A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

خط خطی های משורמןו :
از ابر نوشتم که بگری�
از باد نوشتم که بنال�
از شعله نوشتم که بسوزم
از خاک نوشتم که بمیر�
از عـــشـــق نـــوشـــتـــم کـــه بــــمـــانـــی...
خواندی و نوشتی تو برایم:
از ابر بگو که تشنه ام من
ار باد بگو که بیقرار�
از شعله بگو که یخ زدم من
از خاک بگو که جان بگیر�
از عـــشـــق نـــگـــو کـــه نـــاگـــزیـــرم...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.