•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
••••••••••••» » » عــاشـقـانــه هـای یــه دیــوونـــه
یکی دیگه از لذت هایی که هیچوقت نیومد این بود که :
یه روز با هم بریم بیرون بعد انقد راه بریم که بگه حامد خسته شد�
منم بهش بگم: ای جونم ... میخای ی ذره بشینی�
دنیام هم بگه : آره بخدا دارم از پا میوفت�
بعد از کمی سکوتِ بینمون بگه: حامد
من: جون دل�
- دنیام: سردمه
بعد منم با اینکه خودم دارم از سرما یخ میزنم بارونیمو در بیارم بدم بهش
اون دستاشو بگیرم تو دستامو بهش بگم: روانیتم...دیونتم...میدونستی؟
دنیام هم بگه: ما بیشتر آقامون ...
آخ که چ حالی میداد اگه میشد بشه
لایک: دنیام... بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ...