fatemeh(Iman)" عزیز:
ابتدا از تعریفی که از شعرای من کردید خیلی ممنونم،البته خودم متوجهم که خیلیم جالب نیستن علتش هم اینه که اینا بیشتر فوران احساسات هستن تا شعر.دوم اینکه ازتون خواهش میکنم نوشتن رو کنار نذارید،بنظرم شعر گفتن مثل یه جور الهام و وحی میمونه انگار با یه دنیای ماورایی در ارتباط هستی،لطفا سعی کنید و دوباره قلم به دست بگیرید.
یه نفر" عزیز:من از شما ممنونم که باعث شدید دوباره شروع به پست گذاشتن بکنم.ممنون از تعریفاتون خیلی به من لطف دارید و ممنون از همدردی شما،راستش اطرافیان اصرار به گفتاردرمانی دارند ولی حسش نیست راه حل این مشکل چیز دیگه ایه:)بازم ممنونم.
naziiii khate akhar " عزیز:
ممنون از لطفتون خواهر خوبم.راستش داستان لکنت اینه که زبونِ گرامی گاهی میگیره و ول میکنه :)
آتییییییش!! " عزیز:
حتما براتون دعا میکنم اگه قابل باشم.حقیقتش همونطور که بالا هم اشاره کردم این زبونِ گرامی بعضا شل کن سفت کن درمیاره و راه نمیاد:)
رامسررر" عزیز:
ممنون از لطفتون به من.به توصیه شما کلمه "لکنت" رو از نام فرستندم حذف کردم کمتر جلوی چشم باشه بهترم هست:)راستی اگه شما مثل اسمتون ساکن رامسر هم باشین باید بگم خانوادگی مهمون شما بودیم عید،شهر زیبایی دارید.