ı
ılıll Hamed 72 lılıll ۱۲ سال پیش
پیام

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
یکی دیگه از لذت هایی که هیچوقت نیومد این بود که :
یه روز صبح که دارم میرم سرکار باهاش دعوا بگیر�
بعد واسه عذرخواهی برم واسش یه پالتو بگیرم و یواشکی بزارم تو اتاقش و زود از خونه بزنم بیرون
بعد که غروب از دانشگاه برگشت با یه تیریپ خسته بیام خونه و اونم با ناراحتی نگام کنه و بگه خسته نباشید
منم بگم ممنون و در حالی که داره واسم تو یه سینی چایی میاره بگه:
حامد اون پالتو ......
منم وسط حرفش بپرم و بگم : مال تو دنیا�
دنیام هم با یه لبخند قشنگ که دلم واسش هوری میریخت بگه:
مرسی عشق�
بعد بهش بگم برو بپوش بیا ؛ اونم بره بپوشه بیاد جلو�
و من با یه حرکت موهاش رو بریزم دور شونه هاشو بهش بگم:
الان دقیقا شدی مثل سفید برفی
اونم یه نگاه با شرم به من بندازه و در حالی که لب پایین شو گاز میگیره سرشو بگیره پایین
بعد من بهش بگم : حالا این سفید برفی ما گرسنه اش نیست ؟؟
دنیام هم بگه: چرا , خیلی ... و بعد باهم بریم بیرون برای شا�
هه چه دیوونه ی اَم من ....
لایک: دنیام... بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.