ا

امیرعلی

@amiraliesed · ۱۲۳ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)

מ
משורמןו ۱۳ سال پیش
پیام

اول سلام مرسی که به فکر امتحانای ما هستین^_^
سایلار" عزیز:
مرسی از لطفتون چشم شاد میخونم:))))
..::atefeh::."عزیز:
مهمترین تجربه زندگی من تجربه ی حس دوست داشتن بود بدون اینکه کسی که دوسش دارم خبر داشته باشه،دوست داشتن بدون هیچ توقعی
ali.ila" عزیز:
با حرف شما درمورد افزایش معنی دار اسم امیر و امیر علی موافقم،من که به فکر افتادم نه تنها اسم فرستنده بلکه شناسناممو هم عوض کنم^_^گاها خودمو تو سایت گم میکنم.حالا تصمیم داشتم اگه یه روز پسر دارشم اسمشو بذارم امیرحسین :))))باید بیخیال شم.
abas_m223" عزیز:
در مورد عدم همکاری با صندلی داغ راستش من پستا رو خوندم دقیقا نفهمیدم از کی باید بپرسم چون از خیلیا سوال شده بود وگرنه برنامه پیشنهادیتون عالیه.
parsa joje ajishe "عزیز:
ایشالا مشکل پدرتون هرچه سریعتر حل بشه،دعا میکنم.
اخرین ندا... "عزیز:
فقط از خدا میخوام بهتون صبر بده.
قلقلی"عزیز:
من ده تا شو فرستادم موند 990 تاش^_^موفق باشید.
_______________________________________
در پایان بچه ها من برای اینکه امیرا رو با هم قاطی نکین اسممو اینجوری کردم : AmirAli ---------------------->משורמןו

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

آتییییییش!!"عزیز:
ایشالا خدا هم به شما و هم به داداشتون بچه های سالم بده.
Violet" عزیز:
حتما بازم کمک فکری در مورد کتاب ازتون میگیرم خواهر خوبم.
farn.74" عزیز:
خیلی ممنونم از توجه و لطفتون.
Mahsa_namakabrud" عزیز:
از دعای خوبی که در حق من کردین خیلی ممنونم.
خانوم صادقی" عزیز:
وقتی هر از گاهی پستها با تاخیر در تایید مواجه میشن به حجم سنگین کار شما پی میبرم،خدا قوت،یه خسته نباشید به گرمای یه چای تازه دم قند پهلو تقدیم شما.

$
$*^_^*$ LuLu ۱۳ سال پیش
جوک

فانتزیای فک وفامیلهای ما اصولا واقعی میشه بخونین متوجه شین:
یکی از فانتزیای خواهرم این بودکه سرزنگ هندسه بگه خانم این درسا بسه بذارمهسا به خوابش برسه ومعلمشون هم بگه بخواب عزیزم... تااینکه دیروز این اتفاق افتاد ومهساهم یه زنگ خوابید....
حالا دخترخالم هم یه بار سرزنگ عربی گرفته خوابیده معلمشون هم به بچه ها گفته آروم باشن خودش هم خیلی آروم درس داده که مبادابچه بیدارشه.....
فک وفامیله درس خون وخرشانسه ما داریم...خخخخخخخخخخخ هههههههه هاهاهاها هوهوهوهو هی هی هی هی .....

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

آوا"
ما هم هممون اینجا دور هم جمع شدیم که کمتر احساس تنهایی کنیم خوش اومدین:)
Violet "
کتابایی که اسم بردینو نخوندم اسماشون که خیلی وسوسه انگیزه حتما باید بخونمشون.ممنون
میلاد بچه یتیم"
میلاد جان پسوند اسمتون دل آدمو به درد میاره :(
و در پایان
Mahsa_namakabrud"
پست 70135 خیلی خیلی خیلی خوشحالم کرد چه تصمیم خوبی گرفتین،مطمئن باشین راهی که توش قدم گذاشتین آخرش به یه جای خیلی خوب میرسه،محکم قدم بردارین خواهر خوبم،نذارین حرف اطرافیان منصرفتون کنه،میدونم شنا کردن خلاف مسیر رودخانه خیلی سخته چون خودمم دارم تجربش میکنم.

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

آهنگی که هر شب باهاش به خواب میر�
آهنگی که بعد از هزاران بار گوش کردن هنوزم هر بار اشکمو درمیاره
آهنگی که کلمه به کلمه اش وصف حال منه
***********************************************
خدا کند بیایی که جان من رسیده به لب
کشیده روز بختم به شب
بیا که در دلم برپا شود شکوه آشنایی
نشسته ام به راهت که بر من افکنی یک نگه
فدای آن دو چشم سیه
فروغ زندگی در دل فکند به معجزه نگاهت
چه سرنوشت تلخی در انتظار من بود
ز عشقت همه درد و ناکامی به روزگار من بود
برای آخرین بار نسیم این چمن باش
منم همیشه تنها به یاد تو ، تو هم به یاد من باش
اگر هرچه دیدم ، ملامت شنید�
چو نای نی در این گوشه نالیدم ، به خاطر تو بوده
اگر ز این جدایی ، ندارم رهایی
کشیده کار عشقم به رسوایی ، به خاطر تو بوده
به سنگ غم بزن بر دلم ، که بشکند چو ساغر دل�
بگرید آسمان بر حال من ز سوز این ترانه
خدا کند بیایی که جان من رسیده به لب
کشیده روز بختم به شب
بیا که در دلم برپا شود شکوه آشنایی
در این سکوت خاموش ، لب از گلایه ها بسته ا�
به جز تو از همه خسته ام ، به پای عهد خود با من بمان
مرا مکن فراموش
چه سرنوشت تلخی در انتظار من بود
ز عشقت همه درد و ناکامی به روزگار من بود
تمام وجودم بوَد عاشق تو
گمان من یقین شد که دل هرگز نبوده لایق تو
اگر هر چه دیدم ، ملامت شنید�
چو نای نی در این گوشه نالیدم ، به خاطر تو بوده
درخت بهانه نیارد جوانه
به روی شاخه هایی که بشکسته چه سازم آشیانه
به سنگ غم بزن بر دلم ، که بشکند چو ساغر دل�
بگرید آسمان بر حال من ز سوز این ترانه

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
از ابر نوشتم که بگری�
از باد نوشتم که بنال�
از شعله نوشتم که بسوزم
از خاک نوشتم که بمیر�
از عـــشـــق نـــوشـــتـــم کـــه بــــمـــانـــی...
خواندی و نوشتی تو برایم:
از ابر بگو که تشنه ام من
ار باد بگو که بیقرار�
از شعله بگو که یخ زدم من
از خاک بگو که جان بگیر�
از عـــشـــق نـــگـــو کـــه نـــاگـــزیـــرم...

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

آلوچه" عزیز:
********
اسممو عوض کردم ولی اگه بشه یه مشت آلوچه رو هم میخوام ^_^
sanaz71" عزیز:
**********
به قول خودتون چیزی که ما شاید تصورشو هم نتونیم بکنیم زندگی روزمره شماست میدونم سخت مال یه لحظه شه ولی خواهر خوبم از این زاویه به موضوع نگاه کنید که :
هر که در این بزم مقرب تر است***جام بلا بیشترش می دهند
AR m IN" عزیز:
***********
باعث افتخارمه که اسم منو بردید،از لطفتون ممنونم،موقع خوندن 4jok شعرهای زیباتون هیچوقت از قلم نمیفتن.
abas_m223" عزیز:
*************
خیلی وقته هوادارتونم خیلی قبل از وقتی که عضو شدم،پستایی که تو تنهایی میذارید مختصر ولی برنده و تاثیرگذارند.ممنونم ازتون.
Niki" و Violet" عزیز :
**************
کتابایی که معرفی کرده بودینو خوندم و به همه بچه ها هم توصیه میکنم و پیشنهاد خودمم هم "کافه پیانو" فرهاد جعفری هست هرچند حدس میزنم خیلیا این کتابو خوندن.بازم منتظرم لطفا کتابای جدید معرفی کنین.

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
من نمیدانستم با چشم های بسته هم می توان دید
ولی انگار می شود
مدتیست همینکه چشم هایم را می بندم در برابرم ظاهر می شوی
و من بی اختیار می خند�
یک آن حس می کنم این همه غصه برای دوری از تو بیجاست
تو از انچه فکرش را می کنم به من نزدیکتری
آن جاست که دلم می خواهد چشم هایم همیشه بسته بمانند
تا وقتی که تو بیایی و با دستانت بازشان کنی و بگویی : چقدر میخوابی بلند شو دلم برایت تنگ شده...
راستی تو چه می بینی چشم هایت را که می بندی؟؟؟

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
خیلی تشنه ام...
میدانم...تو...سراب نیستی
تو...چشمه ای...شیرین و گوارا
که درخششت از دور منِ از پاافتاده را نویدِ زندگی می بخشد
ولی
نازنین�
از اینکه با این عطش بی حد، سر آسیمه بسویت نمی دوم نرنج
می ترسم...
می ترسم از اینکه اگر با جام شکسته ام از تو بنوشم دلگیر شوی

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
چه روز خوبی بود
امروز تو دیر کردی
اولش نگرانت شد�
ولی بعدش فهمیدم چه خوب شد که دیر کردی
تا تو برسی طبق معمول کلاس استاد رنجبر کلا پر شد و فقط یه صندلی خالی موند : ردیف اول صندلی کناریِ من^_^
و بعد
تق تق... تق تق
_ببخشید استاد
_بفرمایید
و من یک ساعت تمام به صدای قشنگ نفسهای تو گوش داد�
نمیدونم تو هم صدای تپش های قلب منو شنیدی ؟اخه خیلی بلند بود
پی نوشت : بچه ها میدونم شاید این اتفاق بنظر شما مسخره برسه ولی برای من حتی اینکه خودکار عشقم افتاد زمین و من خم شدم و اونو بهش دادم کلی هیجان انگیز بود.

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

fatemeh(Iman)" عزیز:
ابتدا از تعریفی که از شعرای من کردید خیلی ممنونم،البته خودم متوجهم که خیلیم جالب نیستن علتش هم اینه که اینا بیشتر فوران احساسات هستن تا شعر.دوم اینکه ازتون خواهش میکنم نوشتن رو کنار نذارید،بنظرم شعر گفتن مثل یه جور الهام و وحی میمونه انگار با یه دنیای ماورایی در ارتباط هستی،لطفا سعی کنید و دوباره قلم به دست بگیرید.
یه نفر" عزیز:من از شما ممنونم که باعث شدید دوباره شروع به پست گذاشتن بکنم.ممنون از تعریفاتون خیلی به من لطف دارید و ممنون از همدردی شما،راستش اطرافیان اصرار به گفتاردرمانی دارند ولی حسش نیست راه حل این مشکل چیز دیگه ایه:)بازم ممنونم.
naziiii khate akhar " عزیز:
ممنون از لطفتون خواهر خوبم.راستش داستان لکنت اینه که زبونِ گرامی گاهی میگیره و ول میکنه :)
آتییییییش!! " عزیز:
حتما براتون دعا میکنم اگه قابل باشم.حقیقتش همونطور که بالا هم اشاره کردم این زبونِ گرامی بعضا شل کن سفت کن درمیاره و راه نمیاد:)
رامسررر" عزیز:
ممنون از لطفتون به من.به توصیه شما کلمه "لکنت" رو از نام فرستندم حذف کردم کمتر جلوی چشم باشه بهترم هست:)راستی اگه شما مثل اسمتون ساکن رامسر هم باشین باید بگم خانوادگی مهمون شما بودیم عید،شهر زیبایی دارید.

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

کاش خوشتون بیاد...
**********************************
خـــوب مـــیدون�
تـــوی دلـــت
یـــه جـــایی هـــست
کـــه هـــنوزم مـــال مـــنه
اگـــرچه تـــاریکه و تـــوش پـــرنده پـــر نـــمیزنه
تـــو مـــیتونی دور بـــشی
یـــا مـــنو تـــنها بـــذاری
یـــا مـــیتونی بـــهم بـــگی
کـــه دیـــگه دوســـتم نـــداری
مـــن کـــه ولـــی خـــبر دار�
تـــوی دلـــت یـــه جـــایی هـــست
یـــه جـــای خـــوب و خـــواستنی
جـــایی کـــه تـــو بـــدت مـــیاد
حـــتی بـــهش ســـر بـــزنی
ولـــی بـــدون دلــــم خـــوشه
اگـــه یـــه روزی بـــی هـــوا
خـــیال نـــازنین تـــو
رد بـــشه از اون طـــرفا
قـــلب تـــو تـــندتر بـــزنه
دلـــم خـــوشه اون تـــپشا
تـــموم اون ثـــانیه ها
فـــقط بـــخاطر مـــنه
شـــاید یـــه اخـــمی بـــکنی
یـــا بـــه گـــذشته ها بـــری
جـــدا نـــمیشم از دلـــت
پـــایین بـــیای بـــالا بـــری
بـــدون اگـــه کـــه زنـــده ا�
اگـــه کـــه ایـــن زنـــدگیه
هـــمش بـــخاطر هـــمون
یـــه لـــحظه ی دیـــدنیه...

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

دلم گرفت از رفتن مسیحا از حرفاش میشد حس کرد نفسشم مثل اسمش مسیحاییه...هر جاکه هست خدا پشت و پناهش باشه.
Sogoli و عطاجوانرودی عزیز ممنونم از لطفتون.
★✿ ❀رابینهود ★✿ ❀ پستاتون واقعا عالین هر کدومشو چند بار میخونم.
آتییییییش!! برای خواهرتون دعا کردم ایشالا که زود سلامتیشونو بدست بیارن.

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

سلام و عصر بخیر بچه های خوبِ پاتوق
میخوام یه اعترافی بکنم...راستش من تا قبل عید با همین اسم فرستنده و با عنوان " خط خطی های משורמןו " پستامو میفرستادم ولی یه مدت حال روحیم خوب نبود دلسرد شدم و دیگه پست نذاشتم.
بعد از مدتها چن روز پیش شعرمو با نام فرستنده "لکنت" فرستادم درسته
اسم منم امیر علیه ولی اینجا یه امیرعلی بیشتر نداریم که اونم امیر21 که خاطرش برام خیلی عزیزه :)
بله جونم براتون بگه دقیقا فردای اونروز آبجی یا داداش گلم "یه نفر" اسم منو خط خطیامو تو پستش آورد منم ذوق مرگ شدم و دوباره پستامو با اسم AmirAli فرستادم که نمیدونم چن تاش تایید بشه(ارادت ویژه دو ور خاش خاشی خدمت خانوم صادقی)
و الان من دچار دوگانگی شخصیتی شدم :))))
بنظر شما اسم فرستندم اسم خودم باشه ینی : "AmirAli"
یا اسم مشکلی که دارم ینی : "لکنت"
بهم کمک فکری بدین لطفا
در پایان تشکر ویژه دارم از fatemeh(Iman) و naziiii khate akhar عزیز که نسبت به من و شعرم ابراز لطف کرده بودن.
خداییش خیلی شرمندم که این همه وراجی کردم حلال کنین.

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
اگه راحت ترین خواب دنیا رو هم بکنم...
و تو خواب قشنگ ترین رویای عالمو ببین�
همه رنگ میبازن و بی اهمیت میشن
وقتی بیدار بشم و صورتِ ماهِ نشُسته ی تو اولین تصویری باشه که تو چشمام میشینه...
نمیدونم چن تا دیگه از صفحه های تقویم باید ورق بخورن که به اونروز برسم
فقط اینو میدونم که عمری که لااقل یه روزش و فقط یه روزش اینطوری شروع نشه میخوام اصلا نباشه...

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
مادرم نذر داره که پنج شنبه ها برا روح شهدا یاسین و الرحمن بخونه
پدرم برا گرفتن حاجتاش یه مبلغی نذرِ تهیه جهیزیه دخترای نیازمند میکنه
همسایمون بعد اینکه پسرش شفا گرفت هرسال چند تا گوسفند قربونی میکنه
همه برا گرفتن حاجتاشون نذر میکنن
منم نذر کرد�
تو بزرگترین حاجت منی پس منم همه چیزمو گذاشتم وسط
و
"خــــــودمو" نذرِ "تـــــــــو" کرد�
فقط خدا میدونه و بس ولی شـــاید بعد ها یه روز که یه جای خلوت و باصفا کنار هم نشستیم برات تعربف کنم که نذرم چی بوده...شـــاید

(
(لکنت)AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
عین خیالت هم نیست،نه؟
اینکه یک جفت چشم با کوچکترین حرکت لب هایت به تب و تاب می افتند...
اینکه یک جفت گوش در حسرت شنیدن یک اسم حتی با پیشوند "آقا" بی قرارند...
... و یک قلب که از شوق اینکه در یک قدمی تو ایستاده دارد از جا کنده می شود...
به خودت بیا...
اینجا
درست در برابر چشمان زیبای بی خیالت
یک نفر دارد از دست می رود...