0_0 چییییییییییییییی ؟؟
اون: دالم سیب زَ بَنی میسولخم ^_^
من: @_@ چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ؟؟
اون: اَه دوزاریت چقد سوراخه ؟؟دارم سیب زمینی میسورخم دیگه
من: آهان ^-^ پایه میز عسلی تو حلقت خو از اول عین بچه آدم بگو دیگه ^_^
اون:تو داری چیکار میکنی ؟؟
من: دارم لباس میپوش�
اون: کجا ب سلامتی ؟؟
من: دارم میرم ی پَکیج کامل بــالــا بــالــا واست بگیرم . باهم تمرین کنیم ^_^
واااااالااااااااع

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
کیلیپس دختر همسایمون شما را به خوندن این خاطره دعوت مینماید o_0 (ادبیاتم تو گلبول های سرخ نیما)
تو سرویس دانشگاه بودم داشتم میمومدم یه پسره نشسته بود بغلم منم اول اونو اینطوری نگاش کردمo_0(چون آشنا میزد انگار ی جایی دیده بودمش)
خلاصه با دوستام ته اتوبوس رو اشغال کرده بودیم که بحث افتاد تو مدرسه هامون و اینکه تو دوران مدرسه چه شیطنت هایی ک نکردیم^_^
منم هی گفتم کرج ... مدرسه انصارالمهدی...و.......
این پسره ی دفعه بیدار شد برگشت گف: تو بچه کرجی ؟؟
من: اوره ه ه ه ^_^
اون: کدوم مدرسه درس خوندی ؟؟o_O
من: انصار المهدی ^_^
اون:ناموسااااااا ؟؟؟؟ منم انصار درس خودم @@ کدوم رشته بودی ؟؟
من:ریاضی ؟؟
اون: الله وکیلی ؟؟؟؟؟ منم ریاضی بودم @@
هیچی دیگه کامران .نیما.امیر محمد.به همین پایه میز عسلیمون اگه ی کم دیگه این گفتگو رو ادامه میدادم فکر کنم همخونه در میومدیم یا شایدم اون میشد بچه واقعی بابا و مامانم^_^ ....همون طور که استحضار دارید من سر راهیم آخه ^_^
اسپانسر ها بابت خوندن این خاطره از شما تشکر میکند(کیلیپس دختر همسایمون)

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
پــیــشـاپــیـش (^:^) مــیـبـوسـمـت
یــکــی ایـنـور (^:^ )
یــکــی اونور ( ^:^)
یــادت بــاشـه اولـیــن روبــوســی شـبـــ یــلــدا رو مـــن بــاهــات کــردمــــ
یـــلــدای هــمــتــون پــر از لــحــظـــاتــــ خــوب و دوســتــداشــتــنــی

ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
تو طعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است
آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است
این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است
نیزه نشین شد حضرت سقا و اهل بیت
زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است
فرا رسیدن اربعین امام حسین(ع) رو به همه عاشقان ابا عبدالله (ع) تسلیت میگم